بهارك سفيدگران:انتقادپذيري و انتقاد كردن موثر داراي اهميت زيادي براي موفقيت سازماني است. اموري چون ارزشيابي عملكرد، مشاركت در تيمهاي كاري، خدماترساني به مشتريان و كنترل كيفيت به انتقادپذيري و انتقادكردن مطلوب بستگي دارد و كار پيچيدهاي است. انتقاد با ابراز احساسات درباره موضوعات پيچيده و مشكل، ميتواند تخريبكننده و حتي بسيار خطرناك باشد. بهكارگيري انتقاد ضعيف، منجر به شكست افراد و سازمانها ميشود؛ از سوي ديگر استفاده آگاهانه و خردمندانه از انتقاد به شكوفايي افراد و سازمانها منجر خواهد شد.
١- انتقاد دوستانه و مشفقانه
انتقاد اطلاعاتي است كه ميتواند به رشد فرد كمك كند و دانش و مهارتهاي مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درك نتايج ارزشمند انتقاد، پذيراي انتقاد شده يا قادر به ارائه انتقاد ميشوند.
٢- انتقاد براي بهبود
محور اساسي هر انتقاد موثر توجه به نقش سازنده آن است. بهبود و ارتقا؛ معادل تغيير دانش، تغيير نگرش و تغيير عملكرد فردي و سازماني در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد بايد اصلاح و تكامل فكر و رفتار فرد مقابل باشد.
٣- انتقاد استراتژيك
انتقاد بايد ضمن داشتن اهداف بلندمدت، راههاي نيل به آ نها را نيز بيان كند. هر فردي قبل از انتقاد لازم است سوالات زير را از خود بپرسد:
دقيقا از برقراري ارتباط چه انتظاري داريد؟
چه رفتار يا خصوصيتي بايد تغيير كند؟
انگيزههاي انتقاد كردن چيست؟
چه راهحلها و اهداف خاصي را ميتوان ارائه كرد و چه فعاليتهايي براي دسترسي فرد به اهداف مورد انتقاد ميتوان انجام داد؟
٤- ايجاد عزت نفس در افراد
احساس عزت نفس يكي از نيازهاي اساسي كاركنان است. آنان براي برآورد كردن اين نياز ناچار به احترام گذاردن به ديگران هستند، بنابراين يك رابطه دوطرفه چرخشي مثبت يا منفي را ميتوان در اين خصوص ايجاد كرد.
٥- انتقاد با كلمات مثبت محترمانه و انگيزشي
اين امر منجر به بهبود برقراري ارتباط و در نتيجه پذيرش آن ميشود. به اين جهت لازم است كلمات مناسب برگزيده شده و بيان شود.
٦- انتقاد از روش و محتوا
در انتقاد محتوا و روش نيز بايد لحاظ شود. با نهادينهسازي اين نكته ميتوان از سيستم ارزشيابي خود استفاده كرد و به اين وسيله از قدرت تفكر به شيوهاي غيردفاعي بهرهبرداري كرد.
٧- مشاركت طرف مقابل
طرف مقابل خود را دخالت دهيد. براي مشاركت دادن طرف مقابل رعايت نكات زير ضروري است:
بر اهميت شغل فرد تاكيد شود.
شرايط انتقاد شناسايي شود.
دقيقا بيان شود كه چگونه انتقاد براي طرف مقابل مفيد خواهد بود.
از فرد خواسته شود چگونه ميتوان براي اجراي طرح به او كمك و در اين راستا وي را حمايت كرد.
٨- توجه به شايستگيها
به شايستگيهاي طرف مقابل توجه نماييد، بدون اينكه از كلمه «اما» استفاده كنيد. اغلب افراد براي انتقاد كردن ابتدا به بيان جنبههاي مثبت فرد پرداخته و سپس از كلمه اما استفاده ميكنند و به بيان نقاط ضعف وي ميپردازند، در حالي كه كلمه اما حذفكننده ارزش پيام قبلي است، در صورتي كه اگر از حرف ربط «و» استفاده شود عكس اين حالت است و با جملات قبلي انسجامي به وجود ميآيد. در مجموع كلمه «و» اثر بلندمدت و نيرومندتري را به جاي ميگذارد.
٩- بيان شفاف
آنچه را ميخواهيد مورد انتقاد قرار دهيد بهطور دقيق و شفاف بيان كنيد، صراحت كلام انتقاد را موثر ميكند.
١٠- انتخاب زمان مناسب
انتقاد در زمان مناسب منجر به پذيرش آن در طرف مقابل ميشود. انتقاد بايد براي عدهاي بلافاصله بعد از خطا و براي عدهاي ديگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن اينكه ضروري است هنگام خشم از افراد انتقاد نشود.
١١- استفاده از سوال
ميتوان انتقاد را در قالب طرح يك سوال يا مجموعه سوالاتي عنوان كرد كه جواب آنها به هدايت طرف مقابل براي دريافت اطلاعات دقيق و اساسي منجر ميشود.
١٢- ناكارايي انتقاد شفاهي
هنگامي كه بهطور شفاهي قادر به انتقاد نيستيد با عمل و رفتار خود انتقاد را طرح كنيد. گاهي بهتر است از روش رفتاري بهرهبرداري شود؛ يعني به جاي اينكه چيزي بيان شود، كاري انجام گيرد و از طريق مداخلات رفتاري تفكر مورد نظر منتقل شود.
١٣- مشخص كردن انتظارات
گاهي افراد انتظار دارند اشخاص همان رفتاري را دارا باشند كه از آنها انتظار داريم، در اين حالت انتظارات ما موجب ميشود انتقاد زودرس و غيرموثر داشته باشيم، چرا كه مخاطبان خود را به خوبي از توقعات خود آگاه نكردهايم.
١٤- ميزان ذهني بودن انتقاد
واقعيتها نبايد صرفا در قالب ذهنيت فرد بماند، بلكه بايد ديگران نيز آن را درك كرده و بپذيرند. مثلا اگر طرف مقابل انتقاد شما جمله «اين انتقاد صرفا اعتقاد شما است» را به كار برد، حتي اگر اين انتقاد براي شما مبتنيبر واقعيت عيني باشد؛ معني آن اين است كه ارزشيابي ذهني طرف مقابل براي قضاوت در مورد يك رفتار يا ويژگي خاص را لحاظ نكردهايم.
١٥- ايجاد انگيزه در افراد
يكي از وظايف اساسي انتقاد موثر برانگيختن افراد براي انجام بهتر كارها است. انگيزه يك مفهوم روانشناسي است كه در اشكال و حالتهاي گوناگوني چون افكار، احساسات، كلمات خاص و... مطرح ميشود.
١٦- بهرهبرداري از نقشههاي ذهني طرف مقابل
استفاده از اصطلاحات، احساسات و نقشههاي ذهني طرف مقابل منجر به شناخت و برقراري مناسب ارتباط با وي ميشود. براي اين منظور به سخنان كساني كه در اطراف شما صحبت ميكنند گوش كنيد و از ارزشها و علايق آنها مطلع شويد تا در صورت نياز به انتقاد با او همزبان شده و راحتتر ارتباط برقرار كنيد.
١٧- همگامي با انتقاد شونده
همگامي با كسي كه مورد انتقاد قرار ميگيرد، مقدمه رهبري موثر و در اينجا پيشزمينه انتقاد موثر است.
١٨- شناسايي معيارهاي انتقاد
انتقاد صحيح، مبتنيبر معيارهاي خاصي است. قبل از انتقاد براي خدمت به مشتري يا ارتباط با همكاران سوالات زير را از خود بپرسيد:
آيا اين انتقاد عملي است؟
آيا ميتوان بلافاصله از آن استفاده كرد؟
آيا منافعي را تامين ميكند؟
آيا انتقاد پاسخگوي نيازها است؟
از چه معياري استفاده شود؟
آيا ديگران از معياري كه براي قضاوت در مورد اعمال و نتايج كارهاي آنها استفاده ميشود، آگاهي دارند؟
آيا معيارها ثابت هستند يا طي زمان بايد تغيير كنند؟
جواب سوالات فوق به بهبود و افزايش انتقاد مثبت و موثر منجر ميشود.
١٩- گوش دادن به نداي دروني
افراد هميشه با خود ارتباط ذهني برقرار ميكنند، اين مكالمات دروني سازوكاري است كه باعث ميشود افراد از ارزشيابيها و انتظارات خود آگاه شوند. هنگامي كه انتقاد ميكنيد يا مورد انتقاد قرار ميگيريد به مشاهده و شنيدن دنياي درون خود بپردازيد. وقتي به نداي درون خود توجه كنيد و آنها را مورد بازنگري و تجديد نظر قرار دهيد، افكار بهتر و متناسب با شرايط و محيط جديد به وجود ميآيد، زيرا احساسات برافروخته شما، كنترل شده و به شما كمك ميكند تا صداي قدرت انتقاد موثر و مثبت را بشنويد.
٢٠- حفظ آرامش و خونسردي
نداشتن آرامش در زمان انتقاد به تضعيف انتقاد منجر ميشود. اگر فردي قادر به حفظ خونسردي، آرامش و هوشياري در زمان مواجهه با انتقاد باشد، ميتواند احساسات خود را كنترل كند و بهرهوري خويش را افزايش دهد. به علاوه فرد قادر به ارزيابي شرايط بهطور دقيق بوده و پاسخ مناسبي را به آن شرايط خواهد داد. مديران آگاه براي اصلاح و توسعه فردي، گروهي و سازماني و نيز براي انتقال دانش و مهارت خود به ديگران و اصلاح آنها لازم است از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشند چرا كه در فرآيند مشاوره علاوه بر مهارت فني، مهارت انساني و رفتاري حائز اهميت بسيار است. از سوي ديگر هر انساني كه مورد انتقاد قرار ميگيرد با بهكارگيري هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس، ميتواند به اصلاح دانش، نگرش و مهارتهاي خود اقدام كند. در مجموع انسانها نيازمند انتقاد كردن و انتقادپذيري موثر و مثبت براي تكامل خود، گروه و سازمان هستند. اين نقد افراد، سازمانها و جوامع را به سوي تعالي سوق ميدهد در حالي كه نقد منفي روحيه خصومت و پرخاشگري و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمانها را به سوي عدمبهرهوري از منابع انساني و مادي و در نهايت نابودي آنها سوق ميدهد.
برگرفته از ماهنامه تدبير
شماره ۱۱۱