شهره لرستاني به حتم با بازياش در مجموعه نوروزي«دارا و ندار» در ذهن خيلي از مخاطبان تلويزيوني خواهد ماند. او ليسانس كارگرداني و فوقليسانس فيلمنامهنويسي دارد، اما تجربه بازياش در «دارا و ندار» آنطور كه از چند ساعت پشت صحنه اين سريال دستگيرم شد، چيزي فراتر از تحصيلات او است. لرستاني اولين فيلم سينمايياش را با فيلم «نياز»عليرضا داوودنژاد آغاز كرد، اما با بازياش در فيلم «ليلي با من است» ديده شد.
اولين فيلم او كه كارگرداني و نويسندگي آن را برعهده داشت، فيلم تلويزيوني «ماهمنير» بود كه چندين بار از تلويزيون پخش شد، همچنين در قرقيزستان با زيرنويس روسي براي روسزبانها و قرقيزها پخش شد.«بيبيخاتون» ديگر تجربه كارگرداني او است كه شب يلدا از تلويزيون پخش شد و مانند كار قبلياش مورد استقبال مخاطبان تلويزيوني قرار گرفت. لرستاني در «دارا و ندار» نقش يك دختر كرمانشاهي را بازي ميكند. با لرستاني در پشت صحنه سريال گفتوگو كرديم كه در ادامه ميخوانيد:
درباره نقشتان در سريال «دارا و ندار» بگوييد.
در اين سريال من نقش يك دختر كرمانشاهي را بازي ميكنم كه اسمش قشنگ است و در يكي از اتاقهاي خانه قمر خانمي با برادرش فريدون زندگي ميكند.
اين دومين تجربه كاري شما با مسعود دهنمكي است. بايد از همكاري قبلي راضي باشيد كه حاضر به تكرار آن شده ايد.
براي بازيگر چند چيز ميتواند ملاك باشد. درباره مسعود دهنمكي بايد بگويم كه تجربه قبليام با او مورد استقبال مردم قرار گرفت و اين براي من خيلي مهم است و در تصميم مجددم خيلي تاثير داشت. اميدوارم اينجا هم تكرار شود و مردم خوششان بيايد. در نهايت ما براي مردم كار ميكنيم و هدف ما رضايت مردم است. چه چيزي براي يك بازيگر از اينكه ديده شود، مهمتر است.
در «اخراجيها 3» هم بازي ميكنيد؟
صحبتهايي شده ولي چون هنوز بهطور جدي به جريان نيفتاده نميدانم چه اتفاقي بيفتد.
تجربه كارهاي مناسبتي مخصوصا نوروزي را داشتيد يا نه؟
بله، من سال گذشته «اشكها و لبخندها» به كارگرداني حسن فتحي را براي نوروز كار كردم. حتي موقع سال تحويل هم ما سر صحنه بوديم. اشكها و لبخندها هم ديده شد و من خيلي خوشحالم كه بار ديگر قرار است اين اتفاق برايم بيفتد.
معمولا رقابتي بين كارهاي مناسبتي شكل ميگيرد و مردم از بين همه كارهاي در حال پخش از يكي از آنها استقبال ميكنند. فكر ميكنيد اين سريال چقدر مورد استقبال واقع ميشود با توجه به اينكه مهران مديري هم در حال ساخت يك سريال نوروزي است و...
آنچه شما از آن بهعنوان رقابت نام ميبريد، ما ميگوييم همكاري. دوستان خوب من مهران مديري و ديگران هم دارند براي نوروز كار ميكنند. در نهايت ممكن است اين مساله از ديد كسي كه دور است، رقابت به نظر بيايد، ولي از ديد ما تلاش دستهجمعي ما است كه عيد شادي را براي مردم بيافرينيم. من به شخصه خوشحال ميشوم، وقتي همه كارها خوب است. اين مساله باعث ميشود راندمان كار ما بالا برود. معتقدم كه اگر او خوب باشد، بازي من خوب است و برعكس دلم نميخواهد يك جور مسابقه بازي قلمداد بشود كه در اين بازي برد و باختي وجود داشته باشد.
چقدر در سريال «دارا و ندار» از بداهه استفاده كرديد.
به هر حال كارهاي دهنمكي براساس بداههسازي شكل ميگيرد، در اين چند كاري كه من با وی بودم متوجه شدم به بازي بداهه بازيگرانش خيلي اهميت ميدهد. اما چون من نقشم لهجه كرمانشاهي دارد، از قبل بايد تنظيم كنم؛ يعني در لحظه جلوي دوربين لهجهام دستخوش ماجراهايي ميشود و بهسمت لهجه لري و بروجردي ميرود.
يك مقدار سخت است كه بتوانم در لهجه كرمانشاهي بداهه به كار ببرم. با تمام اين احوال سعي كردم با تكه كلام بهخصوص و استفاده از ضربالمثلها و استعارههاي كرمانشاهي عمدتا روي لهجه كار كنم، نه زبان. ميخواهم بگويم اين مساله لهجه كرمانشاهي باعث شده خيلي تمرين كنم.
شما براي عيد نوروز همين يك كار را براي پخش داريد؟
من پارسال عيد هم فقط «اشكها و لبخندها» را داشتم، ولي متاسفانه به دليل بدقوليهاي تلويزيون به لحاظ پرداخت، هنوز پول پارسال را نگرفتم. به اين دلیل است كه سعي كردم كمتر با تلويزيون همكاري كنم.
اخيرا خودتان بهعنوان كارگردان كار جديدي بعد از «شب يلدا» براي تلويزيون انجام ندادهايد؟
خير. اما قرار است كاري را بعد از عيد به نام «زيرخاكي» به كارگرداني و نويسندگي خودم كار كنم.
نقش شما انگار خيلي «ندار» است؟
بله. درواقع من و برادرم، آخرين نفراتي هستيم كه از اين خانه ميرويم و جزو كساني هستيم كه به معناي واقعي فقر و رنج را تجربه كردهايم. اين را هم بگويم كه من نقشم اينجا طنز نيست و قرار است خيلي طنز بازي نكنم برخلاف نقشهاي قبلياي كه داشتم.
آيا تجربه نقش ندار را قبلا داشتيد؟
بله در فيلم «نياز» داوودنژاد كه اولين تجربه فيلم سينمايي من بود.
درباره نقش «قشنگ» بگوييد كه ظاهرا از بازي آن خوشحال و راضي به نظر ميرسيد.
«قشنگ» دختري است با سن بالا كه ازدواج نكرده است، حتي از ترس برادرش هم جرات نميكند اگر از كسي خوشش هم آمد، چيزي بگويد. ضمن اينكه من هميشه بر نقشهايي كه بازي ميكنم، مسلط هستم و تجربههايي از اين نقشها در زندگي خود داشتهام و به عبارتي خيلي سوار ماجرا بودم، اما اينجا برخلاف نقشهاي قبليام مقداري مدارا ميكنم و كوتاه ميآيم. اين نقش برايم خيلي جالب بود، چون نه در زندگي شخصيام اين تجربه را داشتم، نه در زندگي بازيگريام. ويژگي خاص اين نقش كنار آمدن اين خواهر و برادر با يكديگر است؛ هر دو رنج و درد زيادي كشيدهاند. تمام رنجها و دردي كه كشيدهاند و حالا كه يك اتفاق براي همه ميافتد و همه تغيير و تحول پيدا ميكنند، قرار است براي ما چه اتفاقي بيفتد؟
نقشي كه براي شما نوشته شد به تيپ نزديك است يا به شخصيت؟
در فيلمنامه تيپ بود، ولي سعي ميكنيم به شخصيت نزديكش كنيم. براي همين هم اين نقش را طنز نگرفتمش. نقش قشنگ در دارا و ندار، يك مقدار حال و هواي رئال دارد. مثل هر انساني لحظههاي طنز دارد و لحظههايي هم غمگين است.
يعني خودتان با تيپبودنش موافق نيستيد؟
نه من ترجيح ميدهم كاراكتر بازي كنم و «قشنگ» را تبديل به يك شخصيت كنم تا در يادها بماند.
فكر نميكنيد ممكن است وارد كردن بداهه در ساختار كل، آن را به تيپ بودن ميكشاند.
براي همين سعي ميكنم جلوي دوربين از بداهه پرهيز كنم، هر چيزي است كه هست. از قبل تمرين كنم. براي اين نقش به نظر خواهد آمد كه من كمي كمرنگتر از بقيه حضور پيدا ميكنم، چون دارم سعي ميكنم كاراكتر بازي كنم.