تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow فرهنگ arrow مي‌خواستم فيلم بر مبناي موقعيت باشد
گفت‌وگو با مجيد امامي، نويسنده و كارگردان «آسانسور»
مي‌خواستم فيلم بر مبناي موقعيت باشد
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
29 آبان 1388 - 13:35
مي‌خواستم فيلم بر مبناي موقعيت باشد

زهرا الوندي:مجيد امامي كارگردان فيلم تلويزيوني «آسانسور» است كه در آن گلاب آدينه و مهدي ‌هاشمي مقابل هم قرار گرفته‌اند. بخش اعظم اين تله‌فيلم در يك آسانسور اتفاق مي‌افتد، به اين ترتيب كه زن و شوهري كه ‌هاشمي و آدينه نقش آنها را بازي مي‌كنند در آن گير مي‌افتند. اين دو قرار است از هم طلاق بگيرند و در اين مدت اتفاقاتي مي‌افتد كه فيلم را ديدني مي‌كند. البته مجيد امامي نويسنده اين تله‌فيلم هم هست. او را بيشتر در تدوين و فيلمنامه‌نويسي مي‌شناسيم. اين اولين كار بلند او در مقام كارگردان است. به اين بهانه گفت‌وگويي را با او ترتيب داده‌ايم.

از مراحل نگارش بگوييد. اينكه چطور اين ايده شكل گرفت و چقدر نگارش آن طول كشيد.
فيلمنامه برايم جنبه تجربي داشت. مي‌خواستم كاري را بنويسم كه خيلي تنوع فضا نداشته باشد و جذابيت آن بر مبناي موقعيت باشد. با اين فرم، نمونه‌هاي خارجي ديده بودم. مثلا فيلم «باجه تلفن» كه تمام داستان در يك باجه تلفن مي‌گذرد. مي‌خواستم كاري بنويسم كه محدود باشد، ولي تله‌تئاتر نباشد و درنهايت اين كار را نوشتم. البته قصد نداشتم خودم آن را بسازم اما گذشت ايام و. . باعث شد كه خودم بسازم.
نگارش اين فيلمنامه مربوط به چند سال پيش است؟
طرح آن شايد مربوط به هفت سال پيش باشد. اولين ايده‌اش در دو، سه صفحه فكر كنم سال 85 در سيمافيلم به تصويب رسيد. تا اينكه سال گذشته فيلمنامه را تكميل كردم. فيلمنامه را هم اول به يك تهيه‌كننده خارج از سازمان فروخته بودم و قرار بود سينمايي كار شود؛ ولي كارگرداني كه قرار بود كار كند، درگير يك كار سنگين شد و كار ماند. نهايتا با هم صحبت كرديم و قرار شد خودم كارگرداني آن را به‌عهده بگيرم.
موضوع فيلمنامه براي تلويزيون به نظر خطرناك مي‌رسد! به لحاظ جذب مخاطب مي‌گويم. با توجه به اينكه فضا محدود است، اين فيلم چقدر مي‌تواند براي تماشاگر تلويزيون جذاب باشد، آن هم تماشاگري كه به رنگ‌هاي متنوع و لوكيشن‌هاي مختلف و دكور‌هاي شيك و رنگارنگ و. . . عادت كرده است؟
اينها هست، انگيزه خود من اين بود كه اينها را در قصه و بازي جبران كنم؛ اما نمي‌دانم مي‌شود يا نه. منتظرم كار تمام شود. خود من هم بعد از آن قضاوت مي‌كنم.
چي شد كه تصميم گرفتيد خودتان آن را بسازيد؟
قبلا اشاره كردم من اين فيلمنامه را براي خودم ننوشته بودم. حقيقت آن اين است كه بعضي فيلمنامه‌هايي را داشتم كه فكر مي‌كردم جور ديگري بشود اما نشد. اين حس، تجربه‌اي است كه معمولا بعضي فيلمنامه‌نويس‌ها دچار آن مي‌شوند. به اين شكل كه تجسم‌شان از كاري كه مي‌نويسند، تحقق نمي‌يابد. من فيلمنامه‌اي نوشته‌ام كه يك كارگردان آن را كار كرده و خودم تدوينش كردم. مثلا در «جست‌وجوي قهرمان» كه سال 67 آقاي آشتياني‌پور كار كرده و من تدوين كردم، سينمايي بود. خب در اين حالت ديدگاه‌ها نزديك بوده است. اما وقتي ارتباطي بين فيلمنامه‌نويس و كارگردان شكل نمي‌گيرد، اين اتفاق نمي‌افتد. بارها احساس مي‌كردم مي‌شد كار جور ديگري باشد. من اين تجربه را در اين سال‌ها بيشتر داشتم. البته فيلمنامه تازه‌اي نداشتم و فيلمنامه‌اي كه 10، 15 سال پيش نوشتم و پايان‌نامه‌ام بود، قبول شد. با وجود اينكه من رشته‌ام مونتاژ بود گفتند فيلمنامه استحكام خوبي دارد ولي كار نشد؛ چون جنبه بين‌المللي سياسي داشت. تا اينكه چند سال پيش ساخته شد كه البته با نظر من خيلي فاصله داشت با آنچه كه در ذهن من بود. در كار بحث گروگانگيري بود و خيلي پرتنش اما اين درنيامده بود. اين شد كه گفتم اين كار را خودم بكنم ببينم همان مي‌شود كه تجسم مي‌كنم يا نه.
به گمانم چون خودتان هم تدوين كار كرده‌ايد، اين احتمال كه كار نهايي همان شود كه مي‌خواهيد، خيلي زيادتر است.
اميدوارم؛ چون من خيلي كار را خرد شده ديدم. نمي‌شد هم غير از اين باشد. چون در فضاي محدودي بود مستلزم ريتم تعريف‌شده و نماهاي طراحي شده از قبل بود. اگر بخواهم وارد بحث توليد بشوم بايد بگويم كه در داستان آسانسوري است كه گير مي‌كند. بخشي از اين بايد وارد كابين واقعي باشد تا حركت‌ها را داشته باشيم. يك بخش هم در دكور انجام مي‌شود. ولي خود همين دكور هم دو بخش دارد. بخش سمت شيشه را برديم در كابين اصلي داخل ساختمان و در يكي از تراس‌ها كار گذاشتيم كه منظره خيابان دارد و تحرك. بخش ديگر هم كه داخل دكور است.
آن بخش ديگر را كامل گرفتيد؟
بله. لازم است از قبل بدانيم چه مي‌خواهيم و الا كار غيرممكن است. اين است كه با اين روند ناچار بوديم همه‌چيز از پيش طراحي شده باشد و تا الان هم من شخصا راضي‌ام.
عمدا مي‌خواستيد كه اين تكنيك‌ها دست و پايتان را ببندد يا اتفاقي بود؟
نه. مجبور بوديم؛ ولي من خودم راضي‌ام.
آخر گاهي آدم عمدا قيدوبندي مي‌گذارد در كار تا خودش را بسنجد.
نه ما در توليد مشكل داشتيم. مثلا يك طرف ساختماني كه آسانسور در آن حركت مي‌كرد بايد شيشه‌اي مي‌بود. پيدا كردن اين ساختمان محدوديت ايجاد مي‌كرد. بعد آنهايي هم كه هست معمولا كوچك‌اند؛ در حالي كه كابين‌مان بايد بزرگ مي‌بود تا گاوصندوق در آن جا بشود و چهار پنج تا آدم داخل آنجا بگيرند. ضمن اينكه طلق شيشه‌اي داشته باشد تا چشم‌انداز بيرون را داشته باشيم. علاوه بر همه اينها بايد روبه‌روي آن يك برج داشته باشد، سر چهارراهش يك اسكوربرد باشد كه فوتبال پخش كند و... اينها بود كه كار را سخت مي‌كرد و نهايتا يك ساختمان را پيدا كرديم.
منتها تازه محدوديت‌هاي توليد شروع شد. ما دكورمان را ساخته بوديم كه گفتند (البته توقع بيش از اين هم نيست و تا همين حد هم جاي تشكر دارد) فقط روز‌هاي تعطيل امكان استفاده از آسانسور آنجا را داريم. ضمن اينكه رفت و آمد مردم هم بود. بايد صبر مي‌كرديم تا مردمي كه به ساختمان تردد مي‌كردند از آسانسور پياده شوند، بعد بازيگر ما برود داخل. نهايتا مي‌خواستيم اين را با شب كاري جبران كنيم. اما گفتند تا بيشتر از ساعت 10 نمي‌توانيم باشيم كه با چانه‌زني و خواهش آن را به ساعت 12 رسانديم. از طرفي احتياج به ساختمان مقابل داشتيم كه يك سري اتفاقات در آن مي‌افتاد و بخشي از قصه بود ولي هيچ‌كدام از ساختمان‌هاي روبه‌رو حاضر نشدند يك واحد در اختيارمان بگذارند. اين در حالي بود كه ما كار را شروع كرده بوديم. در حالي كه ساختمان روبه‌رو هم نداشتيم. همه اينها را بايد يك‌جور حل مي‌كرديم؛ بنابراين رفتيم سراغ پرده و سيستمي كه پيش‌بيني كرديم.
يعني از اول قصد انجامش را نداشتيد؟
نه. به مرور مجبور شديم. اگر از ابتدا مشخص بود شايد از همان اول دكور مي‌زديم و همين‌جا كار مي‌كرديم. حتي همان حركت‌ها را با كروماكي درمي‌آورديم. اما تا به اينجا برسيم خيلي دردسر كشيديم. آن اول قرار بود طلق آسانسور واقعي را كه خيلي خش‌دار بود عوض كنيم، كه از اين بابت اهالي ساختمان خيلي هم خوشحال بودند؛ اما كارخانه ديگر از آن شيشه نمي‌زد. بعد گفتند اگر بخواهيم عوض كنيم بايد سقف را بشكافيم. اين ماجرا خودش داستاني شد كه اتفاق هم نيفتاد. حكايت ما حكايت قطار در حال حركتي بود كه بايد ضمن حركت، چرخ ر ا عوض كنيم. ولي چون مي‌دانستيم به چي مي‌خواهيم فكر كنم به مشكلي بر نخورديم.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >