تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow جهان arrow جهاني‌سازي و نوسازي، بازسازي‌كننده نابرابري
تحليل نابرابري اجتماعي در قرن بيست‌ويكم
جهاني‌سازي و نوسازي، بازسازي‌كننده نابرابري
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
19 بهمن 1388 - 14:16
جهاني‌سازي و نوسازي، بازسازي‌كننده نابرابري

مترجم: توكل آقاياري هير:نظرات و ايده‌هاي جامعه‌شناختي مهم و كليدي كه بتوانيم در مورد نابرابري‌هاي اجتماعي قرن بيست و يكم پيشنهاد كنيم كدام هستند؟ تئوري‌ها، ‌ايده‌ها و موضوعات تحقيقي كه بايد توسعه داده شوند كدامند؟ نابرابري در شكل‌هاي تازه‌اي وارد قرن بيست و يكم مي‌شود با اين حال بسياري از اين اشكال تازه داراي همان مضامين و محتواهايي خواهند بود كه در طول قرن گذشته و حتي پيش‌تر از آن در سنت جامعه‌شناسي مطرح بوده‌اند. كليد مهم قرن بيست‌ويكم تحليل دو فرآيند جهاني‌سازي(globalization) و نوسازي (modernization) است. جهاني‌سازي نتيجه تكنولوژي‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي بوده كه نه‌تنها بازارهاي مالي و سرمايه‌اي بلكه فرآيندهاي فرهنگي و سياسي را نيز از نو شكل داده است.

جهاني‌سازي به شكل اساسي و بنياني نهادهاي اجتماعي و روابط آنها را بازسازي كرده كه اين امر باعث تاثير‌گذاري بر درجه و شكل‌هاي نابرابري اجتماعي شده است. نوسازي، ‌همچنان كه رژيم جنسي به آرامي از شكل محلي به شكل عمومي درآمده و زنان به فضاهاي عمومي استخدامي و دولتي وارد مي‌شوند، ‌هنوز ادامه دارد،  در حالي كه در كشورهاي «جنوب» جهان، ‌نوسازي اغلب انتقال از جامعه سنتي به جامعه صنعتي قلمداد مي‌شود، اما در اينجا منظور من [از نوسازي] نوسازي روابط جنسي [روابط بين زن و مرد] در جهان پيشرفته است، همچنان كه زنان در اين كشورها در بيشتر صحنه‌هاي عمومي و همگاني ظاهر مي‌شوند. جهاني‌سازي و نوسازي نبايد يكي شمرده شوند بلكه بايد دو فرآيند جدا از هم در نظر گرفته شوند كه تأثيرات يكپارچه و نابرابري [نسبت به يكديگر] دارند. در اين مطلب بين اين فرآيند‌ها را در ارتباط با اشكال جديد كاري، شبكه جهاني، بازسازي رفاه [اجتماعي] و سياست بررسي خواهيم كرد.
بازسازي جهاني
در قرن بيست‌ويكم، همانند گذشته، نابرابري اجتماعي در سطح جهان بازسازي خواهد شد با اين حال ماهيت روابط تغييريافته، شديدتر و سريع‌تر شده و از اهميت فاصله فيزيكي كاسته خواهد شد. خود سلسله مراتب [و نظام ارباب رعيتي] جهاني (global hierarchy) در نتيجه روابط جديد اقتصادي، سياسي و فرهنگي بازسازي خواهد شد. عصر اطلاعات جاافتاده و تكنولوژي‌هاي جديد كامپيوتري بيش از پيش قدرتمندتر شده و حتي برقراري روابط سريع‌تري را امكان‌پذير خواهد كرد. چنين بازسازي جهاني‌اي به شيوه‌هايي كه هنوز مجبور به پي بردن به آنهاييم، كليدي براي شكل‌هاي جديد نابرابري اجتماعي خواهد بود. ما براي دستيابي به اشكال فضايي (spatial) و زمان‌مند (temporal) بازسازي نابرابري‌ها، نياز به توسعه مفاهيم جديدي خواهيم داشت.
مفاهيم موجود مثل «تراكم زمان ـ مكان» (space – time compression Harvey ۱۹۸۹) يا «محلي‌سازي» (glocalisation) (Robertson 1993) به دليل انواع جديد بازسازي مكان ـ ‌زمان كهنه شده و نياز به جايگزين خواهد داشت.
تجديد ساختار مكان و زمان براي گروه‌هاي مختلف اجتماعي، معاني متفاوتي خواهد داشت. مفاهيم «پراكندگي قومي» (diaspora) (Cohen ۱۹۹۷) و «دورگيت» (hybridity) (Gilroy ۱۹۹۳) به شكل روزافزوني در دنيايي كه رو به جهاني شدن است رايج خواهد شد. ما در مورد اين مسائل كه آيا قوميت‌هاي پراكنده‌اي كه در دولت ـ‌ ملي‌ها به چشم مي‌خورد، اين امكان برايشان وجود دارد كه با روابط در سطح جهاني خود و نيز سهل‌گيري‌هايي كه در شبكه‌هاي تجاري و اقتصادي كه قبلا توسط ملاحظات ملي محدود بودند به وجود مي‌آيند، بر قدرت خود بيفزايند يا اينكه با واكنشي از طرف اكثريت اعضاي جامعه كه موقعيت و موفقيت‌هايشان را در خطر مي‌بينند مورد آزار و اذيت قرار خواهند گرفت؛ بحث خواهيم كرد. ما در مورد ماهيت شكل‌هاي جديد دورگيت و راه‌هاي موثري كه موجب مي‌شوند هويت‌هاي شكل گرفته، ‌شكل دوباره يافته، منشعب و ادغام شده و تغيير يابد بحث خواهيم كرد.
شكل‌هاي جديد شغلي
جهاني‌سازي صورت‌هاي شغلي جديدي را ايجاد مي‌كند اما از طرق كاملا متفاوتي فرآيندهاي ديگر نظير نوسازي را كوتاه‌تر مي‌كند. از طرفي، توسعه اقتصاد مبتني‌بر دانش، آنهايي را كه سطوح بالايي از آموزش را دارا باشند، مشابه آنچه در اكثر كشورهاي غربي ديده مي‌شود، بهره‌مند مي‌كند و از طرف ديگر تغيير‌پذيري و انعطاف صورت‌هاي شغلي جديد مي‌توانند نامطمئن و كم‌درآمد باشند. تعادل بين دو نوع توسعه ياد شده؛ ساختار نابرابري اجتماعي در كار و متعاقبا در بسياري ديگر از جوانب روابط اجتماعي را تشكيل مي‌دهد.
بر ميزان اهميت آموزش، دانش و اطلاعات به‌عنوان عوامل توليد در عصر اطلاعات بيش از پيش افزوده مي‌شود (Castells ۱۹۹۶, ۱۹۹۸ و ۱۹۹۱). از همين روي آموزش به شكل فزاينده‌اي به يك مبناي مهم و جديد درآمدي و كسب ثروت تبديل شده است كه به‌عنوان «دارايي ملت‌ها» (wealth of nations) تعبير مي‌شود (Reich ۱۹۹۳). دستيابي در آموزش در مهارت‌هاي اطلاعاتي مي‌رود كه در طرح‌بندي و الگودهي نابرابري‌هاي اجتماعي، حتي از آن موقعيتي كه آموزش در گذشته داشته، مهم‌تر شود. سوالي كه در اين ميان مطرح بوده اين است كه آيا دستيابي به آموزش ساير الگوهاي نابرابري اجتماعي را تحت‌تاثير قرار خواهد داد يا آنها را به يكديگر نزديك‌تر خواهد كرد؟ روشن است كه از برخي جهات، به ويژه از نظر اينكه افراد به كدام طبقه تعلق داشته باشند، آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد ولي الگوهاي روابط در مورد قوميت متفاوتند؛ برخي گروه‌هاي قومي بهتر و برخي بدتر از حد متوسط عمل مي‌كنند. الگوي جنسي كه در حال ايجاد شدن است و مرتبط با نوسازي روابط جنسي است، به دليل اينكه زنان جوان در حال حاضر در كشورهاي جهان غرب از نظر آموزش، گوي تبعيت را از مردان جوان ربوده‌اند، بيشتر معني‌دار است. زنان [با آموزش بيشتر] بهتر براي اقتصاد اطلاعاتي كه در آينده وجود خواهد داشت، ‌تجهيز مي‌شوند. شرايطي كه در آن امر ياد شده، سلسله مراتب جنسي را در اشتغال و حكومت تحت تاثير قرار داده، كليدي براي الگوهاي جنسي نابرابري در آينده خواهد بود.
 پايان نابرابري اجتماعي در يك جامعه
از زمان‌هاي قبل جامعه‌شناسي بر وجود نابرابري اجتماعي در درون يك جامعه معين وقوف داشته است. نابرابري اجتماعي؛ چه از نوع طبقه‌اي، جنسي يا قومي و نژادي آن ـ به‌عنوان يك رابطه ميان افراد يك جامعه خاص ـ شناخته شده است. در عمل فرض مي‌كنيم مفهوم «جامعه» به شكل مناسبي از مفهوم «دولت ـ ملي» يا نهايتا «كشور» گرفته شده است. [ولي] جهاني‌سازي اين فرضيه را زير سوال مي‌برد. يك نخبه جهاني در حال حاضر منافعش نه در يك كشور معين بلكه در اكثر كشورها است. اين امر رابطه متفاوتي نسبت به آن رابطه‌اي كه سرمايه‌دار قرن ۱۹ با طبقه كارگر داشت، دارد. علاوه بر آن تعريف دقيق و تعيين طبقه كارگر در يك كشور به لحاظ اينكه كارخانه‌ها و اداراتي كه كارگران را در خدمت خود دارند ممكن است از يك كشور ثالث مقرري دريافت كنند، با مشكلاتي رو‌به‌رو كرده است. همين امر نقش يك كشور [به‌عنوان واحد تحليل] را در برخي از تحليل‌هاي نابرابري اجتماعي كم‌رنگ‌تر مي‌كند.
ملاك‌هايي براي سنجش برابري
تحليل كاملي از نابرابري اجتماعي مستلزم محاسبه چيزي است كه برابري محسوب مي‌شود تا اينكه چگونگي و نيز ميزان انحراف از آن فهميده و درك شود. در صورتي كه معيارهاي متناقضي بر پايه تجارب مختلف اجتماعي در كار باشد دستيابي به آن (تعيين برابري) امري مشكل و سخت خواهد بود. براي مثال معيارهايي كه توسط برنامه‌هاي توسعه سازمان ملل كه پايه قضاوت در مورد توسعه انساني در ارتباط با جنسيت مورد استفاده قرار مي‌گيرند، توسط برخي كه اشتغال زنان را شاخصي براي آزادي زنان محسوب نمي‌كنند، مورد انتقاد و بررسي بوده است (UNDP ۱۹۹۹). با اين همه شركت‌كنندگان در كنفرانس سازمان ملل در بيجينگ در مورد يك خط‌مشي كاري مبني‌بر دستيابي به عدالت در حق زنان توافق داشتند. مفاهيم اساسي نابرابري اجتماعي تا جايي كه به قرن بيست و يكم مربوط مي‌شود پايان نخواهد يافت و هنوز نابرابري‌هاي مبتني‌بر طبقه، قوميت يا نژاد و جنسيت وجود خواهند داشت اما اشكال نابرابري جديد بوده و فصول مشترك جديدي بين آنها در كار خواهد بود. دو منبع عمده براي تغيير وجود دارد: تغيير روابط جنسي از يك شكل محلي (خانگي) به صورت رژيم جنسي همگاني براي شكل‌بندي مجدد نابرابري‌هاي خانواده[گي] و نيز از بين رفتن نابرابري‌هاي موجود در محل‌هاي كار جهاني‌شدن و عصر اطلاعات مفاهيم فضا و مكان و نيز زمينه‌اي كه نابرابري اجتماعي در آن عمل مي‌كند را مجددا شكل داده و بازسازي خواهد كرد.
منبع: مقاله نت
 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >