فرشاد قربانپور:«فرهنگ دانشنامگی نفت» دایرهالمعارفی است كه از سوی انجمن نفت ایران و با هزینه شركت ملی صنایع پتروشیمی به همت مهندس سیدرضا مختاریفر و همكاران او در هیاتعلمی این دانشنامه منتشر شده است. جلد اول این دانشنامه مدتی قبل به چاپ رسید در حالی كه جلدهای بعدی این دانشنامه احتمالا هفت جلدی طی ماه آینده به چاپ خواهد رسید. از این رو با سرپرست تدوین و تهیه این دانشنامه مهندس سیدرضا مختاریفر گفتوگو كردیم. آنچه در ادامه میآید حاصل این گفتوگو است.
ایده اول تالیف این دانشنامه از كجا آمد؟
تنها اسم غیرمرتبط با صنعت نفت كه در دانشنامه آمده اسم شادروان استاد «احمد بیرشك» است. ایده اولیه این كار متعلق به وی بود. او حدود ۱۵ سال قبل نامهای به وزارت نفت نوشت و این پیشنهاد را داد. نامه او در كتاب چاپ شده است. به نظر من این كتاب هم یكی از میوههای این دانشمند بزرگ ایرانی است.
تالیف چنین دانشنامهای چه دلیل و اهمیتی داشت؟
اگر بخواهم در مورد چرایی و علت تالیف دانشنامه صحبت كنم باید بگویم برای اولینبار این اقدام صورت گرفت. علت این بود تا هركسی بخواهد تعریف هر واژهای كه مربوط به صنعت نفت، گاز و پتروشیمی است را بداند با مراجعه به این فرهنگنامه مشكلش حل شود. این واژهها میتواند در مورد فناوری، تاسیسات، شخصیتهای مربوط به این صنعت و... باشند. بهطور كلی میتوان گفت هر آن چیزی كه در صنعت نفت مطرح است، چه جنبه علمی و فنی داشته باشد یا جنبه اعلام و تاسیسات، مجتمعهای صنعتی، پالایشگاهها، تاریخ نفت، افرادی كه صنعت نفت را در ایران و جهان پایهگذاری كرده و توسعه دادند و... در این فرهنگنامه وجود دارند. كسی كه به این فرهنگنامه مراجعه میكند باید بتواند این واژهها و اعلام را همراه با شرح و معادل انگلیسی آنها پیدا كند. به این منظور كار عملا از سال ۱۳۷۵ آغاز شد و در حال ورود به سیزدهمین سال سابقه این كار هستیم. جلد اول همین است كه اكنون منتشر شده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته كه البته جلد اول تنها فهرست «آ» و «الف» است.
البته اگر به زمان آغاز كار نگاه كنیم شاید برخی بگویند خیلی طول كشیده است اما در جامعه ما گاهی قرار بود تولدهایی صورت بگیرد ولی چون زمان زیادی از آن سپری شد هیچكدام آنها به دنیا نیامدهاند. در ایران و جهان دانشنامههای مختلفی منتشر شدهاند كه بهعنوان مثال تنها جلد «آ» و «الف» آنها منتشر شده و جلدهای دیگر منتشر نشدند. از این رو ما كمی شكل كارمان را تغییر دادیم یعنی اول كار را تا جایی پیش بردیم كه مطمئن شدیم بیش از ۹۰ درصد كار انجام شده است. از این رو وقتی مطمئن شدیم كه جلدهای دیگر آن هم چاپ خواهد شد، اقدام به چاپ جلد اول آن كردیم. بنابراین در زمان چاپ جلد اول حدود ۱۰ درصد كار مانده بود.
از خرداد سال قبل كه كتاب چاپ شد تا امروز ما همچنان كار را دنبال كردهایم و اكنون كمتر از پنج درصد واژهها باقی مانده است. یعنی حدود ۳۰۰ واژه دیگر باقی مانده كه هنوز برای آنها هیچ مقالهای ننوشتهایم. البته این تعداد از میان پنج هزار واژه است كه كارشان تمام شده است.
بنابراین از نظر نوشتار و جمعآوری واژهها كارمان تقریبا تمام شده است. در مراسم رونمایی كه برای جلد اول آن برگزار شد، من قول داده بودم تا چهار سال آینده همه جلدهای آن منتشر خواهد شد، هنوز هم سر قولی كه داده بودم هستم، یعنی الان حدود یك سال از آن زمان سپری شده و به تبع آن من فكر میكنم طی دو تا سه سال آینده بتوانیم تمام حروف دانشنامه را به چاپ برسانیم.
شما گفتید در مورد واژهها یا اعلام علاوه بر تعریف، مقاله هم مینویسید. بنابراین میتوان گفت كه عملا این كتاب دایرهالمعارف صنعت نفت است. اینطور نیست؟
بله. این مساله وجهتمایز اساسی كتاب است. از این رو اسم آن را فرهنگ دانشنامگی گذاشتهایم.
بنابراین همانطور كه توضیح دادید شامل اعلام هست؟
بله. مثلا شما باید بتوانید به راحتی اسم منوچهر اقبال را پیدا كنید و ببینید كه بود؟ چه زمانی وارد صنعت نفت شد؟ چه كرد؟ چه شد؟ و... همچنین در این كتاب علاوه بر فهرست راهنمای فارسی در پایان كتاب فهرست انگلیسی هم آمده است تا جستوجو را برای همه راحتتر كند.
آیا شما در نوشتن این كتاب از نمونههای خارجی هم استفاده كردهاید؟ به گمانم نمونه انگلیسی اینگونه كتابها زیاد است.
نمونه چنین كتابی حتی در انگلیسی هم زیاد نیست. اما ما برای نوشتن و تكمیل كار در برخی موارد از كتابهای انگلیسی استفاده كردهایم. باید ذكر كنم در ابتدا وقتی كارمان را شروع كردیم با خودمان گفتیم برای رفع مشكل بهتر این است كه یك كتاب انگلیسی پیدا كرده و اقدام به ترجمه آن كنیم. چند ماه هم وقت خودمان را روی همین كار گذاشتیم اما سرانجام همه جستوجوهای ما نشان داد كه اصلا نمونه چنین كتابی را نداریم. البته طبیعی هم بود كه نداشته باشیم.
چرا طبیعی بود؟
چون آن چیزی را كه ما بهعنوان شاخصهای یك كتاب مرجع برای ترجمه تدوین كرده بودیم، در هیچ كتاب دیگری پیدا نكردیم. هدف این بود كه كتابی تهیه شود تا هركسی به هر واژهای در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی ایران برخورد بتواند همان را در این كتاب نیز پیدا كرده و از مقاله و شرحهایی كه ارائه شده استفاده كند. از این رو اگر قرار بود تمام آنچه یك نفر میشنود در این كتاب باشد بهطور طبیعی كتابهایی كه وجود داشتند انتظار ما را برآورده نمیكردند. چون بهعنوان مثال بسیاری از واژهها و اصطلاحات مطرح و رایج در صنعت نفت ایران داخلی بودند. یعنی فقط مربوط به ایران بود. بهعنوان مثال شما وقتی در نوشتاری یا در جایی به «پتروشیمی آبادان» بر میخوردید باید بتوانید با مراجعه به این كتاب همهچیز را در مورد این مكان بخوانید. یعنی پاسخ به اینكه چیست؟ چه كار میكند؟ چه زمانی ساخته شده؟ چه كسی، سازمان یا شركتی آن را ساخت؟ چه زمانی به بهرهبرداری رسید؟ و... همینطور واژههایی وجود دارند كه جهانی هستند و در ایران هم كاربرد دارند، مثلا «آروماتیك». البته در مورد واژههای اینچنینی یا فناروانه كتابهای مستقل تخصصی وجود دارند. اما ما باید در این كتاب به این واژهها هم اشاره میكردیم. از این رو در مورد همه اینها مطالبی نوشتهایم تا مراجعان به این كتاب پاسخ لازم را بیابند. درواقع قرار گذاشتیم در مورد همه تاسیسات نفتی از ابتدا تاكنون، همه افراد این صنعت از ابتدا تاكنون و... بنویسیم. برخی تاسیساتی كه در مورد آنها نوشتهایم اكنون وجود ندارند. حتی واژههایی خاص بودند كه در محیطهای نفتی ما رایج هستند اما در جایی ثبت نشدهاند. مثلا در تاسیسات نفتی میگویند «فیدوس كشیدهاند». یعنی كار برای استراحت تعطیل شده است. یا اینكه شما میشنوید: «برویم كوفیشه». كوفیشه یعنی كافیشاپ و در آبادان رایج بود. یا مثلا «بویلر سوت» لغت رایج نفتیها در مورد لباس كار است. ما دنبال ریشهیابی آن رفتیم و متوجه شدیم كه این لغت در اصل انگلیسی بود و صحیح آن «بویلر سوئیت»، بود كه در زبان كاركنان شركت نفت به «بویلر سوت» تغییر داده شده است. از این رو كتابی كه این واژهها را نیز در خود داشته باشد، وجود نداشت. بنابراین ما مجبور شدیم برویم به سمت نوشتن یك فرهنگنامه برای خودمان. در این راستا كار ما بیشتر الگو گرفتن از كار شادروان دكتر مصاحب بود.
غلامحسین مصاحب در مورد مقالهنویسی در دایرهالمعارف خود مینویسد یكی از مشكلات این بود كه سقف نوشته باید رعایت میشد از این رو فرمی را طراحی كرده بودند كه در هر خانه آن یك كلمه نوشته میشد و بدینترتیب سقف كلمات را رعایت میكردند. شما چه سقفی در مورد نوشتن برای هر واژه تعیین كردید و اساسا سازوكار شما چه بود؟
ما به تقسیمبندی واژهها پرداختیم تا در این دام نیفتیم. یعنی در بسیاری مواقع وقتی واژه را پیدا میكنند آن وقت دنبال كسی میروند كه بتواند آن را شرح دهد و سپس همهچیز را به نویسنده واگذار میكنند. اما ما واژهها را به گروههای مختلف تقسیمبندی كردیم. یكسری واژهها قرار بود كه یك نوع فناوری را شرح دهند پس برای آن محتوا نوشتیم و عنوانهای آن را هم مشخص كردیم و كسی هم كه قرار بود واژهها را شرح دهد باید آن عنوانها را رعایت میكرد. در مورد شخصیتها هم همین كار را كردیم. یعنی همه آنها وجوه مشتركی دارند. مثلا در شرح شخصیتهایی كه مورد اشاره قرار گرفتند، لیست همه كتابهایی كه نوشتهاند آمده است. شغلهای قبلی و بعدی آنها، سال تولد و وفات و... نوشته شده است. از این رو به یك سری استانداردسازی دست زدیم.
اولین مرحله كار شما جمعآوری واژهها بود. برخی واژهها هستند كه ویژگیهای محلی و بومی دارند. شما چگونه این واژهها را جمعآوری كردید؟
این اولین مرحله كار ما بود. ابتدا چند كار كردیم. متون ایرانی و انگلیسی را مرور كردیم و در مرحله بعد افرادی كه در قدیم در صنعت نفت ایران كار كرده و هنوز در قید حیات بودند را پیدا كردیم. بنابراین هم از متون نوشته شده و هم از متون زنده و شفاهی استفاده كردیم. متاسفانه در طول كار چند نفر از این افراد باسابقه را از دست دادیم. از مجموع این اقدامات مخزنی حدود ۱۰ هزار واژه ایجاد شد. آن وقت برای ورود هر واژه به این دانشنامه شرط گذاشتیم. این شروط را تعیین كردیم. در شورای علمی دانشنامه واژهها مورد بحث و بررسی قرار میگرفت و برای ورود یا عدم ورود آن به دانشنامه تصمیمگیری میشد. حین این بحثها واژههای جدیدی نیز در ذهنها تداعی میشد. از این رو یك سامانه رایانهای برای این واژهها ایجاد كردیم تا از تكراری بودن آنها جلوگیری كنیم. اما در صنعت نفت به علت پیشرفت فناوری، واژههای جدید نیز وارد میشود. بنای كار ما این است كه ویرایش اول آن را فعلا ارائه دهیم و در عین حال واژههای جدید نیز در جای خود در آن مخزن رایانهای (بانك) ذخیره میشوند تا در ویرایشهای بعدی چاپ شوند و این مساله میتواند همچنان برای سالها تكرار شود. از این رو منابع ما كتابهای فارسی، انگلیسی و كاركنان قدیمی شركت نفت بودند.
شما اشاره كردید كه تاكنون ۱۰ هزار واژه ثبت كردید. فكر میكنید درنهایت تعداد این واژهها چقدر خواهد شد؟
ما درنهایت حدود شش هزار واژه را بهصورت مكتوب در فرهنگنامه شرح داده و به چاپ خواهیم رساند.
با این حساب حدود چهار هزار واژهای كه جمعآوری شده مجوز ورود به فرهنگنامه را از شورای علمی نگرفتهاند؟
بله مجوز ورود نگرفتند. مثلا واژههایی بودند كه در محیط نفتی به كار میبردند اما مختص این صنعت نیست. مثلا در كارخانه سیمان هم به كار برده میشود. ما واژههای عمومی یا مثلا واژههایی كه در فرهنگنامه شیمی باید بیاید را در كتاب ذكر نكردیم. این كتاب حاوی واژههای اختصاصی یا واژههایی كه اختصاصی شدند است. یعنی نقشی را در صنعت نفت بازگو میكنند كه در بیرون و صنعت دیگر همان نقش را ندارند.
«آ» و «الف» آن چند لغت است؟
در همه فرهنگها قسمت «آ» و «الف» حجم بیشتری را شامل میشوند و لغتهای این دو حرف بیشتر است. در فرهنگنامه ما هم وضع به همینگونه است. به گمان من جلد اول كه لغتهای «آ» و «الف» را شامل میشود حدود هزار تا هزار و ۲۰۰ لغت را شامل میشود. بقیه حروف تعداد كمتری را شامل میشوند.
فكر میكنید این فرهنگنامه درنهایت چند جلد خواهد شد؟
با توجه به حجم لغاتی كه اكنون در اختیار داریم بین پنج تا هفت جلد را شامل خواهد شد. البته تاكید كنم یكی از عوامل بازدارنده ما در چاپ جلد دوم این است كه میخواهیم ابتدا برآوردی از حجم كار داشته باشیم و سپس اقدام به چاپ جلد بعدی كنیم چرا كه نمیشود یك جلد ۷۰۰ صفحه باشد و یك جلد ۳۰۰ صفحه و یك جلد ۵۰۰ صفحه. از نظر ما معماری كار هم مهم است.
شما هنوز بر كار نظارت مستمر دارید؟
بله. البته از امسال سرعت كار هم بیشتر شده است، چون من فراغت بیشتری برای نظارت بر كار پیدا كردهام.
جلد دوم این دانشنامه چه زمانی منتشر میشود؟
اگر اتفاق خاصی نیفتد سال آینده منتشر خواهد شد. جلدهای بعدی هم در طول یك سال و نیم تا دو سال بعد از آن. اینكه میگویم اگر اتفاق خاصی نیفتد به این علت است كه اگر من الان بگویم این كار با مشكل مالی روبهرو است كسی باور نمیكند در حالی كه واقعا با مشكل مالی روبهرو است.