حسن محمودي:سرانجام، يخ جلسههاي نقد كتاب در چند ماه آخر سال به مدد كتابهاي قابل تاملي كه بالاخره مجوز انتشار گرفتهاند، شكسته شده و ميشود سرمست از اين اتفاق بود كه تقريبا هر روز هفته دلت بخواهد، بتواني مخاطب يكي از اين نشستها باشي. جاي دوري نميخواهد برويم اصلا. همين هفته را ميتوان مثال زد كه هر روزش جايي درباره كتابي تازه منتشرشده، جمعي در نقد آن حرف ميزنند. در كنار اين نشستها به تدريج اما محفلهاي ادبي هم شكل ميگيرند؛ محفلهايي كه وقتي برقرار باشند، كتابهاي تاييدگرفته از آنها، با اقبال مخاطب مواجه ميشوند و اين يعني دلگرمي به رونق بازار كتاب. خوبي محفلها و نشستها اين است كه هرچه متنوعتر باشند، آسيب ماندن جمعی با سلايق محدود را ميگيرد.
نشستها و جلسات هرقدر كه تكثر داشته باشند، به همان ميزان رايهاي مختلفي را درباره يك اثر ارائه ميدهند و مخاطب كتاب، قدرت بيشتري براي انتخاب دارد. اينگونه است كه ديگر در نبود نشستها و جلسات نقد و بررسي، حرف زدن درباره كتابهاي تازه منتشر شده، در اختيار جمع محدودي قرار نميگيرد، حلقهاي كه تنها عقايد خودشان را «لينك» ميكنند. مشخصا از اصطلاح لينك استفاده كردم تا از سر تعمد اشارهاي كرده باشم به آسيبي كه فضاي مجازي در اين سالها در كمرونقي محافل و نشستهاي ادبي، بر سر آثار تازه منتشرشده آوردند. آسيبي كه از يك متن احساسي در باب شاهكار بودن و پديده شدن يك كتاب و سكوت درباره آثار ديگر نصيب داستاننويسي ما شد. مشخصا از «كافه پيانو» مثال ميآورم. حالا اما خوشحال بايد باشيم كه نشستهاي ادبي به مدد كتابهاي خوب منتشرشده، تعدادشان دوباره زياد ميشود و جريانهاي مختلف ادبي، امكان حرف زدن درباره آثار مورد تاييدشان را پيدا ميكنند. قرار بود بهانه اين ياداشت نوشتن درباره جلسه نقدي درباب «ابر صورتي» نوشته علي رضا محموديايرانمهر در سري نشستهاي كافه چشمه در فرهنگسراي شفق با همكاري نشر چشمه باشد. نشستي كه برخلاف تصور حاضران كه كم هم نبودند، دو منتقد جلسه، شهريار وقفيپور و اميرحسين خورشيدفر با صراحت، انتقادهاي خود را متوجه داستانهاي مجموعه مدنظر كردند. اما نكته جالب اين بود كه دوستداران كتاب كه براي تاييد گرفتن درباره كتاب آمده بودند، وقتي دو منتقد جلسه، از ضعفهاي كار بهزعم خود گفتند و معترضان مواضعي بهشدت راديكال نسبت به آراي ارائه شده گرفتند و آنها را محكوم به نقد غيرعلمي و سليقهاي كردند، به ناگهان بغضشان شكست. اتفاقي كه بيشك محصول فضاي تكصدايي ادبيات در اين سالها است. نگارنده در انتهاي همين جلسه توجه مولف محترم مجموعه مورد علاقهام را به اين نكته جلب كردم كه قدر انتقاد و تحليل را حتي اگر برخلاف تصور و آگاهيات باشد، بدان. اميد كه همچنان جلساتي چنين پابرجا باشد كه صدالبته بايد به متوليان فرهنگي كشور يادآوري كرد كه اين فضاي پرنشاط ادبي، از محدوديت ناشي نميشود كه منوط به صدور مجوز همراه با سعه صدر و به دور از سليقههاي فردي و جناحي است.