گروه جامعه - پوريا سوري: شايد آن شكارچي كه 52 سال پيش با شليك گلولهاي آخرين ببر مازندران را در جنگل گلستان و با اسلحه برنو، از پاي درآورد اگر ميدانست مردم كشورش بايد بيش از نيم قرن انتظار بكشند تا دوباره غرش ببر را در خاك خود حس كنند هيچگاه دست به ماشه نميبرد و كشوري را براي هميشه از نعمت وجود بزرگترين گربهسان جهان محروم نميكرد.
البته تمام اينها شايد و اما و اگر است و بعيد نبود كه روزي ديگر و شكارچي ديگري اين كار را نكند. به هر روي اين اتفاق افتاد و مردم ايران تا ديروز را در حسرت شنيدن غرش دوباره ببر گذراندند تا اينكه اين انتظار سرانجام با ورود دو قلاده ببر آمور (سيبري) به ايران خاتمه يافت. در مراسمي كه سازمان محيطزيست براي انتقال اين دو قلاده ببر ترتيب داده بود خبرنگاران بيشماري از رسانههاي داخلي و خارجي حضور داشتند و مبادلهاي را كه پيرو تفاهمنامهاي كه بين جمهوري فدراتيو روسيه و جمهوري اسلامي ايران به امضا رسيده بود پوشش دادند. طي اين مراسم دو قلاده پلنگ از ايران در ازاي دريافت دو قلاده ببر از روسيه مبادله شدند. در اين مراسم كه بعدازظهر ديروز در تهران انجام شد ببرهاي سيبري، بهطور مستقيم از فرودگاه به باغوحش ارم واقع در غرب تهران و به قفسهاي جداگانهاي منتقل شدند. اين ببرها كه يك قلاده آن نر با سن دو سال و قلاده ديگر آن ماده با سن چهار سال هستند در حالي در دو جعبه جداگانه و با جرثقيل به پارك ارم آورده شدند كه جمعيت زيادي از مردمي كه براي روز تعطيل همراه خانواده به باغ وحش پارك ارم آمده بودند دور تا دور ساختمان رهاسازي ببرها جمع شده و اشتياق زيادي از خود براي ديدن ببر آمور نشان ميدادند، هرچند به غير از خبرنگاران و مسوولان سازمان محيطزيست كسي نتوانست شاهد هيكل تنومند و غرشهاي دلهرهآور اين گربهسانان باشد. طبق بررسيهاي انجامشده روي DNA نمونههاي پوست ببر مازندران كه در موزههاي مختلف نگهداري ميشود محققان دريافتهاند ببر ايراني با ببر آمور (ببر سيبري) از نظر ژنتيكي تفاوت چنداني ندارد و اختلافات ظاهري و جزئي آنها تنها به دليل تغيير زيستگاه است. به بيان ديگر ببر سيبري (از نظر ژنتيك) همان ببر مازندران است كه در زيستگاهي ديگر زندگي ميكند. درواقع جمعيت بالاي اين جانور در هزاره گذشته باعث شده بود اين حيوانات (كه علاقه زيادي به آب و هواي سرد هم دارند) به سمت شمال پيشروي كنند و به دليل قرار گرفتن در زيستگاهي با شرايط متفاوت رفته رفته تغييرهايي ظاهري به نسبت شكل اوليه داشته باشند. اين كشف اميدهايي تازه را براي بازگرداندن اين گربهسان باشكوه به طبيعت كشور تازه كرد و از اين رو در سال گذشته دولتهاي ايران و روسيه يادداشت تفاهمي مبنيبر تبادل دو قلاده پلنگ ايراني با دو قلاده ببر سيبري را به امضا رساندند كه طي مراسم روز گذشته اين مبادله صورت گرفت. بنا به گفته دكتر صدوق معاونت محيط طبيعي سازمان محيطزيست اين ببرها بنا است پس از مدتي محدود نگهداري در پارك ارم به تالاب ميانكاله كه زيستگاه اصلي اين حيوان است برده شوند و در فضايي نيمهآزاد و 60 هكتاري رهاسازي شوند تا محققان كشور بتوانند با تحقيق بر اين حيوانات مجددا زمينه توليدمثل و تكثير آن را در خاك كشور مهيا سازند.