جذاب و پرکشش
یادداشتی بر رمان «پرسه زیر درختان تاغ» نوشته علی چنگیزی
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۱۹ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۲ تعداد بازدیدها: ۳۵۰۸
یادداشتی بر رمان «پرسه زیر درختان تاغ» نوشته علی چنگیزی

حامد اسماعیلیون:«زنگی‌آباد» در كتاب تازه منتشر شده «پرسه زیر درختان تاغ» نوشته «علی چنگیزی» سرزمینی خیالی‌ است. نه مانند «سرزمین ‌میانه» «تالكین» در «ارباب‌حلقه‌ها» كه آدم‌ها یكی درمیان به متافیزیك وصل‌ هستند و مرزی طولانی بین خیر و شر پیدا است و نه مانند «مدرسه هاگوارتز» كه خواننده منتظر است عصای‌ شفابخش با وردی جادویی قهرمان قصه را سعادتمند كند، چرا كه در اینجا قهرمان اول قصه «زنگی‌آباد» است.

روستایی خیالی در حوالی كرمان كه چون ابری سیاه بر سرنوشت آدم‌هایش سایه انداخته و آنها را از آن راه گریزی نیست. آدم‌های زنگی‌آباد همه مستاصل و رهاشده و ناامیدند. نمی‌خواهم چیرگی مكان بر سرنوشت آدم‌ها را به تعابیر فلسفی پیوند بزنم اما انگار این آدم‌ها در شهری شلوغ یا در روستایی سرسبز در شمال ایران آدم‌های دیگری خواهند شد. بد نیست بعضی از آنها را فهرست كنیم: زنی كه عقیم است،  مرد جوانی كه می‌خواهد یك‌شبه ره صدساله برود، سربازهای درمانده كه نمی‌دانند آنجا چه می‌كنند، سركارگری كه زندگی درست‌حسابی ندارد، پزشك‌ جوانی كه زیادی است، شبگردی كه در كارخانه‌های متروك می‌چرخد، عابری كه در جاده‌ای بی‌عبور قربانی تصادف می‌شود و بالاخره پرویز، مهندس سازمان میراث‌فرهنگی كه دارد سال‌های جوانی را تمام می‌‌كند و حالا در كاروانسرایی صفوی‌ به كار بی‌فایده (از دید اهالی) مرمت مشغول است؛ بدون بودجه و انگار بدون علاقه. تكنیك روایت داستان جذاب و پركشش است. این جذابیت از اولین تورق آغاز می‌شود. فصل‌هایی كه نام شخصیت‌ها را بر خود دارند و مونولوگ‌هایی كه از زبان آنها گفته می‌شود. با پیش رفتن در صفحه‌های كتاب هرازگاهی خواننده برمی‌گردد و چون كشفی آگراندیسمان‌وار آرام‌آرام تصویر دختری را روی جلد كتاب كشف می‌كند كه در گوری صحرایی مدفون شده است. داستان زنده‌به‌گور شدن یك دختر دم‌بخت كه شیفتگانی هم در همان حوالی دارد یكی از روایت‌هایی ا‌ست كه نویسنده با وسواس به ‌آن می‌پردازد. روایت دیگر مربوط به گروه سه‌نفره مغشوش و ناهماهنگی‌ است كه در «دشت دقیانوس» در جست‌وجوی گنجی هستند. شاید خواننده از همان ابتدا حدس بزند كه عاقبت گنج‌یابان چه خواهد شد اما ترجیح می‌دهد پایان این روایت را با فراز و فرود فراوان از خود نویسنده بشنود؛ پایانی كه نویسنده با بی‌اعتنایی از آن می‌گذرد و خواننده‌ را به عمد با شوربختی گنج‌یابان تنها می‌گذارد. در روایت دوم داستان هولناك زنده مردن دختر در گوری كه خود می‌كند و پدرش بر آن خاك می‌ریزد در یكی از مونولوگ‌های درخشان كه از زبان سارا (دختر مرده) گفته می‌شود، آمده است.  این روایت قصه شنیده شده‌ای در اخبار حوادث روزنامه‌ها است كه در نمای نزدیك گفته می‌شود و نویسنده‌‌ای كه این بار هم قصد قضاوت كردن ندارد ما را در لفافه تعصب و نفرت و روابط قبیلگی رها می‌كند تا دست و پای بیشتری بزنیم.  بد نیست نگاهی بیندازیم به شخصیت دوم كتاب بعد از «زنگی‌آباد» یعنی پرویز. پرویز شرایط عجیبی دارد. روابط خانوادگی درستی ندارد، پدرش موجودی نباتی‌ است كه رنج نگهداری او بر شانه‌های مادرش سنگینی می‌كند، برادر الكی‌خوشی دارد كه در كانادا زندگی می‌كند و خواهری كه خود دچار مشكلات خانوادگی وخیمی است. او چون مرده‌ای متحرك در كاروانسرای قدیمی قدم می‌زند و كار می‌كند و تبدیل به موجودی شده كه مسخ در محیط، روزبه‌روز احتمال خارج‌شدنش از فضای زنگی‌آباد را غیرممكن‌تر می‌كند و برای همین است كه وقتی در فصل پایانی به میان خانواده‌اش برمی‌گردد غریبه‌ای بیشتر نیست و مدام اصرار بر برگشتن دارد. درست است كه مورد احترام اهالی ا‌ست و همه پنهانی می‌گویند كه به كاری عبث مشغول است اما رضایتمندی افسون‌شده او از زندگی و سرگرمی‌های حقیرش در همنشینی با آدم‌هایی مثل مراد و غلام او را مچاله كرده و در زباله‌دان «دشت دقیانوس» انداخته است. پس انتظاری بیهوده نیست اگر روزی بفهمیم كل‌حسن جنازه او را مثل سلفش «گرگور سامسا» در سفری دیگر در ناكجاآبادی چون زنگی‌آباد در میان زباله‌ها پیدا كرده است. ایرادی كه می‌شود به رمان «علی چنگیزی» گرفت درباره رابطه بین دو روایت است. دو روایت متفاوت به سختی به هم وصل می‌شوند. نویسنده تلاش بسیاری می‌كند تا این وصلت رخ دهد اما مرز بین داستان‌ها هویدا است. بعضی جملات تكرار مكررات‌ هستند و می‌شد در ویراستاری از كنارشان گذشت. اصطلاحات تازه هم كم نیستند كه در زبان روان روایت و در تصویر كردن ماهرانه رفتارهای معمولی مثل یك چای خوردن ساده یا نشستن و برخاستن می‌شود از كنارشان گذشت و سختی دریافت معانی را فراموش كرد. از طرف دیگر هما، عشق موهوم پرویز، بی‌آغاز و پایان است و زیاد به آن پرداخته نمی‌شود. همچنین به گمان من فصل پایانی كتاب، كه توسط پرویز روایت می‌شود، و در آن پرویز به نزد خانواده‌اش برمی‌گردد یكپارچگی رمان تا حدودی مخدوش می‌شود و خواننده از فضا دور می‌افتد. «پرسه زیر درختان تاغ» اولین كتاب «علی چنگیزی» است و با آوردن داستان‌های كوتاهش به‌عنوان فصل‌های كتاب (مانند داستان كوتاه «روبه‌غرب» كه قبلا در نشریات به چاپ رسیده است) نشانه‌ای از به كار بردن سبك «ویلیام فاكنر» در داستان‌نویسی او را به دست داده است. هرچند او در كتاب اولش خوب از عهده برآمده اما برای آزمودن این سبك به نظر راهی طولانی پیش روی او است كه با انتشار كتاب‌های بعدی قابل بررسی است.
 
نظر ها
افزودن جدید
sahar   |85.195.96.xxx | 2012-01-01 13:16:18 

Salam, mamnun az matlabe mofidetun man daneshjuye arshade adabiate englisi hastam, va rastesh mikham baraye payan name ye asare farsi ro ba ye asare englisi be surate tatbighi moarrefi konam,va
yeki az asari ke rush daram motale'e mikonam hamin "Parse Zire Derakhtane Tagh " hast, vali motassefane be listi ke aghaye Hossein Nooshazar moarrefi kardan dastresi nadaram, mamnun misham
age shoma etela'i az in list daran be manam khabar bedin.

نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow فرهنگ arrow يادداشتي بر رمان «پرسه زير درختان تاغ» نوشته علي چنگيزي