نگار مفید:چرا مخاطبان كنسرت بنیامین بهادری، پس از آنكه سانس دوم اجرا تمام شد، از سالن بیرون نرفتند و پول بلیتشان را میخواستند؟ آیا بنیامین در نخستین روز اجرای صحنهایاش پلیبك اجرا كرده بود؟ آیا او كمفروشی كرده بود؟ آیا اجرای بدی انجام داده بود؟ داستان كنسرت بنیامین خیلی سادهتر از این حرفها بود. با وجود آنكه بسیاری از منتقدان خواننده ۲۷ ساله معتقد بودند صدای او، صدای خوبی نیست و با دستگاههای مختلف میتواند بخواند، بنیامین بهادری روی سن حاضر شد و حتی سختترین آهنگهایش را نیز با صدای خود اجرا كرد.
دوربین سالن در این مواقع تصویر بزرگی از او نشان میداد كه تنها كافی بود روی لبهای خواننده دقیق شوید تا مشخص شود او لبخوانی نمیكند. اتفاقا كمفروشی هم نكرده بود و تمام آهنگهای مجوزدار و پرطرفدار خود را اجرا كرد. از «دنیا دیگه مثه تو نداره» تا «تنگ غروب»، كار به جایی رسید كه ما بیشتر از مسوولان جشنواره برای كنترل سالن میترسیدیم. نشانههای این سالن كه در حال انفجار بود، از همان لحظه اول مشخص بود. از زمانی كه تیزر جشنواره موسیقی پخش شد و تماشاگران سوت و دست زدند! به هر حال موفقیت از چنین جایی آغاز میشود؛ از دست زدن روی تیزر جشنواره، از تشویق نام وزارت فرهنگ و ارشاد، از تشویق بابك ریاحیپور یا شهاب حسینی و بقیه افرادی كه همراه با بنیامین روی صحنه بودند. اصلا حضور چنین افراد اسم و رسمداری روی صحنه بود كه شوك اول را به مخاطب داد. بنیامین به همراه بابك ریاحیپور، علیرضا میرآقا، علی منصوری، شهاب حسینی و كامبیز رحمانی روی سن ایستاده بود. افرادی كه هر كدام اسم و رسمی در این حوزه داشتند و حتی سابقه كاریشان از بنیامین هم بیشتر بود. پس در چیدن تیم كه كمفروشی اتفاق نیفتاده بود، در اجرا هم خبری از كمفروشی نبود. بنیامین با اعتماد به نفسی كه انتظارش میرفت روی صحنه حاضر شد. لباسی شبیه به هاكلبریفین پوشیده بود و با ریتم آهنگ بالا و پایین میرفت و مخاطبانش را دعوت به همراهی میكرد تا همراهش بخوانند یا اعضای گروهش را تشویق كنند. حتی برای توصیف میتوان از واژه استثنایی هم استفاده كرد. برای اینكه بنیامین روی صحنه آمده بود تا برای مخاطب زیر ۲۵ سالهاش بخواند و از آنجا كه در آلبومهایش هم اثبات كرده، رگ خواب مخاطبش را به خوبی میشناسد. پس با زبان همین نسل تازه كه دلش میخواهد روی صندلی ثابت ننشیند و صدای دستزدنهایش هم ثانیهای متوقف نشود، با آنها صحبت میكند. از روی سن با مخاطبش دیالوگ برقرار میكند، آنها را مخاطب قرار میدهد و در آهنگهای عاشقانهاش به خودش اشاره میكند، اما اگر اجرا اینقدر موفق بود، چرا مخاطبان بلیتهایشان را میخواستند؟ «حتی فیلم سینمایی هم ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه است. پول ما را پس بدهید.» این كنسرت تنها یك ساعت بود و وقتی در پایان برنامه، بنیامین خیلی ناگهانی صحنه را ترك و تنها بهدستتكاندادن قناعت كرد، مخاطب را با شوك تنها گذاشت. آنها ابتدا در سالن ماندند و بنیامین را تشویق كردند تا دوباره بخواند، اما بعد از ۱۵ دقیقه، بنیامین روی سن آمد، معذرتخواهی كرد و این بار خیلی معقول خداحافظی كرد و رفت. حالا تماشاگران پولشان را میخواستند. برای آنها یك ساعت خیلی كم بود، اما میشود حدس زد كه این كنسرت،بیشتر از آنكه یك كنسرت موسیقی باشد، یك ویدئوكلیپ زنده یك ساعته از بنیامین بود. دقیقا به حكم همان اشارات گذشته درباره نحوه اجرای او میشود این حكم را داد، كه او تنها نایستاد، برای تكتك آهنگهایش نقشه داشت و با اشاره دست و پایش با آهنگ، قصه میساخت. حتی گاهی این لوندیهای روی سن، كمی لوس به نظر میرسید كه با در نظر گرفتن سن مخاطبش قابل پذیرش است.