كیهان برزگر:در آستانه سال نو ایرانیان، نوروز، پرونده هستهاى ایران همچنان اصلىترین دغدغه باراك اوباما رئیسجمهور آمریكا باقیمانده است. باراك اوباما نمىداند میان تعامل با ایران از راه گفتوگوی مستقیم یا سیاست اعمال تحریمهاى جدید و بهدنبال آن استفاده از پتانسیل ناآرامىهاى داخلى در ایران كدامیك را انتخاب كند. نشانهها همگى دال بر این است كه باراك اوباما در حركت بهسوی اتخاذ راهكار تحریم است. اما این تحول نشان میدهد كه سیاستگذاران آمریكایى در فهم جایگاه امنیت ملى و مسائل استراتژیك و استفاده از جنبشهاى دموكراتیك داخلى براى تحت تاثیر قرار دادن برنامه هستهای ایران دچار برداشت اشتباه شدهاند.
اما حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری در ایران شرایط را كاملا تغییر داد. هر چند اوباما برخلاف همتاهاى اروپایى خود ترجیح داد در روند مسائل داخلى ایران - به دلیل سابقه بیاعتمادی نسبت به آمریكا- دخالت نكند اما بنبست پدیدآمده در مذاكرات هستهای سبب شد كه غرب به خود اجازه دهد به نوعی از آب گلآلود ماهی بگیرد و هم ایران را به واسطه فعالیتهاى هستهاىاش تحت فشار تحریم قرار دهد و هم البته به نوعى در ماجراهاى داخلى دخالت كرده و سعی در تضعیف دولت از درون برآید. برخى از سیاستمداران آمریكایى مانند ریچارد هاس پا را از این هم فراتر نهاده و خواهان بازتعریف سیاست شكستخورده «تغییر رژیم» در ایران شدند. هاس در بخشهایى از موضعگیرى خود حتی تاكید كرد كه اكنون زمان سختگیرى بیشتر بر ایران فرا رسیده است
نظر به پراكندگىهاى قومى در ایران و همچنین سابقه دخالتهاى خارجى در این كشور، باور به ضرورت وجود یك دولت مركزى قوی كه وظیفه اصلی آن حفظ منافع ملى و تامین امنیت باشد جایگاه ویژهای در ذهنیت ایرانىها دارد.
از زمان انقلاب مشروطه در ایران در سال ۱۹۰۶ تاكنون روند دموكراتیكشدن در این كشور با پستى و بلندىهاى بسیارى روبهرو بوده اما هرگز متوقف نشده است. ایرانىها به جستوجو در یافتن نقطه توازن خود در پروسه دموكراتیكشدن این كشور شهرت دارند. در جریان انقلاب اسلامى در سال ۱۹۷۹، ایرانىها براى كوتاهكردن دست بیگانگان از دخالت در امور داخلى این كشور دست به براندازى نظام شاهنشاهى زدند.
موضوع امنیت ملى در مقابل مقدسترین مفهوم از منظر دولتهای ایرانی بوده بهنحوی كه برای حكومتها مشروعیت و حق حكومت كردن بههمراه میآورده است. یكى از اصلىترین دلایل موفقیت دولت فعلى در ایران توانایى این نظام در بسیج افكار عمومى حول محورى به نام امنیت ملى بوده است. جنگ هشت ساله ایران و عراق و مقاومت ایرانىها در مقابل حمایتهاى غرب از عراق خود نمونهاى بارز از این امر است. با توسل به همین بحث امنیت ملى بود كه دولت توانست در كوتاهترین زمان ممكن به ناآرامىهاى پس از انتخابات در ایران پایان دهد. اخیرا دستگیرى عبدالمالك ریگى عنصر تروریست كه مسوول كشتارهاى بسیارى در جنوب ایران است، نیز موفقیتى عمده براى دولت در راستاى تقویت امنیت ملى محسوب شده است.
بسیارى از كارشناسان اعتقاد دارند كه نزدیكى ایران و ایالات متحده بدون برقراری اجماع بین نخبگان تصمیمگیرنده و حاكم در ایران هیچگونه نتیجهاى به دنبال نخواهد داشت. محمود احمدىنژاد بیش از هر رئیسجمهور دیگرى در ایران مسیر را براى گفتوگوىهای استراتژیك با واشنگتن هموار ساخته است. با اصرار بر تولید و چرخه مستقل سوخت هستهاى او توانست در میان نخبگان سیاسی روی یك مساله مهم امنیت ملى و ژئواستراتژیك اجماع ایجاد كند. امروز برنامه هستهاى ایران این پتانسیل را دارد كه ایران و ایالات متحده را وارد گفتوگوهاى استراتژیك كند. همزمان احمدىنژاد با حضور فعال در عرصه دیپلماتیك و نقشآفرینى در بحرانهاى عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین به نخبگان ایرانى فهمانده است كه گفتوگوى دیپلماتیك از موضع قدرت و در شرایط برابری سیاسی در مسائل منطقهای به نفع منافع استراتژیك و امنیت ملى ایران است. با رسیدن سال نو در ایران اكنون پنجرهاى دیگر به روى باراك اوباما براى گفتوگو با تهران گشوده شده است. اوباما مىتواند با تاكید بر گفتوگوهای استراتژیك وارد مصالحه با ایران شود. تلاش براى اعمال دور جدیدی از تحریمها برضد ایران یا دخالت در ناآرامىهاى این كشور در درازمدت به ضرر واشنگتن خواهد بود و هرگونه فرصتی را براى گفتوگوهای مستقیم از بین خواهد برد. واشنگتن اگر نیازمند همكاری ایران براى كمك به بهبود اوضاع سیاسی و امنیتی منطقه است باید بداند كه یك ایران ضعیف و با شكافهای داخلی اساسا وارد هیچگونه مذاكره با آمریكا نخواهد شد. تنها یك ایران قدرتمند و یكصدا مىتواند مشروعیت لازم داخلی براى گفتوگوهای مستقیم پس از ۳۰ سال را فراهم كند.
* استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی