مراسم چاي‌خوري از سه گوشه مختلف دنيا
قصه استـكان‌هاي كمر باريك
27 تیر 1389 - 04:45
قصه استـكان‌هاي  كمر باريك

الميرا حصاركي:به‌طور يقين همه ما اين صحنه را در فيلم‌هاي انگليسي ديده‌ايم كه چطور افراد خانواده يا نزديك به هم با لباس‌هاي يك‌دست سفيد در يك آلاچيق نشسته‌اند و در حال خوردن چاي عصرانه خود هستند. چاي خوردن بعدازظهر يك سنت كاملا انگليسي است كه خيلي از خانواده‌هاي اهل بريتانيا در هر كجاي دنيا هم كه باشند به‌طور جدي اين سنت را دنبال مي‌كنند و خيلي از آنها حتي لباس‌هاي سفيد اشرافي خودشان را هم به تن مي‌كنند. حالا با گذشت زمان و عصر تكنولوژي اين سنت توسط تمام افراد جامعه اجرا نمي‌شود و بيشتر براي توريست‌ها جذاب است تا خود انگليسي‌ها! ديگر گذشته آن زماني كه رأس ساعت سه و نيم تمام كارها به‌خاطر زمان نوشيدن چاي تعطيل مي‌شد و همان‌طور كه پيداست، اين مساله بيشتر در جهت جذب توريست‌ها به كار مي‌رود تا يك سنت ديرينه.

اگر هفتمين دوشس از خانواده بدفورد در دهه 1980 ميلادي مي‌دانست بعد‌ها چقدر از اين سنت استقبال مي‌شود؛ آن همه رنج و عذاب نمي‌كشيد. او اين ايده را در دربار منضبط بريتانيا، تنها بين دوستان و آشنايانش عنوان كرد. به اين خاطر كه هميشه از احساس افسردگي كه عصر‌ها به سراغش مي‌آمد، شكايت داشت و تنها راه‌حل اين مشكل را در سيني‌هايي پر از خوراكي‌هاي هيجان‌انگيز به همراه چاي مي‌دانست. آن موقع زمان سنتي و هميشگي شام ساعت هشت‌ونيم بود و به‌خاطر مدت زمان طولاني بين نهار و شام، خصوصا در تابستان كه روزها طولاني‌ترند، دوشس به شدت احساس گرسنگي مي‌كرد و از تنهايي خسته مي‌شد. به همين دليل او به‌طور پنهاني دستور داد يك ميان‌وعده شامل نان، كره، كيك، كلوچه، بيسكويت و البته يك قوري چاي برايش تهيه كنند. دليل پنهان بودن دستورات او هم تا حدودي مشخص است؛ اول اينكه از شكستن قوانين سفت و سخت دربار و سرزنش شدن ترس داشت و ديگر اينكه نگران بود مبادا مورد تمسخر ديگران قرار بگيرد. اما بعد از گذشت دوره‌اي از يواشكي چاي خوردن اين ميان‌وعده دل‌انگيز تبديل به يك رسم شد تا جايي كه سرتاسر بريتانيا را فرا گرفت. با وجودي كه نام اين رسم به نام دوشس بدفورد زده شد اما طبق معمول تمام رسوم سنتي اين رسم هم دستخوش تغييرات شد و با تغييرات كوچكي به حيات خودش ادامه داده است. براي مثال هتل «متروپوليتن» در پارك قديمي لين در اقدامي ابتكاري دست به احياي مراسم چاي با روش خودش زده است؛ كاركنان اين هتل عصر‌ها در فضايي كاملا دوستانه، انواع شيريني‌ها و كيك‌هاي فنجاني به همراه انواع مختلفي از چاي را كه در قوطي‌هاي دوستدار محيط‌زيست بسته‌بندي شده است به مشتريان و علاقه‌مندان به مراسم چاي عصر عرضه مي‌كنند.
جور ديگرش در رستوران‌هاست. امروزه چاي در قوري به همراه انواع كلوچه، خامه يا مربا و كيك يا حتي ساندويچ‌هاي انگشتي خوش‌طعم يكي از پرطرفدارترين و جذاب‌ترين منوهاي كافه‌ها و رستوران‌هاي لندن است و گاهي وقت‌ها محبوبيت چاي خوردن سنتي انگليسي كار را به جايي مي‌رساند كه تا يك هفته تمام ميزها رزرو هستند.
 
مراسم چاي‌خوري تنها به انگلستان محدود نمي‌شود و خيلي از كشور‌هاي ديگر هستند كه سنت چاي خوردن سابقه ديرينه‌اي در فرهنگ‌شان دارد. يكي از اين كشور‌ها ژاپن است.
زماني كه نفوذ آيين ذن از مرز نقاشي‌ها فراتر رفت، در دوره اشيكاگا به پيدايش سنت چاي‌خوران (چايونو) كمك بسزايي كرد تا جايي كه امروزه شهري در ژاپن با چاي معروف شد و هر ساله در شهر نيشو يك مسابقه چاي‌خوري برگزار مي‌شود. يكي از همين روزها 14 هزار و 718 نفر همگي در يك زمان با هم كفش‌هاي خود را درآوردند و روي فرش‌هاي قرمز نشستند و چاي سبز خوردند؛ از آنجايي كه نماينده موسسه ثبت ركورد‌هاي گينس آنجا حضور داشت، گواهي داد كه شهر نيشو ركورد سابق خود را شكسته و اين بار به جاي 7250 نفر، 14 هزار و 718 نفر با هم چاي سبز خوردند. يكي از برگزار‌كنندگان هم آن بين گفت حالا اين  مسابقه 508 هزار دلار مي‌ارزد چون همه دنيا ما را شناخته و مطمئنم كه تعداد زيادي شهر ما را مي‌شناسند و به‌عنوان توريست به اينجا سرازير مي‌شوند. اين مساله يك فكر خوب براي جذب توريست، معروف شدن و راهي براي كسب درآمد است.
شروع مراسم چاي‌خوري در ژاپن دريچه تازه‌اي براي هنرمندان و صنعتگران ژاپن بود و در مدت كوتاهي تبديل به يك نماد اجتماعي بزرگ شد و در همان دوره بود كه باغ‌هاي مخصوص چايخانه‌ها ساخته شد. اتاق چاي يك فضاي كوچك اما خودماني بود به‌طوري كه ميهمان با نشستن در هر گوشه‌اي احساس راحتي مي‌كرد و فضاي داخلي به‌شدت متناسب با باغ و فضاي طبيعي بود. ميهمانان بعد از  گذشتن از يك سنگفرش به چشمه‌اي مي‌رسيدند كه در آن دست‌شان را مي‌شستند و وارد ضيافت ساده و خودماني چاي‌خوري مي‌شدند. در ساختار اتاق هم احترام به طبيعت رعايت مي‌شد حتي ستون‌هاي چوبي كه براي نگه داشتن سقف از آن استفاده مي‌كردند به‌طور طبيعي بود و براي تزئين آن نهايت استفاده را مي‌كردند كه گردي و گره‌هاي طبيعي خود را داشته باشد و بقيه سطح چوب را آنقدر صيقل مي‌دادند كه بافت‌هاي چوب ظاهر مي‌شد. هر شيء كه در اين مراسم به كار برده مي‌شد با نهايت دقت انتخاب شده بود. ميزبان جام چايخوري، ظرف گلي، سيني لاكي يا ظرف‌هاي به‌خصوص ديگري را كه ترجيح مي‌داد در مراسم از آن استفاده كند را به شدت تميز مي‌كرد و بعد از ميهمانان پذيرايي مي‌كرد. اين سنت آنقدر ادامه داشت تا اينكه پاي گيشاها هم به اين ماجرا باز شد، زناني كه عموما به‌عنوان ميزبان انتخاب مي‌شدند و با توجه به عادات و رسومات منظم ژاپني به پذيرايي مشغول مي‌شدند و با ساززدن و صحبت كردن و البته چاي ريختن ميهمانان را سرگرم مي‌كردند.
در ايران هم چاي جايگاه ويژه‌اي دارد. امروزه نخستين چيزي كه براي پذيرايي از ميهمان مي‌آوريم چاي است و بماند كه حالا نوشيدني‌هاي ديگري مثل قهوه و نسكافه و... هم به اين دسته اضافه شده‌اند.
محمدميرزا چايكار در سال 1276 در زمان مظفرالدين‌شاه، سفير ايران در هند بود. او اولين نفري است كه توانست شيوه كاشت و مصرف آن را در ايران باب كند. با نبوغي كه داشت لاهيجان را به‌خاطر آب و هواي خوبش مناسب كشت چاي دانست و امروزه به‌عنوان يكي از شهر‌هايي كه در آن بهترين چاي‌ها را كشت مي‌كند، معروف است.
علاوه بر اينكه به‌عنوان يك كشت زراعي معروف شد، تبديل به يك فرهنگ جداناپذير هم شد و آوردن چاي در مراسم خواستگاري يكي از آنهاست. از اين مراسم كه بگذريم، بحث قهوه‌خانه‌ها به ميان مي‌آيد، جايي كه خيلي وقت پيش مردم شب‌ها بعد از كار مي‌نشستند و با دور هم جمع شدن خوش مي‌گذراندند، با هم اطلاعاتي كه داشتند را رد و بدل مي‌كردند و خلاصه مطلب اينكه با داشتن يك قوري پر از چاي و استكان‌هاي كمرباريك خوش بودند و شب‌نشيني داشتند. اينكه حالا اين رسم تا حدودي از بين رفته است و قهوه خانه‌ها و چايخانه‌هاي وسيع جاي خود را به كافه‌هاي كوچك و تنگ داده‌اند كه بيش ار نيم‌ساعت وقت نشستن نيست، بحثي جداست.
زمين وسعت زيادي دارد، آب و هواي هر گوشه از آن با گوشه ديگر متفاوت است و همين تفاوت است كه طبع و ذائقه افراد را از هم متفاوت كرده است. اين تفاوت ذائقه در مورد نوع چاي هم صدق مي‌كند. ما در گوشه‌اي از دنيا قرار داريم كه چاي را داغ مي‌خوريم و با آيس تي ميانه‌اي نداريم، جاي ديگر مثل انگلستان چاي را با شير مخلوط مي‌كنند و از طعمش لذت مي‌برند و جايي در چين و ژاپن هم چاي سياه و تيره يا چايي به نام اولنگ مي‌خورند كه طعم و البته خواص مخصوص به خودش را دارد. فرقي نمي‌كند كه كجاي اين سرزمين پهناور باشي هر جايي كه زندگي كني آداب غذا خوردن خود را داري و به آن احترام مي‌گذاري.