كودك‌ربایی برای انتقام از همسایه‌ ثروتمند
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۲۱ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۵:۰۰ تعداد بازدیدها: ۶۸۶
كودك‌ربایی برای انتقام از همسایه‌ ثروتمند

فرهیختگان: زن جوان برای انتقام‌گیری از همسایه پولدار خود، با همدستی دوست پنهانی نقشه ربودن پسر هفت‌ساله آنها را اجرا كرد. آدم‌رباها پس از ربودن این پسربچه تقاضای ۴۰ میلیون تومان پول كردند.

به گزارش خبرنگار ما، ۲۵ آذرماه سال جاری زوج جوانی با مراجعه به كلانتری ۱۵۲ خانی‌آباد، ماموران را در جریان مفقودشدن پسر هفت‌ساله‌شان به نام پویا قرار دادند. آنها در شكایت خود گفتند: ساعت ۹ شب پویا برای خرید چیپس به مغازه رفت. او از همان زمان كه از خانه خارج شد تاكنون كه پنج ساعت گذشته به خانه بازنگشته است. بنابراین تقاضای پیگیری موضوع را داریم.با اعلام شكایت این زوج موضوع در دستوركار ماموران قرار گرفت و تلاش برای شناسایی پسر ناپدیدشده آغاز شد. در حالی كه كارآگاهان در حال جست‌وجو برای یافتن كودك بودند، زوج جوان بار دیگر به كلانتری مراجعه و اعلام كردند: پسر ما از سوی افراد ناشناسی ربوده شده و این افراد با تماس‌های پی‌درپی تقاضای ۴۰ میلیون تومان پول كردند.
با اعلام این موضوع، كارآگاهان به موضوع پرداخته و در تجسس‌های خود دریافتند آدم‌ربایان از تلفن همگانی در همان منطقه تماس می‌گیرند. پدر پویا در تحقیقات به ماموران گفت: من با هیچ‌كس خصومتی ندارم و نمی‌توانم به كسی مظنون شوم. چون هیچ دشمنی ندارم.در ادامه ماموران پلیس پیگیر این موضوع بودند كه یك روز پس از ربوده‌شدن كودك هفت‌ساله، پدر و مادرش به كلانتری مراجعه و اعلام كردند آدم‌ربایان با آنها تماس گرفته و گفته‌اند پویا را در فروشگاهی در خانی‌آباد رها كرده‌اند.
بدین‌ترتیب با مراجعه به فروشگاه پویای هفت‌ساله همان‌جا پیدا و به كلانتری منتقل شد. این پسر در تحقیقات به ماموران گفت: از مغازه برگشته بودم و در راه خانه بودم كه ناگهان سه نفر كه نقابدار هم بودند كلاهی روی صورت من كشیده و با بستن دهانم مرا داخل خودرویی انداختند. این سه مرد مرا به خانه‌ای كه نمی‌دانم كجا بود بردند و در اتاقی انداختند. من به دلیل اینكه آنها روی صورت خود ماسك داشتند نمی‌توانستم صورت‌شان را ببینم. تمام شب را در اتاق خانه محبوس بودم و هیچ‌كدام از حرف‌های آنها را نمی‌شنیدم. پس از گذشت یك روز هم آنها مرا سوار خودرو كرده و در پاساژ رها كردند. فقط توانستم خودروی آنها را ببینم كه یك پژوی نقره‌ای رنگ بود.
با اظهارات این  پسر تلاش برای بازداشت آدم‌ربایان در دستوركار ماموران قرار گرفت، یك روز پس از این ماجرا مرد جوانی به كلانتری مراجعه و اعلام كرد آدم‌ربایان را می‌شناسد و می‌خواهد اطلاعی درخصوص آنها به ماموران بدهد.
این مرد درخصوص توضیح اظهاراتش گفت: مادرزن من همسایه خانواده این كودك است. در همان آپارتمان نیز دختری به نام معصومه زندگی می‌كند كه از بستگان مادرزنم است. او به همراه پدر و مادرش در این آپارتمان زندگی می‌كند. این دختر چند وقت پیش به من گفت با پسری به نام پیام آشنا شده و با او ارتباط دارد. او از من خواست راهنمایی‌اش كنم. یك روز كه به خانه مادرزنم رفته بودم معصومه را به همراه پیام دیدم كه در پاركینگ در حال گفت‌وگو بودند، من شنیدم كه پیام به معصومه می‌گفت بالاخره این بچه را می‌دزدم و كار را تمام می‌كنم. فردای همان روز معصومه با من تماس گرفت و گفت پیام پسر همسایه را ربوده است. معصومه از من خواست به آنها كمك كنم ولی من گفتم هیچ دخالتی در این ماجرا ندارم. پس از آن پیام چندین‌بار با من تماس گرفت و گفت در این ماجرا كمكش كنم. او كه به همراه برادرش دست به این آدم‌ربایی زده بود به شدت ترسیده بود. من از مادرزنم شنیدم كه پسر همسایه‌اش ربوده شده است. به همین دلیل مطمئن شدم این آدم‌ربایی كار پیام و معصومه باشد.با اطلاعاتی كه این مرد به ماموران داد، بلافاصله پیام و برادرش در خانه خود شناسایی و بازداشت شدند. پیام در بازجویی‌های قضایی و پلیسی با اعتراف به جرم خود به ماموران گفت: معصومه به من پیشنهاد ربودن پسر همسایه‌شان را داد. او گفت كه خانواده این پسر پولدار هستند و می‌توانیم پول خوبی به دست بیاوریم. به همین دلیل من همراه برادر و یكی از دوستانم با خودروی پدربزرگم پویا را دزدیدیم و به خانه پدربزرگم در خانی‌آباد بردیم. در این مدت نیز معصومه مرتب درخصوص رفت‌وآمدهای خانه پویا به ما گزارش می‌داد. وقتی فهمیدیم پلیس متوجه این موضوع شده ترسیدیم و پویا را رها كردیم. با اعتراف هر دو متهم، ‌معصومه و دوست پیام نیز دستگیر شدند و تحت بازجویی‌های قضایی و پلیسی قرار گرفتند. دوست پیام در اعترافات خود گفت: پیام نقشه این دزدی را كشید و من در تمام این مدت مراقب پویا بودم.در ادامه تحقیقات، معصومه ضمن اعتراف به جرم خود به ماموران گفت: چند سال پیش از شوهرم جدا شدم و به همراه پدر و مادرم زندگی می‌كردیم. من در یك آرایشگاه مشغول به كار بودم اما به دلیل مطلقه بودنم با مشكلات زیادی مواجه شدم، تا جایی كه برای مدتی پدر و مادرم اجازه خروج از خانه را به من نمی‌دادند. از همان زمان كه طلاق گرفتم، مادر پویا مرتب با من درگیر می‌شد. به من تهمت می‌زد و مرا آزار می‌داد. اوایل هیچ‌چیز به او نمی‌گفتم ولی كم‌كم عصبانی شدم، من به‌تازگی با پیام آشنا شده بودم، اما ما با مشكلات مالی فراوانی مواجه بودیم و به همین دلایل نمی‌توانستیم با هم ازدواج كنیم. همین موضوع باعث شد نقشه ربودن پویا را بكشم، چون با این كار هم می‌توانم از مادر پویا انتقام بگیرم و هم با توجه به پولدار بودن آنها پول خوبی به دست بیاورم. زمان ربودن پویا نیز من با پیام تماس گرفته و گفتم این پسر به مغازه رفته است. پیام نیز به همراه برادر و دوستانش بلافاصله آمدند و پویا را دزدیدند.
با اعتراف هر چهار متهم، پرونده با صدور كیفرخواست، برای رسیدگی به شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومی بعثت ارجاع شد. این پرونده در حالی به دادگاه ارسال شد كه خانواده پویا رضایت خود را درخصوص متهمان اعلام كردند. آنها گفتند با توجه به همسایه بودن‌مان و پشیمانی متهمان شكایت خود را پس گرفته و اعلام رضایت می‌كنیم.
بدین‌ترتیب قاضی گیوكی جلسه محاكمه متهمان را برگزار كرد. رئیس شعبه ۱۱۵۶ دادگاه پس از بررسی پرونده و شنیدن اظهارات متهمان به‌زودی حكم نهایی درخصوص این آدم‌ربایی را اعلام خواهد كرد.
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow حوادث arrow كودك‌ربايي براي انتقام از همسايه‌ ثروتمند