نازنين متيننيا:زني در آستانه 40 سالگي با موقعيت اجتماعي و شغلي مناسب و خانوادهاي آرام و دوستداشتني، قهرمان كتاب «40 سالگي» نوشته ناهيد طباطبايي است. مردي در آستانه 40 سالگي با موقعيت اجتماعي و شغلي مناسب و خانوادهاي آرام و دوستداشتني، قهرمان فيلم «40 سالگي» به كارگرداني عليرضا رئيسيان است؛ فيلمي كه عصر سهشنبه در سالن همايش برج ميلاد بهنمايش درآمد تا منتقدان و اهالي رسانه با پايان فيلم، از اين روايت تازه از كتابي كه كتاب برتر 20 سال گذشته بود غافلگير شوند و سوالهاي زيادي از اين روايت نصفه و نيمه كتاب و تغييرات بزرگ آن بپرسند.
آلاله كتاب ناهيد طباطبايي در درگيريهاي ذهني فرهاد فيلم رئيسيان گم شده است و تمام آن داستان پيچيده عشق قديمي آلاله كتاب، مشكل امروز فرهاد فيلم است؛ فرهادي كه بازي خوب محمدرضا فروتن در پشت سوالات بزرگ تماشاگران و هيجان ديدن قهرمان اصلي كتاب گم شده است و اگر بازي ليلا حاتمي و حضور گرمش نبود، احتمالا صندليهاي سينمارسانه زمان نمايش فيلمها خالي ميشد. اما با تمام اين اتفاقات و تغييرات در فيلم، نويسنده «40 سالگي» از ديدن آن خوشحال شد و راضي از سالن سينما بيرون آمد. رضايت ناهيد طباطبايي از اين روايت تصويري دلايل مختلفي دارد؛ دلايلي كه از آگاهي نويسنده نسبت به روند فيلمنامه شروع ميشود و به تجربهاي تازه براي ديدن اثرش روي پرده سينما ميرسد. طباطبايي در گفتوگو با فرهيختگان از اين رضايت ميگويد و از اينكه ديدن فيلم روي پرده آرامش كرده است. «دوست داشتم اين داستان را روي پرده سينما ببينم، ميخواستم اين تجربه را داشته باشم. سينما مخاطب بزرگتري دارد و من دلم ميخواست كه با مخاطب بيشتري ارتباط برقرار كنم.» نويسنده كتاب، بيشتر از هركس ديگري از فاصله داستان نوشته شده با اين داستان تصويري خبر دارد. اما باوجود اين آگاهي بزرگ اين فاصله را طبيعي ميداند و توضيح ميدهد: «مخاطب كتاب داستان را با هر چيزي كه دوست دارد، در ذهن خودش ميسازد. او قهرمان را خودش براي خودش تعريف ميكند. اما در سينما اينطور نيست و قهرمان به مخاطب معرفي ميشود. براي همين است كه اين فاصله به چشم ميآيد و مخاطبي كه كتاب را خوانده، از خيلي تغييرات غافلگير ميشود. عليرضا رئيسيان اولين كارگرداني نبوده كه براي ساختن اين داستان پيشقدم شده. رسول صدرعاملي و تهمينه ميلاني هم در روزهايي دور به فكر ساختن اين داستان افتادهاند، اما فيلمنامه فيلم رئيسيان آن فيلمنامهاي بود كه مجوز ساخت گرفته و همان تجربهاي شده كه نويسنده داستان به دنبالش بوده؛ تجربهاي كه در زمان نگارش فيلمنامه و حتي ساخت آن، نويسنده از آن فاصله گرفته و در زمان نمايش دلنگرانيهاي زيادي برايش داشته است؛ تجربهاي كه براي نويسنده سخت بوده، اما ديدن فيلم آرامش كرده و آن اطمينان خاطر را به او داده است. ناهيد طباطبايي احساسي متفاوت از تمام تماشاگراني كه اين فيلم را روي پرده سينما ديدهاند، دارد و براي همين است كه همحس آن تماشاگران ناراضي از اين روايت تازه را درك ميكند و هم حس تماشاگراني كه كتاب را نخواندهاند و به تماشاي فيلم مينشينند: «كساني كه كتاب را خواندهاند كتاب را بيشتر دوست دارند، اما احتمالا تماشاگران ديگر از فيلم خوششان ميآيد.»