فرهیختگان: سه زن كه در توطئهای شبانه یكی از همسلولیهای خود را به قتل رسانده بودند در دادگاه جنایی پایتخت در حالی محاكمه شدند كه دو همدست دیگر آنها پس از جنایت در زندان رجاییشهر دست به خودكشی زدند.سردسته این گروه كه به اتهام معاونت در قتل پای میز محاكمه رفت، منكر دست داشتن در جنایت شبانه شد.به گزارش خبرنگار ما، در جلسه رسیدگی به این پرونده كه دیروز در شعبه ۷۱ دادگاه كیفری به ریاست قاضی عزیز محمدی و با حضور چهار مستشار برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان كیفرخواست را خواند: مهناز ۱۹ ساله، شیرین ۲۴، زهرا ۲۷، فاطمه ۲۴ ساله متهم هستند ۱۲ خردادماه سال ۸۴ همبندیشان به نام هانیه را در زندان رجاییشهر كرج كشتهاند.
شهین ۳۴ ساله در این پرونده متهم به معاونت است كه دستور جنایت را صادر كرده و متهمان را علیه قربانی تحریك كرده است.نماینده دادستان ادامه داد: مهناز و شیرین در این مدت در زندان خودكشی كردهاند و حالا با توجه به شناسایی نشدن اولیای دم كه دادستان به عنوان مدعیالعموم درخواست دیه كرده است، برای سه متهم دیگر درخواست مجازات دارم.
سپس فاطمه ۲۴ ساله در جایگاه ویژه قرار گرفت. وی گفت: ۱۹ ساله بودم كه در خیابان با یك دختر آشنا شدم و بعد از رفت و آمد با وی به دام اعتیاد به هروئین افتادم. در آن زمان به زندان رفتم و حالا پنج سال است كه در زندانم.این زن گفت: وقتی از شوهرم جدا شدم سرپرستی بچه دو ماههام را به او سپردم و حالا چند سال است كه فرزندم را ندیدم.وی در پاسخ به سوال قاضی درباره پرونده دیگری كه در شعبه ۸۰ دادگاه كیفری به اتهام قتل رسیدگی شده است، گفت: یك سال قبل از قتل هانیه چند نفر از همبندیهایم با همدستی هانیه یك زن زندانی به نام فرشته را كشتند. من در آن جنایت دستی نداشتم، فقط لكههای خون را پاك كردم، اما حالا به اعدام محكوم شدهام.این زن درباره اتهام مشاركت در كشتن هانیه گفت: مسوولان زندان من، مهناز، شیرین، شهین و هانیه را برای تنبیه به یك سلول منتقل كردند.
شب قبل هانیه و شهین با یكدیگر درگیر شده بودند. هانیه زن قلدری بود و معروف به هانیه ساواك بود و همه زندانیها را اذیت میكرد. هانیه به زور قرصهای آرامبخشی را كه پزشك زندان برایمان تجویز كرده بود، میگرفت. او حتی یك بار میخواست مرا خفه كند كه با كمك همبندیهایم از دستش خلاص شدم.
این زن ادامه داد: شهین نقشه كشتن هانیه را كشید و از ما خواست او را بكشیم. من هم چون تحتتاثیر مواد روانگردان بودم كنترل نداشتم و فریب حرفهای شهین را خوردم.
فاطمه ادامه داد: شهین میگفت اگر هانیه را بكشیم برای همیشه از شر او خلاص میشویم. او وعده داده بود برایمان وكیل میگیرد و ماهانه به حساب بانكیمان پول واریز میكند به همین خاطر وقتی هانیه قرص خورده بود و خواب بود سراغش رفتیم. دهان و بینی او را گرفتم و شیرین شالی را دور گردنش پیچید و همگی با هم آن را كشیدند. در آن لحظه هانیه جان باخت.قاضی عزیزمحمدی پرسید، شهین در آن لحظه كجا بود كه پاسخ شنید: شهین در راهرو خودش را به خواب زده بود، اما او بیدار بود و همه چیز را كنترل میكرد.وی ادامه داد: یكسال بعد از قتل هانیه شیرین كه به جرم جعل اسكناس به زندان محكوم شده بود، داخل سلول خودش را حلقآویز و چندماه بعد مهناز با خوردن قرص خودكشی كرد. فاطمه گفت: در مدتی كه زندانی بودم تنبیه شدهام و حالا كه دادستان درخواست دیه كرده است حاضرم دیه را بپردازم.
وقتی نوبت به دفاع زهرا معروف به لیلا گوشمانی رسید مشاركت در جنایت را پذیرفت.این زن گفت: شوهرم معتاد بود و برای اینكه از او جدا نشوم مرا هم به دام اعتیاد انداخت. به خاطر مواد مخدر به زندان افتادهام و حالا پنج سال است كه در زندانم و تازه ۲۵ روز بود كه به زندان آمده بودم و به تجویز پزشك زندان قرص آرامبخش مصرف میكردم كه متوجه شدم قرصهایم ناپدید شده، چون به مامور زندان اعتراض كردم به انفرادی منتقل شدم. چند روز بعد مرا به سلولی منتقل كردند كه هانیه، شهین، فاطمه، مهناز و شیرین هم برای تنبیه به آنجا منتقل شده بودند.
هانیه به زور قرصهای آرامبخش را میگرفت و در عوض پسدادن آنها پول میخواست، همه از اذیتهای او خسته شده بودند، در این میان شهین مدام با حرفهایش تحریكمان میكرد تا هانیه را بكشیم. وقتی هانیه خواب بود همه سراغش رفتند و شالی را دور گردنش پیچیدند و در آن لحظه به یاد دو پسرم افتادم و اشك در چشمانم حلقه زد. شال را رها كردم و از كشتن هانیه منصرف شدم، اما بقیه هم سلولیهایم او را خفه كردند.وی ادامه داد: در مدت ۲۰ دقیقهای كه سكوت مرگ همه جای سلول را فرا گرفته بود، شهین در راهرو دراز كشیده بود و رفتار بچهها را زیر نظر داشت. او خودش دست به جنایت نزد، اما عامل اصلی قتل هانیه او است.
در این هنگام قاضی عزیزمحمدی از پسر ۱۲ ساله فاطمه كه بیرون در دادگاه به انتظار نشسته بود خواست وارد دادگاه شود. او كه بهشدت گریه میكرد به محض وارد شدن به آغوش مادرش رفت و از هیات قضایی خواست بهخاطر او و برادر ۹ سالهاش در مجازات مادرش تخفیف دهند.او كه اشكهایش را پاك میكرد، گفت: برادرم به خانه خالهام در بروجرد رفته و من در شهریار با پدرم زندگی میكنم. حالا میخواهم به من و برادرم رحم كنید. متهم ردیف سوم وقتی روبهروی پنج قاضی دادگاه ایستاد منكر معاونت در جنایت شد، او گفت: بهخاطر چك و وارد كردن كالای غیرمجاز به كشور به زندان محكوم شدم. من از نقشه شوم همبندیهایم برای قتل هانیه بیخبر بودم. آنان به من ماست خوراندند و من كه بیحال شده بودم داخل راهرو خوابیدم و هنگامی بیدار شدم كه هانیه مرده بود.در این هنگام فاطمه بلند شد و او را دروغگو نامید. فاطمه گفت: شهین عامل همه بدبختیهای ما است. او ما را برای كشتن هانیه تحریك كرد.
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا به انشای رای بپردازد.