حمیدرضا ترقی:باید گفت زمانی در حزب جمهوری اسلامی یكی از تاكیدات مقام معظم رهبری كه دبیركل حزب بودند این بود كه افراد خوب در رشتههای مختلف سیاسی متخصص شوند و آن زمان به ما میگفتند خوب است شما در رابطه با یكی از موضوعات سیاسی داخلی یا بینالمللی آنقدر مطالعه كنید و آموزش ببینید تا بتوانید به صورت حرفهای نظر صائبی راجع به موضوعات مختلف ارائه دهید.
اگر احزاب قوی در مدرسههای حزبی به كادرسازی سیاسی بپردازند و در آن افراد متناسب با مسوولیتهای مختلف جامعه تربیت شوند یقینا تولیدات قوی سیاسی نیز خواهیم داشت. اعتقادم بر این است كه احزاب باید برای فعال و مفید واقع شدن در مدیریت و اداره كشور بخشی از وقت و سرمایه خود را به كادرسازی و ایجاد مدرسه حزبی اختصاص دهند كه در آنجا نیروهای مناسبی را برای كادرهای مورد نیاز كشور برقرار كنند. در همین راستا موتلفه، مدرسه حزبی به اسم شهدای موتلفه تا مقطع متوسطه دارد ولی نمیشود به مقطع متوسطه اكتفا كرد بلكه این برنامه باید به مقاطع بالاتر نیز سرایت پیدا كند. نباید فراموش كرد كه قانونمندی قشر سیاستمدار جز در قالب تحزب و تشكلهای سیاسی قابل تعریف نیست، برای مثال اگر ما نیروهای خارج از احزاب را بهعنوان كارشناسان سیاسی مستقل در نظر بگیریم، این كارشناسان طبیعتا باید یا شناسنامه مشخص داشته باشند و یا وابسته به یك مركز مطالعاتی و یك مركز دانشگاهی و حزبی باشند تا به هر ترتیب هویتشان به لحاظ فكری و به لحاظ مواضع مشخص شود و درنهایت جامعه از آنها به نحو مطلوب و در جای خود بهرهمند شود و اگر سیاستمداران ما در این قالبها نگنجند طبیعتا در جامعه مطرح نخواهند شد. تلفیق دین و سیاست یكی از مهمترین شاخصههای سیاستمداران اسلامی در ذهن و فكر و تحلیل تئوریهایشان است. این نوع سیاستمداران به هیچ وجه به مسائل از دید صرفا سیاسی نگاه نمیكنند بلكه از موضع دین و سیاست با همدیگر به مسائل و پدیدههای سیاسی نگاه و آن را تجزیه و تحلیل میكنند. وجود ملاك اخلاق اسلامی و تقوای سیاسی محدودیتهایی را برای كاركرد سیاسی سیاستمداران اسلامی به وجود میآورد و چارچوبی به فعالیت سیاسی آنها میدهد كه چنین محدودیتها و چارچوبهایی برای سیاستمداران كشورهای دیگر وجود ندارد. سیاستمداران اسلامی تمام تحركات خود را بر اساس یك جهانبینی الهی تنظیم میكنند؛ در حالی كه مبنای جهانبینی سیاستمداران غیراسلامی مادی است و در واقع نگاه آنها فاصله زیادی با نگاه سیاستمداران اسلامی دارد.
بینش سیاسی مردم در كشور ما به مسائل و موضوعات از یك رشد بسیار بالایی برخوردار است و نوعا مردم نسبت به مسائل سیاسی و سرنوشتشان بیتفاوت نیستند بلكه بر اساس احساس مسوولیت و دقت عمل میكنند و قدرت تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی و كشف مجهولات پدیدههای سیاسی را به نحو خوبی به دست آوردهاند. این ویژگیها كه تقریبا در اكثریت مردم پدید آمده است كار را برای سیاستورزان مشكلتر كرده است؛ چرا كه وقتی سیاستورزان با یك جامعه دارای بینش سیاسی روبهرو میشوند امكان فریب دادن و بازی كردن با افكار سیاسی جامعه بسیار كم و محدود میشود و به راحتی دست سیاستمداران رو است و نمیتوانند از نیرنگها و فریبهای سیاسی استفاده كنند.
به نظر میرسد كه جامعه ما در حال حاضر سیاستورزی اسلامی همراه با اخلاق و تقوای سیاسی را به خوبی میشناسد و مرز آن با سیاستورزیهای غیراسلامی را میفهمد و این میزان بینش سیاسی در جامعه ظرفیت بسیار خوبی را پدید آورده است ولی یقینا باید عمق بیشتری پیدا كند و این عمق یافتن نیز امكانپذیر نیست جز اینكه ما اولا در محتوای علوم سیاسی دانشگاهها تجدیدنظر كنیم و بكوشیم تا علوم سیاسی اسلامی را ترویج و تدریس كنیم و ثانیا از آموزشهای كلاسیك و عملی مناسب و لازم در حركتهای تشكیلاتی و حزبی برای رشد مردم استفادههای لازم را ببریم.
آلوده شدن سیاست به تخریب و بیتقوایی عمدتا ناشی از فاصله داشتن رفتار سیاسی با دیانت انسانها است، همانطور كه ما در اسلام اعتقادمان بر این است كه دیانت غیر سیاست و سیاست غیر دیانت است، باید تلاش كنیم الگویی را در بینش و حركت سیاسی دنبال كنیم كه كاملا بتواند انطباق دین و سیاست را با همدیگر تضمین كند و اجازه ندهد كه رفتار سیاسی با مبانی فكری و اعتقادی و یا مبانی اعتقادی با سیاست اسلامی فاصله پیدا كند و میتوان گفت این ممارست در مراقبت بر تطبیق دین و سیاست تنها راهی است كه میشود فضای سیاسی كشور را از این نوع آلودگیها نجات داد.
* معاون بینالملل حزب موتلفه / منبع: ایسنا