مجيد يوسفي:آنچه در اين دوران در حوزه ادبيات و هنر ايران حائز اهميت خاص است حفظ و توسعه زبان فارسي است. در اين بين ميتوان روشهاي متفاوتي را براي حراست از اين گنج ناياب جست. چهبسا اساتيد و بزرگاني كه در اين راه بسيار كوشيدهاند و آنچنان كه شايد و بايد ديده نشدهاند.
اما در اين گير و دار گراني كاغذ و مشكلات مالي فراوان و مشكلات ريز و درشت ديگري كه بر هيچيك از ما پوشيده نيست گاه افرادي مانند دري گرانبها به هر شكل ممكن با مشكلات فراوان دست و پنجه نرم ميكنند تا مجلهاي را هر چند ماه يك بار به چاپ برسانند تا مانند كبريتي حداقل چند صباحي بتوانند نوري بر فرهنگ اين مرز و بوم بتابانند و در هر بار جرقه زدنشان چهرهاي را كه غبار فراموشي بر آن نشسته نيز روشن كنند.
مجله «بخارا» هم در پاسخ به همين ضرورت انتشار مييابد تا با ديد وسيعتري به زبان و ادبيات فارسي بنگرد، از اين رو براي اهل قلم و نويسندگان جديد و قديم به هر سبك و شيوهاي كه كار كردهاند احترام فراوان قائل است. اهميت مجله بخارا در آن است كه امروز در ايران به يكي از معتبرترين رسانههاي ايرانشناسي تبديل شده است. بخارا درواقع سنتي را ادامه ميدهد كه روزگاري مجله سخن به آن ممتاز بود يا مجلاتي چون يغما و راهنماي كتاب. همه اين نوع مجلات كه مجلههاي اهل فضل و ادبا و مقالهنويسان جدي ايران در حوزه كتاب و آكادمي بودند با وقوع انقلاب اسلامي متوقف شدند. آن سنت را يكچند مجله آينده به مديريت ايرج افشار- كه از كتابشناسان بنام ايران است و خود پيشتر راهنماي كتاب را چاپ ميكرد- ادامه داد اما به هر دليل از ادامه راه بازماند. علي دهباشي تنها نماينده آن سبك مجلهنويسي بود كه پس از انقلاب بدون كمك مستقيم دولت كوشيد آن سنت پيشين را ادامه دهد. ايرج افشار كه اكنون در دهه 80 عمر است، اهميت كاري را كه علي دهباشي بهعنوان خادم فرهنگ و نشر ايران آغاز كرده بود ميدانست. از همين رو، همچون پلي ميان پيش از انقلاب و نسل نو به او كمك رساند. ايرج افشار بخش ثابت و پركاري از مقالات بخارا را هر شماره مينويسد كه به گزارش مهمترين انتشارات و اتفاقات حوزه ايرانشناسي در جهان اختصاص دارد؛ كاري كه او در آن احاطه و تخصص كمنظير دارد.
دوره اول كار دهباشي به انتشار مجله كلك اختصاص داشت. او كلك را به شهرتي در ميان خاورشناسان رساند كه همپاي مجلات سخن و راهنماي كتاب بود. كلك دهباشي سپس به بخارا تبديل شد بدون اينكه اين تغيير نام تغييري در سبك و سليقه مجله باشد. حالا مجموعا 14 سال است كه كلك و سپس بخارا رسانه كتاب و ايرانشناسي و نقد و مباحث تاريخي بودهاند. در تاريخ نشر پس از انقلاب تعداد مجلههايي كه عمري چنين دراز پيدا كرده باشند متاسفانه زياد نيست. كار دهباشي در استمرار دادن به نشر بخارا از اين نظر واقعا كارستان بوده است.
«بخارا» تنها يك نشريه نيست. علي دهباشي و مجلهاش كه بيشتر به كتابي ميماند كه هر دو ماه منتشر ميشود و بزرگان اين مملكت را در فلسفه، ادبيات، موسيقي و... دور هم گرد ميآورد بسيار فراتر از اين عمل ميكنند. شايد بتوان گفت بخارا تنها نشريهاي در ايران است كه براي نويسندگان و هنرمندان مطرح معاصر كه هنوز زندهاند مراسمي را برگزار كرده است. كساني چون اومبرتو اكو، پيتر هانتكه، گونترگراس، محمود درويش و اورهان پاموك. بهطوري كه اورهان پاموك خود شگفتزده شد و روزنامههاي تركيه نوشتند كاري را كه تركها نكردند ايرانيان كردند! و اومبرتو اكو از اينكه در ايران هم او را چنين ميشناسند و آثارش را ميخوانند حيرتزده شد!
«بخارا» نشريهاي ادبي است كه در عين مطرح كردن بزرگان ادب و فرهنگ متعلق به خود با جريانات بزرگ ادبي دنيا نيز همراه ميشود.
شماره ۷۳ و ۷۲ مجله بخارا، مهر و دي ۱۳۸۸ (با تاخير) اما در بيش از 700 صفحه منتشر شد كه شامل مباحث اداي دين به همايون صنعتيزاده، فلسفه، زبانشناسي، نقد ادبي، ايرانشناسي، قدمرنجه، تاريخ نشر كتاب در ايران، آويزهها، شعر فارسي و شعر جهان، گفتوگو، خاطره، گزارش، موسيقي، جغدنامه، بررسي و نقد كتاب و ياد و يادبود است، به انضمام يادنامه همايون صنعتيزاده كه در اين بخش مقالاتي از ابراهيم گلستان، سيروس علينژاد، ايرج افشار، زهرا دولتآبادي، مهدخت صنعتي، شيرين صنعتي و باستانيپاريزي را ميخوانيم و تصوير روي جلد اين شماره نيز به مبتكر دايرهالمعارف فارسي و ناشر بيش از سه هزار عنوان كتاب و مترجم دهها كتاب ازجمله كتاب سه جلدي «كيش زرتشت» نوشته مري بويس، يعني همايون صنعتيزاده اختصاص يافته است.
اين شماره از «بخارا» بحق در مورد يكي از 10 مرد بزرگ تاريخ معاصر ايران، همانا همايون صنعتيزاده است.
در ابتداي اين شماره در يادداشتي از علي دهباشي در اداي دين به همايون صنعتيزاده ميخوانيد: شماره ۷۲ در مراحل پاياني كار بود كه همايون صنعتيزاده، از مردان تاثيرگذار در عرصه فرهنگ دوران ما، پس از يك دوره بيماري درگذشت. مصمم شديم ظرف مدت 20 روز- فعلا- يادنامه مختصري به مطالب مجله بيافزاييم. اما هرچه بيشتر پيش رفتيم، حجم گستردهتري از مقالات درباره زندگي و اثرات فرهنگي، اجتماعي، ادبي و تحقيقاتي همايون صنعتيزاده به دستمان رسيد كه بيش از 700 صفحه است.
بنابراين تعدادي از مقالات را براساس تاريخ دريافت آنها در اين يادنامه منتشر كردهايم. 17 مقالهاي كه بعدا به دست ما رسيد براي چاپ در يادنامهاي در نظر گرفته شده كه بهصورت كتاب در اولين سالگرد درگذشت آن مرحوم منتشر خواهد شد.
از همين يادداشت كوتاه نيز ميتوانيد متوجه نگرانيهاي دهباشي درمورد بزرگان اين مرز و بوم باشيد. بهتر است بر اين نكته تاكيد كنم، تا زماني كه مجله «آينده» منتشر ميشد، همايون صنعتيزاده مقالاتش را فقط در آن نشريه وزين و ماندگار منتشر ميكرد ولي طي 19 سال اخير اين مجله بخارا بود كه ناشر انحصاري مقالات، ترجمهها و سرودههاي آن زندهياد بود.
بايد بسيار از «بخارا» سپاسگزار بود، چون فكر ميكنم تنها او است كه توانسته اينگونه به انديشمندان اين مملكت بپردازد. بديهي است «بخارا» ناشر مقالات و مباحثي است كه در طريق خدمت به فرهنگ ايران باشد و از همين نظر تلاش ميكند آگاهيهاي بيشتري درباره كوششهاي فرهنگي در گذشته و آينده بهدست دهد. بخارا ناشر مقالاتي در زمينههاي نقد ادبي، فلسفه، تاريخ معاصر، ايرانشناسي، ادبيات و... است. بخارا، يك دفتر معمولي نيست؛ تاريخ زنده ادبيات و هنر و فرهنگ معاصر ايران است.