ايسكانيوز: مردم بايد بيشتر با ارزشهاي مناطق حفاظتشده آشنا شوند و از آنها حمايت كنند و تا زماني كه مردم درصدد رفع نيازهاي روزمره خود هستند كمتر ميتوانند به اين مسائل بپردازند و بسياري از ارزشهاي طبيعي اين مناطق از دست خواهد رفت.
اراضي به نسبت وسيع با ارزش حفاظتي زياد كه با هدف حفظ و احياي رويشگاههاي گياهي و زيستگاههاي جانوري انتخاب ميشوند، محيطهاي مناسبي براي اجراي برنامههاي آموزشي و پژوهشهاي زيستمحيطي به شمار ميآيند.
بزرگترين تهديد مناطق حفاظتشده در سطح جهان، گسترش كشاورزي در حاشيه مناطق تشخيص داده شده است كه خود ريشه در افزايش جمعيت انسان دارد.
البته عوامل تهديدكننده متعدد و متفاوتند و براي كشور ما نيز مهمترين عامل تهديد شكار بيرويه، چراي بيش از حد احشام، بوتهكني و تبديل كاربري اراضي تشخيص داده شده است.
مساله ديگري نيز در اينجا مطرح است و آن اينكه مطالعات بسيار كمي درخصوص نحوه و راهبردهاي مختلف مديريت مناطق حفاظتشده و تاثير آن بر مناطق صورت گرفته و براي اين كار حتي اطلاعات پايه بعضي مناطق نيز موجود نيست تا اگر تاثيري هم بوده بتوان آنها را كمي كرد، مثلا مهم است بدانيم وارد كردن مردم به داخل مناطق و استفاده سنتي آنها در مقايسه با خروج و دوركردنشان از مناطق چه تاثيري بر اين مناطق داشته است.
بسياري از مديران سرزمين اين تجربه را كسب كردهاند كه هرچه سيماي ظاهري منطقه مورد نظرشان متنوعتر باشد داراي گونه بيشتري نيز خواهند بود، بعضي از گونهها نيازمند جنگلهاي بالغ كمرشد هستند و گونههاي ديگر نياز به جنگلهاي انبوه دارند.
انسانها بهطور فزايندهاي روي جوامع و بوم سازگانهاي تكهتكه شده اثر ميگذارند، از اين رو لازم است گوناگوني زيستي موجود در سرزمينهاي باقيمانده بهتر از پيش مورد مديريت قرار گيرند و اين حفاظت بهنفع گونههاي مورد علاقه صاحبان سرزمين يا گونههايي است كه بهطور ويژه در مناطق دستخورده يافت ميشود كه درنهايت باعث كاهش تنوع زيستي ميشود.
راهبرد علمي حفاظت از تنوع در سطح منطقهاي و جهاني به سرعت در حال پيشرفت است و بدينطريق، تنوع اكوسيستمها، تنوع ژنتيكي و گونهاي در يك چارچوب كليتر مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
مديريت منطقهاي براي گونههايي كه نيازمند زيستگاههاي وسيع دور از دسترس انسان هستند، گونههاي منقرض از ژنتيك و گونههاي بسيار تخصصي و گونههاي نادر منطقهاي يا جهاني كاربرد دارد.
در حفظ تنوع زيستي، فرآيندهاي بومشناختي و تكاملي كه شامل كنش متقابل بين جوامع و گونهها است حداقل به اندازه حفاظت از خود گونهها و جوامع اهميت دارند با اين حال در مديريت منطقهاي تنوع زيستي، دستكاري زيستگاه بهمنظور ايجاد شرايط مناسب براي گونههاي ايستگاهي انجام ميشود و گونههاي درخطر انقراض اغلب نيازمند مديريت فشرده هستند.
براين اساس اگر ايستگاهي مأمن يك گونه گياه در خطر انقراض در سطح جهاني باشد اما خود جامعه زيستي با خطر مهمي روبهرو نباشد، مديران بايد در پي مطلوب كردن شرايط زيستگاه براي آن گونه باشند حتي اگر اين كار نيازمند حفاظت از كل جامعه طبيعي باشد. توان زيستمحيطي منطقه، به تخريب محيطهاي طبيعي پرداخته و ادامه پايدار حيات طبيعي را با مشكل مواجه كرده است.
توسعه افسارگسيخته شهرها، رشد روزافزون جمعيت، كمبود فضاهاي سبز شهري در شهرهاي بزرگ كشور (خصوصا شهر تهران)، پراكندگي نامناسب فضاي سبز و ديگر كاربريهاي شهري موجب شده طراحان و برنامهريزان محيط و منظر، ديدگاههاي طراحي زيباشناسي را فارغ از تطابق محيطي و ويژگيهاي بومي و جغرافيايي مورد بررسي و تجديدنظر قرار دهند و به ويژگيهاي زيستمحيطي، جغرافيايي، اجتماعي و اقتصادي هر منطقه در كنار جنبههاي زيباشناسي بيشتر توجه كنند.