تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow اندیشه arrow سیاست در گستره اسلامی
جايگاه سياست در طبقه‌­بندي دانش اسلامي
سیاست در گستره اسلامی
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
15 فروردين 1389 - 14:52
سیاست در گستره اسلامی

سیدصادق حقیقت:طبقه‎بندي يا تقسيم‎بندي علوم از دوران باستان امر رايجي بوده است. اين فصل درصدد است طبقه‌بندي دانش به شكل عام و جايگاه سياست در آن به شكل خاص را تبيين كند. هدف اين بحث استخراج نحله‌هاي مختلف انديشگي سياسي (بالاخص عقل‌گرايان و نقل‌گرايان) از دل طبقه‌بندي علوم نزد ايشان است. هر متفكر و انديشمندي بر حسب پيش‌فرض‎ها و اهميتي كه به روش‌هاي معرفتي خاص مي‎داده، طبقه‎بندي ويژه‎اي از علوم ارائه كرده است. تاثير پيش‌فرض‌ها و ارزش‌داوري‌هاي دانشمندان را با كمي تامل مي‎توان در نوع طبقه‎بندي دانش نزد آنان مشاهده كرد. به‌طور مثال، كسي كه براي علوم عقلي يا شرعي اهميت خاصي قائل است، در طبقه‎بندي دانش‌ها نيز به شكلي عمل كرده كه اين اولويت‌سنجي مشهود باشد. همچنين ميزان ارزش نهادن به علم سياست، از نوع طبقه‎بندي علوم و كيفيت جاي دادن سياست در اين بين، مشخص مي‎شود. در اين ميان مي‎توانيم به دو مساله اصلي اشاره كنيم: تاثير مباني فكري انديشمندان در طبقه‎بندي دانش‌هاي اسلامي و ديدگاه آنان نسبت به سياست (به شكل عام) و نسبت عقل و نقل و تاثير آن در طبقه‎بندي دانش‌هاي اسلامي (به شكل خاص). مسائل روش‌شناسانه فوق را مي‎توان در شريعت‌مداران و عقل‌گرايان به شكل خاص مقايسه كرد.

 نسبت علوم عقلي و شرعي (و نسبت عقل و وحي) در طبقه‌بندي علوم و جايگاه سياست در اين بين نقشي محوري دارد. فارابي و ابن‌سينا با اقتدا به فلاسفه يونان، مشرب عقلي را در دانش سياسي اسلام بنيان نهادند. موفقيت فارابي در اين باب، او را مفتخر به لقب «معلم دوم» كرد. هدف او جمع بين آراي افلاطون و ارسطو بود. از ديدگاه آنها، فلسفه سياسي در صدر دانش‎هاي سياسي و فقه سياسي در ذيل آن قرار مي‎گيرد. داوري فارابي درباره جايگاه رفيع فلسفه سياسي بدان دليل است كه طبق مشرب فلاسفه يونان، اين فلسفه است كه امكان برافكندن پرده و راهيابي به عالم مثل را مي‎دهد. برعكس، كساني كه فلسفه سياسي و تأملات عقلاني را مورد بي‎مهري قرار داده‎اند، به مبحث طبقه‎بندي علوم (و ازجمله سياست) به گونه‎اي نگريسته‎اند كه گويا عقل مستقل جايگاه خاصي در علوم ندارد. در تقسيم‎بندي شريعت‌گرايان از علوم، فلسفه جاي خود را به ديگر علوم مي‎دهد، بنابراين تاملات عقلي در سياست نيز بي‎‎‎‎‎‎معنا مي‎شود. به‌طور مثال، غزالي انديشه فارابي و ابن‌سينا را نظام‌مند، ولي بدعت و كفر يا لااقل امري بيهوده مي‎داند.
جريان فكري مهم ديگر، حكمت اشراق (بين سال‌هاي 545 تا 581 ق.) با نمايندگي شيخ شهاب‌الدين سهروردي است. او علاوه بر احياي حكمت ايراني، بر آن بود روشي در مقابل روش‌هاي پيشين اتخاذ كند. اين خط فكري كه عكس‌العملي در مقابل استدلال‌گرايي منطقي ارسطو به‌شمار مي‎رود، بعدها در افكار و تاليفات برخي فلاسفه و اهل فرهنگ و ادب مشرق زمين انعكاس پيدا كرد. سهروردي شهود را به مثابه يك عنصر معرفتي وارد فلسفه اسلامي كرد و با برخي از مباحث منطقي ارسطويي مخالفت نمود.  درخصوص انديشه‎هاي سياسي و اجتماعي در اسلام، شايد بتوان در كنار گرايش‌هاي عقلي، نقلي و اشراقي، از گرايش ديگري با عنوان گرايش واقع‌گرايانه نام برد. ابن‌خلدون در عين حال كه از علوم عقلي و نقلي سخن مي‎گويد، تاكيد مباحث خود را بر واقع‌گرايي مي‌گذارد و از اين جهت، از ديگر انديشمندان اسلامي متمايز مي‎شود. وي علاوه بر عقل حسي(تمييزي) و عقل نظري، از عقل تجربي نيز نام مي‎برد. معيارهاي فوق براساس روش‎هاي مختلف معرفت در عرض يكديگر قرار مي‎گيرند. پس همان‌گونه كه براي رسيدن به شناخت، راه‌هاي مختلف عقل و نقل و شهود و تجربه وجود دارد، مي‎توان طبقه‎بندي علوم در جهان اسلام را بر اين اساس تحليل كرد.

طبقه‎بندي دانش نزد فلاسفه اسلامي
بحث طبقه‎بندي دانش سياسي بدون ذكر طبقه‎بندي دانش به معناي عام آن، ميسر نيست، چرا كه قبل از هر چيز بايد جايگاه دانش سياسي بين ديگر دانش‌‎هاي بشري مشخص شود. در اين بين، تقسيم حكمت به دو قسم حكمت نظري و حكمت عملي توسط ارسطو از اهميت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. مبحث طبقه‎بندي علوم در جهان اسلام كه از الكندي و سپس فارابي آغاز شد، ريشه در طبقه‎بندي دانش نزد ارسطو دارد.
 ارسطو فضايل عقلي را به پنج دسته تقسيم مي‌كرد؛ شناخت علمي، عقل شهودي، حكمت نظرى، حكمت عملى و توانايي عملي كه شامل فن و هنر (مثل مجسمه‌سازي) مي‌شود. غايت علوم نظري معرفت به‌خاطر معرفت و موضوع آن وجود غير‌مقدور است و اقسام آن عبارتند از:
- علم الهي يا مابعدالطبيعه كه درخصوص وجود - من حيث هو وجود- بحث مي‎كند.
- رياضيات كه از مقدار بحث مي‎كند و اقسام آن عبارتند از حساب، هندسه، فلكيات و موسيقي.
- طبيعيات كه از متحرك و محسوس بحث مي‎كند و اقسام آن عبارت است از علم طبيعت، علم آثار علويه، علم كون و فساد، علم نبات و حيوان، علم نفس، علم طب و علم كيميا.
وجودات مقدور، متعلق عقل عملى است و به سه قسم تقسيم مى‌شود:
- اخلاق كه موضوع آن افعال فردي انسان است.
- تدبير منزل كه موضوع آن افعال جمعي انسان در منزل است.
- سياست كه موضوع آن افعال انسان در جامعه است.
نكته حائز اهميت در اينجا، جايگاه سياست بين اقسام حكمت است. ارسطو سياست را حكمتي نظري نمي‎داند، بنابراين آن را در ذيل حكمت عملي قرار مي‎دهد. معرفت سياسي نزد او- برخلاف متاخرين وي- به شعب مختلف تقسيم نمي‎شود، بنابراين به‌عنوان كلي «سياست» اكتفا مي‎كند و آن را يكي از سه شاخه حكمت عملي مي‌داند. فارابي هم ابتدا علوم را به دو بخش نظري و عملي تقسيم مي‎كند. علوم نظري كه درباره موجوداتي سخن مي‎گويد كه عمل انسان در آن دخيل نيست، بر سه قسم است: تعاليم يا رياضيات، علم طبيعي و علم الهي يا مابعدالطبيعه. علوم عملي نيز به نوبه خود به دو بخش تقسيم مي‎شود: علم اخلاق (كه به تعريف افعال نيك مي‎پردازد؛ شيوه رسيدن به علل و اسباب آنها را نشان مي‎دهد) و سياست (كه از شناخت اموري سخن مي‎گويد كه به وسيله آنها زمينه انجام اعمال نيك براي مردم شهرها فراهم شود). كتاب احصاي‌العلوم درصدد جمع‌آوري تمامي علوم روزگار خويش است و براي اين مقصود به پنج گروه اصلي اشاره مي‎كند:
1 - علم زبان كه شامل علم صرف و نحو و شعر و قرائت است و خود دو قسم دارد: آنچه در مورد حفظ دلالت الفاظ نزد هر امتي است و آنچه مربوط به قوانين اين الفاظ است.
2 - علم منطق كه قوانين كلي طريق صواب و خطا را ياد مي‎دهد.
3 - علم تعاليم يا رياضيات شامل علم عدد، علم هندسه، علم مناظر، علم نجوم، علم موسيقي، علم اثقال و علم حيل.
4 - علم طبيعي علمي است كه اجسام طبيعي و اعراض آنها كه اراده آدمي در آن نقشي ندارد را مطالعه مي‎كند.
5 - علم مدني علمي است كه درباره اصناف افعال و سنت‎هاي ارادي و همچنين از ملكات و اخلاق و سجايا و سيرت‎هايي كه منشا اين افعال و سنت‎ها هستند، بحث مي‎كند. اين علم به فلسفه انساني و فلسفه عملي هم موسوم است و دو جزء دارد: سعادت‌شناسي و بخشي كه حفظ و كنترل فضايل در جامعه را به عهده دارد.
وي در آخر به علم فقه و علم كلام اشاره مي‎كند. علم فقه صناعتي است كه انسان به وسيله آن بر استنباط اموري كه شارع به آنها تصريح نكرده، از منابع قطعي براساس غرض شارع قدرت پيدا مي‎كند. اين علم فرع بر شريعت است. علم كلام صناعتي است كه انسان به وسيله آن مي‎تواند از آرا و افعال و اراده در دين و شريعت دفاع كرده و شبهات مخالف را دفع كند. علم كلام مانند علم فقه داراي دو جزء نظري و عملي بوده كه فرع بر دين است. فارابي در كتاب التنبيه علي سبيل السعاده حكمت را به نظري و مدني و حكمت مدني را به اخلاق و فلسفه سياسي تقسيم مي‌كند. به نظر مي‌رسد تنها موردي كه در تمام متون كهن اسلامي اصطلاح «فلسفه سياسي اسلامي» به كار رفته، اينجا مشخص شده است.
طبقه‌بندي علوم از ديدگاه ابن‌سينا از اين جهت اهميت دارد كه راه را براي فقه سياسي – به‌عنوان رقيب ديرينه فلسفه سياسي – باز مي‌كند. وي در اقسام‌العلوم و دانشنامه علايي سياست را به دو بخش تقسيم مي‌كند: علم نواميس (و شرايع) و علم سياست. اما همو در منطق‌المشرقين گامي فراتر نهاده و حكمت عملي را به چهار بخش تقسيم كرده است. او درواقع، علم شرايع را به شاخه‌اي مستقل از حكمت عملي تبديل كرد و همين امر راه را براي فقهي شدن سياست پس از وي گشود. ازجمله، خواجه‌نصير در اخلاق ناصري اين تقسيم را پذيرفته است.

طبقه‎بندي علوم نزد شريعت‌نامه‌نويسان
غزالي در احياي علوم‌الدين قصد داشت اضافاتي كه به مرور بر دين افزوده شده را بزدايد. از ديدگاه وي، اشرف اصول، سياست است كه به اصلاح و الفت دادن آدميان و مجمع آنها براي ياري دادن بر اسباب معيشت و مضبوط دانستن آنها مي‎پردازد. سياست به مفهوم استصلاحي خود داراي چهار مرتبه است: سياست انبيا، سياست حكام و فقها، سياست علماي آخرت و سياست وعاظ. علوم ديني به دو دسته تقسيم مي‎شوند: علوم معاملي و علوم مكاشفه. مقصود از دسته اول، علومي است كه پس از معرفت به عمل تبديل مي‎شود. كار سياست بررسي اين نوع علم است. علوم با توجه به اينكه انسان از دو بعد ظاهر و باطن تشكيل مي‎شود، به علوم ظواهر (جوارح) و بواطن (دل) تقسيم مي‎شود. علم ظواهر به عبادات و عادات و علم بواطن به منجيات و مهلكات قابل تقسيم است. تقسيم‎بندي كتاب احياي علوم‌الدين بر همين اساس انجام شده است. غزالي علوم را بر حسب جايگاه يافته‎ها به اصول، فروع، مقدمات و مهمات تقسيم مي‎كند. فقه علمي فرعي و متعلق به مصالح دنيا است. از ديدگاه وي، علم كلام صرفاً جهت حفظ عقيده اهل سنت نسبت به تشويق‎هاي اهل بدعت مفيد است، بنابراين فايده خاص ديگري ندارد. موضع غزالي نسبت به فلسفه به مراتب شديدتر است. وي برخي فلاسفه را به كفر متهم مي‎كند. به نظر وي، فلاسفه مباحث سياسي خود را كه متعلق به احكام داراي مصلحت در دنيا است، از كتب الهي و انبياي سلف اخذ كرده‌اند و از خود چيزي ندارند. از ديدگاه غزالي، فلاسفه نكات مثبت خود را از كتب الهي گرفته‌اند؛ فلسفه مفيد فايده‎اي نيست، بنابراين دستاورد خاصي براي بشريت نداشته است. وي فلاسفه را به سه قسم دهريون، طبيعيون و الهيون تقسيم مي‎كند. همان گونه كه در تقسيم‎بندي علوم نزد غزالي مشاهده مي‎شود، اثري از فلسفه اولي و فلسفه مدني وجود ندارد. درواقع، غزالي بي‎مهري خود نسبت به اين دو رشته علمي را در تقسيم‎بندي خود از دانش‎ها نيز نشان داده است. مواضع نظري غزالي در عملكرد سياسي‎اش نيز موثر واقع شد؛ پشت كردن به آرمان‌خواهي و انديشه عقلي، نتيجه‎اي براي او جز لغزيدن به دام واقع‌گرايي و سياست قدرت نداشت. غزالي را مي‎توان از ديدگاهي ديگر نگريست. وي با كنار گذاشتن تقسيم‌بندي‌هاي مبتني‌بر فلسفه كه از يونان وارد شده بود، با نگاهي دروني و بومي به علوم اسلامي پرداخت. اين تحول زمينه را براي حكمت اشراق آماده كرد. پس غزالي، از اين ديدگاه، نقطه‌عطفي در علوم اسلامي و طبقه‎بندي آن محسوب مي‎شود.

طبقه‎بندي دانش نزد ابن‌‌خلدون
گفته شد ابن‌خلدون با ديدگاهي تجربي‎تر به سياست مي‎نگرد. در اينجا، سعي مي‎كنيم اين گرايش را در طبقه‎بندي علوم از ديدگاه او دنبال كنيم. او دانش را ابتدا به دو نوع طبيعي (كه امكان راهيابي به ياري انديشه در آن وجود دارد) و نقلي (كه انسان آنها را از كساني كه وضع كرده‎اند، فرا مي‎گيرد) تقسيم مي‎كند. گونه نخستين عبارت از دانش‌هاي حكمت و مسائل فلسفي است، كه انسان مي‎تواند بر حسب طبيعت انديشه خود به آنها پي برد. در علوم نقلي، عقل را مجالي نيست، مگر در پيوند دادن فروع آنها به اصول. علوم نقلي شامل لغت و نحو و فقه و اصول فقه و كلام و تفسير و مانند آن مي‎شود؛ هر چند اصل اين علوم، دانش‎هاي شرعي است. جايگاه سياست در طبقه‎بندي علوم از ديدگاه ابن‌خلدون را نمي‎توان بدون تعريف علم عمران توضيح داد. علم عمران به مجموعه‎اي از دانش‎هاي تجربي درباره اجتماع اطلاق مي‎شود. ابن‌خلدون درصدد است با بنيانگذاري اين دانش، طرحي نو در مطالعه تاريخ و اجتماع دراندازد. وي پس از تعريف علم تاريخ، نقش علم عمران را نسبت به آن تشريح مي‎كند: «هرگاه اين شيوه را به كار بريم، باز شناختن حق از باطل و تشخيص دادن اخبار راست از دروغ براي ما به منزله قانوني برهاني و منطقي خواهد بود كه هيچ گونه شك به آن راه نيابد و در اين هنگام اگر درخصوص كيفياتي كه در اجتماع روي مي‎دهد چيزي بشنويم، خواهيم توانست به وسيله آن اخبار سره را از ناسره بازشناسيم و اين شيوه معياري صحيح خواهد بود كه مورخان خواهند توانست در نقل كردن مطالب، راه راست و درستي را بجويند.»
ظاهر نقل قول فوق آن است كه علم عمران به منزله «ابزار» يا «روش» به علم تاريخ خدمت مي‎كند. اما در ادامه بحث، ابن‌خلدون احتمال مستقل بودن اين علم را مطرح مي‎كند: «گويا اين شيوه خود دانش مستقلي باشد، زيرا داراي موضوعي است كه همان عمران بشري و اجتماع انساني است و داراي مسائلي است كه عبارت از بيان كيفيات و عوارضي است كه يكي پس از ديگري به ذات و ماهيت عمران مي‎پيوندند و اين امر –يعني داشتن موضوع و مسائل خاص- از خصوصيات هر دانشي است و معني علم همين است؛ خواه وصفي باشد و خواه عقلي. » محسن مهدي درخصوص تبعي بودن يا اصالي بودن علم عمران تفسير خاصي دارد: «علم عمران فن نيست، بلكه جزو علوم است، زيرا هدف آن، كسب دانش برهاني نه درباره رويدادهاي انفرادي به نفسه، بلكه درباره اصول اساسي آن رويدادهاي متشابه ديگر است. چون هدف علم عمران تصحيح گزارش‌هاي تاريخي براي استفاده مردان عمل است، نمي‎تواند طبيعت و علل كردارهاي آدمي را كاملا پي‌جويي كند، يا درصدد تدوين يك علم كامل نظري درباره بشر برآيد و اين خواه‌ناخواه از جنبه علمي آن مي‎كاهد، زيرا اين جنبه همواره تناسب با كليت و ابديت استنتاجات يك علم دارد.»
پس از ديدگاه محسن مهدي، ابن‌خلدون سعي دارد علم عمران را از تاريخ مستقل كند؛ اما اين امر توسط او ممكن نشده و جنبه ابزاري بودن آن هنوز غلبه دارد. به هر حال، ديدگاه ابن‌خلدون نسبت به عقل و نقل، تاثيري بسزا در طبقه‎بندي علوم دارد. وي افول علوم در مشرق زمين را ناشي از بي‎توجهي به علم عمران مي‎داند و در مذمت فلسفه، بابي تحت‌عنوان «ابطال فلسفه و فساد كساني كه در آن ممارست مي‎كنند» باز مي‎نمايد. به اعتقاد او، فلسفه ظنوني به دست مي‎دهد كه از اول هم به آنها وقوف داشته‌ايم. از جانب ديگر، او بين حرفه فقها و فلاسفه با سياست رابطه‎اي مشاهده نمي‎كند. نصار تقابل ميان پندارگرايي فارابي و واقع‌گرايي جامعه‌شناختي ابن‌خلدون را در جايگزيني «دولت» به جاي «مدينه» ذكر مي‎كند. ماهيت علم عمران و نسبت آن با علوم نظري و عملي، امري است كه ابن‌خلدون به صراحت به آن اشاره نكرده است. محسن مهدي در پاسخ به اين سوال كه «اگر علم عمران يك علم عقلي و فلسفي است، پس چگونه است كه هدف آن با اين سه طبقه‎بندي كلي از علوم فلسفي به طرز خاصي متفاوت است؟» مي‎نويسد: «پاسخ آن، اين است كه ما با علم مخلوطي سروكار داريم كه اصول اساسي آن متوجه يك هدف نظري يا عملي يا خلاق نيست... در علم عمران ما مخلوطي از سه عنصر را داريم: هنري يا خلاق، عملي و نظري.» از ديدگاه وي، علم عمران داراي ابعاد سه‌گانه و منشوري هنري، عملي و نظري است. بنابراين علم عمران را نمي‎توان به سادگي تحت تقسيم‎بندي دوگانه يا سه‌گانه ارسطو قرار داد.
ابن‌خلدون سياست را ازجمله علوم طبيعي (عقلي) مي‎داند و هدف آن را چنين توضيح مي‎دهد: «سياست تدبير منزل يا شهر به آيين اخلاق و خرد است تا جمهور مردم را به راهي سوق دهد كه به حفظ و بقاي نوع منتهي شود.» هدف علم سياست و علم عمران متفاوت است و هرچند ممكن است از موضوعي واحد بحث كنند، اما ديدگاه‌هاي آنها با هم فرق دارد. در حالي كه سياست مي‎كوشد اجتماع را چنان كه بايد و شايد سامان دهد، علم عمران اجتماع را براي تحقيق وقايع تاريخي و اصلاح اخبار مورد مطالعه قرار مي‎دهد.
در مجموع، مي‌توان گفت بحث طبقه‎بندي علوم در جهان اسلام بيش از هر چيز به گرايش فلسفه سياسي و سلسله جنبان آن - ابونصر محمد فارابي- استناد دارد، بنابراين مبحث فوق از انديشه يونان باستان وام گرفته و در جهان اسلام با توجه به گرايش‌هاي علمي همانند اصول فقه، فقه و كلام تكميل شده است. مهم‎ترين مساله در تقسيم‎بندي دانش كلاسيك اسلامي، نسبت عقل و نقل است. آنچه فارابي را از غزالي و ماوردي و خنجي و خواجه نظام‌الملك جدا مي‎كند، گرايش فلسفي و عقلي او است. تقسيم‎بندي روزنتال نيز به اين تقابل اشاره دارد. اگر تقسيم‎بندي علوم نزد فارابي و غزالي را با هم مقايسه كنيم، مي‎بينيم عقل در فارابي مبناي همه چيز است، در حالي كه در غزالي فلسفه اولي و فلسفه مدني از تقسيمات علوم خارج شده است. فقه سياسي در فارابي، در ذيل علوم بشري قرار مي‎گرفت، در حالي كه در غزالي، فلسفه سياسي به چنين سرنوشتي دچار مي‎شود. مباحث و موضعگيري‎هاي محتوايي انديشمندان، خود را در مبحث طبقه‎بندي علوم نشان مي‎دهد.
* عضو هیات علمی دانشگاه مفید
نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >