اندیشه‌های سیاسی شهید مطهری
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۱۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۷ تعداد بازدیدها: ۹۴۲
اندیشه‌های سیاسی شهید مطهری

شهید مطهری از معدود فلاسفه بزرگ اسلامی است كه به گونه‌ای نظام‌مند در باب اندیشه و ابعاد مختلف فلسفی، اجتماعی، متدولوژیك (روش‌شناخت) دینی، فرهنگی و سیاسی آن كار كرده و بنیانی را پایه‌گذاری كرده كه در آینده همچنان راهگشای دوستداران مباحث فلسفی – اندیشه‌ای جهان اسلام خواهد بود. شهید مطهری پس از روشن كردن بنای متدولوژیك بحث خود به ایجاد بنیادهای فلسفی بحث پرداخته و سپس وارد حوزه اجتماع و فرهنگ شده و در نهایت به نتیجه سیاسی رسیده است. بنابراین در بحث اندیشه‌های سیاسی وی نیز باید این روال را مدنظر قرار داد. بدون شك تكمیل بحث در قالب مقاله كوتاه وافی به مقصود نخواهد بود اما امیدواریم این مقاله به‌عنوان مدخلی بر كارهای بیشتر در زمینه افكار و آثار آن شهید بزرگوار مثمرثمر باشد.

شهید مطهری در زمینه روش‌شناسی یك مشرب منعطف را دنبال كرده است؛ نه خود را به قیاس محدود می‌كند و نه اینكه اسیر استقرا و اسلوب تجربی می‌شود. او معتقد است انسان باید جایگاهش را بشناسد و بداند در كجا از اسلوب تجربی استفاده كند و كجا به قیاس بپردازد. این شیوه غیرتعصب‌آمیز روش‌شناختی، بنیادی بر اندیشه‌های شهید مطهری می‌گذارد كه سیر تفكرات فلسفی تا اندیشه‌های سیاسی وی را به گونه‌ای دلنشین قابل‌فهم و پذیرش می‌كند.
شهید در ارتباط عقل و دین نیز تلاش می‌كند عقل را در راه تحلیل مسائل دینی به كار گیرد و علاوه بر تكیه بر عقل روشن‌اندیش، ضعف‌های عصر روشنگری غرب در نگاه تك‌بعدی به عقل را با توسل به اصول و احكام دینی برطرف سازد.
مراحل بالاتر در نگاه روشی و تحلیل فلسفی – سیاسی شهید مطهری با كشف ریشه‌های تاریخی مسائل فلسفی آغاز می‌شود. سپس مباحث مطرح نزد فلاسفه مورد بررسی قرار می‌گیرد و آنگاه در قالب مطالعه تطبیقی، موضوعات با توجه به نظرات فلسفی و سیاسی اندیشمندان غیرمسلمان و عمدتا با توجه ویژه به سیر اندیشه در غرب مورد بحث قرار می‌گیرد.
شهید مطهری در مباحث خود به نوعی آسیب‌شناسی و موردیابی مسائل سیاسی و دیگر مسائل مبتلا به جوامع اسلامی و جامعه ایران پرداخته و مطالعه موردی خود را روی موضوعات و مسائل مزبور سامان می‌دهد
در رابطه فرد و جامعه، شهید مطهری معتقد است، «جامعه» بسان یك موجود زنده است كه از حیات واقعی برخوردار است. به اعتقاد وی قرآن برای جوامع، سرنوشت مشترك، نامه عمل مشترك، فهم و شعور، طاعت و عصیان معنی ندارد و قرآن همان‌طور كه برای فرد حیات و موت قائل است واقعا برای جامعه نیز حیاتی، موتی و روحی قائل است.
این نگاه شهید مطهری به جامعه برخلاف نگاه‌های ابزارگرایانه اندیشه غرب بعد از عصر روشن‌اندیشی به آن است. در جامعه مكانیكی غرب، فرد اصل است و جامعه مصنوع او. اما در اندیشه شهید مطهری، فرد یك موجود اجتماعی است كه باید در اجتماع زندگی كند وگرنه منقرض خواهد شد. درواقع جامعه محل تحقق شخصیت فرد است. به همان نسبت جامعه نیز از افراد آن شخصیت می‌گیرد. چنین نگاهی نیز فارغ از تعصبات دو مكتب فردگرایی و جامعه‌گرایی (ایندیویدوالیسم و سوسیالیسم) شكل می‌گیرد و با نگاهی ویژه به نظریه فطرت در اسلام تقویت شده است.
در كل در نظریه تكامل اجتماعی انسان، شهید مطهری فطرت انسانی را اصل گرفته و معتقد است در قالب روابط مبتنی‌بر اخلاق فردی و اجتماعی، ایمان به هدف خلقت و بعثت انبیا، انسان می‌تواند مراحل تكامل را در جامعه اسلامی طی كند. این نگرش هرگونه یأس و بدبینی نسبت به سرشت بشر و آینده بشریت را رد كرده و با نقد دگماتیسم موجود در مكاتب ماركسیسم، اگزیستانسیالیسم و علم‌گرایی منبعث از اندیشه‌های لیبرالی و روشن‌اندیشی همراه است.
بخش عمده‌ای از اندیشه‌های فلسفی، اجتماعی و سیاسی شهید مطهری را می‌توان از نقد وی بر چهار جریان و مكتب عمده فكری – سیاسی سمت‌یابی كرد: ماركسیسم، ناسیونالیسم، تحجرگرایی و التقاط. این مباحث را به‌طور خلاصه مطرح می‌كنیم:
شهید مطهری در عصری می‌زیست كه عرصه
فكری – سیاسی ایران و كشورهای اسلامی دیگر مورد هجوم مكاتب و ایدئولوژی‌های انحرافی و عمدتا الحادی قرار گرفته بود. این امر حساسیت ویژه‌ای به مباحث انتقادی اندیشمندان مسلمان در مقابل تفكرات عمدتا وارداتی موجود می‌بخشید.
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >

اخبار مرتبط

صفحه نخست arrow دانشگاه arrow انديشه‌هاي سياسي شهيد مطهري