|
شرط معنوی یك زن برای بخشیدن قاتل پسرش |
| ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۴ | تعداد بازدیدها: ۸۸۱ |
فرهیختگان: مادر مقتول در دادسرای جنایی با گذاشتن شرطی عجیب برای متهم او را بخشید. متهم كه مرتكب جنایتی در بازار دوم نازیآباد شده بود، قبول كرد برای مقتول هفت سال نماز بخواند و هفتماه روزه بگیرد. ساعت یك ظهر ۲۰ مهرماه سال ۸۷ ماموران كلانتری ۱۳۰ نازیآباد از وقوع یك جنایت خیابانی مطلع شدند. وقتی ماموران به محل جنایت در بازار دوم نازیآباد اعزام شدند با جسد غرق در خون جوانی روبهرو شدند كه با ضربه چاقو زخمی شده بود. «رضا» ۲۰ ساله، با وجود انتقال به بیمارستان از پا درآمد و پرونده قتل وی در دستوركار بازپرس جنایی تهران قرار گرفت. بازپرس شهریاری از شعبه هفتم دادسرای امور جنایی در تحقیقات نخست پی برد كه رضا قربانی متلكپرانی جوان ۱۷سالهای شده است. نامزد رضا كه در زمان قتل شاهد مرگ همسرش بود، در بازجوییها به بازپرس شهریاری گفت: به همراه رضا و خواهرش برای خرید به بازار دوم نازیآباد رفته بودیم، در بین راه پسر نوجوانی كه سوار پژوی ۲۰۶ بود به ما متلك گفت. رضا كه عصبانی شده بود به وی اعتراض كرد و با یكدیگر درگیر شدند. ناگهان جوان چاقویی را از جیبش خارج كرده و به رضا حمله كرد و وی را هدف ضربات خود قرار داد، سپس چاقو را روی زمین انداخت و با جا گذاشتن خودرویش فرار كرد. تحقیقات برای شناسایی صاحب خودروی ۲۰۶ آغاز گردید كه معلوم شد صاحب این خودرو دختر جوانی است كه در روز حادثه برادر كوچكش كه گواهینامه رانندگی نیز ندارد، سوار بر خودروی وی بوده است. وقتی ماموران برای دستگیری «امیر» پسر ۱۷ساله به مخفیگاهش اعزام شدند پی بردند وی به همراه خانوادهاش از تهران گریخته است. دستگیری قاتل تلاش پلیس برای دستگیری این قاتل جوان ادامه داشت تا اینكه دوشنبه پنجم مردادماه ماموران پلیس متوجه شدند این جوان به همراه خانوادهاش در خیابان دامپزشكی زندگی میكند. بلافاصله اكیپ ویژهای از ماموران پلیس به مخفیگاه این جوان وارد شدند و وی را دستگیر كردند. صبح ۶ مردادماه وقتی امیر در برابر بازپرس شهریاری قرار گرفت، گفت: تنها قصد ترساندن رضا را داشتم. آن روز قرار بود دامادمان، مادرش را به بیمارستان ببرد، برای همین خودروی خواهرم را سوار شدم و به دنبال وی به محل كارش رفتم. تازه خودرو را پارك كرده بودم كه متوجه درگیری رضا با دو زن همراهش شدم. وی كه عصبانی بود با من درگیر شد و من نیز برای آنكه او را بترسانم چاقویی كه روز گذشته خریده بودم، از جیبم درآوردم. نمیخواستم وی را بكشم اما وقتی دستم پر از خون شد، ترسیدم و فرار كردم. این جوان در ادامه اعترافاتش گفت: وقتی موضوع را با خانوادهام مطرح كردم همه ترسیده بودند و تصمیم گرفتیم برای مدتی از تهران خارج شویم. به اصفهان رفتیم و در آنجا خانهای اجاره كردیم، پدرم بیكار شده بود اما معتقد بود باید كمی آبها از آسیاب بیفتد بعد به تهران بیاییم و خودم را معرفی كنم ولی هنوز چند روزی از آمدنمان به تهران نگذشته بود كه دستگیر شدم. رهایی از دار مجازات پس از دستگیری این متهم تلاش خانواده امیر و بازپرس پرونده برای گرفتن رضایت از اولیای دم آغاز شد. بازپرس شهریاری در این خصوص گفت: چندی قبل برخی از رسانهها به نقل از یكی از وكلا اعلام كردند كه خانواده مقتول موفق به اخذ رضایت از خانواده جوان ۲۲ سالهای كه توسط این فرد به قتل رسیده بود، شدهاند در صورتی كه این خبر كذب بود. وی ادامه داد: وكیلی كه در این خبر اعلام شده بود موفق به كسب رضایت شده است در این پرونده هیچ سمتی نداشت و این فرد با اطلاعرسانی اشتباه خود، مسیر رسیدگی صحیح و اخذ رضایت از اولیای دم را با اشكال مواجه میكرد اما به فضل خدا این اتفاق نیفتاد و سرانجام اولیای دم از خون فرزندشان گذشتند. پدر متهم دوشنبه گذشته در دادسرا حاضر شد و برگه آزادی امیر را امضا كرد اما مادر او كه خواهان مهلت یكهفتهای بود، روز گذشته به انتظار جانفرسای متهم پایان داد. او با تعیین دیهای جالب از خون پسرش گذشت. شرط این زن برای رهایی، خواندن هفت سال نماز قرضی و هفت ماه روزه برای پسرش توسط عامل جنایت بود. امیر با پذیرفتن این شرط عجیب اما زیبا از طناب دار رهایی یافت. او روانه دادگاه شد تا طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی از جنبه عمومی جرم محاكمه شود. |
|