اسدالله امرایی:رمان «دن كاسمورو» اثری دیگر از ماشادو آسیس است كه با ترجمه زیبای عبدالله كوثری به فارسی منتشر شده. ناشر این كتاب نشر نی است. این كتاب داستان زندگی بنتو سانتیاگو، یا به قول همسایههایش دن كاسمورو است كه سرگذشت خود را با شرح عشق و عاشقی آغاز میكند و خواننده را به دنبال خود میكشاند، عشقی كه سرانجام آن ازدواج است. از خلال گفتهها و ناگفتههای بنتو معلوم میشود كه راوی مسن غیرقابل اعتماد است. بنتو حكایت شوریدگی و ماجراهای خود را با كاپیتو نقل میكند كه برای رسیدن به او رخت كشیشی را از تن درمیآورد؛ همان رختی كه به نذر مادرش به شكرانه سلامت فرزند در آن رفته بود.
آنها به خوشی ازدواج میكنند و زندگی خوبی دارند تا آنكه جنبههای تاریك تراژدی رخ مینماید. بنتو حسادتش گل میكند و یك پا اتللو مغربی میشود. نویسنده با زبانی طنزآلود روابط اجتماعی برزیل را در نیمه قرن نوزدهم نشان میدهد. كوثری از همین نویسنده «خاطرات پس از مرگ براس كوباس» را هم ترجمه كرده بود كه نشر مروارید منتشر كرد. از عبدالله كوثری مجموعه داستان كوتاه آمریكای لاتین ابتدا در دو جلد و سپس در یك جلد منتشر شد كه با استقبال خوب خوانندگان روبهرو شد. چاپ دوم پوست انداختن از كارلوس فوئنتس را هم نشر آگه منتشر كرده است. عجالتا دن كاسمورو را از دست ندهید. «خانم خواننده كه دوست من است و در فاصله اپرای دیروز و والس امروز، این كتاب را باز كرده تا كمی سرگرم بشود، حالا كه میبیند داریم به پرتگاه نزدیك میشویم، لابد الان است كه كتاب را ببندد و پرت كند آن طرف. دست نگهدار عزیز من؛ دارم خط عوض میكنم.»
«من سرباز هخامنشی بودم» مجموعه ۷۹ داستانك از حسینعلی جعفری است كه انتشارات سوره مهر منتشر كرده است. «نیمرخ او با آن ریشها و موهای مجعدش به قول بچهها بدجوری تودلبرو بود. همین شد كه اسلحه دادم دستش و پیشانیبند سبزی هم بستم سرش و گفتم بایستد بالای خاكریز كه ایستاد رو به شرق. نیمرخ او را آفتاب زیباتر كرده بود و قشنگ توی قاب دوربین مینشست... آخرش نگفتی اهل كجایی؟ تختجمشید. گفتم كجا؟ لبخند زد. من سرباز هخامنشی بودم. نگهبان تخت جمشید.» فكرتان جاهای دیگر نرود. این مجموعه داستان پارسال چاپ شده. دست كم منشور كورش رونمایی نشده بود.
«ره نجست از حصار شب بیرون/ آتشی در حصار شب گذاشت/ بر رخ روزگار خشكاندیش/ سیلی از شعر آبدار گذاشت/ خاتمی ساخت شاهكار در او/ لعلی از شعر شاهكار گذاشت/ تلخ چون باده دلپذیر چون غم/ طرفه شعری به یادگار گذاشت.» مجله رودكی در جدیدترین شمارهاش كه به اخوانثالث اختصاص دارد، در برخوانی رفته سراغ شاعران و دوستداران و همنشینهای اخوان. آنگاه پس از تندر، گزارش میزگرد با حضور استاد مرتضی كاخی و استاد احمد ابومحبوب است با حضور شاعر ارجمند حافظ موسوی و محمد عزیزی كه ایلیا دیانوش گرداننده جلسه بوده است. نه دست و نه دیوار نگاه محمود معتقدی شاعر و منتقد به اخوان است. تلخ دلپذیر هم نگاه سعید سلطانی طارمی و گزارش زندگی اخوان. ایرج صفشكن، محمدعلی بهمنی و شعر اخوان در رثای جلال. شعر ایران و شعر جهان هم هست. چند داستان از نویسندگان ایرانی و یك داستان از گابریل گارسیا ماركز، پیو باروخا. با مطالب خواندنی دیگر درباره شكسپیر و دیگران.
«هیچ كس با جوجه اردك زشت دوست نمیشد. دلش میخواست به مدرسه برود. ولی مدیر مدرسه او را ثبت نام نكرد و گفت متاسفم. امكان داره بچهها مدرسه از ریختت بترسند و از مدرسه فرار كنند. بزرگ شد و رفت به یك پیتذافروشی. صاحب مغازه گفت... امكان داره مشتریها بترسند و هرچی میخورند كوفتشان بشود. جوجه اردك زشت دچار یاس فلسفی شد! دوست داشت سر به تن هیچكس نباشد برای همین تصمیم گرفت كاری كند كه مردم از ترس جانشان او را زیبا ببینند و دوستش داشته باشند. جوجه اردك زشت هر چه موجود بدریخت در جنگل بود جمع كرد و یك گروه قدرتمند تشكیل داد و تمام مخالفانش را ترور كرد. بعد از سالها جوجه اردك زشت، با ترور سلطان جنگل، شیر به سلطنت رسید.» این داستان از افسانههای دو هزار و چندمی مجموعه داستانكهای طنز است كه برگزیده جشنواره بینالمللی مطبوعات و خبرگزاریها در بخش طنز است. نوشته فاضل تركمن با مقدمه رویا صدر و تصویرگری لاله ضیایی. حساب همه را هم رسیده از چوپان دروغگو و بچه بزغالهها گرفته تا زورو و رستم و سهراب و حسن كچل و داشآكل تا قیصر و رابینهود و پترس فداكار. ناشر كتاب هزاره ققنوس است و كتاب به روح مهربان عمران صلاحی تقدیم شده است. به پیتذاش هم دست نزنید. مخصوص است.
دوماهنامه ادبی شوكران۳۸ به بازار نشریات راه یافت. ویژه شعر و قصه. جستارهایی درباره نمایشهای عروسكی بهروز غریبپور، فرناندو پسوا، خورخه لوئیس بورخس. با شعرهایی از مفتون امینی، بهاءالدین خرمشاهی، علیرضا آبیز، كو ئون شاعر كرهای، ولادیمیر ماركو، روزه آوسلندر، اشرف ابو الیزید، داستانهایی از رشاد مجید از آذربایجان، یاروسلاو ایواشكیویج از لهستان. مردی پشت پنجره هم نگاه بنفشه حجازی به مجموعه شعر فرهاد عابدینیست. و ما عقربهها را میپاییم/ به انتظار بازخواستی دیگر
نگاهنو ۸۶ هم آمد. با آثاری از داریوش آشوری، ایرج افشار، پرویز دوایی، كاوه بیات، منصور كوشان، استاد عزتالله فولادوند و استاد غلامحسین صدریافشار. چهرهها به خاطرات دكتر عنایتالله رضا میپردازد، از شهریور ۱۳۲۰ كه در آن زمان ستوان نیروی هوایی بود. خاطرات جالبیست از غائله آذربایجان و نقش فرقه دموكرات و باقی قضایا. محمد رفیع محمودیان به انگیزه انتشار ترجمههای رضا رضایی، سروش حبیبی و صالح حسینی نگاهی به جهان ادبیات كلاسیك انداخته است. داستان ماجرای عاشقانه ری برادبری را پرویز دوایی ترجمه كرده. حسن هاشمی میناباد هم هایكوهای طنزآمیز را در بخش شعر جهان آورده. متن اصلی هم مقابل آن قرار دارد. حسین معصومیهمدانی هم در دفاع از ژورنالیسم فرهنگی گفته است. در داستان فرهنگنامه فارسی هم به روایت غلامحسین صدریافشار میخوانیم از مصائب فرهنگنامه نوشتن و انتشار آنكه مثل درخت گردو كاشتن است. مینو مشیری در عصر دروغگویی یادی كرده است از ژوزه ساراماگو و خبر از ترجمه آخرین كتاب او به نام «نوتبوك» داده است. دو نمونه هم از اثر ساراماگو را با ترجمه خودش در این بخش ارائه كرده.
مجله داستان ضمیمه خردنامه همشهری هم رسید. با آثاری از علی خدایی، شیوا مقانلو، مرتضی سرهنگی، داوود غفارزادگان. علاقهمندان داستان مارگرت اتوود را با ترجمه مژده دقیقی از دست ندهند. داستانك هم كمكم پای ثابت نشریات شده. نامههای امیركبیر به ناصرالدینشاه با عنوان قمه مرحمتی جالب است.