|
درباره كتاب تاریخ اساطیری ایران تاریخی که با زرتشت عجین شدهاست |
| ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۳ | تعداد بازدیدها: ۱۶۲۸ |
هاجر زمانی:حدود یك هزار سال پیش از میلاد، زرتشت در یكی از سرزمینهای شرق ایران ظهور كرد و در دین كهنی كه اقوام هندوی ایرانی بدان روی داشتند، تحولی چشمگیر پدید آورد. ازجمله آموزههای دین زرتشت، یكی همین بود كه جهان كرانمند، یعنی محدود است و در پایان آن همه مردمان براساس اندیشه و گفتار و كردارشان داوری میشوند و برای آنان پاداش و كیفر درخور خواهد بود. بر اساس این باور در این عمر كرانمند جهان رویدادهای مهمی رخ دادهاند یا در آینده رخ خواهند داد كه مجموعه آنها را «تاریخ اساطیری ایران» میخوانند كه درواقع حقایقی است كه به حماسه و اسطوره آمیخته شده و پر و بال یافته است. تاریخ این پروپال یافتگی را میتوان به صورت مقدماتی در كتاب تاریخ اساطیری ایران مطالعه كرد. از این رو «كتاب تاریخ اساطیری ایران» بیانگر مجموعهای از روایتهای تاریخی و دینی دورهای از زمانی است كه از این دوره به بعد تاریخ ایران با دین زرتشت پیوند یافته بود. همچنین در این كتاب از رویدادها و داستانهای تاریخی ایران كه بخشی از آنها در شاهنامه فردوسی به نظم درآمده سخن میرود، از جمله داستان زال، رستم، سهراب، سیاوش و...، درواقع ما با دورانی سروكار داریم كه عصر پیدایش و شكلگیری اغلب مظاهر فرهنگ و تمدنی سرزمینمان بودند. كتاب تاریخ اساطیر ایران شامل شش بخش به ترتیب شامل؛ آفرینش پیشدادیان و تشكیل حكومت، عصر پهلوانان، كیانیان و اوج عصر پهلوانان زرتشت و دین او و سرانجام بخش بازسازی جهان است. اسطوره واژهای است كه از عربی به فارسی راه یافته و در اصل به معنای روایتی است كه اساس واقعی و تاریخی ندارد البته شاید بتوان گفت جرقه ابتدایی آن واقعی است، اما هر آن چه بعدها بدان افزوده میشود صحبت از همان پروبال دادن بیهوده و شعرگونه است. صاحبنظران تعریفهای متعددی در اینباره دارند كه چه نوع روایتهایی را اسطوره مینامند. پژوهشگر معاصر، مهرداد بهار اینگونه جمعبندی میكند: اسطوره اصطلاحی كلی است و دربرگیرنده باورهای مقدس انسانی در مرحله خاصی از تطورات احتمالی كه در عصر جوامع به اصطلاح ابتدایی شكل میگیرد و باورداشت مقدس همگانی میگردد. اساطیر حتی در سادهترین سطوح خود انباشته از روایاتی است معمولا مقدس درباره خدایان، موجودات فوقبشری و وقایع شگفتآوری كه در زمانهای آغازین، با كیفیاتی متفاوت با كیفیات زمان عادی ما رخ داده و به خلق جهان و اداره آن انجامیده است، یا در دوران دوردست آینده رخ خواهد داد. بدینگونه زمان آغازین و زمان پسین دو عصر اساطیری ویژهاند و نیز رخدادهای پس از مرگ و سرنوشت انسان از آن پس میتواند در كنار این دو مبحث اساسی اساطیری قرار گیرد. آنچه جالبتوجه است اینكه اساطیر كوششی برای اثبات و شایسته قبول افتادن این روایات و باورها نمیكنند و از سوی مومنان هرگز درباره حقیقت آنها شك و تردیدی ورزیده نمیشود، هرچند هم كه این روایات انباشته از تعارضها باشد و باور نكردنی به نظر آید. و اما در بخش نخست، كتاب به مساله آفرینش پرداخته است: یكی از كهنترین پرسشهای بشری كه همچنان پاسخ روشنی برای آن ارائه نشده این است كه جهان چگونه پدید آمد. میتوان گفت اسطورهها معلول تلاش بشر برای یافتن پاسخ پرسشهای فلسفی و بنیادین او بودهاند. در اسطورههای ایرانی پاسخ و توضیحی برای چگونگی آغاز و آفرینش و سبب آن آمده كه بعدها حتی دینهای پیشرفته هم آن را كمابیش پذیرفته و مطرح ساختند. بر پایه باورهای ایرانیان باستان، پیش از آفرینش جهان تنها دو اصل یا گوهر یا مینوی نیكی و بدی، از ازل، یعنی پیش از آغاز زمان، وجود داشتند. این دو مینو چه از نظر زمان و چه از نظر مكان در بیكرانگی بودند، بعدها با تكثیر این دو اصل ازلی، موجودات و پدیدههای مینوی و مادی به وجود آمدند و درواقع با پیدایی آنان چرخ زمان و جهان مادی چرخیدن گرفت و عمر محدود جهان آغاز شد كه بنا بر سنت زرتشتی مقبول همگان، طول تاریخ جهان ۱۲ هزار سال است. نخستین سههزار سال دوره آفرینش اصلی، دومین سه هزاره بنا به درخواست اورمزد سپری میشود، سومین سه هزاره دوران آمیختگی خواست خیر و شر است و در چهارمین دوره اهریمن شكست خواهد خورد. تقسیمبندی این دوران به هزاره و سه هزاره اهمیت زیادی در دین زرتشتی دارد و همانطور كه در پایان هر سه هزار سال تغییری مهم در روند تاریخ جهان رخ میدهد، پایان هر هزاره و آغاز هزاره بعد نیز نقطهعطفی در این تاریخ بهشمار میآید. این چارچوب و نقاطعطف، این امكان را فراهم میآورند كه بتوان روند تحولات تاریخ جهان را كه درواقع همگی در راستای مبارزه اورمزد و اهریمن هستند بهصورت روایتی منطقی و به تعبیری علی و معلولی، دنبال كرد كه بنا به روایتها اورمزد، خدای برتر دین زرتشتی، هنگام برگزیدن زرتشت به پیامبری این رویدادهای گذشته و آینده را به تمامی به او نشان داد و او نیز آنها را برای پیروان خود بازگفته و از این راه این روایت وارد كتابهای زرتشتی شده است. و البته برونو هنینگ از بزرگترین پژوهشگران درباره زمان زاد و بوم زرتشت میگوید: براساس آخرین دستاوردهای پژوهشگران، نه تاریخی دقیق بلكه باید میان ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد باشد. براساس روایتهای سنتی، سرزمین زرتشت را ماد آتروپاتن، در شمال غربی ایران امروزی میدانستند و برخی همچنان در پی شواهدی در تایید این دیدگاه هستند. با این همه اغلب پژوهشگران، با تكیه بر شواهد زبانشناختی و نامهای جغرافیایی اشاره شده در سرودههای زرتشت، زادبوم او را در شرق ایران، افغانستان و آسیای میانه جستوجو میكنند. همچنان كه زرتشت دین خود را به گشتاسبشاه ارائه میكند كه براساس تاریخ روایی، در بلخ مستقر بوده است. همچنین بخش پنجم این كتاب به زرتشت و دین او میپردازد. نظیر اغلب پیامآوران و شخصیتهای دینی دیگر، در مورد زرتشت هم در این روایتهای بسیار آمده كه شخصیت وی را از همان آغاز تولد، حتی رویدادهای پیش از تولد او را متفاوت با دیگران معرفی كردهاند، مثلا آمده است كه سه روز قبل از تولد زرتشت، خانه پوروشسب (پدر زرتشت) را نور فرا گرفته بود و از همه خانه نور میتافت. بزرگان ده گمان بردند كه ده آتش گرفته است. به هراس افتادند و گریز اختیار كردند، اما در بازگشت دریافتند كه به هیچ جای ده آتش نیفتاده است بلكه در خانه پورو شسب مردی شكوهمند زاده شده و این روشنی از فره اوست. و چون دیده به جهان میگشاید، جادوگرانی كه پیرامون او گرد آمدهاند، از او میترسند و بارها میكوشند او را نابود كنند اما هر بار ناكام میمانند. زرتشت دوران نوجوانی و جوانی را به آموختن و نیكی كردن به مردمان و دیگر آفریدگان و در جامعه روحانیان به عبادت و تفكر درباره خداوند و هستی آفریده او میگذراند و سرانجام در ۳۰ سالگی، روزی پیامآور به دیدارش میآید. زرتشت در هفت دیدار، با بسیاری از رازهای گیتی و جهان مینو آشنا میشود. همچنین در همین بخش، در نظر نوشتههای دین زرتشتی بهشت و دوزخ اینطور توصیف میشود؛ در بهشت نیكان به دور از هر گونه رنجی، و ازجمله پیری و بیماری، غم و شادی در حضور ایزدان به سر میبرند و همین دیدار به كام آنها خوشترین لذتها است. در برزخ اما جز سرما و گرما آفتی دیگر نیست، در حالی كه دوزخ به سردی سردترین برف و یخ است و جایی از آن هم از گرمی چون گرمترین و سوزانترین آتش، با این همه از خود آتش خبری نیست، زیرا در دین زرتشت این عنصر مقدس و پاك است و نباید آلوده شود. رابرت چالز زند، پژوهشگر دینهای ایران باستان در كتاب تعالیم مغان داوری پس از مرگ در دین زرتشتی را با مسیحیت اینگونه مقایسه میكند: در هر دو دین روان آدمی در دو مرحله مورد داوری قرار میگیرد؛ یكی پس از مرگ و دیگری در داوری همگانی روز قیامت كه رستاخیز برپا میشود و بدنها دوباره به روانها میپیوندند. اما در دین زرتشتی به دنبال این داوری نهایی پالایش نهایی همه مردمان از بازمانده گناهانشان صورت میگیرد و از این پالایش همگی بدوناستثنا پاك و بیلكه بیرون میآیند. بنابراین در دین زرتشتی پادافره ابدی نیست و همه مردم سرانجام به بهشت درمیآیند و به ستایش عظمت و جلال خداوند میپردازند. هیچكس به خاطر گناهی كه در زمانی انجام داده است، برای ابد پادافره نمیبیند. اما تاریخ اساطیری ایران تنها تاریخ زرتشت و دین او نیست. بسیار پیشتر از زرتشت آریاییان به ایران كوچیدند و به قولی در «ایرانهویچ» مستقر شدند؛ تا اینجای كار هیچ زرتشتی در كار نیست. آریاییان حتما باورهایی و تاریخی داشتند و فرهنگی درانداختند كه تا امروز نشانههایی از آن را در جایجای این سرزمین میبینیم. از این رو فروكاستن مساله تاریخ ایران و اسطورههای این سرزمین در تاریخی كه زرتشت ظهور كرد و پس از آن كار درستی نیست. از این رو كتاب «تاریخ اساطیری ایران» را باید تاریخی دانست كه از زرتشت به این سو را هدف قرار میدهد. در غیر این صورت ایران پیش از زرتشت هم ایران بود و فرهنگ و تمدن داشت آن هم فرهنگ، تمدن، اسطوره و مهمتر از همه زبانی كه از میان آن زرتشت سر بر آورد؛ پس این تمدن زرتشت را پرورده بود. |
|