فرهيختگان: هفت شاخه زيتون، مهريه زن 50 سالهاي است كه پس از چند سال اصرار شوهرش، براي طلاق راضي شد.
به گزارش خبرنگار ما، اين زن 50 ساله پس از آنكه تصميم به جدايي گرفت به دادگاه خانواده مراجعه كرد و در برابر رئيس شعبه 268 اين دادگاه قرار گرفت و گفت: قصد دارم پس از گرفتن مهريهام كه هفت شاخه زيتون است، از شوهرم جدا شوم.
اين زن درخصوص تشريح ماجراي زندگي خود، گفت: 30 سال پيش با بهمن، شوهرم ازدواج كردم. بهمن پسر يكي از بستگان پدرم بود. او از چند سال قبل از ازدواجمان به من علاقهمند شده بود اما هر بار كه از من خواستگاري ميكرد، جواب رد به او ميدادم زيرا قصد ازدواج نداشتم و از طرفي علاقهاي هم به بهمن نداشتم. دوست داشتم با مردي ازدواج كنم كه به او علاقهمند باشم اما پدرم اين موضوع را نميفهميد. او ميخواست با بهمن ازدواج كنم. از نظر وي بهمن از يك خانواده ثروتمند بود و ميتوانست مرا خوشبخت كند. بهمن آنقدر به خانه ما براي خواستگاري آمد تا اينكه مجبور شدم با اصرار پدرم با وي ازدواج كنم. طبق سنتمان مهريه من هفت شاخه زيتون تعيين شد. اين زن ميانسال ادامه داد: بعد از ازدواج، زندگي من و بهمن با دعوا و درگيري آغاز شد. بهمن مرد بهانهگيري بود و سر موضوعهاي مختلف داد و فرياد بهراه ميانداخت تا اينكه پس از مدتي سكته قلبي كردم و در بيمارستان بستري شدم. پس از آن به بيماري افسردگي دچار شدم، از آن زمان به بعد رفتار بهمن با من عوض شد. او ديگر نسبت به من علاقهاي نداشت و كمتر به ديدارم ميآمد. هميشه كار را بهانه ميگرفت و از خانه بيرون ميرفت. او ميگفت: نميتواند من را كه يك بيمار هستم تحمل كند. من نيز هميشه در خانه بودم و از خانه بيرون نميرفتم. بهمن با رفتار بد و ناشايست خود بيماري مرا تشديد كرد. او مرتب به من سركوفت ميزد و ميگفت يك ديوانه هستم. با بهدنيا آمدن دخترم تصميم گرفتم به رفتار بهمن توجهي نكنم. به خاطر تنها دخترم بهمن را تحمل كردم و حرفي نزدم. تنهاييهايم را با دخترم پر ميكردم. زندگي من و بهمن سياه شده بود و ديگر هيچ علاقهاي بين ما نبود. بهمن از همان سال اول تولد دخترمان از من خواست از هم جدا شويم اما من به خاطر دخترم راضي به جدايي نميشدم. حاضر بودم بدرفتاريهاي بهمن را تحمل كنم ولي مهر طلاق روي شناسنامهام نخورد. از طرفي هم نميخواستم دخترم بدون سايه پدر بزرگ شود.
اين زن در ادامه اظهاراتش گفت: تا اينكه دخترم بزرگ شد، او اكنون 20 سال دارد و ميتواند زندگي مستقلی داشته باشد. دخترم هم وقتي رفتار پدرش با من را ميبيند اصرار ميكند از او جدا شوم. به همين دليل به طلاق رضايت دادم. بهمن هم كه اين اواخر اصلا به ديدن ما نميآيد، وكالتنامهاي به من داده تا بهوسيله آن از هم جدا شويم. اما ميخواهم اول مهريهام را كه هفت شاخه زيتون است به اجرا بگذارم. پدرم كه اكنون فوت كرده، اين مهريه را تعيين كرد و هيچوقت دليل اين انتخاب را متوجه نشدم. حتي خانواده بهمن نيز با اين مهريه كاملا موافق بودند و من با هفت شاخه زيتون به عقد بهمن درآمدم. به همين دليل ميخواهم مهريهام را بگيرم و از شوهرم براي هميشه جدا شوم.
با اظهارات اين زن، قاضي عموزادي، درخصوص اين پرونده به خبرنگار ما گفت: در حال حاضر با وكالتنامهاي كه اين زن از شوهرش به دادگاه ارائه داده، وي ميتواند به راحتي از او جدا شود اما درخصوص مهريه، بايد شوهرش به دادگاه احضار شود و معادل نقدي هفت شاخه زيتون را بپردازد.