هليا قاضيميرسعيد:همايون شجريان، در نخستين شب كنسرت خود در سال 89، بدون آنكه پدرش در سالن حاضر باشد، روي سن برج ميلاد رفت و رو به همه آن هزار و 500 نفري كه در سالن حضور داشتند و او را تشويق ميكردند، داستان طولاني و غمانگيز «ز من هر آنكه او دور، چو دل به سينه نزديك/ به من هر آنكه نزديك، از او جدا جدا من» را خواند؛ قطعهاي به نام «در عاشقي»، قطعهاي كه طرفداران بسياري دارد.
همايون شجريان در اولين شب كنسرت گروه «همنوازان حصار» در واقع همان قطعاتي را خواند كه قولشان را داده بود. در بخش نخست اين كنسرت، قطعات «مقدمه دشتي به همراه آوازهاي بيدل و بيزبان و صنما/ كلام مولانا، «چهار مضراب»، «تصنيف خاكدان عشق»/ كلام مولانا، «مقدمه نوا»، «ساز و آواز نقش خيال/ كلام سعدي»، «تصنيف توبهشكن/ كلام مولانا»، «ضربي نهفت با آواز نهفت/ ادامه كلام سعدي»، «ادامه ساز و آواز»، «تصنيف شهر به شهر/ كلام هاتف اصفهاني» اجرا شد. و در بخش دوم اين كنسرت نيز شامل «مقدمه چهارگاه به همراه آواز برون از ديدهها/ كلام مولانا»، «تصنيف در عاشقي/ كلام مولانا»، «تكنوازي تار» علي قمصري، «تصنيف آب، نان، آواز/ كلام شفيعكدكني»، «ساز و آوار شوشتري/ كلام سعدي»، «تصنيف به جان تو/ كلام مولانا»، «ساز و آواز گناه عشق/ كلام سعدي» و «تصنيف هواي گريه ساخته محمدجواد ضرابيان/ كلام سيمين بهبهاني» اجرا شد. به اين ترتيب، كنسرتي كه در مهلتي چهار ساعته فروش بليتهايش به پايان رسيده بود، در اولين اجراي خود با 20 دقيقه تاخير آغاز شد و همايون شجريان متفاوتي نيز روي سن ديد، همايون شجرياني كه وقتي روي سن ايستاد و در مقابل تشويقهاي منظم و نامنظم تماشاگرانش براي اجراي «مرغ سحر» قرار گرفت، خيلي صريح اعلام كرد: «مرغ سحر را زياد خواندهايم، بگذاريد امشب را با هيجان به پايان ببريم.» و اين، همان سورپرايزي بود كه همايون شجريان در نشست خبرياش وعدهاش را داده بود. هيجان و غافلگيري اهدايي از سوي همايون شجريان و گروه «همنوازان حصار» تكرار قطعه «در عاشقي» با ريتمي تندتر بود. اما اين اتفاق، در پايان كنسرت به وقوع پيوست، حال آنكه سورپرايزي هم در پايان قسمت اول براي مخاطبان در نظر گرفته شده بود. حضور علي قمصري و سهراب پورناظري را شايد بتوان نقطه عطفي در اين گروه دانست كه با اجراي ماهرانه و گوشنواز خود، روحي تازه به اين اجراي زنده بخشيدند. اين هنرنمايي تا به آنجا پيش رفت كه سهراب آرشه را به گوشهاي گذاشت و با استفاده از انگشتان دست (پيتزيكاتو) كمانچه نواخت. كمكاري نيست، از دست هر كسي هم برنميآيد. بايد خيلي كاردرست باشيد وگرنه چنگي به دل نميزند. پس از اجراي چند قطعه ساير اعضاي گروه؛ يعني كيوان صميمي، نوازنده كمانچه، نگار خاركن نوازنده كمانچه، نوشين پاسدار نوازنده عود، حسين رضايينيا، نوازنده دف و دايره، همايون نصيري نوازنده دمام و سازهاي ضربي به جمع پيوستند و مقدمه نوا و قطعات نقش خيال، توبهشكن ضربي نهفت و تصنيف شهر به شهر را اجرا كردند.