درباره روزنامه‌نگاری مکتوب
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۲۳ فروردین ۱۳۸۹ - ۱۵:۰۴ تعداد بازدیدها: ۱۲۵۶
درباره روزنامه‌نگاری مکتوب

ترجمه: مهدی بازرگانی :كاربردی‌ترین بخش رسانه در حال نابودی است؛ دلیلی برای نگرانی اما نه هراس و فاجعه. آرتور میلر در ۱۹۶۱ اینگونه می‌اندیشید: «یك روزنامه خوب از نظر من روزنامه‌ای است كه یك ملت با آن سخن می‌گوید.» یك دهه بعد دو گزارشگر واشنگتن‌پست چندین مقاله نوشتند كه پرزیدنت نیكسون را مجبور به استعفا كرد و جایگاه روزنامه‌نگاری را ارتقا داد.

ایده آنها این بود كه روزنامه‌ها باید دولت و شركت‌ها را به چالش بكشند و بر آنها نظارت كنند. در جهان توسعه‌یافته اما، روزنامه‌ها با انواع مخاطرات و ریسك‌ها روبه‌رو هستند. تجارت فروش واژه‌ها به خوانندگان و فروختن خوانندگان به تبلیغاتچی‌ها كه نقش آنها را در جامعه مهم كرده بود، اكنون با بحرانی جدی مواجه شده است. از میان رسانه‌های قدیمی، بیشتر از همه روزنامه‌ها از اینترنت باختند. تیراژ در آمریكا، اروپای غربی، آمریكای لاتین، استرالیا و نیوزیلند برای چنددهه سقوط و در جاهای دیگر فروش‌ها رشد كرده است، ولی در چند سال گذشته وب‌سایت‌ها سریعا شروع به افول كرده‌اند. فلیپ می‌یر در كتابش «نابودی روزنامه» پیش‌بینی می‌كند كه ربع اول سال ۲۰۴۳ زمانی است كه مطبوعات چاپی در آمریكا می‌میرند. چراكه ته‌مانده آخرین خواننده‌های خسته هم این چاپ‌های قدیمی را كنار می‌گذارند. حتی مدیران اخبار نمی‌توانند شیوه‌ای را كه بیشتر جوانان خبرهای موردنیاز خود را به شكل آنلاین به‌دست می‌آورند انكار كنند. بریتانیایی‌های بین ۱۵ تا ۲۴ سال می‌گویند زمانی كه خواندن از طریق وب را شروع كردند، ۳۰ درصد كمتر از هنگامی كه مطبوعات را می‌خوانند زمان مصرف می‌كنند. تبلیغات، دنبال كردن خوانندگان در بیرون از خانه‌هاست. این حركت شدید، اغلب بعید و عمدتا بدین‌خاطر است كه اینترنت رسانه جذابی بوده كه خریداران را به فروشندگان متصل می‌كند و به تبلیغات‌كنندگان این تضمین را می‌دهد كه پول‌شان را درست خرج كرده‌اند. در این میان به‌ویژه تبلیغات كلاسیك به سرعت با نوع آنلاین جابه‌جا می‌شوند. رابرت مرداك بیلیونر رسانه‌ای زمان ما، یك‌بار آن را به‌عنوان «رودخانه‌های صنعتی – طلا» توصیف كرد. اما همانگونه كه او سال گذشته گفته، گاهی اوقات رودخانه‌ها خشك می‌شوند. در سوئیس و هلند، روزنامه‌ها نصف تبلیغات كلاسیك خود را به اینترنت باخته‌اند.
روزنامه‌ها هنوز شروع به بسته‌شدن در مقیاس وسیع نكرده‌اند؛ اما زمانی این مساله به وقوع خواهد پیوست. در طول چند دهه آینده، روزنامه‌های اساسی و ثروتمند جهان، ورشكسته می‌شوند. شغل‌ها همین حالا هم در حال نابودی‌اند. مطابق آمار سربسته در روزنامه‌های آمریكایی، شمار كسانی كه در این رشته استخدام شده‌اند از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴، حدود ۱۸ درصد سقوط داشته و سهام‌های لرزان شركت‌های مطبوعاتی مذكور، اضطراب سرمایه‌گذاران آن را بیشتر كرده است. در سال ۲۰۰۵ یك گروه از سهامداران در نایت ریدر و مالك چند روزنامه بزرگ آمریكایی، شركتی را برای فروش روزنامه‌ها واگذار كردند و بدین‌ترتیب ۱۱۴ سال تاریخ پایان یافت. در همین سال مورگان استنلی یك سرمایه‌گذار بانكی، نیویورك تایمز را كه عظیم‌ترین موسسه روزنامه‌نگاری همه زمان‌هاست، مورد حمله قرار داده بود، بدین‌خاطر كه ارزش سهامش به نزدیك نصف در طول چهار سال سقوط كرده بود.
آنها به منظور كاهش هزینه‌ها، كمتر روی روزنامه‌نگاری سرمایه‌گذاری می‌كنند. بسیاری از آنها تلاش می‌كنند خوانندگان جوان را به خود جلب كنند. این كار با عوض كردن ترتیب مطالب به‌سمت سرگرمی، سبك زندگی و موضوعاتی كه بیشتر به زندگی روزانه مردم وابسته‌اند، انجام می‌شود كه درواقع یك نوع دوری از مسائل بین‌المللی و سیاسی را در پی دارد. آنها تلاش می‌كنند بازارهای جدید بیافرینند و روی مقالات روزانه رایگان سرمایه‌گذاری كنند. گزارش‌هایی كه هیچ‌یك از ابتكارهای سردبیران در فاش كردن فسادهای سیاسی و فریب جمعی در آن دیده نمی‌شود. بعید به نظر می‌رسد این دست و پا زدن شدید بتواند بسیاری از روزنامه‌ها را نجات دهد و حتی اگر بتواند، این مساله از وجود یك بیماری برای نقش مردمی ركن چهارم حكایت می‌كند.

گریز از قتل عام
در آینده زمانی كه روزنامه‌ها كمرنگ می‌شوند و تغییر ماهیت می‌دهند، سیاستمداران دفاتر رقبای خود را بدون هیچ‌گونه مجازاتی سرقت خواهند كرد. فریاد آدم‌های پستی كه در قالب شركت یكی شده‌اند و شخصیت حقوقی پیدا كرده‌اند طنین‌انداز خواهد شد و در نتیجه آنها قربانیان خود را زیرپا لگدمال خواهند كرد. مدارس روزنامه‌نگاری و هسته‌های فكری به‌خصوص در آمریكا نگران نابودی تاثیر ركن چهارم كه خرد است، هستند. آیا سازمان‌های خبری امروز درباره آگاه نگه‌داشتن شهروندان كه دموكراسی به آن بستگی دارد، ترقی داشته‌اند؟
هیچ‌كس از نابودی عناوین بزرگ قدیمی لذت نمی‌برد. اما سقوط روزنامه‌ها نسبت به بسیاری از خطرهای دیگر كه برای جامعه وجود دارد، زیان‌بخش‌تر نخواهد بود. دموكراسی به خاطر می‌آورد كه پیش از این هم از دست تلویزیون غول‌پیكری كه افت تیراژ را از دهه ۱۹۵۰ رهبری می‌كرد، جان سالم به در برده است. این نسبتا بدین‌خاطر است كه همان افرادی كه روی نوعی از گزارش‌های كاوشگرانه سرمایه‌گذاری می‌كنند – آنهایی كه بیشترشان مفید به حال جامعه‌اند – موقعیت خوبی برای جان به در بردن دارند. چون بیشتر از صاحبان‌شان كار شایسته تعدیل تغییر شرایط را برعهده می‌گیرند.  ناشرانی مثل نیویورك‌تایمز و وال‌استریت ژورنال باید قادر باشند قیمت كارشان را بالا ببرند تا بتوانند درآمدهای تبلیغاتی از دست‌رفته در اینترنت را جبران كنند به‌ویژه كه آنها باید خوانندگان جهانی بیشتری را ارضا كنند. همان‌طوركه با بسیاری زمینه‌های شغلی طبقه متوسط – نه روشنفكران و نه سرگرمی‌های عوام‌پسندانه – برای اینكه روی دكه بروند و به چشم بیایند باید ارتباط برقرار كنند.  سودبخشی مطبوعات خیلی بیشتر از فحاشی‌هایی كه در زمینه‌های خصوصی می‌شود یا مطالبی كه تنها به انتشار اخبار عمومی می‌پردازد، است و درواقع این مساله با نظارت بر دولت و آزمایش آن در دادگاه افكار عمومی حاصل می‌شود. اینترنت این دادگاه را بسط داده و هر كسی می‌تواند اطلاعاتی كه هرگز بهتر از آن نیست را جست‌وجو كند. مردم مجبور نیستند به مطبوعات ملی یا بدترینش مطبوعات محلی شهرستان اعتماد كنند. سایت‌های فراوان خبری‌ای مثل گوگل‌نیوز در كنار هم اطلاعات را از جای‌جای جهان فراهم می‌كنند. سایت گاردین بریتانیا در حال حاضر نزدیك به نصف خوانندگان را در آمریكا برای وطنش انگلیس از آن خود كرده است. علاوه بر این نیروی جدید روزنامه‌نگاران شهری وبلاگرها هستند كه منتظر وقتند تا سیاستمداران را زیر ذره‌بین ببرند. فضای وب، جهان بسته سردبیران حرفه‌ای و گزارشگران را به سوی همه آنهایی كه فقط یك صفحه‌كلید و اتصال به اینترنت دارند، گشوده است. تعدادی از كمپانی‌ها با همین پست‌های غیرحرفه‌ای متنبه شده‌اند (مثل شعله‌های انفجار لپ‌تاپ‌های دل یا تلویزیون كابلی تعمیركاری كه روی مبل خوابیده بود)؛ هر بلاگری قادر به القا كردن و تهمت زدن است ولی بلاگرها با پذیرش گروهی یك موضوع به جست‌وجوگران پیشنهادهایی درباره اینكه چه چیزی را دنبال كنند، می‌دهند. البته اینترنت برای آنهایی كه نیات زشت دارند هم زمینه‌ای فراهم می‌كند كه در آن صورت مطبوعات هم وجود دارد.
درباره مطالب وزین مطبوعاتی، آنهایی كه از لحاظ ارزش ژورنالیستی مقابل اظهارنظرهای وبلاگی قرار می‌گیرند، اثرات روزنامه‌نگاری الكترونیكی مسلماً روی این مطالب وزین محدود است. اكثر وبلاگرها در نوشتن به خودشان متكی هستند نه به سر خط خبرها و روزنامه‌نگاری شهروندی تمایل بیشتری به پیگیری موضوعات محلی دارد. با این وجود هنوز روزهای نخست است و الگوهای جدید و روزآمد به سرعت خواهند رسید. همان‌طور كه روزنامه‌ها مجبورشدند عقب‌نشینی كنند. یك گروه غیرانتفاعیNEWASS gnment.Net برنامه‌ریزی كرده تا كار آماتورها و حرفه‌‌ای‌ها را تركیب كند و بتواند نوعی از گزارش‌های تحقیقی را در اینترنت تولید كند. فقط ۱۰ هزار دلار برای اجرای پروژه از نیومارك كرایسلیست رسیده بود. یك گروه از وب‌سایت‌های تبلیغاتی طبقه‌بندی‌شده كه احتمالا بیش از هر چیزی به از بین رفتن درآمد روزنامه‌ها مدد رساندند. در آینده برخی از مطبوعات باكیفیت با سازمان‌های غیرانتفاعی باز خواهند گشت.
همچنین تعدادی از سازمان‌های خبری معتبر و قابل احترام به راه خود ادامه خواهند داد. این دسته شامل گاردین، كریستین ساینس مانیتور و نشنال پابلیك می‌شود – یك گروه نخبه از مطبوعات جدی همه‌جا در دسترس خواهند بود - روزنامه‌نگاری مستقل با كمك موسسات خیریه باز خواهند شد و هزاران بلاگر مشتاق و روزنامه‌نگار شهروند آگاه از مسائل پدیدار می‌شوند. نشانه‌های زیادی وجود دارد تا صدای «گفت‌وگوی ملی»‌ای كه آرتور میلر از آن سخن می‌گفت، بلندتر از پیش شود.
منبع: Economist.com
 
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow اندیشه arrow درباره روزنامه‌نگاری مکتوب