فرهيختگان: مثل همه صدها سال گذشته درست در نيمه بهمنماه 88 هم اهالي روستاي اورامانتخت (شرق مريوان در استان كردستان) دست به كار برگزاري عروسي پير شاليار شدند.
يكي دوسال پيش كه برف سنگين جاده سروآباد به اورامان را مسدود كرد هم مردم از راه پاوه و كرمانشاه خود را به اين روستاي نمونه گردشگري رساندند تا عروسي را با شكوه هميشگي برپا كنند.
اين عروسي بهجز جنبههاي عرفاني و آييني يك رزمايش سالانه است براي سنجش مشاركت اهالي روستا.
تنها چند ساعت طول ميكشد تا در نيمه روز پنجشنبه كه مراسم چند روزه به اوج ميرسد، مردان بيشتر از 70 راس گاو و گوسفند را قرباني ميكنند و با حبوبات و ساير مواد غذايي كه از قبل جمعآوري شده، آش مخصوصي ميپزند كه همه حاضران براي خوردن آن براي برآوردن آرزوهايشان بيصبرانه انتظار ميكشند.
وظايف هر كدام از طوايف اوراماني در اين مراسم مشخص شده، كارگزاران مناسك مذهبي نيز افرادي از طوايف مختلف روستاي اورامانتخت و روستاهاي اطراف هستند كه براساس يك قرارداد نامكتوب و شفاف اجتماعي انجام وظيفه ميكنند.
در اين عروسي كه شايد بهتر است به دامادي از آن ياد شود، زنان هيچ حضوري ندارند. تنها شايد به قدر تصاويري كه از پشت پنجره ميبينند از اين مراسم بهره ميگيرند. شايد چون داماد اين جشن است كه به واسطه كراماتش قدر و منزلت بيشماري در مناطق كردنشين دارد.
عروس دختر شاه بخارا بود و داماد پير شهريار كه آوازهاش از كوههاي صعبالعبور زاگرس گذشت. دختر از زمان تولد توان گفتن و شنيدن نداشت. طبيبان از درمان او عاجز بودند تا اينكه خبر رسيد پيري هست صاحب كرامت كه نفسش زندگيبخش است.
دختر را به اورامانتخت آوردند و پير شفا بخشيدش. اين روايت آشنا همچون همه داستان و روايات پايان خوشي دارد. دختر دلبسته پير ميشود ولي پير در زندگي خود هيچ بهجز خلوتگاهي نداشته است آن هم براي چلهنشيني.
اهالي اورامان هر يك گوشهاي كار برگزاري مراسم را به دست ميگيرند و به اين ترتيب عروسي باشكوهي براي آنان برپا ميكنند. گردوي باغ پدر پير را ميچينند و به خانههاي روستاييان ميفرستند. به اين ترتيب همگان از اين جشن باخبر ميشوند و هركدام چيزي براي آماده كردن غذاي عروسي باز ميفرستند.
احمدزاده يكي از اهالي اورامان به فرهيختگان ميگويد: «حالا هم پس از گذشت سالها در نيمه بهمن، شب چهارشنبه گردوها را كودكان به خانهها ميفرستند و در عوض شيريني و شكلات ميگيرند. به اين بخش از مراسم در زبان اورامي «كلاو روچنه» ميگويند.»
او درباره واژه اورامان نيز ميگويد: «اورامان يعني «سرزمين اهورايي» يا سرزمين خورشيد. «اورامان» يا «هورامان» از دو بخش «هورا» به معني اهورا و «مان» به معني خانه تشكيل شده است.»
خانهها در اورامان پلكاني و خشكه چيني است. ماسولهاي بزرگ و حيرتانگيز كه خانههاي 300، 400 سالهاش بدون هيچ ملاتي هنوز پابرجا است.
مراسم عروسي پير شاليار از چهارشنبه تا جمعه نيمه بهمن خبرنگاران، عكاسان و علاقهمندان بسياري را به اين روستا ميكشاند.
در مرحله دوم مراسم، در شب قرباني همه مردان در خانه پير جمع ميشوند و دانه چوبين تسبيح ميگردانند و تخت گيوه به جاي مانده از پير را ميبوسند. بعد دف ميزنند و اوراد ميخوانند.
در منابع تاريخي آمده است: «پير روحاني از مغان زرتشت به نام پير شاليار نزد مردم اورامان بسيار محترم است و كتابش را به بيگانگان نشان نميدهند و كلماتش به جاي ضربالمثل به كار ميرود. جشن بزرگ مردم اورامان در بهمنماه كه سالروز ازدواج او است برگزار ميشود.»
بابا مروحاني يكي از نويسندگان كرد در كتاب تاريخ مشاهير كرد مينويسد: «برخي دانشمندان كرد معتقدند پير شاليار در اواخر زندگي دين اسلام را قبول كرده و كوشيده است مردم اين سامان را با اين آيين مبين آشنا سازد. در قرن چهارم وپنجم و حتي قرن سوم دين اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پيدا كرده و اهالي اين ديار به دين مقدس اسلام گرويدند.»
گروهي نيز معتقدند پير شاليار مصطفي فرزند سيدمعروف ابن سيدبابيل است كه اجداد آنان از فرزندان حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه(س) هستند.
پير شاليار نصايحي هم دارد كه برگرفته از آيين زرتشت است ازجمله اينكه:
- محل زندگي و خانه بايد تميز باشد وگرنه فرشته نور به آن خانه وارد نميشود. (اعتقاد به نور و روشنايي)
- هنگام خميازه با پشت دست جلو دهان را بگيريد. (منطبق با آموزههاي اسلامي)
- در ظرف بسته و شكسته چيزي نخوريد.
- براي كفش و لباس هرگز از رنگ سياه استفاده نكنيد، رنگ سفيد و سبز و آبي بهترين رنگها هستند.
- در هر شرايطي هرگز آب را كثيف نكنيد. (اعتقاد به عنصر آب)
- سعي كنيد براي تهيه لباس و زيرانداز از پشم حيوانات استفاده كنيد، نه از پوستشان
- سعي كنيد هر جا كه هستيد محل زندگيتان را روشن نگه داريد. (اعتقاد به روشنايي)
- سعي كنيد در شبانهروز يا در هفته حداقل يك بار با سر دادن ترانه يا سرود مذهبي آنچه در درون داريد بيرون دهيد. (رقص سماع)
- موقع ازدواج، برگشتن مسافر از سفر، تولد فرزند، باران بهموقع، محصول خوب، شفاي مريض و به هر بهانهاي شادي كنيد.
در روز پاياني عروسي آش مخصوص «ولوشين» بين همگان تقسيم ميشود و مراسم با رقص سماع عرفاني همراه با نواختن دف ادامه مييابد.
همه در مراسم، دعا و ذكر همگاني در محوطه مقبره پير شركت ميكنند و سري هم به چلهخانه ميزنند.
خوردن نان «كوليره مژگه» (نانهايي به شكل قرصهاي طلايي رنگ كه از آرد گندم و مغز بادام كوبيده تهيه شده و با گياهان خشك چون ريحان و سياهدانه تزئين شده) و ماست هم بخشي از مراسم است. همگي بر در و ديوار مقبره و بر درختان مقدس پارچه ميبندند.
رفتهرفته با تاريك شدن هوا مردم از راه باريك مقبره پير به روستا بازميگردند.
بخش نخست عروسي پير در چله زمستان تمام ميشود. صبح ميهمانان روستا پراكنده ميشوند تا در چله بهار (نيمه ارديبهشت)، به اورامان سبز برگردند.
به گفته احمدزاده در ارديبهشت، اهالي اورامان و روستاهاي اطراف دوباره در مقبره پير جمع ميشوند تا براي تبرك و شفاي بيماران قطعهاي از تختهسنگ كنار مزار پير را با خود ببرند.
آنان باور دارند كه با كرامت اين سنگ هر سال دوباره سبز خواهد شد.
اين مراسم همزمان با جشن سده برپا ميشود و يادگار روزگار گذشته اين ديار است.