در دادگاه خانواده مطرح شد
ماجرای مهریه ۷شاخه زیتون
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۲۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۷ تعداد بازدیدها: ۸۱۴
ماجرای مهریه ۷شاخه زیتون

فرهیختگان: هفت شاخه زیتون، ‌مهریه زن ۵۰ ساله‌ای است كه پس از چند سال اصرار شوهرش، برای طلاق راضی شد. به گزارش خبرنگار ما، این زن ۵۰ ساله پس از آنكه تصمیم به جدایی گرفت به دادگاه خانواده مراجعه كرد و در برابر رئیس شعبه ۲۶۸ این دادگاه قرار گرفت و گفت: قصد دارم پس از گرفتن مهریه‌ام كه هفت شاخه زیتون است، از شوهرم جدا شوم.

این زن درخصوص تشریح ماجرای زندگی خود، گفت: ۳۰ سال پیش با بهمن، شوهرم ازدواج كردم. بهمن پسر یكی از بستگان پدرم بود. او از چند سال قبل از ازدواجمان به من علاقه‌مند شده بود اما هر بار كه از من خواستگاری می‌كرد، جواب‌ رد به او می‌دادم زیرا قصد ازدواج نداشتم و از طرفی علاقه‌ای هم به بهمن نداشتم. دوست داشتم با مردی ازدواج كنم كه به او علاقه‌مند باشم اما پدرم این موضوع را نمی‌فهمید. او می‌خواست با بهمن ازدواج كنم. از نظر وی بهمن از یك خانواده ثروتمند بود و می‌توانست مرا خوشبخت كند. بهمن آنقدر به خانه ما برای خواستگاری آمد تا اینكه مجبور شدم با اصرار پدرم با وی ازدواج كنم. طبق سنت‌مان مهریه من هفت شاخه زیتون تعیین شد. این زن میانسال ادامه داد: بعد از ازدواج، زندگی من و بهمن با دعوا و درگیری آغاز شد. بهمن مرد بهانه‌گیری بود و سر موضوع‌های مختلف داد و فریاد به‌راه می‌انداخت تا اینكه پس از مدتی سكته قلبی كردم و در بیمارستان بستری شدم. پس از آن به بیماری افسردگی دچار شدم، از آن زمان به بعد رفتار بهمن با من عوض شد. او دیگر نسبت به من علاقه‌ای نداشت و كمتر به دیدارم می‌آمد. همیشه كار را بهانه می‌گرفت و از خانه بیرون می‌رفت. او می‌گفت: نمی‌تواند من را كه یك بیمار هستم تحمل كند. من نیز همیشه در خانه بودم و از خانه بیرون نمی‌رفتم. بهمن با رفتار بد و ناشایست خود بیماری مرا تشدید كرد. او مرتب به من سركوفت می‌زد و می‌گفت یك دیوانه هستم. با به‌دنیا آمدن دخترم تصمیم گرفتم به رفتار بهمن توجهی نكنم. به خاطر تنها دخترم بهمن را تحمل كردم و حرفی نزدم. تنهایی‌هایم را با دخترم پر می‌كردم. زندگی من و بهمن سیاه شده بود و دیگر هیچ علاقه‌ای بین ما نبود. بهمن از همان سال اول تولد دخترمان از من خواست از هم جدا شویم اما من به خاطر دخترم راضی به جدایی نمی‌شدم. حاضر بودم بدرفتاری‌های بهمن را تحمل كنم ولی مهر طلاق روی شناسنامه‌ام نخورد. از طرفی هم نمی‌خواستم دخترم بدون سایه پدر بزرگ شود.
این زن در ادامه اظهاراتش گفت: تا اینكه دخترم بزرگ شد، او اكنون ۲۰ سال دارد و می‌تواند زندگی مستقلی داشته باشد. دخترم هم وقتی رفتار پدرش با من را می‌بیند اصرار می‌كند از او جدا شوم. به همین دلیل به طلاق رضایت دادم. بهمن هم كه این اواخر اصلا به دیدن ما نمی‌آید، وكالتنامه‌ای به من داده تا به‌وسیله آن از هم جدا شویم. اما می‌خواهم اول مهریه‌ام را كه هفت شاخه زیتون است به اجرا بگذارم. پدرم كه اكنون فوت كرده، این مهریه را تعیین كرد و هیچ‌وقت دلیل این انتخاب را متوجه نشدم. حتی خانواده بهمن نیز با این مهریه كاملا موافق بودند و من با هفت شاخه زیتون به عقد بهمن درآمدم. به همین دلیل می‌خواهم مهریه‌ام را بگیرم و از شوهرم برای همیشه جدا شوم.
با اظهارات این زن، قاضی عموزادی، درخصوص این پرونده به خبرنگار ما گفت: در حال حاضر با وكالتنامه‌ای كه این زن از شوهرش به دادگاه ارائه داده، وی می‌تواند به راحتی از او جدا شود اما درخصوص مهریه، باید شوهرش به دادگاه احضار شود و معادل نقدی هفت شاخه زیتون را بپردازد.
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow حوادث arrow ماجراي مهريه 7شاخه زيتون