تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow جهان arrow كودك‌ربايي براي انتقام از همسايه‌ ثروتمند
 
كودك‌ربايي براي انتقام از همسايه‌ ثروتمند
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
21 اسفند 1388 - 15:12
كودك‌ربايي براي انتقام از همسايه‌ ثروتمند

فرهيختگان: زن جوان براي انتقام‌گيري از همسايه پولدار خود، با همدستي دوست پنهاني نقشه ربودن پسر هفت‌ساله آنها را اجرا كرد. آدم‌رباها پس از ربودن اين پسربچه تقاضاي 40 ميليون تومان پول كردند.

به گزارش خبرنگار ما، 25 آذرماه سال جاري زوج جواني با مراجعه به كلانتري 152 خاني‌آباد، ماموران را در جريان مفقودشدن پسر هفت‌ساله‌شان به نام پويا قرار دادند. آنها در شكايت خود گفتند: ساعت 9 شب پويا براي خريد چيپس به مغازه رفت. او از همان زمان كه از خانه خارج شد تاكنون كه پنج ساعت گذشته به خانه بازنگشته است. بنابراين تقاضاي پيگيري موضوع را داريم.با اعلام شكايت اين زوج موضوع در دستوركار ماموران قرار گرفت و تلاش براي شناسايي پسر ناپديدشده آغاز شد. در حالي كه كارآگاهان در حال جست‌وجو براي يافتن كودك بودند، زوج جوان بار ديگر به كلانتري مراجعه و اعلام كردند: پسر ما از سوي افراد ناشناسي ربوده شده و اين افراد با تماس‌هاي پي‌درپي تقاضاي 40 ميليون تومان پول كردند.
با اعلام اين موضوع، كارآگاهان به موضوع پرداخته و در تجسس‌هاي خود دريافتند آدم‌ربايان از تلفن همگاني در همان منطقه تماس مي‌گيرند. پدر پويا در تحقيقات به ماموران گفت: من با هيچ‌كس خصومتي ندارم و نمي‌توانم به كسي مظنون شوم. چون هيچ دشمني ندارم.در ادامه ماموران پليس پيگير اين موضوع بودند كه يك روز پس از ربوده‌شدن كودك هفت‌ساله، پدر و مادرش به كلانتري مراجعه و اعلام كردند آدم‌ربايان با آنها تماس گرفته و گفته‌اند پويا را در فروشگاهي در خاني‌آباد رها كرده‌اند.
بدين‌ترتيب با مراجعه به فروشگاه پوياي هفت‌ساله همان‌جا پيدا و به كلانتري منتقل شد. اين پسر در تحقيقات به ماموران گفت: از مغازه برگشته بودم و در راه خانه بودم كه ناگهان سه نفر كه نقابدار هم بودند كلاهي روي صورت من كشيده و با بستن دهانم مرا داخل خودرويي انداختند. اين سه مرد مرا به خانه‌اي كه نمي‌دانم كجا بود بردند و در اتاقي انداختند. من به دليل اينكه آنها روي صورت خود ماسك داشتند نمي‌توانستم صورت‌شان را ببينم. تمام شب را در اتاق خانه محبوس بودم و هيچ‌كدام از حرف‌هاي آنها را نمي‌شنيدم. پس از گذشت يك روز هم آنها مرا سوار خودرو كرده و در پاساژ رها كردند. فقط توانستم خودروي آنها را ببينم كه يك پژوي نقره‌اي رنگ بود.
با اظهارات اين  پسر تلاش براي بازداشت آدم‌ربايان در دستوركار ماموران قرار گرفت، يك روز پس از اين ماجرا مرد جواني به كلانتري مراجعه و اعلام كرد آدم‌ربايان را مي‌شناسد و مي‌خواهد اطلاعي درخصوص آنها به ماموران بدهد.
اين مرد درخصوص توضيح اظهاراتش گفت: مادرزن من همسايه خانواده اين كودك است. در همان آپارتمان نيز دختري به نام معصومه زندگي مي‌كند كه از بستگان مادرزنم است. او به همراه پدر و مادرش در اين آپارتمان زندگي مي‌كند. اين دختر چند وقت پيش به من گفت با پسري به نام پيام آشنا شده و با او ارتباط دارد. او از من خواست راهنمايي‌اش كنم. يك روز كه به خانه مادرزنم رفته بودم معصومه را به همراه پيام ديدم كه در پاركينگ در حال گفت‌وگو بودند، من شنيدم كه پيام به معصومه مي‌گفت بالاخره اين بچه را مي‌دزدم و كار را تمام مي‌كنم. فرداي همان روز معصومه با من تماس گرفت و گفت پيام پسر همسايه را ربوده است. معصومه از من خواست به آنها كمك كنم ولي من گفتم هيچ دخالتي در اين ماجرا ندارم. پس از آن پيام چندين‌بار با من تماس گرفت و گفت در اين ماجرا كمكش كنم. او كه به همراه برادرش دست به اين آدم‌ربايي زده بود به شدت ترسيده بود. من از مادرزنم شنيدم كه پسر همسايه‌اش ربوده شده است. به همين دليل مطمئن شدم اين آدم‌ربايي كار پيام و معصومه باشد.با اطلاعاتي كه اين مرد به ماموران داد، بلافاصله پيام و برادرش در خانه خود شناسايي و بازداشت شدند. پيام در بازجويي‌هاي قضايي و پليسي با اعتراف به جرم خود به ماموران گفت: معصومه به من پيشنهاد ربودن پسر همسايه‌شان را داد. او گفت كه خانواده اين پسر پولدار هستند و مي‌توانيم پول خوبي به دست بياوريم. به همين دليل من همراه برادر و يكي از دوستانم با خودروي پدربزرگم پويا را دزديديم و به خانه پدربزرگم در خاني‌آباد برديم. در اين مدت نيز معصومه مرتب درخصوص رفت‌وآمدهاي خانه پويا به ما گزارش مي‌داد. وقتي فهميديم پليس متوجه اين موضوع شده ترسيديم و پويا را رها كرديم. با اعتراف هر دو متهم، ‌معصومه و دوست پيام نيز دستگير شدند و تحت بازجويي‌هاي قضايي و پليسي قرار گرفتند. دوست پيام در اعترافات خود گفت: پيام نقشه اين دزدي را كشيد و من در تمام اين مدت مراقب پويا بودم.در ادامه تحقيقات، معصومه ضمن اعتراف به جرم خود به ماموران گفت: چند سال پيش از شوهرم جدا شدم و به همراه پدر و مادرم زندگي مي‌كرديم. من در يك آرايشگاه مشغول به كار بودم اما به دليل مطلقه بودنم با مشكلات زيادي مواجه شدم، تا جايي كه براي مدتي پدر و مادرم اجازه خروج از خانه را به من نمي‌دادند. از همان زمان كه طلاق گرفتم، مادر پويا مرتب با من درگير مي‌شد. به من تهمت مي‌زد و مرا آزار مي‌داد. اوايل هيچ‌چيز به او نمي‌گفتم ولي كم‌كم عصباني شدم، من به‌تازگي با پيام آشنا شده بودم، اما ما با مشكلات مالي فراواني مواجه بوديم و به همين دلايل نمي‌توانستيم با هم ازدواج كنيم. همين موضوع باعث شد نقشه ربودن پويا را بكشم، چون با اين كار هم مي‌توانم از مادر پويا انتقام بگيرم و هم با توجه به پولدار بودن آنها پول خوبي به دست بياورم. زمان ربودن پويا نيز من با پيام تماس گرفته و گفتم اين پسر به مغازه رفته است. پيام نيز به همراه برادر و دوستانش بلافاصله آمدند و پويا را دزديدند.
با اعتراف هر چهار متهم، پرونده با صدور كيفرخواست، براي رسيدگي به شعبه 1156 دادگاه عمومي بعثت ارجاع شد. اين پرونده در حالي به دادگاه ارسال شد كه خانواده پويا رضايت خود را درخصوص متهمان اعلام كردند. آنها گفتند با توجه به همسايه بودن‌مان و پشيماني متهمان شكايت خود را پس گرفته و اعلام رضايت مي‌كنيم.
بدين‌ترتيب قاضي گيوكي جلسه محاكمه متهمان را برگزار كرد. رئيس شعبه 1156 دادگاه پس از بررسي پرونده و شنيدن اظهارات متهمان به‌زودي حكم نهايي درخصوص اين آدم‌ربايي را اعلام خواهد كرد.
نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >