دكتر علي بدرقه:«واعتصموا بحبلالله جميعا و لاتفرقوا» همگي به حبل و رشته خداوندي چنگ بزنيد و پراكنده نشويد.
بعد از رحلت پيامبر عظيمالشان اسلام اوصياي معصوم او كوشيدند آن وحدت و يكپارچگي را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصي خويش چشم پوشيدند و در طول تاريخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستين انسانيت هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزيه گريختند و از دامن زدن به آتش خصومت بين مسلمانان، بر كنار زيستند و هم ديگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند.
ما مسلمانان به اين آيه زيباي قرآن، بيشتر بايد بينديشيم: «فتقطعوا امرهم بينهم زبرا كل حزب بما لديهم فرحون» اهل كتاب و پيروان اديان آسماني و اتباع رسولان الهي، گروه گروه شدند، ضد و دشمن هم گشتند و هر يك به آنچه نزد اوست خرسند و شادمان گرديدند. (المؤمنون/ 53)
طرح انديشه «وحدت جهان اسلام» يكي از مشغوليتهاي فكري ديرينه و اساسي حضرت امام (ره) بود كه ايشان در طول دوران فعاليت اجتماعي- سياسي خود چه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و چه بعد از آن لحظهاي از آن غفلت نورزيدند. وفاداري صادقانه امام به «وحدت» نهتنها ايشان را به برجستهترين شخصيت انقلابي جهان اسلام تبديل كرد، بلكه وي توانست در ميان فرقههاي اسلامي مختلف نيز جايگاهي بس رفيع كسب كند.
استراتژي مبازراتي امام (ره) در جهت ايجاد بستر و شرايط لازم براي تحقق وحدت و همياري در جهان اسلام، اصولا روي دو محور عمده تمركز يافته است: «حركت فكري- فرهنگي» و «حركت سياسي- عملي». امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه، «تعليم و تربيت» سياسي را زيربناي حركت سياسي دانسته و اولين وظيفه مردم را در تحقق و توسعه، امر «تبليغ» و «تعليم» قرار داده است.
در اين زمينه امام خميني (ره) فرمودهاند: «... وظيفه ما اين است كه از حالا براي پايهريزي يك دولت حقه اسلامي كوشش كنيم، تبليغ كنيم، تعليمات بدهيم، همفكر بسازيم، يك موج تبليغاتي و فكري بهوجود آوريم تا يك جريان اجتماعي پديد آيد و كمكم تودههاي آگاه، وظيفهشناس و ديندار در نهضت اسلامي متشكل شده، قيام كنند و حكومت اسلامي تشكيل دهند. تبليغات و تعليمات دو فعاليت مهم و اساسي ما است...»
امام خميني(ره) به عمق نقش اجتماعات ديني چه در بعد انديشهسازي و چه در بعد اجتماعسازي به خوبي پي برده بود. ايشان اجتماعات و مراسم ديني را صرفا بهمنظور كاربرد تعليمي و آموزشي آن در مقولات فكري، مورد تشويق قرار نميدهند، بلكه مهمتر از آن به نقش اجتماعسازي و شكلدهي روابط اجتماعي جديد از طريق گردهماييها و نيز آگاهي يافتن مسلمين از قدرت و نيروي ارادي و انسانيشان هم اشاره دارد. به همين جهت است كه «روز قدس» بهعنوان سمبل وحدت جهان اسلام كه پيام انقلابي و ضداستعماري هم دارد از سوي ايشان در سطح جهان اسلام پيشنهاد شد و همچنين بزرگداشت «هفته وحدت»، ميلاد حضرت رسول(ص) (از 12 ربيعالاول به روايت اهل تسنن تا 17 ربيعالاول) مورد حمايت وي قرار گرفت، چراكه از ديدگاه ايشان روند وحدت بين مسلمين، ضرورت ايجاد سمبلها و نهادهاي تازهاي را ميطلبد كه فراتر از زمان و مكان قرار دارد.
در هفته وحدت تمامي توطئهها خنثي شده و اين هفته تجلي اتحاد و همبستگي مسلمانان در سرتاسر عالم و نمايش همدلي و يكرنگي مسلمانان در اقصينقاط كره خاكي است.
ايجاد تفرقه و اختلاف بين صفوف متحد مسلمانان جهان يكي از بزرگترين دستاويزهاي مخالفان و دشمنان دين و مذهب در طول تاريخ بوده و همواره بهعنوان يك حربه، مورد استفاده آنان قرار گرفته است و اين تلاشها و توطئههاي كينهتوزانه و تفرقهافكنانه در مقاطعي از تاريخ كه نياز مسلمانان به وحدت و يكدلي بيش از هميشه بوده، مضاعف و پررنگتر بوده است.
با پيروزي انقلاب اسلامي كه در سايه رهبري داهيانه حضرت امام خميني(ره) و اتحاد و وحدت ملت ايران حاصل شد، حساسيتهاي دشمنان براي ايجاد اختلاف و تفرقه در بين مسلمين بيشتر شد.
وحدت ميان مسلمانان، ازجمله مسائل بسيار مهم و اساسي انقلاب اسلامي است، تلاشهايي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي بهمنظور تحقق اين مقوله حياتي صورت گرفته و ميگيرد، به عنوان حركتي بنيادين و كاملا استراتژيك، نقش عمدهاي در حفظ سلامت، پايداري و موفقيت روزافزون اين خيزش بزرگ سياسي- ديني ايفا ميكند، امام خميني(ره) پس از سرنگوني رژيم شاهنشاهي و تأسيس نظام اسلامي، با برافراشتن پرچم اتحاد اسلامي، حركت اصلاحطلبانه درون ساختاري حكومت اسلامي را با ايجاد تحول و دگرگونيهاي اصولي در نظام اجتماعي كشور آغاز كردند و در اين ميانه، از هفته وحدت، بهعنوان يكي از ارزشمندترين ثمرات اين حركت اسلامي و اصلاحي براي ايران اسلامي و تمامي جوامع اسلامي ياد كردند.
براي اقتدار حكومت اسلامي و ايستادگي در برابر توطئههاي دشمنان اسلام، «وحدت» مهمترين عامل موفقيت به حساب آمده و هرگونه كوتاهي در اين راه سبب دوري از اهداف و آرمانهاي بلند اسلام خواهد شد.
پيامبران الهي كه خود نيز از ميان مردم برانگيخته شدهاند، با اتصال و ارتباط با مجاري وحي كوشيدهاند آدمي را حول يك محور گرد هم آوردند تا در پرتو وحدت كلمه، عظمت و اقتدار نظام الهي به نمايش گذاشته شود و مردم به سعادت حقيقي دست يابند.
«واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا» كلامي رحماني است كه بر ضرورت حفظ وحدت و همانديشي مسلمين در امور تاكيد ميورزد و همه نگاهها را متوجه يك نقطه ميداند و آن توحيد است.
هفته وحدت، سرآغاز پيوند برادران مسلمان و تجلي حضور يكپارچه مسلمين در عرصههاي مختلف همكاريهاي اجتماعي است و حفظ شعائر و پايبندي به دستورات و سفارشات موكد اين دين آسماني محور رشد و تعالي و آسايش اجتماعي مسلمين خواهد شد.
فرهنگ وحدتطلبي و مشاركتخواهي، زمينهساز تقويت مسلمانان و اعتلا و سربلندي آنان در عرصههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه است و در آن ميثاقها تحكيم ميشود، پيمانها استوار ميگردد، خونها در هم ميجوشد، دستها و بازوها در هم قرار ميگيرد، چهرهها بر يكديگر لبخند پيروزي و صفا ميزنند، قشرها همه با همند، امت، يكپارچه و منسجم است و شيعه و سني، به ياد سالروز ميلاد رسول گرامي اسلام(ص)، با هم و در كنار هم، در يك راه و به سوي يك هدف سرود وحدت ميخوانند.
هفته وحدت، خنثيكننده توطئههاي دشمنان، در مسير تفرقهافكني است.
اين هفته الهامبخش حركت و انسجام و اخلاص است. زداينده كينهها، كدورتها، خودخواهيها، گروهگراييها، تعصبها، مليتپرستيها، فرقهبازيها و تفرقهجوييها است.
هفته درسآموزي از كلاس معلم بشريت، حضرت ختميمرتبت(ص) است كه به بركت ميلادش چهره جهان دگرگون شد، شركها به توحيد مبدل گشت، عبادت خدا جاي اطاعت از طاغوتها را گرفت، نفاقها به يكرنگي گراييد و خصومتها و دشمنيهاي چندين ساله، به «اخوت اسلامي» تبديل شد، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، يار هم گشتند و سفيد و سياه برابر گرديدند.
در اين هفته، رسالتمدار بزرگ، حضرت محمدبن عبدالله(ص) ديده به جهان گشود تا نعمت خدا، بر بندگان تكميل شود، راه از چاه بازشناخته شود و مردم در سايه نبوتش، از ضلالت به هدايت، از ظلمت به نور و از تفرقه به وحدت برسند.
اكنون نيز كه هزار و 400 و اندي از آن تاريخ ميگذرد، ملت ما، در سالگرد اين ميلاد مقدس، پرشكوهترين مراسم، گرمترين مجالس و باصفاترين تجمعات را به پا ميدارند تا روح اخوت اسلامي در پيكره اجتماع بيش از پيش زنده شود.
اسلام بهعنوان آخرين و كاملترين دين الهي براي نجات بشريت از گمراهي و جهل، توسط پيامبر اكرم(ص) به بشريت عرضه شد. اما از آنجا كه روشنگري و آگاهيبخشي آن موجب ميشد مردمان از بردگي خلاصي يابند، همواره دشمنان دين براي نابود كردن آن تلاش كرده و با انواع ترفندها، از آغاز نبوت پيامبر تا امروز قصد داشتند با ايجاد تفرقه بين مسلمين از اشاعه و رشد اسلام جلوگيري كنند. در اين ميان مهمترين و بزرگترين دستاويز مخالفان حقيقت، بحث شيعه و سني و اختلاف ميان اين دو مذهب از مسلمانان است. بنابراين لزوم حفظ وحدت ميان مسلمين ازجمله اموري است كه همواره از سوي بزرگان و رهبران مذهبي مسلمان مورد توجه قرار گرفته است.
حقيقت مفهوم «وحدت» و به عبارت صحيحتر آن «اتحاد» است كه با حفظ عقايد قطعي و مسلم خود، در مقابل دشمن مشترك موضع واحدي داشته و از او غافل نباشيم. شهيد مطهري(ره) قائل است وحدت اسلامي متوقف بر اين نيست كه فرق و مذاهب از ميان برود.
با وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357، حساسيت دشمنان اسلام براي ايجاد اختلاف و پراكندگي در ميان مسلمانان بيشتر شد. بنابراين حضرت امام خميني(ره) با درك اين موضوع كه دو مذهب تشيع و تسنن كه از پيروان زيادي در سراسر جهان برخوردار هستند، هر اندازه بتوانند ديدگاههاي خود را به يكديگر نزديك كنند، تاثير بسيار مهم و ارزشمندي در اعتلا و عزت و سربلندي مسلمان در جهاني كنوني خواهند داشت و توطئههاي هر روزه آنها را نقش بر آب خواهند كرد، روزهاي دوازدهم تا هفدهم ربيعالاول را تحت عنوان «هفته وحدت» نامگذاري كردند و يكي از مهمترين راههاي ايجاد وحدت ميان جامعه مسلمين را عرضه نمودند. در اين خصوص دكتر كريم راستگو ميگويد: «اين هفته از دو منظر قابل توجه است؛ اول اينكه نامگذاري آن در ايام تولد حضرت ختمي مرتبت كه ابتداي آن به نقل پيروان سني و پايان آن به عقيده شيعيان است و چون ايام شاد و مباركي است، از نظر روانشناسي نيز بهترين زمان براي بحث در مقوله وحدت مسلمين است و دوم هم توجه به بافت مذهبي كشور ايران است، همانطور كه ميدانيم با اينكه مذهب رسمي كشور ما شيعه است و تعداد شيعيان در اينجا بيشتر است، اما اقوام و مردم بسياري نيز مذهب سني را انتخاب كرده و به آن معتقدند، بنابراين وجود اختلاف ميان آنها موجب ميشود در ايران نيز اختلاف ايجاد شده و حتي امنيت كشور به خطر افتد و لذا حفظ وحدت و قرار دادن ايامي از سوي امام(ره) علاوهبر جنبه مذهبي و شرعي از نظر اجتماعي و امنيتي نيز اقدامي بجا و قابل تامل است.
مقام معظم رهبري نيز درخصوص هفته وحدت و لزوم اتحاد مسلمانان ميفرمايد: «اين هفته وحدت، اين هفته مشتركالاحترام بين مسلمين را قدر بدانيد، همه سعي كنند وحدت و اتحاد نيروها و در يك جبهه قرار گرفتن نيروهاي مسلمين را كه رمز سعادت و مايه سربلندي مسلمين و بزرگترين حربه ملتها در مقابل استكبار جهاني است مغتنم بشمارند و قدر بدانند.»
بدون شك هفته وحدت و طرح اين مساله و ضرورت آن ميتواند گام مهمي در راستاي وحدت مسلمانان باشد. تمامي مسلمانان بايد با توجه به موارد اتفاق خويش اتحاد و انسجام خود را حفظ كنند و با اتحاد خويش توطئههاي دشمنان را نقش بر آب كنند خصوصا ما شيعيان بايد با الگو قرار دادن ائمه اطهار(ع) ثابت كنيم پيرو واقعي آن بزرگواران هستيم.
مقام معظم رهبري، مباني فلسفي وحدت را اينگونه بيان فرموده است: «بناي توحيد – كه مبناي فكري و اعتقادي و اجتماعي و عملي ما است – در وحدت است... در جامعهاي كه بر شرك بنا شده باشد، طبقات انسان هم جدا و بيگانه از يكديگر است. در جامعه توحيدي، كه وقتي مبدا و صاحب هستي و سلطان عالم وجود و حي و قيوم و قاهري كه همه حركات و پديدههاي عالم، مرهون اراده و قدرت او ميباشد، يكي است، انسانها با يكديگر خويشاوندند؛ چون به آن خدا وصل هستند، به يكجا متصلند و از يك جا مدد و كمك ميگيرند. ولايت هم معنايش همين است. ولايت، يعني پيوند و ارتباط تنگاتنگ و مستحكم و غيرقابل انفصال و انفكاك. جامعه اسلامياي كه داراي ولايت است، يعني همه اجزاي آن به يكديگر و به آن محور و مركز اين جامعه، يعني ولي متصل است. لازمه همين ارتباط و اتصال است كه جامعه اسلامي در درون خود يكي است و متحد و متصل به هم است و در بيرون نيز اجزاي مساعد با خود را جذب ميكند.»
وحدت ما امت پيامبر صليالله عليه و آله را چه بهانه بهتر از اينكه همه به يك خدا، يك رسول و يك كتاب باور داريم؟ بايد طنين كلام مبارك حضرت رسول اكرم صليالله عليه و آله را به گوش جان شنيد؛ كلامي كه تاريخ را درمينوردد، قوميت را درهم ميشكند و مليت را درهم ميكوبد و به انسانيت انسان، رنگ فطرت ميبخشد.
وحدت جهان اسلام، يكي از موضوعهاي اصلي و اساسي تفكر علامه اقبال لاهوري بود. به نظر اين شاعر بزرگ، مسلمانان يك ملتند و وحدت جهان اسلام، به هيچ ملت خاص و كشور خاصي محدود نميشود. ميراث مشترك معنوي و فرهنگي جهان اسلام، مايه افتخار مسلمانان است. او معتقد بود كه اين ميراث عظيم، تفكيكپذير نيست؛ يعني مسلمانان جهان مانند خانوادهاي بزرگ بوده و در شادمانيها و رنجهاي يكديگر شريك و سهيم باشند. از اين رو، او آنها را به شبنم يك صبح خندان تشبيه ميكند و ميسرايد:
از حجاز و چين و ايرانيم ما
شبنم يك صبح خندانيم ما
بدون ترديد يكي از راهكارهاي مهم در پيروزي بر مشكلات جهان اسلام و نيل به استقلال سياسي، فرهنگي و اقتصادي، تشكيل جبهه متحد اسلامي بوده و يكي از راهكارهاي گسترش وحدت اسلامي در ميان مسلمانان، جلوگيري از نشر آثار تفرقهانگيز در محيط اسلامي است.
بدون شك تحقق موفقيت مسلمانان، در گرو انسجام و همبستگي اجتماعي آنان است. اگر مسلمانان متفرق باشند، وعدههاي الهي و امدادهاي غيبي نصيبشان نخواهد شد. بنابراين، امدادها و كمكهاي الهي در صورتي نصيب جوامع اسلامي ميشود كه امت اسلامي، تحت لواي قرآن و سنت نيكوي رسول اكرم صليالله عليه و آله و سيره پاك معصومان(ع)، به وحدت عملي دست يابند.
مقام معظم رهبري، در اين زمينه چنين فرموده است: «تقريب عملي، يعني همكاري مسلمين با يكديگر، منهاي احساس جدايي عقيدتي و فرقهاي. ما در ميان خودمان و در جوامع ديگر به خصوص بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، مكرر اين را ديدهايم كه برادران شيعه و سني كنار هم مينشينند و در مسائل علمي و سياسي و مسائل مربوط به سرنوشت اسلام، طوري با هم تبادلنظر ميكنند كه اصلا به يادشان نيست اين مذهبش چيست و آن مذهبش چيست؟
در بسياري از معاشراتمان با اصحاب مذاهب مختلف اين را ديدهايم.» وحدت و يكپارچگي مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه ميان ايشان و ضرورت توحيد كلمه بر محور كلمه توحيد براي همه موحدان و خداپرستان روي زمين، از تعاليم و آموزشهاي اساسي آيين اسلام و از اصول فرهنگ قرآني است و بر همين اساس، قرآن كريم يكي از عمدهترين و سازندهترين اهداف رسالت رسول اكرم صليالله عليه و آله را تاليف قلوب و ايجاد انس و تفاهم به جاي خصومت و دشمني بيان ميدارد و اگر كسي در تاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معني را از شاهكارهاي رسالت محمدي صليالله عليه و آله مييابد.
* رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلامشهر