صفحه نخست arrow جهان arrow دزدي‌هاي سريالي خلبان قلابي
اين مرد با دادن وعده ازدواج پول و طلاهاي دختران را به سرقت مي‌برد
دزدي‌هاي سريالي خلبان قلابي
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1 بدعالی 
27 بهمن 1388 - 11:14
دزدي‌هاي سريالي خلبان قلابي

فرهيختگان: خلبان قلابي با ابراز علاقه به دختران جوان اعتماد آنان را جلب مي‌كرد و با دادن وعده ازدواج پول و طلاهايشان را مي‌دزديد. اين مرد متاهل است و تاكنون به اين شيوه از 50 دختر يكصد ميليون تومان كلاهبرداري كرده است.

مردادماه سال جاري دختر دانشجويي به دادسراي ناحيه يك تهران مراجعه كرد و به بازپرس روستا گفت: در مسير دانشگاه به خانه در محدوده خيابان وليعصر تقاطع پارك وي منتظر ماشين بودم كه با يك مرد جوان كه لباس خلباني به تن داشت آشنا شدم. وي خود را خلبان و استاد زبان انگليسي معرفي كرد و با دادن شماره تلفن از يكديگر جدا شديم. در تماس بعدي با يكديگر در يكي از پارك‌هاي شمال شهر قرار ملاقات گذاشتيم. وي خود را فردي تنها كه پدر و مادرش را از دست داده و ديگر اعضاي خانواده‌اش هر يك دنبال كار و زندگي خود هستند، معرفي كرد و گفت: علي‌رغم اينكه شغل و درآمد مناسبي دارم به شدت احساس تنهايي مي‌كنم و مدتي است كه دنبال يك شريك خوب براي زندگي مشترك مي‌گردم. اين فرد در ادامه حتي در پارك اشك ريخت و چنان با حرف‌هاي خود و رفتارش مرا تحت‌تاثير قرار داد كه من نيز در مورد احساسات و آرزوها و علاقه‌هايم و همچنين شرايط فردي و خانوادگي‌ام با وي صحبت كردم. موقع خداحافظي بسيار هنرمندانه گفت: يكي از بستگانش را ديده كه قصد عزيمت به شهرستان داشته و تمام پول‌هايش را به او داده و هم‌اكنون براي كاري نياز به پول زيادي دارد. من هم كه كاملا تحت‌تاثير حرف‌هايش قرار گرفته بودم، هرچه پول در كيفم بود به اضافه گوشواره و دستبند و گردنبندم كه حدود 5/1 ميليون تومان بود را به او دادم و از يكديگر جدا شديم. بعد از آن هرچه با او تماس گرفتم پاسخ تلفن‌هايم را نداد.
با اعلام شكايت اين دختر كارآگاهان تحقيقات خود را آغاز كردند. از آنجايي كه مالباخته هيچ نشاني و مشخصات دقيقي از متهم نداشت، حتي در چهره‌نگاري نيز نتوانست اطلاعاتي در اختيار كارآگاهان قرار دهد.
 يك ماه بعد پرونده‌اي از شعبه ديگري از دادسراي ناحيه يك شميران به كارآگاهان پايگاه يكم پليس آگاهي ارجاع شد. در اين پرونده شاكي كه دختر جواني بود به كارآگاهان گفت: در مسير برگشت به خانه با خودرو شخصي‌ام بودم كه در ميدان توحيد ابتداي بزرگراه شهيد چمران يك جوان با لباس خلباني را سوار كردم. مسيرش را چهارراه پارك وي اعلام كرد. در طول مسير اين جوان خود را خلبان و استاد زبان انگليسي معرفي كرد و در ادامه كه سر صحبت را با من باز نمود ادعا كرد پدر و مادرش فوت كرده و فردي تنهاست. من هم كه از ظاهرش، از نظر لباس پوشيدن و برخورد و صحبتش خوشم آمد در طول مسير با وي صحبت كرده و شماره تلفنم را به او دادم. روز بعد با من تماس گرفت و با يكديگر در يك پارك در شمال شهر قرار ملاقات گذاشتيم. در ملاقات‌مان از شرايط خود،شغل و وضعيت خانوادگي و روحياتش طوري صحبت كرد كه من شيفته‌اش شدم. قرار بعدي را روز جمعه همان هفته براي رفتن به كوه گذاشتيم. پس از رفتن به كوه و موقع برگشتن هم دنيايي رويايي را در ذهن من تداعي كرد. در مسير كوهپيمايي از مبلغي صحبت كرد كه يادش رفته از خانه بردارد كه بايد به يك نفر بدهد و من كه پول زيادي همراهم نبود از من خواست تا گردنبند و دستبندم را به او بدهم، در روزهاي بعد و در تماس‌هاي بعدي جواب تلفن‌هاي مرا نداد و فهميدم كه اين فرد يك كلاهبردار است.
كارآگاهان در پرونده مشابه قبلي كه تحقيقات آنها به نتيجه نرسيده بودند با تحقيق از شاكي دوم و بررسي وضعيت ظاهري اين شياد، احتمال اينكه متهم هر دو پرونده يكي باشد از نظر كارآگاهان قوت گرفت. با بررسي موارد مشابه در دادسراي ناحيه يك، در روزهاي بعد نيز پرونده‌هايي از شعب مختلف اين دادسرا به پايگاه يك ارجاع شد و در تمامي اين پرونده‌ها شاكيان دختران جواني بودند كه در خيابان يا پارك با يك جوان حدود 30 ساله آشنا شده كه اغلب خود را خلبان يا فردي تنها، داراي شرايط مناسب شغلي و زندگي معرفي مي‌كرد و اينكه قصد دارد براي زندگي آينده خويش دختر ايده‌آل و مناسب خود را پيدا كند. اين فرد آنها را اغفال كرده و با شيوه‌ها و بهانه‌هاي مختلف اقدام به گرفتن وجه، گوشي تلفن همراه و طلاجات طعمه‌هاي خود نموده و بعد از آن به تماس‌هاي آنان پاسخ نمي‌داد. در تمامي اين كلاهبرداري‌ها وي با ظاهري آراسته و شيك و با روش‌هاي متعددي مالباختگان را طعمه قرار داده و در همان ملاقات اوليه يا ملاقات‌هاي بعدي از آنان با وعده‌هاي ازدواج يا دوستي كلاهبرداري كرده بود.
با كمك تعدادي از مالباختگان چهره‌نگاري از متهم صورت گرفت تا اينكه اولين سرنخ از اين متهم اول دي‌ماه سال‌جاري به دست آمد. دختر جواني كه طعمه خلبان قلابي شده بود مدعي شد هنگام خداحافظي و پس از دادن طلاهايش كيف پول وي را برداشته است و با وجود آنكه پسر جوان از برداشتن كيف مطلع شده چيزي به او نگفته است. با اين حال داخل كيف چيز خاصي نبوده است.
كارآگاهان از طريق چهره‌نگاري و با تحقيقات وسيع ميداني و محلي، درنهايت نشاني‌هايي از متهم در خيابان ميرداماد را به دست آوردند. متهم سرانجام 19 بهمن‌ماه در مغازه‌اي دستگير شد. علي متهم 32 ساله در جلسات بازجويي به بازپرس شعبه هشتم دادسرا گفت: «يك سال پيش به فكر كلاهبرداري از دختران با لباس خلباني افتادم. با وعده ازدواج با آنها دوست شده و به راحتي موفق مي‌شدم مبالغ وجه نقد، گوشي تلفن همراه يا طلاجات آنان را بگيرم. طلاجات را به طلافروشي‌ها مي‌بردم و به اين بهانه كه فاكتور خريد را به همراه نياورده‌ام و به پولش احتياج دارم آنان با قيمت پايين‌تري از من خريداري مي‌كردند.»
سرهنگ كارآگاه علي اكبرپور رئيس پايگاه يكم پليس آگاهي تهران بزرگ با اعلام اين مطلب كه ارزش اموال سرقتي از 50 شاكي بيش از يكصد ميليون تومان بوده است، گفت: متهم متأهل، بيكار و ساكن خانه پدري‌اش در شمال پايتخت بوده است. با توجه به اين اعترافات به نظر مي‌رسد بسياري از مالباختگان به علت حفظ آبروي خود و خانواده اقدام به طرح شكايت نكرده باشند. با تحقيقات به عمل آمده در برخي موارد اين فرد به بهانه ازدواج به خانه مالباختگان نيز راه پيدا كرده است.
بازپرس روستا با دستور چاپ عكس بدون پوشش متهم در روزنامه‌ها از كساني كه بدين شيوه مورد كلاهبرداري قرار گرفته‌اند خواست به پايگاه يكم پليس آگاهي تهران بزرگ يا شعبه هشتم بازپرسي دادسراي ناحيه يك شميرانات مراجعه كنند.
نظر ها
افزودن جدید جستجو
النا  - این خلبان قلابی را می شناسم     |79.132.209.xxx | 2010-02-27 08:17:16 
سلام من النا هستم این خلبان قلابی با یکی از بچه های دانشگاه ما که تو بالاشهر میشینن دوست بود هر روز دانشگاه دختره باهاش میومد دانشگاه.اینقدر از خودش تعریف میکرد.اینقدر دوستان دختره را بیرون میبرد.حتی دختره خرج نوشیدنی و تفریحاتش را میداد.اما دی 88 جدا شدند. و چند روز پیش عکسشو تو روزنامه دیدیم.همه کاراش مشکوک بود اما کسی جرات نمیکرد به دختره بگه .چون ترسیدیم فکر کنه حسودیمون میشه.اما دختره میگه یه پلاک طلا واسش خریده.و به دختره گفته بود مامان و باباش آمریکا هستند.اما کل فامیل های دختره میدونستند این دو نامزدند و آبروی دختری که بدون تحقیق زن یکی میشه را برد
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >