printlogo


رمز گشایی دوباره از فروش آرشیو صدا و سیما به شبکه ماهواره‌ا ی معاند
تلویزیون علیه تلویزیون
مهربانو ابدی‌دوست

یک‌سال و نیم از مدیریت محمد سرافراز بر سازمان صدا و سیما می‌گذرد و ریزش مخاطبان رسانه ملی، به اوج خود رسیده است. شاهد مثالش هم برنامه‌های نوروزی شبکه‌های تلویزیونی است که به اعتقاد کارشناسان به‌نفع سینما تمام شد و بخش مهمی از فروش فوق‌العاده سینماها در اکران نوروزی ناشی از ضعیف بودن این برنامه‌ها بوده است. مدیران سازمان صدا و سیما نیز در آسیب‌شناسی‌شان، مقصر را کمبود بودجه، نیروهای مازاد و تعدد شبکه‌ها می‌دانند تا توپ را در زمین دولت و مدیران سابق بیندازند. چالش مدیران سابق صدا و سیما با مدیران در راس کار این سازمان باردیگر به موضوعی رسانه‌ای تبدیل شده است و دو طرف ادبیات تندی را در دفاع از خودشان به‌کار برده‌اند.
رئیس سابق صدا و سیما موضوع کمبود بودجه سازمان صدا و سیما را رد کرده و گفته است: «صداوسیما مثل هر دستگاه دیگری که فعالیت می‌کند، همیشه مقداری بدهی دارد اما این بدهی‌ها فوق‌العاده محدود، کم و قابل‌حل است و مانع
کارها نمی‌شود.» به دنبال اظهارات عزت‌الله ضرغامی، امیر تاجیک، مدیر جوان شبکه مستند در قالب نامه‌ای افشاگرانه خواسته است تا جوابگوی پاسخ‌های ضرغامی باشد. تاجیک موضوع بدهی‌ها و کمبود بودجه سازمان صدا و سیما را نسبت داده است به «ضعف در تصمیم‌سازی‌ها برای توسعه غیرمنطقی شبکه‌های سازمان» و اشاره به کمک بلاعوض یک میلیارددلاری دولت محمود احمدی‌نژاد به سازمان صدا و سیما. تاجیک نوشته است: «شبکه کوچکی چون شبکه مستند، با بیش از پانزده‌ونیم میلیارد تومان بدهی و تعهد معوق به بنده و همکارانم تحویل داده شد. معاونت سیما با حدود دویست‌وشصت میلیارد تومان بدهی به دکتر پورمحمدی تحویل شد و درنهایت رسانه ملی در آغاز مدیریت جدید صدها میلیارد تومان بدهی داشت. این میراث در شرایطی برای تیم همکاران مدیریت برجا ماند که املاک و زمین‌های مرغوب رسانه ملی توسط شما به فروش رفت تا بخشی از بدهی‌های تهیه‌کنندگان و کارگردانان پرداخته شود. به عبارتی مدیریت قبلی علاوه‌بر هزینه‌های بی‌مورد، راه‌حلی منطقی برای جبران آن هزینه‌ها نداشت.»

   متهم‌کردن رئیس سابق برای جلوگیری از عامل فروش آرشیو صدا و سیما به شبکه ماهواره‌ای
مدیر جوان محمد سرافراز در بخشی از نامه‌اش خطاب به ضرغامی باردیگر موضوع فروش آرشیو صدا و سیما را به شبکه ماهواره‌ای «من و تو» یادآوری کرده است. ضرغامی قبلا این موضوع را تکذیب کرده و مدیر آرشیو صدا و سیما نیز در زمان سرافراز در گفت‌وگو با روزنامه جام‌جم آن را تایید نکرده است. حالا تاجیک پا را فراتر گذاشته است و ضرغامی را متهم به واسطه‌گری در بازداشت نشدن فرد خاطی کرده است. «سوال اینجاست که چرا مدیرکل اسبق آرشیو تا سرحد بازداشت پیش رفت و تنها به دلیل واسطه‌گری شما بازداشت نشد؟ و چرا دو تن از کارشناسان زیرمجموعه ایشان بازداشت شده، در دادگاه حضور یافتند و محکوم به حبس شدند؟ اینکه اظهرمن‌الشمس است که تصاویر تلویزیون در شبکه‌های معاند و در قالب برنامه‌های مختلف به نمایش درمی‌آید و شما تنها به تکذیب بسنده می‌کنید.»این بخش از نامه امیر تاجیک البته زنده کردن موضوعی است که مهر سال 93 رسانه‌ای شد. آن زمان پخش تصاویری از شبکه «من و تو» در مستندهای «رضا شاه» و «انقلاب 57» این گمانه‌زنی‌ها را مطرح کرد که آرشیو صدا و سیما به خارج از ایران درز پیدا کرده است و درحالی که تلویزیون ایران روزبه‌روز ممیزی بیشتری در پخش مستندهای مربوط به تاریخ معاصر ایران انجام می‌دهد، شبکه «من و تو» دسترسی به آرشیو غنی و بکری دارد. موضوع این بود که یکی از کارکنان صدا و سیما با دریافت مبلغ کلانی، بخش مهمی از آشیو قدیمی سازمان صدا و سیما را خریداری کرده است. حساسیت در خارج شدن و فروش بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران هنگامی شدت یافت و منجر به پیگیری شد که از دو مستند «رضاشاه» و «انقلاب 57» نگرانی در به تصویرکشیدن چهره‌ای مردمی از خاندان پهلوی بین مخاطبان این مستندها به وجود آمد. البته سعید انبارلویی، مدیر آرشیو سازمان صدا و سیما، خبر خروج آرشیو صدا و سیما از دوران پهلوی و فروختن آن به شبکه ماهواره‌ای «من و تو» را تکذیب کرده و در پاسخ به روزنامه جام‌جم گفته بود: «چنین چیزی (خروج آرشیو تلویزیون) نمی‌تواند صحت داشته باشد. این منابع در جاهای دیگر یا حتی در اختیار افراد حقیقی بوده و از طریق آنها در اختیار شبکه‌های ماهواره‌ای قرار گرفته است.»

  اعتراف مدیر تلویزیون به تولید برنامه‌های آنتن‌پرکن و بی‌محتوا
نامه تاجیک جدای از موضوع قدیمی و سربسته فروش آرشیو صدا و سیما، حاوی نکات دیگری است که با بازخوانی آن می‌توان بر سخنان منتقدان صدا و سیما مهر اثبات زد. تاجیک که خود از مدیران سازمان صدا و سیما در دوره ضرغامی بوده است و حالا نیز از معاونان موثر محمد سرافراز است، در نامه‌اش همان سخنانی را مطرح کرده است که مدت‌هاست منتقدان صدا و سیما مطرح می‌کنند. تاجیک نوشته است: «متاسفانه تمرکز بر «افزایش آمار و ارقام» و عدم توجه به مساله «کیفیت» باعث تنظیم و اجرای سیاست‌های غلطی شد که هم برای سازمان هزینه‌زا بود و هم نتیجه‌ای در حوزه اجتماعی به بار نیاورد. افزایش بی‌مورد شبکه‌ها بدون ایده و برنامه‌ریزی و بدون آنکه مخاطب قابل‌توجهی داشته باشند، چه سودی داشت جز تولید برنامه‌های آنتن‌پرکن و بی‌محتوا؟» تاجیک در بخشی از نامه‌اش مدعی می‌شود که شبکه مستند در یک‌سال و نیم گذشته تبدیل به شبکه‌ای پرمخاطب شده است. در پس این انتقاد البته تاجیک آشکار می‌سازد که سرافراز به برنامه‌های مستند اهمیت بیشتر می‌دهد. حال این پرسش مطرح است که به‌راستی چه تغییررویه‌ای در پخش مستندهایی اتخاذ شده است که می‌تواند منجر به اعتماد مخاطب ایرانی شود و او را از تماشای مستندهای شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور بی‌نیاز کند؟ به راستی آیا شبکه مستند در دوره سرافراز و مدیریت امیر تاجیک موفق به جذب مخاطب بیشتر شده است؟ این ادعا متکی به پشتوانه کدام برنامه مستند پرمخاطب شبکه مستند است؟سرافراز و تیمش چه تدابیری اندیشیده‌اند تا مانع ریزش مخاطب بیشتری نشوند؟ جذب مخاطب جدید، پیشکش. تاجیک با اشاره به این مساله که تعداد کارمندان شبکه‌های افتتاح شده از مجموع بینندگان آنها بیشتر است، از افزایش کارکنان رسمی و غیررسمی سازمان به‌عنوان پاشنه آشیل صدا و سیما یاد کرده و نوشته است: «وقتی رسانه ملی برنامه‌ای برای ارائه به مخاطب نداشته باشد، یقینا آنها رسانه جایگزین را برای نیازهای محتوایی خود پیدا خواهند کرد.»


Page Generated in 0/0057 sec