فرشاد قربانپور:خاطرهها هميشه بازار پرخريداري دارند. هنوز در ايران ما دور همنشينيهاي شبانه در زمستان زير كرسي يا دور بخاري از بين نرفته است. در اين مجالس پيرترها از خاطرات دورههاي جواني خود ميگويند و از همين رو محبوب جمع ميشوند. آنها معمولا خاطراتي به درازاي عمر خود دارند. حتي اگر اين خاطرهها را لعابي از غلو حجيمتر و مهيبتر جلوه دهد باز از جذابيت آن هيچ كاسته نميشود تا چه رسد به خاطراتي سياسي و تاريخي كه با تحولات سياسي و تاريخي اين سرزمين پيوند نزديكي برقرار كرده است. خاطرات سياست مردان و دانشمندان از اين دسته است.
خطي از دستنوشته و خاطرهاي از انيشتين تا روسايجمهور آمريكا، انگليس، شوروي و. . . صدها و صدبار و به بسياري از زبانهاي دنيا ترجمه و چاپ شده و مجددا پس از مدتي بازچاپ ميشود. چرا؟
چون اين خاطرهها براي همه جذابيت دارند.
دكتر احسان نراقي معاون پيشين مديركل سازمان علمي - فرهنگي يونسكو نيز ازجمله كساني است كه خاطراتش پيش از اين در ايران منتشر شد و در مدت كوتاهي به چاپهاي بعدي رسيد. چاپ اول كتاب او در سال1377 انجام شد و از آن زمان تاكنون به شش چاپ رسيده است.
اخيرا انتشارات رسا چاپ ششم اين كتاب را به بازار عرضه كرده كه از نظر كيفيت چاپ و نوع كاغذ نيز مناسب است.
احسان نراقي اولين كسي از ايرانيان نيست كه درس جامعهشناسي را فرا گرفته باشد اما با اين حال به سبب كوششهايش براي توسعه تحقيق و پژوهشهاي انسانشناسي و جامعهشناسي و نيز تدريس اين درس در دانشگاه تهران او را ازجمله پايهگذاران جامعهشناسي در ايران ميدانند.
احسان نراقي از نوادگان ملااحمد نراقي و ملامهدي فاضلنراقي در سال 1305 به دنيا آمد. درسهاي ابتدايي را تا كلاس يازدهم در كاشان گذراند.
سال دوازدهم را نيز در دارالفنون تهران به پايان رساند. سپس به توصيه پدرش براي ادامه تحصيل راهي سوئيس شد و ليسانس جامعهشناسي را در دانشگاه ژنو گرفت و از دانشگاه سوربن پاريس نيز دكترا اخذ كرد.
نراقي پس از اتمام تحصيل از طريق دكتر غلامحسين صديقي در دانشگاه تهران مشغول به كار شد و همزمان با كمك او و دكتر علياكبر سياسي موفق شد موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي را بنيانگذاري كرده و مدت ۱۲ سال مديريت آن را برعهده داشته باشد
نراقي به دليل موقعيت خانوادگي و نيز تحصيلات و حضور در دانشگاه تهران بهعنوان فردي مدافع رفورم تدريجي و دورانديش كه جامعه و انسان موضوع تحقيقات او است مطرح شد. از اين رو به دليل موقعيت سياسياي كه پيدا كرده بود در اواخر رژيم پهلوي هشت نشست خصوصي نيز با محمدرضا پهلوي داشت و به مشاوره او پرداخت. البته اين تنها نراقي نبود كه به جلسه مشاوره با شاه دعوت شده بود بلكه افراد ديگري هم بودند.
شايد نراقي به دليل موقعيتي كه داشت و نيز احتمال تقسيمبندي مدعوان براي مشاوره به شاه از ميان دانشگاهيان انتخاب شده بود.
با وقوع انقلاب در ايران، احسان نراقي سه بار دستگير و زنداني شد كه آخرين آن حدود سه سال طول كشيد.
او پس از خاتمه زندان به فرانسه رفت و مجدد بهعنوان مشاور مديركل يونسكو و مديركل امور جوانان يونسكو منصوب شد و اين پست را تا زمان بازنشستگي ادامه داد. احسان نراقي پس از آزادي و خروج از ايران خاطرات خود را به نگارش درآورد كه با عنوان «از كاخ شاه تا زندان اوين» البتدا به زبان فرانسوي و سپس به زبانهاي انگليسي، عربي و اسپانيايي و برخي زبانهاي ديگر منتشر شد. سرانجام پس از آغاز رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي ترجمه فارسي خاطرات او نيز منتشر شد كه تاكنون به شش چاپ رسيده است. او در اين كتاب روايتهايي جداگانه از هشت ملاقاتش با آخرين شاه ايران ارائه ميدهد. ازجمله درباره سوالات شاه مينويسد: «شاه گفت: من ميخواستم از تحليل شما درباره موقعيت فعلي ايران اطلاع حاصل كنم. اين اغتشاش و تحريكي كه دارد عموميت مييابد كجا است؟ باني آن چه كسي است؟ چه شخصي پشت اين مخالفتها قرار گرفته است؟ اين جنبش مذهبي را چه كسي باعث شده است؟ پاسخ دادم: خود شما اعليحضرت. با نگاهي متعجب و وحشت زده به من نگريست و درحالي كه معترض بود گفت: چرا من؟ دنباله صحبت را چنين گرفتم: وقتي 15 سال پيش يعني در سال 1341 به همراه ارسنجاني به شهر مقدس قم رفتيد رهبران مذهبي را به شدت مورد حمله قرار داديد و انتقاد آنها را... موضع ارتجاعي ايشان تلقي نموديد... روزي كه اعليحضرت حركت اسلامي عظيم را در كشور عليه خود به جنبش درآورد... از اين پس مذهبيون مجبور خواهند بود تا براي رد اتهام محافظهكاري از خود وارد صحنه مبارزه شوند و نشان دهند كه مخالفت آنها با اصلاحات ارضي به خاطر قبول داشتن يك نظام اجتماعي كهنه نيست. آنها با تكيه بر منابع عظيم شيعي خود نشان خواهند داد كه خيلي بيشتر از اعليحضرت و انقلاب سفيدش انقلابي هستند...»
نيمي از كتاب به شرح هشت ملاقات نراقي با شاه اختصاص دارد. در بسياري از اين ملاقاتها احسان نراقي قصد دارد جنبش انقلابي ايران را نشات گرفته از اسلام نشان دهد و از اين رو به فلسفه چنين جنبشي در تاريخ و فقه شيعه نيز ميپردازد. او مساله امامت، امام عصر و نيز حضرت قائم را براي شاه شرح ميدهد و گوشزد ميكند كه نهضت مذهبيون ايران ريشه در چنين باورهايي دارد و اينكه مذهبيون ايران نظام را نامشروع ميدانند به اين دليل است كه تنها نظام مشروع نظام الهي است كه حضرت وليعصر تشكيل دهد.
نراقي در نيمه دوم كتاب به شرح چگونگي دستگيرياش پس از انقلاب و نيز زندان سه سالهاش ميپردازند. روايتهاي او در تمام طول دوران زندان روايتهايي ساده و آرام هستند و گويي كه او اصلا از اين وضع عصباني نيست.
خواندن اين كتاب لااقل ميتواند كمك كند كه خواننده، شاه و نراقي را بشناسد. به نظرم اين دو موضوع در اين كتاب عريان شدهاند.
ازجمله كتابهاي ديگري كه نراقي تاكنون نوشته است ميتوان به «علوم اجتماعي و سير تكويني آن»، «جامعه، جوانان، دانشگاه»، «غربت غرب»، «آزادي، حق و عدالت»، «آنچه خود داشت»، «طمع خام»، «از كاخ شاه تا زندان اوين»، «اقبال ناممكن»، «آزادي» و... اشاره كرد.
گفتوگو با احسان نراقي
چه زماني اقدام به نوشتن اين كتاب كرديد؟
من وقتي براي مشاوره و ملاقات با شاه دعوت شدم تمام گفتوگوها و اتفاقها را بلافاصله يادداشت ميكردم. بنابراين قسمتي از كتاب كه در اينباره توضيح دادهام را بهطور عمده قبل از انقلاب نوشتهام. علت يادداشت كردن اين اتفاقها و صحبتها هم اين بود كه در ابتدا تصور ميكردم ملاقات من با شاه فقط براي يكبار خواهد بود اما بعد ديدم شاه علاقهمند است كه اين ديدارها ادامه پيدا كند. از اين رو بلافاصله تصميم گرفتم همهچيز را يادداشت کرده و در آينده اقدام به انتشار آنها در قالب كتاب كنم. بهويژه آنكه من با افراد ديگري هم كه به ملاقات با شاه رفته بودند، ديدارهايي داشتم ازجمله علي اميني و دكتر صديقي. بهويژه دستنوشتههاي دكتر صديقي از چهار ملاقاتش با شاه در تنظيم مجدد يادداشتها بسيار مرا كمك كرد. او تمام حرفهاي شاه و سوالات شاه را در نوشتههاي خود آورده بود و شاه هم بهطور عمده در مشاوره با همه همين نوع سوالات را ميپرسيد. قسمتي از يادداشتهايم كه در مورد زنداني شدن من است را هم همان زمان در زندان نوشتم. البته پس از زندان اقدام به ويرايش و تنظيم مجدد آنها كردم اما تحليلهايي كه از اتفاقها و رخدادها در اين كتاب به چشم ميخورد بهطور عمده تحليلهايي است كه پس از انقلاب و زمان ويرايش دستنوشتههاي سابق نوشته و اضافه كردهام. بهطور كلي به اعتقاد من آنچه نوشتهام بر مبناي حقيقت و دقت بود.
كتاب براي اولين بار كجا چاپ شد؟
نسخه نهايياي را كه براي چاپ آماده كرده بودم به زبان فرانسه بود از اين رو طبيعي است كه چاپ اول آن در فرانسه باشد به ويژه آنكه خودم هم در آن زمان در فرانسه بودم. اما بلافاصله پس از فرانسه در اسپانيا، انگليس، آمريكا و برخي كشورهاي عربي هم ترجمه شد و به چاپ رسيد.
چه سالي بود؟
چاپ اول آن به فرانسه در اكتبر سال 1991 بود.
چه زماني در ايران چاپ شد؟
چند سال بعد از اينكه در فرانسه و برخي ديگر كشورها چاپ و منتشر شد، مجوز چاپ آن در ايران نيز صادر شد.
آيا براي چاپ آن به فارسي مشكلي داشتيد؟
فكر نميكنم مشكل خاصي به وجود آمده باشد. اين كتاب در زمان رياستجمهوري آقاي خاتمي براي اخذ مجوز ارسال شد و در زمان وزارت آقاي مهاجراني مجوز چاپ آن صادر شد. يادم هست كه در آن زمان به آقاي مهاجراني گفتم اين كتاب يك ايراني است كه در بسياري از كشورها به زبان فرانسه، عربي، انگليسي و اسپانيايي چاپ شده و حالا اگر در ايران چاپ نشود يا سانسور شود تاثير بدي خواهد گذاشت. سرانجام هم مجوز چاپ آن صادر شد و چيزي از كتاب هم با حذف مواجه نشد.
چرا اين كتاب به سرعت به زبانهاي مختلف ترجمه شد؟
بسياري از آكادمسينها و روشنفكران و همچنين سياستمداران كشورهاي مختلف ميخواستند بدانند كه در ايران چه ميگذرد. هنوز هيچ آشنايي دقيقي از ايران وجود نداشت. از اين رو اين كتاب در واقع ميتوانست چهره ايران را به آنها نشان دهد. بنابراین مورد توجه قرار گرفت. مثلا در چاپ اسپانيايي آن فدريكو مايور كه خودش هم اسپانيايي و مدير كل يونسكو بود، مقدمهاي نوشته بود كه تاثير زيادي داشت. جهان ميخواست بداند در ايران چه ميگذرد از اين رو مثلا در آرژانتين هم چاپ شد.
بيشترين تيراژ كتاب به چه زباني بود؟
به نظرم به دليل اينكه من ايراني هستم و اين كتاب در مورد ايران بود چاپ آن در ايران بيشتر بود به ويژه آنكه به چاپ ششم رسيده است. اما مثلا در كشورهاي عربي هم تيراژ وسيعي داشت. چون بيشتر افراد عرب كه به يونسكو ميآمدند وقتي با من روبهرو ميشدند ميگفتند كه اين كتاب را خواندهاند. همچنين چند كتاب ديگر من در قبل از انقلاب به زبان عربي ترجمه و چاپ شده بود، بنابراين محافل روشنفكري و علمي اين كشورها از قبل نيز با نام من آشنا بودند.
چرا چاپ كتاب بلافاصله بعد از رفتن شما از ايران انجام نشد و چند سال طول كشيد؟
من تقريبا در آن اوايل اميدي به چاپ اين كتاب به زبان فارسي نداشتم. عملا هم اين كار امكانپذير نبود. از اين رو عجلهاي براي چاپ سريع نشان ندادم بنابراين با فرصت زياد سعي كردم آن را با دقت ويرايش كرده و تنظيم كنم و تا حد امكان كتابي بيغرض ارائه داده باشم. از اين رو تا قبل از رياستجمهوري آقاي خاتمي عملا من هم هيچ درخواستي براي صدور مجوز ارائه ندادم. اما رياستجمهوري ايشان در حوزه كتاب و نشر افكار گشايش بزرگي ايجاد كرد. زماني كه خاتمي رئيسجمهور شد عناوين تيراژ كتاب در ايران سالانه حدود هشت هزار بود اما روزي كه رفت اين آمار به 50 هزار رسيده بود.
به نظر شما اين كتاب براي كساني كه آن را ميخوانند چه درسي دارد؟
تصوير بيطرفي است كه من همواره در تمام نوشتههاي آن سعي كردم ارائه دهم. از آنجا كه تخصص من هم جامعهشناسي است سعي كردم از اين علم در نوشتن كتاب بهره بگيرم. از اين رو در هيچ جاي اين كتاب شما نميتوانيد سراغي از مردود شمردن كامل يا تایيد كامل كسي يا چيزي بگيريد. من همهجا با بيطرفي حد ميانه را رعايت كردهام. بد را در كنار خوب ديدهام. از اين رو پيش از اين كتابهاي من چندان مورد توجه نبود اما اين روزها اقبال بيشتري به آنها ديده ميشود. ما ايرانيها عمدتا عادت داريم كه در بد و خوب افراط ميكنيم. اما من از اين كار چه به لحاظ خانوادگي و چه به لحاظ تخصص كاملا دور هستم. از نظر من هيچچيزي سراسر بد و سراسر خوب نيست.
در ايران و خارج از ايران به زبانهاي مختلف واكنشهايي نسبت به اين كتاب صورت گرفت. نظر شما در اين رابطه چيست؟
بله اين كتاب در آن زمان واكنشهاي مختلفي را برانگيخت. در آمريكا و اروپا به زبانهاي مختلف و بهويژه به فرانسه و انگليسي چندينمطلب در مورد آن نوشته شد و من اكنون در حال جمعآوري آنها هستم تا اگر امكانش را پيدا كنم آنها را در قالب يك كتاب مستقل منتشر كنم.