عليرضا خادمي*سارا رضائيانزادهجهرمي:تعريف مدرن فرقه، كنترل ذهن و تكنيكهاي عضويتگيري فريبدهنده است. به عبارت ديگر، فرقهها به مردم حقه ميزنند تا آنها را جذب كرده و فريب دهند تا در فرقه بمانند. اين تعريفي است كه اغلب مردم با آن موافقند، البته غير از خود فرقهها ( و شيطانپرستي يكي از اين فرقهها است كه برخي به آن پيشينه هزاران ساله ميدهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر ميدانند. شيطانپرستي دنيايي را ترسيم ميكند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطانپرستي را جهان تاريك ميگويند. شيطانپرستي حقيقتي را جستوجو ميكند كه در اين جهان يافت نميشود.
شيطانپرستي به معني پرستش شيطان بهعنوان قدرتي فوقالعاده و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهاي خوب دنيوي همچون خدا است. در شيطانپرستي شيطان بهعنوان نماد قدرت و حاكميت روي زمين، قدرتي بهعنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايي را كه بهعنوان دوزخ برشمرده ميشود، قانونمند ميكند. در شيطانپرستي غير از استفاده از شيطان بهعنوان قدرت تاريكي و قدرت مطلق از نيروها، اجنه، روحهاي پليد و شيطاني نيز براي رسيدن به اهداف خود استفاده ميشود و درنهايت معناي شيطانپرستي، پرستش قدرت پليدي است.
شيطانپرستي يك حركت مكتبي، شبهمكتبي يا فلسفي است كه هواداران آن، شيطان را يك طرح و الگوي اصلي و قبل از عالم هستي ميپندارند. آنها شيطان را موجودي زنده و با چند وجه از طبيعت انسان مشترك ميدانند. مفهوم شيطان در طول قرنها مورد مكاشفه قرار گرفته است. شايد بتوان تاريخچه شيطانپرستي را به قرون اوليه پيدايش آدمي نسبت داد.
شيطانپرستي به جاي اطاعت از قوانين خدايي يا قوانين طبيعي و اخلاقي، عموما بر پيشرفت فيزيكي خود با راهنماييهاي موجودي مافوق يا قوانيني فرستاده شده تمركز دارد. بعضي شيطانپرستان بهطور داوطلبانه بعضي از قوانين اخلاقي را انتخاب ميكنند. بر اين مبنا شيطانپرستان به دو گروه اصلي شيطانپرستان فلسفي و شيطانپرستان ديني تقسيمبندي ميشوند.
شيطانپرستي فلسفي: پايهگذاري اين فرقه از شيطانپرستي به آنتوان لاوي نسبت داده ميشود. او كسي بود كه كليساي شيطان را تاسيس كرد. در نظر شيطانپرستان فلسفي، محور و مركزيت عالم هستي، خود انسان است و بزرگترين آرزو و شرط رستگاري اين نوع از شيطانپرستان برتري و ترفيع ايشان نسبت به ديگران است. شيطانپرستان فلسفي عموما خدايي براي پرستش قائل نميدانند و به زندگي غيرمادي بعد از مرگ نيز عقيدهاي ندارند.
شيطانپرستي ديني: اين نوع شيطانپرستي شبيه شيطانپرستي آنتون لاوي است اما با اين تفاوت كه در اين نوع، شيطان جنبه خدايي و متافيزيكي دارد و اين جنبه برداشته شده از اديان ابراهيمي، افسانهها، آيينهاي متفاوت يا صرفا ساخته شده ذهن پيروان آن است.
فلسفه شيطاني لاوي: شيطان ميگويد دست و دلبازي كردن به جاي خساست. شيطان ميگويد زندگي حياتي به جاي نقشه خيالي و موهومي روحاني. شيطان ميگويد دانش معصوم به جاي فريب دادن رياكارانه خود. شيطان ميگويد محبت كردن به كساني كه لياقت آن را دارند به جاي عشق ورزيدن به نمكنشناسان. شيطان ميگويد انتقام و خونخواهي كردن به جاي برگرداندن صورت. شيطان ميگويد مسووليتپذيري در مقابل مسووليتپذيران به جاي نگران بودن خونآشامهاي غيرمادي. شيطان ميگويد انسان مانند ديگر حيوانات است، گاهي بهتر ولي اغلب بدتر. شيطان تمام آن چيزهايي كه گناه شناخته ميشوند را ارائه ميدهد، چون كه تمام آنها به يك لذت و خشنودي فيزيكي، رواني يا احساسي منجر ميشوند. شيطان بهترين دوست كليسا است چرا كه در ميان تمام اين سالها وجود شيطان دليل ماندگاري كليساها است.
در تحقيقات مستندي كه بهتازگي در اختيار مسوولان ارشد كشور قرار گرفته است، لباسهاي گشاد، لباسهاي رنگي جلف، انگشترهاي خاص تيغدار، دستبندهاي متنوع و عجيب، گردنبندهاي اسكلتي با موهاي بلند يا سر طاس بهعنوان نشانههاي ويژه گروههاي همسو با شيطانپرستي بيان شده است. عضو گروه تحقيقي كه علاوه بر گزارش، فيلم مستندي از فعاليتها و رفتارهاي شيطانپرستان در ايران تهيه كرده است، گفت: متاسفانه برخي از آهنگهاي آگهي بازرگاني و تيتراژ برخي فيلمها و سريالها، در كنار صحنهآرايي برخي برنامهها، برگرفته از آيينها و ملوديهاي گروههاي شيطانپرستي است.
بيان علل و پيامدها
خانواده مهمترين نهاد اجتماعي جهت رشد ارزشهاي اسلامي و اخلاقي و پرورش شخصيت است و ميتوان مهمترين علل گرايش به سمت معضلات اجتماعي را در خانواده جستوجو كرد.
خانواده نهادي است كه شدت، عمق و گستردگي روابط و تعاملات در آن از هر جاي ديگري بيشتر است. همه مردم خانواده را نهادي پر از صميميت، دوستي و امن، كه آسايش اعضا را تامين ميكند، تصور ميكنند. نهادي كه ما را قادر ميكند از ناملايمات زندگي بگريزيم. خانواده مركب از گروهي از افراد است كه از طريق خون يا فرزندخواندگي به يكديگر مربوط و منسوب بوده و براي مدتي طولاني و نامشخص با هم زندگي ميكنند. در بين تمامي نهادها، سازمانها و تاسيسات اجتماعي، خانواده نقش و اهميتي خاص و بسزا دارد. تمامي افراد مصلحتانديش و حتي روياگرايان بر خانواده و اهميت حياتي آن بر جامعه تاكيد ورزيدهاند. بيهيچ شك و ترديد هيچيك از آسيبهاي اجتماعي بدون تاثير از خانواده پديد نيامده است. نهاد خانواده زماني ميتواند كاركرد خودش را بهدرستي انجام دهد كه دچار نابساماني و آشفتگي نباشد و خشونت از عواملي است كه سلامت و امنيت خانواده را تهديد ميكند. خشونت خانوادگي يا خشونت عليه زنان و كودكان در خانواده شايعترين شكل خشونت خانگي است كه بنيان اين نهاد اجتماعي را ويران كرده و خانواده نميتواند نقش سازندگي خود را انجام دهد.
بيان راهكارها و پيشنهادها
در جامعهاي كه ما در آن زندگي ميكنيم، ارزشها و فرهنگ اسلامي بر آن حكمفرما است. زندگي انساني خود مستلزم اخلاق انساني است و اديان آسماني ازجمله دين عزيز ما؛ اسلام اصلاح اخلاقيات را زيربناي اصلاح جامعه ميداند و تقريبا اساسيترين پيامهاي قرآني بر محور اخلاق و انسانسازي ارائه شده است. جوانان امروز آگاهي و شناخت بيشتري نسبت به نسلهاي ماقبل دارند. درعين حال جوانان دغدغه آينده را بايد بيش از ديگران داشته باشند و به يقين بدانند كه تهذيبنفس و اصلاح اخلاق، آينده مطلوبشان را رقم ميزند و تقريبا همه ميدانند كه اصلاح اخلاقيات و تقويت تقوا اصلاح جامعه است و انساني كردن جامعه در نخستين گام، نياز به اخلاقي كردن جامعه و تقويت ايمان در افراد آن جامعه دارد. به قول برخي دانشمندان اكثر ارزشهاي اخلاقي فراديني است كه خداوند بزرگ آن را در سرشت آدمي به وديعه نهاده و به حكم فطرت، حسن و قبح آن محك ميشود. اخلاق اسلامي كه غالبا از آن دم زده ميشود يك هدف غايي و معنوي است كه پلكان صعود آن نيازمند سير و سلوك معنوي است. آنچه كه در جامعه ما به حيث اخلاق مصطلح شده، رفتار و سلوك انساني در قبال جامعه و محيطهاي مختلف اجتماعي است. جوانان بايد به جاي تقليد از رفتارهاي مغاير با فرهنگ و ارزشهاي اسلامي كه بيشتر برگرفته از رفتارهاي كجروانه غرب و اروپا است، فرهنگ اصيل و ناب اسلامي را رعايت كنند و از تقليدهاي كوركورانه غربي بپرهيزند. مطمئنا آثار تقوا مانع از رفتارهاي ناپسند و كجروي ميشود. آيا دين مبين اسلام، دشنام، الفاظ ركيك، آسيب رساندن به اموال و تجهيزات دولتي و غيردولتي و صدمه وارد كردن به انسانها را مجاز دانسته است.
* عضو هياتعلمي دانشكده تربيتبدني نهاوند
** كارشناس علوم اجتماعي