اسدالله امرایی:«خواب خوب بهشت» كتاب كوچك و سبكی است كه توی جیب جا میگیرد، داستانهای كوتاهی از سام شپارد است كه نشر ماهی منتشر كرده. مترجمش امیرمهدی حقیقت است. خواب خوب بهشت داستانهای خوبی دارد كه خیلی جاها میتوانید بخوانید.
مثلا توی اتوبوس بیآرتی، البته اگر اول خط سوار شده باشی و مقصدت نزدیك نباشد. یا توی مترو و تاكسی. امیرمهدی نثر شیرینی دارد و داستان خوب را میشناسد. سام شپارد هم البته كلی آدم حسابیست و نمایشنامهنویس و باقی قضایا. بعضی از كارهایش را مترجمان دیگر هم منتشر كردهاند. من هم یكی دو كارش را ترجمه كردهام ازجمله «یك تكه از دیوار برلین» را. خواب خوب بهشت را دست كه بگیرید سخت است زمین بگذارید. از آن كارهایی است كه مطمئنم به چاپهای مكرر خواهد رسید. مبادا منتظر بمانید كه تجدیدچاپ بشود و بعد بخوانید چون حسابكتاب كه ندارد یكهو دیدی نشد و باید بروی از كتابفروشهای كنار خیابان انقلاب بخری. اینها دنیای جالبی دارند، نه نیازی به مجوز دارند و نه به فكر صحاف و طراح جلد هستند نه مشكل حروفچینی و ویراستاری و باقی قضایا. البته كتابفروشها كه فقط كتاب میفروشند، سود اصلی گیر كسانی میآید كه دیده نمیشوند. نویسنده و مترجم و ناشر هم دستش به هیچجا بند نیست. بگذریم.
«شبانهها» مجموعهای از پنج داستان كوتاه كازئو ایشیگورو است كه علیرضا كیوانینژاد نویسنده و روزنامهنگار نامآشنا ترجمه كرده و قرار بود در نمایشگاه كتاب عرضه شود كه در شلوغی كار نرسید. عنوان «شبانهها» نام آشنایی برای ما فارسیزبانها است. شبانهها البته یك ترجمه دیگر هم دارد كه خانم خجسته كیهان در نشر پارسه منتشر كرده و استقبال خوبی هم از آن كردهاند. به قرار مسموع ترجمهای دیگر هم از آن در راه است كه مهدی غبرایی به انجام رسانده. البته ایشیگورو هم نام آشناییست مثل مترجمانش. نمیتوان به نام «بازمانده روز» اشاره نكرد. شام خانوادگی هم داستان كوتاهی از این نویسنده است كه زندهیاد استاد دكتر مریم خوزان، استاد فقید دانشگاه علامه در مجموعه داستان «از این زمان و از آن مكان» در نشر نی منتشر كرده بود. مترجمان دیگر نیز سراغ این تكداستان رفتهاند. اما این اولین مجموعهداستان كوتاه ایشیگورو است. از ایشیگورو رمانهای «هرگز تركم مكن» و «وقتی یتیم بودیم» پیشتر منتشر شده. مترجم دقیق و گزیدهكار مژده دقیقی و سهیل سمی از دیگر مترجمان ایشی گورو ژاپنی هستند كه به زبان انگلیسی مینویسد.«آدمهای زیادی مثل ما نیستند تیبور و ما میتوانیم همدیگر را درك كنیم. این حقیقت كه من هنوز نواختن ویولنسل را یاد نگرفتهام، واقعا چیزی را تغییر نمیدهد. باید این را بفهمی كه من یك استاد هستم. اما از آن استادهایی كه هنوز كارش گل نكرده، تو هم همینطور. تو هنوز هم كاملا شناختهشده نیستی.» شبانهها شامل پنج داستان كوتاه با محوریت موسیقی و شب است؛ خواننده، زیر و رو بشه دنیا من دوست دارم، شبانه و نوازندههای ویولنسل را نشر چشمه منتشر كرده.
«دكتر بهار و خواستگار مرده یا عاشقی در دهان مور» را انتشارات ثالث منتشر كرده. علیرضا سیفالدینی نوشته. سیفالدینی هم مترجمش هست. هشت داستان كوتاه ترس، خانه دور، خانه نزدیك، آقای تاریوردی و رادیو بغداد، خائن، ساكن آخر زمان، راجو، خیال فرشته و دكتر بهار و خواستگار مرده یا... است. این كتاب اولین مجموعهداستانهای كوتاه سیفالدینی است كه منتشر میشود.
«فقط از پریان دریایی زخم زبان نمیخورد» مجموعه علی باباچاهی شاعر صاحبسبك و صاحبنام كشورمان است كه انتشارات نوید شیراز راهی بازار نشر كرده. مجموعهای به نام «پیكاسو در آبهای خلیجفارس» هم از همین شاعر به همت نشر ثالث منتشر شد كه با استقبال خوب شعردوستان روبهرو شد.
«داستانهای كوچك از نویسندگان بزرگ» به چاپ هفتم رسید، داستانهایی با قهرمانان كوچك از نویسندگان بزرگ نوشته جمعی از نویسندگان نامدار جهان است كه زندهیاد رضا سیدحسینی ترجمه و انتشارات ناهید منتشر كرده است. چخوف، ماكسیم گوركی، او.هنری، ویلیام آیریش، هانری دو منفرید، آندره موروا، آندره لیشتن برگر، لافكادیوهرن و دیگران است. مجموعه داستان «كمینگاه»، شامل آثاری از ادبیات داستانی امروز آمریكاست كه از مجموعه بهترین داستانهای كوتاه آمریكایی سال ۲۰۰۶ انتخاب و ترجمه شده، فرزانه راجی مترجم و نشر چشمه هم ناشرش است. «كتاب را خریدم تا ببینم در بین شاعران برجسته بوسنی من در كجا قرار میگیرم. شعرهای محمد د. به نظرم احمقانه و جعلی و استفادهاش از بتهوون به نظرم متظاهرانه آمد و عرفانگراییاش با علایق راك اند رولی من بیگانه بود.» این تكهای از داستان رهبر اركستر آلكسادر همون است كه خانم راجی در كمینگاه آورده. از همین نویسنده داستان جزیرهها با ترجمه كامران غبرایی در عكسهای فوری منتشر شده كه هفته قبل ذكرش رفت. غبرایی نام او را همان ضبط كرده. گمانم فكری به حال این ضبط اسامی هم باید بكنیم. عجالتا بهترین منبع موجود در زبان فارسی كتاب فرهنگ نامهای خاص فریبرز مجیدی است كه انتشارات معظم فرهنگ معاصر منتشر كرده و انصافا آقای داوود موسایی و دوستان و همكارانشان در انتشارات فرهنگ معاصر در این یكی دو دهه به اندازه تاریخ فرهنگستان كار كردهاند و كارستان.
«زبان مادری» نام مجموعه داستانی شرححالگونه است. نوشه آگوتا كریستف نویسنده مجار كه چنگیز پهلوان ترجمه كرده. چنگیز پهلوان هم نیازی به معرفی ندارد. نویسنده را خانم شهفر به من معرفی كرد. مجموعه جمع و جور و كوچكی است كه در یك نشست میشود تمامش كنی. خواندم. چسبید. در زبان مادری و زبانهای خصم مینویسد «در آغاز تنها یك زبان بود. اشیا، چیزها، احساسات، رنگها، رویاها، نامهها روزنامهها همه به این زبان بودند. نمیتوانستم تصور كنم زبان دیگری هم میتواند وجود داشته باشد كه كسی كلمهای بگوید كه نفهمم.» مرگ استالین و چگونه میتوان نویسنده شد به اضافه كلی سیرداغ و پیازداغ مجموعه را خواندنی میكند. به زبان مادری اشاره كردم حیف است به «داستانهای به زبان نامادری» اشاره نكنم. نویسندههای این مجموعه كسانی هستند كه از كشور خود به هر علتی مهاجرت كردهاند یا تبعید شدهاند و به زبان كشور میزبان مینویسند. میزبانشان آمریكا است. انتشارات لحن نو منتشر كرده و زحمت ترجمهاش را هم من كشیدهام. با فروتنی میگویم مجموعه خوبی از داستانهای امروز جهان است.