دكتر علي بابايي:امروزه شايد اطلاعات و آنچه رسانههاي همگاني در زمينههاي مختلف اجتماعي و سياسي عرضه ميدارند ازجمله گرانبهاترين موضوع در جوامع انساني باشد. برخي نظريهپردازان ارتباطات بر اين اعتقادند كه اهميت اين امر تا به آنجاست كه امروزه اختيار جهان تنها در دست كسي است كه نفوذ قابل ملاحظهاي بر رسانهها دارد.از اين رو هر كشور به فراخور و ظرفيت رسانههاي گروهي خود سعي دارد همه چيز را از اين طريق و به شيوه دلخواه و متناسب با آمال و آرزوهاي خود منعكس كرده و اداره كند. در عصري كه
فرا ارتباطات ناميده ميشود و زندگي روزمره مردم با تمام وجود متاثر از چنين پارادايمي است، به سختي ميتوان منكر متغيري چنين قدرتمند در عرصه زندگي بشر شد.
بيتوجهي به اين مهم ميتواند جوامع را در معرض ركود و عقبماندگي جدي قرار دهد، به گونهاي كه حتي بسياري از صاحبنظران تحولات اجتماعي قائل به تغييرات بسيار جدي و بنيادين در عرصه زندگي اجتماعي بشر و فرهنگ جوامع در آيندهاي نه چندان دور هستند. در اين ميان رسانهها بهعنوان يكي از مهمترين نمادهاي اين تحول عظيم در عرصه زندگي بشر رفته رفته نقش و جايگاهي استراتژيك و پيچيده به خود گرفته و بهعنوان عاملي سرنوشتساز و تعيينكننده در انتخاب انسان امروز مطرح شدهاند.
با تمام تعاريف و الزامات شمرده شده نبايد زواياي منفي ناهنجار و مشكلساز آن را نيز از نظر پنهان كرد، چرا كه غفلت از آن ميتواند سبب تغييرات ناخواسته و حتي تهديدكنندهاي بر ارزشها و فرهنگ جوامع شود. امروزه رسانههاي جمعي يكي از پيچيدهترين عناصر قابل طرح در انحرافات اجتماعي هستند.
دقيقتر آنكه فرهنگ سنتي اكثر جوامع دستخوش تغيير و تحول شده و همه تا حدودي متاثر از آنچه فرهنگ واحد جهاني نام گرفته است، شدهاند. بدون ترديد رسانههاي قدرتمند و فعال در جهان تمام سعي و تلاش خود را براي مسخ فرهنگ جهانيان و ديكته كردن الگوها و هنجارهاي مورد نظرشان به كار گرفتهاند.
تكنولوژيهاي جديد نظرات سلطه فرهنگي را افزايش ميدهد و با مظاهر فريبنده خود جوامع تحت سلطه را مدهوش فرهنگ مبتذلشان ميكنند كه اين امر ناشي از سرمايهگذاري بسيار و برنامهريزي دقيق آنان براي بيهويت كردن كشورهاي تحتسلطه است. وسايل ارتباط جمعي در ذهن و فكر مردم عقايد، ارزشها و هنجارهاي خاصي را توسعه داده يا تثبيت ميكنند. رسانههاي جمعي معمولا ارزشهاي كلان جامعه و جنبههاي هنري خردهفرهنگها را به مردم عرضه ميدارند.
مثلا در بسياري از فيلمها و همچنين تلويزيون تاكيد بر ارزشهاي كلاني چون ميهنپرستي و مسائل ديني فراوان ديده ميشود.
معتاد شدن به معني عام كلمه از اثرات منفي اين پديده است، به خصوص اين امر در كودكان بيشتر ديده ميشود.
كودك چنان به برنامههاي مورد علاقه خود گرايش پيدا ميكند كه ضروريترين امور زندگي و تعامل اجتماعي را از ياد ميبرد.
برعكس هرگاه وسايل ارتباط جمعي يكسويه قابل انتظار است در حالي كه بسياري از بزرگسالان به مكانيسمهاي دفاعي خاص خود مجهز شدهاند، اما اين موضوع در مورد كودكان مصداق كمتري دارد
چرا كه هنوز ذهن كودك رموز تحليل عقايد و سنجش و سپس پذيرش يا طرد منطقي آن را درك نكرده است، از اين رو وقتي كودكان بدون هيچ پناه يا حفاظ در برابر وسايل ارتباط جمعي قرار ميگيرند، سخت تاثيرپذير شده و ناچار به سختي آسيبپذير خواهند شد.
تلويزيون به مثابه رسانهاي همهگير و پرنفوذ تاثيري فراتر و بيشتر از ساير رسانههاي موجود دارد. نظر به اينكه معمولا تصوير بيش از نوشته يا سخن انسان را متاثر ميكند، بيشتر بررسيهاي مرتبط با تاثير وسايل ارتباط جمعي در رفتارهاي انحرافي به سينما، تلويزيون و احتمالا نوارهاي مصور اختصاص يافته است.
با اين وجود مرور برخي تحقيقات و يافتههاي پژوهشي نشان ميدهد تلويزيون در غالب موارد تاثير قابل ملاحظهاي در افزايش خشونت يا تحميل عقايد و تغيير افكار ندارد.
شايد مشكل در اين قبيل پژوهشها بدين سبب باشد كه هيچگاه نميتوان تاثير تلويزيون را از متغيرهاي ديگري مانند پايگاه اجتماعي، ساخت خانوادهها، جنس، سن، تحصيلات و ساخت رواني فرد جدا كرد و درباره آن به داوري نشست.
قطعا تاثير رسانههاي متنوع و متعدد برحسب محيط و برداشت تماشاگران مختلف جامعه فرق ميكند و گروههاي تحصيلكرده با دارا بودن معلومات كافي و آگاهي وسيع ميتوانند مسائل را از ابعاد مختلف شناسايي و بررسي كرده و درباره آنها به قضاوت نشسته و داوري كنند.
اما گروههاي كمسواد و ناآگاه، به واسطه محدوديت اطلاعات و درك ناكافي در موارد زيادي قادر به تجزيه و تحليل دادههاي دريافتي نبوده و به ناچار يا آنها را ميپذيرند يا اينكه خود را نسبت به آنها بيگانه احساس كرده و از اظهار نظر خودداري ميكنند.
اما آنچه مسلم است، رسانهها به شيوههاي متفاوتي با جرم و خشونت ارتباط دارند. در ميان رسانههاي جمعي، فيلمهاي سينمايي بهعنوان يك عامل موثر در انحراف و بزهكاري جوانان سابقه قديمتري دارند.
نمايش اعمال خشونتبار، كشتار، جنايت و نيز صحنههاي هيجانانگيز در فزوني و تشديد اعمال انحرافي و بزه اثر بهسزايي دارند.
نقش فيلمها در بزهكاري و جرم و جنايت از اين امر ناشي ميشود كه آنها صحنههاي پرخاشگرانه مانند تندخويي، بيرحمي، آدمكشي و دعوا را با تمام فنون و به كارگيري آخرين و پيچيدهترين شگردهاي سينمايي ناشي از فناوري روز در اين حوزه به نمايش ميگذارند.
چيزي كه امروز به نظر ميرسد، در بخش قابل توجهي از فيلمها و سريالهاي پخش شده از رسانه تصويري ملي ما ديده ميشود.
تحقيقات نشان ميدهد تعداد زيادي از بزهكاران در مقايسه با افراد عادي به ديدن فيلمهاي سينمايي خشونتبار و جنايي و از اين قبيل موارد دلبستگي بيشتري داشتهاند، اما بهطور كلي نتايج پژوهشگران در مورد اثرات رسانههاي تصويري و جرم در چند محور مشترك است:
1- كج روانان بيشتر از سايرين داوطلب تماشاي صحنههاي خشونتآميز؛ هم در تلويزيون و هم در سينما و هم در داستانهاي جنايي و خيالي هستند.
2- مشاهده شده است كه بعضا سينما و تلويزيون به مثابه يك ابزار فرار از واقعيت انتخاب شده است.
3- با وجود آنكه برخي از روانشناسان و جامعهشناسان به نقش درماني- رواني- اجتماعي رسانهها نيز توجه ميكنند و بر اين عقيدهاند كه مطبوعات، راديو و تلويزيون و سينما با انتشار اخبار و داستانهاي جنايي و پليسي بسياري از بيماران رواني را كه عقدههاي سركوب شده و تمايلات خشونتآميز و ناخودآگاه دارند، درمان ميكنند، اما نبايد اين واقعيت را فراموش كرد كه مضامين متضمن قتل، جنايت، خشونت و رفتارهاي هنجارشكن و مغاير با قانون و قوانين هر جامعه در قالب هر يك از اشكال فيلم، صوت، نوشته، گزارش، تبليغ و... ممكن است روحيه هنجارشكني، قانونگريزي، ماجراجويي و خشونت و... را در بينندگان تحريك كرده و آنها را به سوي عوامل ضداجتماعي و مخرب و هنجارشكن سوق دهد.
اين موضوع به خصوص در مورد نوجوانان و جوانان از اهميتي دوچندان برخوردار است.
از طرفي بررسي رابطه بين جرم و رسانههاي گروهي بينهايت پيچيده است، زيرا جرم و بزه با پديدهها و نيروهاي اجتماعي - تاريخي گستردهاي محاط ميشوند و رسانهها تنها جزئي از نظام اطلاعاتي نمادين گستردهاي هستند كه شناخت اجتماعي درباره جهان را به وجود آورده و توزيع ميكنند.
رسانهها به شيوههاي مختلف كه معمولا در بحثهاي همگاني در نظر گرفته ميشود، همانند اثرات آنها بر سياستهاي همگاني و نگرشهاي اجتماعي كلي درباره خشونت با جرم مرتبط ميشود. افزون بر پيچيدگيهاي ارتباط رسانهاي سرچشمههاي متعدد ديگري وجود دارد كه يا با ارتباط متقابل با رسانهها يا به تنهايي باعث به وجود آمدن جرم ميشوند.
* عضو هياتعلمي دانشگاه آزاد اسلامي
و دفتر پيشگيري از وقوع جرم قوه قضاييه