تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow جهان arrow خاطرات مترجم نامه امام به گورباچف
گزارشی از رونمایی یک کتاب در کتابخانه ملی ایران
خاطرات مترجم نامه امام به گورباچف
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
19 بهمن 1388 - 13:36
خاطرات مترجم نامه امام به گورباچف

مراسم رونمايي از كتاب خاطرات مرحوم غلامحسين بيگدلي مترجم نامه حضرت امام خميني(ره) به گورباچف به زبان روسي، از مجموعه تاريخ شفاهي سازمان اسناد و كتابخانه ملي برگزار شد. علي‌اكبر اشعري مشاور فرهنگي رئيس‌جمهور در اين مراسم با اشاره به آغاز دور جديد فعاليت پژوهشكده اسناد سازمان اسناد و كتابخانه ملي گفت: با گسترش سطح فعاليت‌هاي اين پژوهشكده، پژوهش در حوزه اسناد تاريخ معاصر كشورمان به‌صورت چشمگيري افزايش خواهد يافت.

مشاور فرهنگي رئيس‌جمهور بالا رفتن كيفيت و سرعت انجام مصاحبه‌هاي تاريخ شفاهي در سال آينده را يكي از وظايف مهم پژوهشكده اسناد سازمان اسناد و كتابخانه ملي دانست و افزود: يكي از كارهاي مهم در تدوين تاريخ، گردآوري خاطرات، اطلاعات و تجارب كساني است كه هركدام در يكي از عرصه‌هاي اجتماعي نقش مهمي داشته‌اند كه اين فعاليت مي‌تواند به روشن شدن ابعاد غيرشفاف تاريخ كمك مي‌كند.
اشعري به فعاليت سازمان اسناد و كتابخانه ملي در داخل و خارج كشورمان براي گردآوري خاطرات افراد موثر در تاريخ معاصر اشاره كرد و افزود: با انتشار كتاب مصاحبه تاريخ شفاهي مرحوم بيگدلي، شروع مجددي براي توليد مكتوب اين مصاحبه‌ها توسط سازمان اسناد وكتابخانه ملي انجام شده است.
اشعري همزماني رونمايي از اين كتاب و ايام دهه فجر را تقارن خوبي دانست و از خانواده مرحوم بيگدلي براي همكاري در تدوين اين خاطرات قدرداني كرد.
عباس سليمي‌نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران نيز در اين مراسم ارزش مرحوم بيگدلي را تشخيص حقيقت در زمان مناسب دانست و افزود: تجربه تاريخي مرحوم بيگدلي متعلق به دوراني است كه شوروي سابق مهد آزاديخواهي و محل رجوع آزاديخواهان بود و به اين سبب بازگشت دوباره ايشان به ريشه‌ها و سنت‌هاي خودمان درسي براي امروز نيز هست.
سليمي‌نمين با اشاره به اين امر كه «مرحوم بيگدلي با خاطراتش سعي كرد چراغ راه آيندگان باشد»، افزود: حتما در آينده نيز خاطراتي از افرادي خواهيم داشت كه به طيف ديگري براي سعادت رو كرده‌اند و همه بايد بدانيم تنها راه سعادت ملت بازگشت به خويشتن و ريشه‌هاي فرهنگي خودمان است.
دكتر محمدرضا بيگدلي عموزاده مرحوم غلامحسين بيگدلي نيز در اين مراسم به مرور كوتاهي بر زندگي آن مرحوم پرداخت و گفت: پروفسور بيگدلي در طول زندگي خود بيش از 20 كتاب و 500 مقاله منتشر كرده است و در سال 1358 پس از 33 سال دوري از وطن و حضور در شوروي كه سال‌هاي زيادي از آن را به‌دليل انتقادي ساده در زندان‌هاي سيبري گذراند با وقوع انقلاب اسلامي به كشورمان بازگشت.
محمدرضا بيگدلي افزود: پروفسور بيگدلي «ترجمه نامه حضرت امام(ره) به گورباچف در سال 1367» را يكي از مهم‌ترين اتفاقات دوران زندگي خود مي‌دانست و همواره از جهان‌بيني و آينده‌بيني امام راحل به‌عنوان يكي از شگفتي‌هاي زندگي خود ياد مي‌كرد.
در انتهاي اين مراسم نيز دكتر تاج‌الملوك بيگدلي با امضاي نسخه‌اي از كتاب «از كاخ‌هاي شاه تا زندان‌هاي سيبري» از مجموعه كتاب‌هاي تاريخ شفاهي ايران آن را به‌عنوان يادبود به كتابخانه ملي اهدا كرد.
 
پيش از اين بيگدلي درباره خود و زندگي‌اش نوشته بود: «من‌ غلامحسين‌ بيگدلي‌ فرزند فتح‌الله‌خان‌ بيگدلي‌ به‌ تاريخ‌ 24 اسفند 1297 خورشيدي‌ در تهران‌ به‌ دنيا آمدم‌. اصل‌ و نسبم‌ به‌ ايل‌ كهنسال‌ و ديرپاي‌ ايل‌ واويماق‌ جليل‌ بيگدلي‌ مي‌رسد كه‌ در ميان‌شان‌ قهرمانان‌ شمشير و صاحبان‌ عدل‌ و داد و دين‌ و دانش‌ بسيار بوده‌اند كه‌ در طول‌ تاريخ‌ خدمات‌ جانبازانه‌ و سرافرازانه‌اي‌ به‌ ايران‌ عزيز کرده‌اند.
اين‌ قوم‌ نژاداً ترك، مسقط‌الراس‌شان آسياي ميانه، جبال‌ آلقاي‌ و قره‌قوروم‌ بود. در سال 395 هجري‌ قمري‌ برابر با 1004 ميلادي‌ از آن‌ حدود به‌ غرب‌ مهاجرت‌ كردند و در فلات‌ ايران‌ ساكن‌ شدند. تا آنجا كه‌ نام‌ و خدمات‌ شماري‌ از آنان را در تواريخ‌ به‌ويژه‌ در تاريخ‌ عالم‌آراي‌ عباسي و تاريخ پنج‌جلدي بيگدلي به قلم آورده‌ايم. مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ خط‌ سير هزارساله‌ اين‌ ايل، خدمت‌ به‌ مردم‌ و دفاع‌ از استقلال‌ و تماميت‌ ارضي‌ اين‌ سرزمين‌ بوده‌ است. مخصوصا در طول‌ 243 سال‌ حاكميت‌ خاندان‌ جليل‌ و سلسله‌ نبيل‌ صفويه‌ خدمات‌ شاياني‌ به‌ كشور عزيزم‌ ايران ‌نموده‌اند. من‌ از پاييز 1305 خورشيدي‌ تحصيلاتم‌ را از كلاس‌ تهيه‌‌ (آمادگي‌) و دبيرستان‌ نظام‌ كه‌ مدرسه‌ ابتدايي‌ نظام‌كل‌ قشوي‌ ايران‌ ناميده‌ مي‌شد شروع‌ كردم. درست 15 سال‌ تمام‌ طول‌ كشيد تا دبستان‌ و دبيرستان‌ نظام‌ و دانشكده‌ افسري‌ را به‌طور پيوسته‌ و با رتبه‌‌ ممتاز شاگرد اولي‌ به‌ پايان‌ بردم‌ و به‌ درجه‌‌ ستوان‌ دومي‌ نايل‌ آمده‌ام. از اينكه‌ از ممتاز بودنم‌ در دوران‌ تحصيل‌ گفتم‌، خداي‌ نخواسته‌ منظورم‌ خودستايي‌ نيست‌، بلكه‌ مي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ از آغاز فكرم‌ براي‌ درك‌ مسائل‌ و مطالب‌ علمي‌ آماده‌ بود و اين‌ فكر هميشه‌ مرا به‌ تفكر براي‌ تعالي‌ و سربلندي‌ ملت ‌ايران‌ سوق‌ مي‌داد. من‌ از ابتدا شيفته‌‌ مردم‌ بودم‌ و هنوز هم‌ هستم‌. وضعيت‌ خانوادگي‌ من‌ از يك‌ سو با زندگي‌ مجلل‌ دربار آميخته‌ بود. در دوران‌ تحصيل‌ با فرزندان‌ رضاشاه‌ و اشراف همكلاس‌ بودم‌. افراط‌ و تفريط‌ فرزندان‌ ملاكان‌ و بي‌بند و باري‌هاي‌ بالانشينان‌ را مي‌ديدم. از سوي‌ ديگر با زندگي‌ پرمحروميت‌، نكبت‌بار و برده‌وار كشاورزان‌ و كارگران‌ كشورم‌ از نزديك‌ آشنايي‌ داشتم‌ و اوضاع‌ پريشان‌ آنان را مي‌ديدم‌ و لمس‌ مي‌كردم‌. مي‌ديدم‌ كه‌ زندگي‌ بسياري‌ از مردم‌، ده‌ها بار سخت‌تر از بردگان‌ قرون‌ وسطي‌ است‌.
در سال‌ 1279 در تهران‌ متولد شدم‌. 15 سال‌ درس‌ نظام‌ خواندم‌ و در مرداد 1320 ستوان‌ دوم‌ شده‌ا‌م‌. در آن‌ زمان‌ اشراف‌ نماد بزرگي‌ و مظهري‌ براي‌ جنايت‌ و خيانت‌ بودند و من‌ با مشاهده‌‌ مظالم‌ حكمرانان‌ كشور و با خدعه ‌و تلفيقات‌ مزدورانه‌ آذر و اسكندراني‌ وارد حزب‌ توده‌ شدم‌. به‌ همين‌ دليل شش ماه‌ در باشگاه‌ افسران‌ كرمان‌ بازداشت‌ بودم. به مناسبت تشكيل دسته‌هاي چريك و قيام مسلحانه پدرم فتح‌الله‌خان بيگدلي و پدرزنم يدالله‌خان بيگدلي اسلحه‌دارباشي عليه متجاسران با دولت براي جنگيدن با متجاسران و راندن غلام يحيي و فداييان از خطه خمسه و زنجان مرا با 400 نفر مسلح به نبرد آنها فرستادند. ولي‌ من‌ جاهلانه‌ نزد خودي‌ها نرفتم‌ و نزد فداييان‌ رفتم‌. نزديك‌ يك‌ سال‌ در ارتش‌ آذربايجان (خلق‌ قشونداري - ارتش‌ قزلباش‌) با درجه‌‌ سرواني‌ فرمانده‌ گردان‌ و سپس‌ معاون‌ آموزشگاه‌ افسري‌ شدم. در اين‌ مدت‌ ماموران‌ خشن‌ سيدجعفر پيشه‌وري‌ دو بار مرا گرفتند و مي‌خواستند اعدامم‌ كنند كه‌ خوشبختانه‌ هر دوبار به‌ واسطه‌‌ ژنرال‌ محمود پناهان‌ كه‌ دوست‌ ديرين‌ خانواده‌مان‌ بود از مرگ‌ حتمي‌ نجات‌ يافتم. در 21 آذر 1325 در معيت مهاجران و ازجمله‌ پيشه‌وري‌ به‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ شوروي‌ پناهنده‌ شدم‌ و مدت 33 سال با هزاران‌ درد بي‌درمان‌ روبه‌رو شدم. هفت‌ سال‌ و هشت‌ ماه‌ در منطقه‌‌ مرگ‌خيز كاليما زنداني‌ بودم‌.
با مرگ استالين آزاد شده و به باكو آمدم و طي 26 سال اقامت در باكو مدارج عالي تحصيلي را گذراندم. پس‌ از دانشكده‌ دكتر و بعد فوق‌ دكترا مدافعه‌ گرفتم‌ و پروفسور، آكادميسين‌ و كارمند ارشد علمي‌ از باكو و مسكو شدم و اكنون‌ من‌ پروفسور و دكترا در ادبيات‌ هستم. در اين چند دهه كه در باكو بودم 17 جلد كتاب و بيش از 150 مقاله علمي به زبان‌هاي مختلف نوشتم و به عضويت شوراي‌ عالي‌ علمي‌ جمهوري‌ آذربايجان‌ انتخاب‌ شدم (و. ا. ك) و هنوز هم مي‌باشم. دوري‌ از وطن‌ موجب‌ شد دل‌ به‌ دريا بزنم‌ و با تلاش‌هاي‌ فراوان‌ از چنگ‌ ماموران كاگ‌ب (سرويس امنيتي شوروي) خلاص‌ شوم‌ و به‌ كشور عزيزم‌ ايران‌ برگشتم. به‌ دليل‌ كهولت‌ سن‌ بازنشسته‌ام‌ و با نوشتن‌ خود را مشغول‌ داشتم.
پس از بازگشتم به ايران در 17 مرداد 1358 دو سال‌ استاد دانشكده‌‌ ادبيات‌ فارسي‌ دانشگاه‌ تهران‌ و همچنين‌ دانشگاه‌ ابوريحان‌ بيروني‌ بودم. با تعطيلي‌ موقت‌ و ضروري‌ دانشگاه‌ها به‌عنوان‌ مترجم‌ و مشاور به‌ ستاد شوراي‌عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ منتقل شدم. يك‌ سال‌ و نيم‌ بعد براي‌ بار سوم‌ دچار حمله‌ قلبي شدم‌ و از ارائه‌‌ كار اداري‌ باز ماندم. از زماني كه به ايران برگشتم 20 جلد كتاب و 150 مقاله نوشتم و آخرين كتابي كه در دست دارم تاريخ شعراي بيگدلي است كه بيش از 70 شاعر را شامل مي‌شود.»
غلامحسين بيگدلي در بيست و پنجم مرداد ۱۳۷۷ هجري شمسي بر اثر حمله قلبي درگذشت و در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >