تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow جهان arrow آثار رسانه‌ها بر انــــحرافات اجتماعي
 
آثار رسانه‌ها بر انــــحرافات اجتماعي
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1 بدعالی 
19 بهمن 1388 - 15:19
آثار رسانه‌ها بر انــــحرافات اجتماعي

دكتر علي بابايي:امروزه شايد اطلاعات و آنچه رسانه‎هاي همگاني در زمينه‎هاي مختلف اجتماعي و سياسي عرضه مي‎دارند ازجمله گرانبهاترين موضوع در جوامع انساني باشد. برخي نظريه‎پردازان ارتباطات بر اين اعتقادند كه اهميت اين امر تا به آنجاست كه امروزه اختيار جهان تنها در دست كسي است كه نفوذ قابل ملاحظه‎اي بر رسانه‎ها دارد.از اين رو هر كشور به فراخور و ظرفيت رسانه‎هاي گروهي خود سعي دارد همه چيز را از اين طريق و به شيوه دلخواه و متناسب با آمال و آرزوهاي خود منعكس كرده و اداره كند. در عصري كه فرا ارتباطات ناميده مي‎شود و زندگي روزمره مردم با تمام وجود متاثر از چنين پارادايمي است، به سختي مي‎توان منكر متغيري چنين قدرتمند در عرصه زندگي بشر شد.

بي‎توجهي به اين مهم مي‎تواند جوامع را در معرض ركود و عقب‎ماندگي جدي قرار دهد، به گونه‎اي كه حتي بسياري از صاحبنظران تحولات اجتماعي قائل به تغييرات بسيار جدي و بنيادين در عرصه زندگي اجتماعي بشر و فرهنگ جوامع در آينده‎اي نه چندان دور هستند. در اين ميان رسانه‎ها به‌عنوان يكي از مهم‌ترين نمادهاي اين تحول عظيم در عرصه زندگي بشر رفته رفته نقش و جايگاهي استراتژيك و پيچيده به خود گرفته و به‌عنوان عاملي سرنوشت‌ساز و تعيين‌كننده در انتخاب انسان امروز مطرح شده‎اند.
با تمام تعاريف و الزامات شمرده شده نبايد زواياي منفي ناهنجار و مشكل‎ساز آن را نيز از نظر پنهان كرد، چرا كه غفلت از آن مي‎تواند سبب تغييرات ناخواسته و حتي تهديد‎كننده‎اي بر ارزش‎ها و فرهنگ جوامع شود. امروزه رسانه‎هاي جمعي يكي از پيچيده‎ترين عناصر قابل طرح در انحرافات اجتماعي هستند.
دقيق‎تر آنكه فرهنگ سنتي اكثر جوامع دستخوش تغيير و تحول شده و همه تا حدودي متاثر از آنچه فرهنگ واحد جهاني نام گرفته است، شده‎اند. بدون ترديد رسانه‎هاي قدرتمند و فعال در جهان تمام سعي و تلاش خود را براي مسخ فرهنگ جهانيان و ديكته كردن الگوها و هنجارهاي مورد نظرشان به كار گرفته‎اند.
تكنولوژي‎هاي جديد نظرات سلطه فرهنگي را افزايش مي‎دهد و با مظاهر فريبنده خود جوامع تحت سلطه را مدهوش فرهنگ مبتذل‌شان مي‎كنند كه اين امر ناشي از سرمايه‎گذاري بسيار و برنامه‎ريزي دقيق آنان براي بي‎هويت كردن كشورهاي تحت‌سلطه است. وسايل ارتباط جمعي در ذهن و فكر مردم عقايد، ارزش‎ها و هنجارهاي خاصي را توسعه داده يا تثبيت مي‎كنند. رسانه‎هاي جمعي معمولا ارزش‎هاي كلان جامعه و جنبه‎هاي هنري خرده‎فرهنگ‎ها را به مردم عرضه مي‎دارند.
مثلا در بسياري از فيلم‎ها و همچنين تلويزيون تاكيد بر ارزش‎هاي كلاني چون ميهن‌پرستي و مسائل ديني فراوان ديده‎ مي‎شود.
معتاد شدن به معني عام كلمه از اثرات منفي اين پديده است، به خصوص اين امر در كودكان بيشتر ديده مي‌شود.
كودك چنان به برنامه‎هاي مورد علاقه خود گرايش پيدا مي‎كند كه ضروري‎ترين امور زندگي و تعامل اجتماعي را از ياد مي‎برد.
برعكس هرگاه وسايل ارتباط جمعي يك‌سويه قابل انتظار است در حالي كه بسياري از بزرگسالان به مكانيسم‎هاي دفاعي خاص خود مجهز شده‎اند، اما اين موضوع در مورد كودكان مصداق كمتري دارد
چرا كه هنوز ذهن كودك رموز تحليل عقايد و سنجش و سپس پذيرش يا طرد منطقي آن را درك نكرده است، از اين رو وقتي كودكان بدون هيچ پناه يا حفاظ در برابر وسايل ارتباط جمعي قرار مي‎گيرند، سخت تاثيرپذير شده و ناچار به سختي آسيب‎پذير خواهند شد.
تلويزيون به مثابه رسانه‎اي همه‎گير و پرنفوذ تاثيري فراتر و بيشتر از ساير رسانه‎هاي موجود دارد. نظر به اينكه معمولا تصوير بيش از نوشته يا سخن انسان را متاثر مي‎كند، بيشتر بررسي‎هاي مرتبط با تاثير وسايل ارتباط جمعي در رفتارهاي انحرافي به سينما، تلويزيون و احتمالا نوارهاي مصور اختصاص يافته است.
با اين وجود مرور برخي تحقيقات و يافته‎هاي پژوهشي نشان مي‎دهد تلويزيون در غالب موارد تاثير قابل ملاحظه‎اي در افزايش خشونت يا تحميل عقايد و تغيير افكار ندارد.
شايد مشكل در اين قبيل پژوهش‎ها بدين سبب باشد كه هيچ‎گاه نمي‎توان تاثير تلويزيون را از متغيرهاي ديگري مانند پايگاه اجتماعي، ساخت خانواده‎ها، جنس، سن، تحصيلات و ساخت رواني فرد جدا كرد و درباره آن به داوري نشست.
قطعا تاثير رسانه‎هاي متنوع و متعدد برحسب محيط و برداشت تماشاگران مختلف جامعه فرق مي‎كند و گروه‎هاي تحصيلكرده با دارا بودن معلومات كافي و آگاهي وسيع مي‎توانند مسائل را از ابعاد مختلف ‌شناسايي و بررسي كرده و درباره آنها به قضاوت نشسته و داوري كنند.
اما گروه‎هاي كم‌سواد و ناآگاه، به واسطه محدوديت اطلاعات و درك ناكافي در موارد زيادي قادر به تجزيه و تحليل داده‎هاي دريافتي نبوده و به ناچار يا آنها را مي‎پذيرند يا اينكه خود را نسبت به آنها بيگانه احساس كرده و از اظهار نظر خودداري مي‎كنند.
اما آنچه مسلم است، رسانه‎ها به شيوه‎هاي متفاوتي با جرم و خشونت ارتباط دارند. در ميان رسانه‎هاي جمعي، فيلم‎هاي سينمايي به‌عنوان يك عامل موثر در انحراف و بزهكاري جوانان سابقه قديم‎‎تري دارند.
نمايش اعمال خشونت‎بار، كشتار، جنايت و نيز صحنه‎هاي هيجان‎انگيز در فزوني و تشديد اعمال انحرافي و بزه اثر به‌سزايي دارند.
نقش فيلم‎ها در بزهكاري و جرم و جنايت از اين امر ناشي مي‎شود كه آنها صحنه‎هاي پرخاشگرانه مانند تندخويي، بي‎رحمي، آدم‎كشي و دعوا را با تمام فنون و به كارگيري آخرين و پيچيده‎ترين شگردهاي سينمايي ناشي از فناوري روز در اين حوزه به نمايش مي‎گذارند.
چيزي كه امروز به نظر مي‎رسد، در بخش قابل توجهي از فيلم‎ها و سريال‎هاي پخش شده از رسانه تصويري ملي ما ديده مي‎شود.
تحقيقات نشان مي‎دهد تعداد زيادي از بزهكاران در مقايسه با افراد عادي به ديدن فيلم‎هاي سينمايي خشونت‎بار و جنايي و از اين قبيل موارد دلبستگي بيشتري داشته‎اند، اما به‌طور كلي نتايج پژوهشگران در مورد اثرات رسانه‎هاي تصويري و جرم در چند محور مشترك است:
1- كج روانان بيشتر از سايرين داوطلب تماشاي صحنه‎هاي خشونت‎آميز؛ هم در تلويزيون و هم در سينما و هم در داستان‎هاي جنايي و خيالي هستند.
2- مشاهده شده است كه بعضا سينما و تلويزيون به مثابه يك ابزار فرار از واقعيت انتخاب شده است.
3- با وجود آنكه برخي از روان‎شناسان و جامعه‎شناسان به نقش درماني- رواني- اجتماعي رسانه‎ها نيز توجه مي‎كنند و بر اين عقيده‎اند كه مطبوعات، راديو و تلويزيون و سينما با انتشار اخبار و داستان‎هاي جنايي و پليسي بسياري از بيماران رواني را كه عقده‎هاي سركوب شده و تمايلات خشونت‎آميز و ناخودآگاه دارند، درمان مي‎كنند، اما نبايد اين واقعيت را فراموش كرد كه مضامين متضمن قتل، جنايت، خشونت و رفتارهاي هنجارشكن و مغاير با قانون و قوانين هر جامعه در قالب هر يك از اشكال فيلم، صوت، نوشته، گزارش، تبليغ و... ممكن است روحيه هنجارشكني، قانون‌گريزي، ماجراجويي و خشونت و... را در بينندگان تحريك كرده و آنها را به سوي عوامل ضداجتماعي و مخرب و هنجارشكن سوق دهد.
اين موضوع به خصوص در مورد نوجوانان و جوانان از اهميتي دوچندان برخوردار است.
از طرفي بررسي رابطه بين جرم و رسانه‎هاي گروهي بي‎نهايت پيچيده است، زيرا جرم و بزه با پديده‎ها و نيروهاي اجتماعي - تاريخي گسترده‎اي محاط مي‎شوند و رسانه‎ها تنها جزئي از نظام اطلاعاتي نمادين گسترده‎اي هستند كه شناخت اجتماعي درباره جهان را به وجود آورده و توزيع مي‎كنند.
رسانه‎ها به شيوه‎‎هاي مختلف كه معمولا در بحث‎هاي همگاني در نظر گرفته مي‎شود، همانند اثرات آنها بر سياست‎هاي همگاني و نگرش‎هاي اجتماعي كلي درباره خشونت با جرم مرتبط مي‎شود. افزون بر پيچيدگي‎هاي ارتباط رسانه‎اي سرچشمه‎هاي متعدد ديگري وجود دارد كه يا با ارتباط متقابل با رسانه‎ها يا به تنهايي باعث به وجود آمدن جرم مي‎شوند.
* عضو هيات‌علمي دانشگاه آزاد اسلامي
و دفتر پيشگيري از وقوع جرم قوه قضاييه

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >