محمدحسین سدهینیا:با سرد شدن هوا و ریزش نزولات جوی بهخصوص باریدن برف، حیوانات و پرندگان بهدلیل تغییر شرایط آبوهوایی و بیغذایی ناگزیر به روستاها و شهرهای همجوار محل زیستشان پناه میآورند، در چنین شرایطی حق این است كه با مهربانی از این پناهجویان پذیرایی كنیم اما متاسفانه به علت فقر فرهنگی و عدم شناخت كافی بهدلیل آموزشهای غلط از دوران كودكی كه تخم ترس و وحشت و كینه را در دل فرزندان میكارند هرگاه حیوانی به شهر پناه آورد با واكنشهای منفی و تاسفباری مواجه میشود كه برای نمونه به چند مورد از این وقایع ناگوار اشاره میكنیم.
۱- ماجرای خرس پناهجو
در دوم دیماه ۱۳۸۴ یك قلاده خرس كه بهدلیل برف سنگین و بیغذایی بهاشتباه راهی شهر تبریز شد، در اثر داد و فریاد ساكنان مجتمع مسكونی كه خرس بیچاره به آن پناه برده بود، سعی میكند از مسیر خروجی شهر راهی جنگل شود كه با مسدودشدن راهش توسط راننده تاكسی ناگزیر از ترس به ساختمان نیمهكاره دانشگاه پناه میبرد و مسوولان ذیربط استان نیز علیرغم مخالفت دانشجویان و تقاضای انتقال آن به باغوحش كه خواستار نجات جان این حیوان بودند بهدلیل نداشتن سلاح بیهوشكننده و از ترس هاربودن حیوان و حمله او به دانشجویان با صدور پروانه شكار از طرف سازمانی كه وظیفهاش حفظ جان و امكان حق حیات برای وحوش میباشد و برخلاف گزارش اتحادیه جهانی حفاظت از حیاتوحش (Red list IUCN) كه خرس قهوهای در لبه انقراض قرار دارد، به جای پذیرایی، به حیات این حیوان كه عملكرد هشتساعته نشانگر آن بود كه بیمار نبوده و به قصد حمله و آزار به شهر نیامده بلكه درماندهای بیش نبوده كه از بد حادثه به پناه آمده بود، با شلیك گلوله خاتمه داده میشود. در خبری در این زمینه كه در روزنامه اطلاعات مورخ ۵/۲/۸۸ درج شده بود چگونگی نحوه برخورد سایر كشورها را نشان میدهد.
خرس سرگردان
یك خرس قهوهای سرگردان در مركز شهر «لیوبلیان» پایتخت اسلوونی وحشت ساكنان این شهر را برانگیخت و پلیس با همكاری آتشنشانان موفق شد این خرس را بیهوش و سپس به محل زندگی خود بازگرداند.
۲- كشتار گراز
در روزنامه اطلاعات مورخ ۲۰/۹/۸۷ خبری درج شده بود كه یك قلاده گراز بختبرگشته به محدوده شهر (آباده طشك) نیریز تجاور كرده و جو ترس و وحشت شهر را چنان فرار گرفته كه بعضی فرار را بر قرار ترجیح دادند و عدهای كه شجاعت بیشتری داشتند با پرتاب سنگ سعی به فرار حیوان داشتند كه بالاخره یك نفر با شلیك گلوله و با كشتن این حیوان بیدفاع به غائله خاتمه داد و اهالی محترم «آباده طشك» نیریز را از نگرانی تجاوز به زیستگاهشان خلاص كرد.
۳- فرهنگسازی غلط
انسانهای پلید برای پیشبرد اهداف شوم خودشان و ایجاد رعب و وحشت با ساختن ظاهرهای عجیب و غریب و ناهنجار و به كار گرفتن اسامی حیواناتی از قبیل پلنگ، گرگ، خرس و... سعی دارند مخاطب خودشان را مرعوب و محصور كنند تا بتوانند به مطامع پلیدشان برسند و متاسفانه رسانههای گروهی برای گرم كردن تنور فروششان و جلب مشتری بیشتر عناوین و القاب آنان را در بوق و كرنا میدمند و با انتخاب تیترهای درشتی كه منتشر میكنند، به وسیلهای برای تبلیغ آنان تبدیل میشوند كه ناخودآگاه افراد شیطانصفت را به حیواناتی كه مفیدبودن و ارزش آنها در پروسه طبیعت بر هیچكس پوشیده نیست تشبیه كرده و آب به آسیاب دشمن میریزند و با این رویه غلط تخم ترس و وحشت را در دل تكتك مردم بهخصوص كودكان و نوجوانان میكارند و به جای اینكه با فرهنگسازی از دوران كودكی این نفرت و ترس سنتی از حیوانات را كه اثرات نابودكننده داشته و نسل آنها را به انقراض سوق میدهد، از بین ببریم و مردم و كودكانمان را برای حمایت از این حیوانات كه باعث زیبایی بیابانها، دشتها، كوهها، سلامتی انسانها و پاكسازی محیط زیست هستند آماده كنیم، برعكس نه به آنها بلكه به انسانهای شهرزده و اسیر زندگی بیروح ماشینی كه از داشتن آنهمه شكوه و جلال محروم میشوند، جفا میكنیم. از جمله به كرات شاهد بودهایم كه به علت ترس ناشی از عدم شناخت یوزپلنگ آسیایی بهعنوان یكی از زیباترین و كمآزارترین حیواناتی كه در لبه انقراض قرار دارد و سازمانهای بینالمللی با تخصیص بودجه كلانی برای حفظ آن كمر همت بسته و سهمی هم به كشور ما دادهاند، آنها بههمراه تولههایشان به دست روستانشینان معدوم شدهاند.
۴- نتیجهگیری
حال اگر منصفانه به قضاوت بنشینیم آیا به این نتیجه تلخ نمیرسیم كه ما در حق حیاتوحش و حفظ مخلوقات خداوند چنین ظالمانه امنیت هوایی و غذایی را از آنها سلب كرده و حیوانی را كه در اثر فشار بیغذایی و شرایط بد جوی به شهر پناهنده شده، بیرحمانه با او رفتار كرده و به عوض اینكه به او غذا بدهیم و او را به زیستگاه مناسبی راهنمایی كنیم با كشتن لكه ننگ دیگری بر جامعه بشریت میزنیم؛ چطور ما كه به خود اجازه تجاوز به زیستگاه حیوانات را میدهیم در مقابل هیچ سازمان یا فردی برای دفاع واكنش نشان نمیدهد و برای جلوگیری از این فاجعهای كه در شرف تكوین است و اولین نبوده و آخرین نیز نخواهد بود، اقدام مناسبی نمیكنیم.
وظیفه رسانههای گروهی و آموزش و پرورش و سایر نهادهای ذیربط در این مورد بسیار سازنده و حساس میباشد و باید برای جلوگیری از انهدام و زوال منابع طبیعی كه هدیهای است خداوندی، بها داده و همانطور كه در سایر كشورهای پیشرفته مرسوم است با فرهنگسازی از كودكی فرزندانمان را به جای ترس و وحشت برای مهربانی و پذیرایی از حیوانات آموزش دهیم.
* عضو هیأت موسس كانون تخصصی حیاتوحش ایران