جایگاه سیاست در طبقه‌­بندی دانش اسلامی
سیاست یا سیاست‌ها
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۲۴ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۳ تعداد بازدیدها: ۱۴۶۵
سیاست یا سیاست‌ها

سید‌صادق حقیقت:طبقه‎بندی یا تقسیم‎بندی علوم از دوران باستان امر رایجی بوده است. این یادداشت درصدد است طبقه‌بندی دانش به شكل عام، و جایگاه سیاست در آن به شكل خاص را تبیین كند. هدف این بحث استخراج نحله‌های مختلف اندیشگی سیاسی (بالاخص عقل‌گرایان و نقل‌گرایان) از دل طبقه‌بندی علوم نزد ایشان است. هر متفكر و اندیشمندی بر حسب پیش‌فرض‎ها و اهمیتی كه به روش‌های معرفتی خاص می‎داده، طبقه‎بندی ویژه‎ای از علوم ارائه كرده است. تاثیر پیش‌فرض‌ها و ارزش‌داوری‌های دانشمندان را با كمی تامل می‎توان در نوع طبقه‎بندی دانش نزد آنان مشاهده كرد. به‌طور مثال، كسی كه برای علوم عقلی یا شرعی اهمیت خاصی قائل است، در طبقه‎بندی دانش‌ها نیز به شكلی عمل كرده كه این اولویت‌سنجی مشهود باشد. همچنین میزان ارزش نهادن به علم سیاست، از نوع طبقه‎بندی علوم و كیفیت جای دادن سیاست در این بین، مشخص می‎شود. در این میان می‎توانیم به دو مساله اصلی اشاره كنیم: تاثیر مبانی فكری اندیشمندان در طبقه‎بندی دانش‌های اسلامی و دیدگاه آنان نسبت به سیاست (به شكل عام) و نسبت عقل و نقل و تاثیر آن در طبقه‎بندی دانش‌های اسلامی (به شكل خاص). مسائل روش‌شناسانه فوق را می‎توان در شریعت‌مداران و عقل‌گرایان به شكل خاص مقایسه كرد.

 نسبت علوم عقلی و شرعی (و نسبت عقل و وحی) در طبقه‌بندی علوم و جایگاه سیاست در این بین نقشی محوری دارد. فارابی و ابن‌سینا با اقتدا به فلاسفه یونان، مشرب عقلی را در دانش سیاسی اسلام بنیان نهادند. موفقیت فارابی در این باب، او را مفتخر به لقب «معلم دوم» كرد. هدف او جمع بین آرای افلاطون و ارسطو بود. از دیدگاه آنها، فلسفه سیاسی در صدر دانش‎های سیاسی و فقه سیاسی در ذیل آن قرار می‎گیرد. داوری فارابی درباره جایگاه رفیع فلسفه سیاسی بدان دلیل است كه طبق مشرب فلاسفه یونان، این فلسفه است كه امكان برافكندن پرده و راهیابی به عالم مثل را می‎دهد. برعكس، كسانی كه فلسفه سیاسی و تأملات عقلانی را مورد بی‎مهری قرار داده‎اند، به مبحث طبقه‎بندی علوم (و ازجمله سیاست) به گونه‎ای نگریسته‎اند كه گویا عقل مستقل جایگاه خاصی در علوم ندارد. در تقسیم‎بندی شریعت‌گرایان از علوم، فلسفه جای خود را به دیگر علوم می‎دهد، بنابراین تاملات عقلی در سیاست نیز بی‎‎‎‎‎‎معنا می‎شود. به‌طور مثال، غزالی اندیشه فارابی و ابن‌سینا را نظام‌مند، ولی بدعت و كفر یا لااقل امری بیهوده می‎داند.
جریان فكری مهم دیگر، حكمت اشراق (بین سال‌های ۵۴۵ تا ۵۸۱ ق.) با نمایندگی شیخ شهاب‌الدین سهروردی است. او علاوه بر احیای حكمت ایرانی، بر آن بود روشی در مقابل روش‌های پیشین اتخاذ كند. این خط فكری كه عكس‌العملی در مقابل استدلال‌گرایی منطقی ارسطو به‌شمار می‎رود، بعدها در افكار و تالیفات برخی فلاسفه و اهل فرهنگ و ادب مشرق زمین انعكاس پیدا كرد. سهروردی شهود را به مثابه یك عنصر معرفتی وارد فلسفه اسلامی كرد و با برخی از مباحث منطقی ارسطویی مخالفت نمود.
درخصوص اندیشه‎های سیاسی و اجتماعی در اسلام، شاید بتوان در كنار گرایش‌های عقلی، نقلی و اشراقی، از گرایش دیگری با عنوان گرایش واقع‌گرایانه نام برد. ابن‌خلدون در عین حال كه از علوم عقلی و نقلی سخن می‎گوید، تاكید مباحث خود را بر واقع‌گرایی می‌گذارد و از این جهت، از دیگر اندیشمندان اسلامی متمایز می‎شود. وی علاوه بر عقل حسی(تمییزی) و عقل نظری، از عقل تجربی نیز نام می‎برد. معیارهای فوق براساس روش‎های مختلف معرفت در عرض یكدیگر قرار می‎گیرند. پس همان‌گونه كه برای رسیدن به شناخت، راه‌های مختلف عقل و نقل و شهود و تجربه وجود دارد، می‎توان طبقه‎بندی علوم در جهان اسلام را بر این اساس تحلیل كرد.

طبقه‎بندی دانش نزد فلاسفه اسلامی
بحث طبقه‎بندی دانش سیاسی بدون ذكر طبقه‎بندی دانش به معنای عام آن، میسر نیست، چرا كه قبل از هر چیز باید جایگاه دانش سیاسی بین دیگر دانش‌‎های بشری مشخص شود. در این بین، تقسیم حكمت به دو قسم حكمت نظری و حكمت عملی توسط ارسطو از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. مبحث طبقه‎بندی علوم در جهان اسلام كه از الكندی و سپس فارابی آغاز شد، ریشه در طبقه‎بندی دانش نزد ارسطو دارد.  ارسطو فضایل عقلی را به پنج دسته تقسیم می‌كرد: شناخت علمی، عقل شهودی، حكمت نظرى، حكمت عملى و توانایی عملی كه شامل فن و هنر (مثل مجسمه‌سازی) می‌شود. غایت علوم نظری معرفت به‌خاطر معرفت و موضوع آن وجود غیر‌مقدور است و اقسام آن عبارتند از:
- علم الهی یا مابعدالطبیعه كه درخصوص وجود - من حیث هو وجود- بحث می‎كند.
- ریاضیات كه از مقدار بحث می‎كند و اقسام آن عبارتند از حساب، هندسه، فلكیات و موسیقی.
- طبیعیات كه از متحرك و محسوس بحث می‎كند و اقسام آن عبارت است از علم طبیعت، علم آثار علویه، علم كون و فساد، علم نبات و حیوان، علم نفس، علم طب و علم كیمیا
وجودات مقدور، متعلق عقل عملى است و به سه قسم تقسیم مى‌شود:
- اخلاق كه موضوع آن افعال فردی انسان است
- تدبیر منزل كه موضوع آن افعال جمعی انسان در منزل است
- سیاست كه موضوع آن افعال انسان در جامعه است
نكته حائز اهمیت در اینجا، جایگاه سیاست بین اقسام حكمت است. ارسطو سیاست را حكمتی نظری نمی‎داند، بنابراین آن را در ذیل حكمت عملی قرار می‎دهد. معرفت سیاسی نزد او- برخلاف متاخرین وی- به شعب مختلف تقسیم نمی‎شود، بنابراین به‌عنوان كلی «سیاست» اكتفا می‎كند و آن را یكی از سه شاخه حكمت عملی می‌داند. فارابی هم ابتدا علوم را به دو بخش نظری و عملی تقسیم می‎كند. علوم نظری كه درباره موجوداتی سخن می‎گوید كه عمل انسان در آن دخیل نیست، بر سه قسم است: تعالیم یا ریاضیات، علم طبیعی و علم الهی یا مابعدالطبیعه. علوم عملی نیز به نوبه خود به دو بخش تقسیم می‎شود: علم اخلاق (كه به تعریف افعال نیك می‎پردازد؛ شیوه رسیدن به علل و اسباب آنها را نشان می‎دهد) و سیاست (كه از شناخت اموری سخن می‎گوید كه به وسیله آنها زمینه انجام اعمال نیك برای مردم شهرها فراهم شود). كتاب احصای‌العلوم درصدد جمع‌آوری تمامی علوم روزگار خویش است و برای این مقصود به پنج گروه اصلی اشاره می‎كند:
۱ - علم زبان كه شامل علم صرف و نحو و شعر و قرائت است و خود دو قسم دارد: آنچه در مورد حفظ دلالت الفاظ نزد هر امتی است و آنچه مربوط به قوانین این الفاظ است.
۲ - علم منطق كه قوانین كلی طریق صواب و خطا را یاد می‎دهد
۳ - علم تعالیم یا ریاضیات شامل علم عدد، علم هندسه، علم مناظر، علم نجوم، علم موسیقی، علم اثقال و علم حیل
۴ - علم طبیعی علمی است كه اجسام طبیعی و اعراض آنها كه اراده آدمی در آن نقشی ندارد را مطالعه می‎كند
۵ - علم مدنی علمی است كه درباره اصناف افعال و سنت‎های ارادی و همچنین از ملكات و اخلاق و سجایا و سیرت‎هایی كه منشا این افعال و سنت‎ها هستند، بحث می‎كند. این علم به فلسفه انسانی و فلسفه عملی هم موسوم است و دو جزء دارد: سعادت‌شناسی و بخشی كه حفظ و كنترل فضایل در جامعه را به عهده دارد.
وی در آخر به علم فقه و علم كلام اشاره می‎كند. علم فقه صناعتی است كه انسان به وسیله آن بر استنباط اموری كه شارع به آنها تصریح نكرده، از منابع قطعی براساس غرض شارع قدرت پیدا می‎كند. این علم فرع بر شریعت است. علم كلام صناعتی است كه انسان به وسیله آن می‎تواند از آرا و افعال و اراده در دین و شریعت دفاع كرده و شبهات مخالف را دفع كند. علم كلام مانند علم فقه دارای دو جزء نظری و عملی بوده كه فرع بر دین است. فارابی در كتاب التنبیه علی سبیل‌السعاده حكمت را به نظری و مدنی و حكمت مدنی را به اخلاق و فلسفه سیاسی تقسیم می‌كند. به نظر می‌رسد تنها موردی كه در تمام متون كهن اسلامی اصطلاح «فلسفه سیاسی اسلامی» به كار رفته، اینجا مشخص شده است.
طبقه‌بندی علوم از دیدگاه ابن‌سینا از این جهت اهمیت دارد كه راه را برای فقه سیاسی – به‌عنوان رقیب دیرینه فلسفه سیاسی – باز می‌كند. وی در اقسام‌العلوم و دانشنامه علایی سیاست را به دو بخش تقسیم می‌كند: علم نوامیس (و شرایع) و علم سیاست. اما همو در منطق‌المشرقین گامی فراتر نهاده و حكمت عملی را به چهار بخش تقسیم كرده است. او درواقع، علم شرایع را به شاخه‌ای مستقل از حكمت عملی تبدیل كرد و همین امر راه را برای فقهی شدن سیاست پس از وی گشود. ازجمله، خواجه‌نصیر در اخلاق ناصری این تقسیم را پذیرفته است.

طبقه‎بندی علوم نزد شریعت‌نامه‌نویسان
غزالی در احیای علوم‌الدین قصد داشت اضافاتی كه به مرور بر دین افزوده شده را بزداید. از دیدگاه وی، اشرف اصول، سیاست است كه به اصلاح و الفت دادن آدمیان و مجمع آنها برای یاری دادن بر اسباب معیشت و مضبوط دانستن آنها می‎پردازد. سیاست به مفهوم استصلاحی خود دارای چهار مرتبه است: سیاست انبیا، سیاست حكام و فقها، سیاست علمای آخرت و سیاست وعاظ. علوم دینی به دو دسته تقسیم می‎شوند: علوم معاملی و علوم مكاشفه. مقصود از دسته اول، علومی است كه پس از معرفت به عمل تبدیل می‎شود. كار سیاست بررسی این نوع علم است. علوم با توجه به اینكه انسان از دو بعد ظاهر و باطن تشكیل می‎شود، به علوم ظواهر (جوارح) و بواطن (دل) تقسیم می‎شود. علم ظواهر به عبادات و عادات و علم بواطن به منجیات و مهلكات قابل تقسیم است. تقسیم‎بندی كتاب احیای علوم‌الدین بر همین اساس انجام شده است. غزالی علوم را بر حسب جایگاه یافته‎ها به اصول، فروع، مقدمات و مهمات تقسیم می‎كند. فقه علمی فرعی و متعلق به مصالح دنیا است. از دیدگاه وی، علم كلام صرفاً جهت حفظ عقیده اهل سنت نسبت به تشویق‎های اهل بدعت مفید است، و بنابراین فایده خاص دیگری ندارد. موضع غزالی نسبت به فلسفه به مراتب شدیدتر است. وی برخی فلاسفه را به كفر متهم می‎كند. به نظر وی، فلاسفه مباحث سیاسی خود را كه متعلق به احكام دارای مصلحت در دنیا است، از كتب الهی و انبیای سلف اخذ كرده‌اند و از خود چیزی ندارند. از دیدگاه غزالی، فلاسفه نكات مثبت خود را از كتب الهی گرفته‌اند؛ فلسفه مفید فایده‎ای نیست، بنابراین دستاورد خاصی برای بشریت نداشته است. وی فلاسفه را به سه قسم دهریون، طبیعیون و الهیون تقسیم می‎كند. همان گونه كه در تقسیم‎بندی علوم نزد غزالی مشاهده می‎شود، اثری از فلسفه اولی و فلسفه مدنی وجود ندارد. درواقع، غزالی بی‎مهری خود نسبت به این دو رشته علمی را در تقسیم‎بندی خود از دانش‎ها نیز نشان داده است. مواضع نظری غزالی در عملكرد سیاسی‎اش نیز موثر واقع شد؛ پشت كردن به آرمان‌خواهی و اندیشه عقلی، نتیجه‎ای برای او جز لغزیدن به دام واقع‌گرایی و سیاست قدرت نداشت. غزالی را می‎توان از دیدگاهی دیگر نگریست. وی با كنار گذاشتن تقسیم‌بندی‌های مبتنی‌بر فلسفه كه از یونان وارد شده بود، با نگاهی درونی و بومی به علوم اسلامی پرداخت. این تحول زمینه را برای حكمت اشراق آماده كرد. پس غزالی، از این دیدگاه، نقطه‌عطفی در علوم اسلامی و طبقه‎بندی آن محسوب می‎شود.

طبقه‎بندی دانش نزد ابن‌ خلدون
گفته شد ابن‌خلدون با دیدگاهی تجربی‎تر به سیاست می‎نگرد. در اینجا، سعی می‎كنیم این گرایش را در طبقه‎بندی علوم از دیدگاه او دنبال كنیم. او دانش را ابتدا به دو نوع طبیعی (كه امكان راهیابی به یاری اندیشه در آن وجود دارد) و نقلی (كه انسان آنها را از كسانی كه وضع كرده‎اند، فرا می‎گیرد) تقسیم می‎كند. گونه نخستین عبارت از دانش‌های حكمت و مسائل فلسفی است، كه انسان می‎تواند بر حسب طبیعت اندیشه خود به آنها پی برد. در علوم نقلی، عقل را مجالی نیست، مگر در پیوند دادن فروع آنها به اصول. علوم نقلی شامل لغت و نحو و فقه و اصول فقه و كلام و تفسیر و مانند آن می‎شود؛ هر چند اصل این علوم، دانش‎های شرعی است. جایگاه سیاست در طبقه‎بندی علوم از دیدگاه ابن‌خلدون را نمی‎توان بدون تعریف علم عمران توضیح داد. علم عمران به مجموعه‎ای از دانش‎های تجربی درباره اجتماع اطلاق می‎شود. ابن‌خلدون درصدد است با بنیانگذاری این دانش، طرحی نو در مطالعه تاریخ و اجتماع دراندازد. وی پس از تعریف علم تاریخ، نقش علم عمران را نسبت به آن تشریح می‎كند: «و هرگاه این شیوه را به كار بریم، در باز شناختن حق از باطل و تشخیص دادن اخبار راست از دروغ برای ما به منزله قانونی برهانی و منطقی خواهد بود كه هیچ گونه شك به آن راه نیابد و در این هنگام اگر درخصوص كیفیاتی كه در اجتماع روی می‎دهد چیزی بشنویم، خواهیم توانست به وسیله آن اخبار سره را از ناسره بازشناسیم و این شیوه معیاری صحیح خواهد بود كه مورخان خواهند توانست در نقل كردن مطالب، راه راست و درستی را بجویند.»
ظاهر نقل قول فوق آن است كه علم عمران به منزله «ابزار» یا «روش» به علم تاریخ خدمت می‎كند. اما در ادامه بحث، ابن‌خلدون احتمال مستقل بودن این علم را مطرح می‎كند: «گویا این شیوه خود دانش مستقلی باشد، زیرا دارای موضوعی است كه همان عمران بشری و اجتماع انسانی است و دارای مسائلی است كه عبارت از بیان كیفیات و عوارضی است كه یكی پس از دیگری به ذات و ماهیت عمران می‎پیوندند.و این امر –یعنی داشتن موضوع و مسائل خاص- از خصوصیات هر دانشی است و معنی علم همین است؛ خواه وصفی باشد و خواه عقلی. » محسن مهدی درخصوص تبعی بودن یا اصالی بودن علم عمران تفسیر خاصی دارد: «علم عمران فن نیست، بلكه جزو علوم است، زیرا هدف آن، كسب دانش برهانی نه درباره رویدادهای انفرادی به نفسه، بلكه درباره اصول اساسی آن رویدادهای متشابه دیگر است. چون هدف علم عمران تصحیح گزارش‌های تاریخی برای استفاده مردان عمل است، نمی‎تواند طبیعت و علل كردارهای آدمی را كاملا پی‌جویی كند، یا درصدد تدوین یك علم كامل نظری درباره بشر برآید و این خواه‌ناخواه از جنبه علمی آن می‎كاهد، زیرا این جنبه همواره تناسب با كلیت و ابدیت استنتاجات یك علم دارد.»
پس از دیدگاه محسن مهدی، ابن‌خلدون سعی دارد علم عمران را از تاریخ مستقل كند؛ اما این امر توسط او ممكن نشده و جنبه ابزاری بودن آن هنوز غلبه دارد. به هر حال، دیدگاه ابن‌خلدون نسبت به عقل و نقل، تاثیری بسزا در طبقه‎بندی علوم دارد. وی افول علوم در مشرق زمین را ناشی از بی‎توجهی به علم عمران می‎داند و در مذمت فلسفه، بابی تحت‌عنوان «ابطال فلسفه و فساد كسانی كه در آن ممارست می‎كنند» باز می‎نماید. به اعتقاد او، فلسفه ظنونی به دست می‎دهد كه از اول هم به آنها وقوف داشته‌ایم. از جانب دیگر، او بین حرفه فقها و فلاسفه با سیاست رابطه‎ای مشاهده نمی‎كند. نصار تقابل میان پندارگرایی فارابی و واقع‌گرایی جامعه‌شناختی ابن‌خلدون را در جایگزینی «دولت» به جای «مدینه» ذكر می‎كند. ماهیت علم عمران و نسبت آن با علوم نظری و عملی، امری است كه ابن‌خلدون به صراحت به آن اشاره نكرده است. محسن مهدی در پاسخ به این سوال كه «اگر علم عمران یك علم عقلی و فلسفی است، پس چگونه است كه هدف آن با این سه طبقه‎بندی كلی از علوم فلسفی به طرز خاصی متفاوت است؟» می‎نویسد: «پاسخ آن، این است كه ما با علم مخلوطی سروكار داریم كه اصول اساسی آن متوجه یك هدف نظری یا عملی یا خلاق نیست... در علم عمران ما مخلوطی از سه عنصر را داریم: هنری یا خلاق، عملی و نظری.» از دیدگاه وی، علم عمران دارای ابعاد سه‌گانه و منشوری هنری، عملی و نظری است. بنابراین علم عمران را نمی‎توان به سادگی تحت تقسیم‎بندی دوگانه یا سه‌گانه ارسطو قرار داد. ابن‌خلدون سیاست را ازجمله علوم طبیعی (عقلی) می‎داند و هدف آن را چنین توضیح می‎دهد: «سیاست تدبیر منزل یا شهر به آیین اخلاق و خرد است تا جمهور مردم را به راهی سوق دهد كه به حفظ و بقای نوع منتهی شود.» هدف علم سیاست و علم عمران متفاوت است و هرچند ممكن است از موضوعی واحد بحث كنند، اما دیدگاه‌های آنها با هم فرق دارد. در حالی كه سیاست می‎كوشد اجتماع را چنان كه باید و شاید سامان دهد، علم عمران اجتماع را برای تحقیق وقایع تاریخی و اصلاح اخبار مورد مطالعه قرار می‎دهد.
در مجموع، می‌توان گفت بحث طبقه‎بندی علوم در جهان اسلام بیش از هر چیز به گرایش فلسفه سیاسی و سلسله جنبان آن - ابونصر محمد فارابی- استناد دارد، بنابراین مبحث فوق از اندیشه یونان باستان وام گرفته و در جهان اسلام با توجه به گرایش‌های علمی همانند اصول فقه، فقه و كلام تكمیل شده است. مهم‎ترین مساله در تقسیم‎بندی دانش كلاسیك اسلامی، نسبت عقل و نقل است. آنچه فارابی را از غزالی و ماوردی و خنجی و خواجه نظام‌الملك جدا می‎كند، گرایش فلسفی و عقلی او است. تقسیم‎بندی روزنتال نیز به این تقابل اشاره دارد. اگر تقسیم‎بندی علوم نزد فارابی و غزالی را با هم مقایسه كنیم، می‎بینیم عقل در فارابی مبنای همه چیز است، در حالی كه در غزالی فلسفه اولی و فلسفه مدنی از تقسیمات علوم خارج شده است. فقه سیاسی در فارابی، در ذیل علوم بشری قرار می‎گرفت، در حالی كه در غزالی، فلسفه سیاسی به چنین سرنوشتی دچار می‎شود. مباحث و موضعگیری‎های محتوایی اندیشمندان، خود را در مبحث طبقه‎بندی علوم نشان می‎دهد.
* عضو هیات علمی دانشگاه مفید
 
نظر ها
افزودن جدید
ناشناس   |78.38.76.xxx | 2010-04-24 08:19:16 
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow اندیشه arrow سیاست یا سیاست‌ها