صفحه نخست arrow اندیشه arrow آیا امینی گزینه دیگری داشت سفیران تحقیر
 
آیا امینی گزینه دیگری داشت سفیران تحقیر
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
01 آبان 1388 - 15:43
آیا امینی گزینه دیگری داشت سفیران تحقیر

مزدک راستین:تلاش براي ملي كردن صنعت نفت نهايتا با كودتا پايان پذيرفت و از آنجا كه جنبش آزاديخواهي در ايران به نفت گره خورده بود با ناكامي ملي شدن، آزاديخواهان هم خانه‌نشين شدند. در چنين فضايي طبيعي است كه قرارداد كنسرسيوم دولت زاهدي در تاريخ ما سمبل شكست و عقب‌نشيني باشد اما پرسش واقعي اين است كه آيا در آن شرايط كاري به غير از بستن اين قرارداد ممكن بود؛ آيا امضا‌كنندگان آن وطن‌فروشاني بودند كه هيچ دركي از خواست‌هاي ملت ايران نداشتند و آيا اگر مصدق يك قدم آن‌ورتر كوتاه مي‌آمد اين قرارداد در تاريخ ما ثبت مي‌شد؟

اميني همان زمان به مصدق گفته بود «جانشين شما چون از نقطه ضعف شروع مي‌كند، نمي‌تواند مزايايي كه شما مي‌توانيد، به‌دست آورد» اما اميني همان جانشيني شد كه بايد از نقطه ضعف شروع مي‌كرد. او آگاهانه چنين نقش تاريخي را پذيرفت؛ نقشي بي‌هيچ افتخاري بعد از كنسرسيوم، قراردادي شد كه مفادش را آمريكايي‌ها نوشته بودند و ايران فقط آن را امضا كرده بود اما نكته مهمي كه هيچ‌كس به آن توجه نمي‌كرد اين بود كه چرخ صنعت دنيا بي‌نفت ايران هم مي‌چرخيد و حالا در دوره پسا مصدق ايران مانده بود و نفتي كه بايد مي‌فروخت و اين همان نقطه‌ضعفي بود كه اميني از آن حرف زده بود. در آن زمان اگر اميني و زاهدي مي‌خواستند پافشاري كنند آمريكايي‌ها زيربار نمي‌رفتند، پس قراردادي بهتر از اين امكان‌پذير نبود.
ديگر هيچ‌كسي پيشنهادهايي كه به مصدق داده شده بود را تكرار نكرد. فتح‌الله نفيسي كه در همان زمان عضو هيات نمايندگي ايران در مذاكرات كنسرسيوم بود، درباره اين قرارداد مي‌گويد: «ايران مجبور بود بين شيطان و آب‌هاي عميق درياي آبي، بين هرج و مرج و تحقير يكي را انتخاب كند و تصميم گرفت تحقير را به هرج و مرج كه احتمالا به كمونيسم منجر مي‌شد، ترجيح دهد. ولي يك كنشگر تاريخي در چه نقطه‌اي قرار مي‌گيرد كه نشان تحقير را بر پيشاني خود ترجيح بدهد. آيا براي اميني پذيرش اين عنوان راحت بوده است. احساس اميني را شايد بتوان از خلال اولين سخنراني‌اش بعد از امضاي قرارداد در مجلس دريافت.
 ما مدعي نيستيم كه راه‌حل ايده‌آل مشكل نفت را پيدا كرده‌ايم و قرارداد فروشي كه بسته‌ايم همان چيزي باشد كه ملت ايران آرزو مي‌كند. اين حقيقت را من به‌سمت رياست هيات نمايندگي ايران در پيشگاه ملت صريحا اظهار مي‌كنم زيرا راه‌حل ايده‌آل براي ملت ايران روزي به دست خواهد آمد كه ما آن قدرت، ثروت و وسايل فني را پيدا كنيم كه قادر به رقابت با كشورهاي بزرگ باشيم. روزي ما مي‌توانيم نفت خودمان را با وسايل فروش خودمان به مقادير زياد در اكناف عالم به فروش برسانيم كه بازارهاي فروش در انحصار شركت‌هاي بزرگي كه از طرف قدرت‌هاي بزرگ بين‌المللي پشتيباني مي‌شوند در دنيا وجود نداشته باشد و بشردوستي آنها به آن درجه برسد كه فقط به خاطر حقيقت و كمك به بازكردن راه كسب و كار يك ملت بدون در نظر داشتن منافع مادي و مجرد از مبارزات اقتصادي و تحصيل سود بازرگاني به كمك يكديگر بشتابند ولي متاسفانه در شرايط موجود مباني اخلاقي و بشردوستي تا اين درجه ترقي نكرده است و اداره امور جهان در دست فرشتگان عالم بالا نيست بلكه كساني مانند من و شما با تمام اغراض و منافع و نظرياتي كه دارند جهان را اداره مي‌كنند و بيشتر از آنچه در مذاكرات به مسائل اخلاقي فكر كنند به منافع بازرگاني مي‌انديشند و در كمال صراحت، گرچه مخالف ميل ما و ديگران باشد، مانع از هر تجارتي مي‌شوند كه به نحوي از انحا به منافع آنها لطمه بزند يا مباني كارشان را در ساير نقاط متزلزل سازد.آقايان، براي غلبه بر اين عوامل موجود دنيا و رسيدن به ايده‌آل ملي، نه فرياد و زور، كه قدرت مادي و معنوي است كه به كار مي‌آيد و منتهای وسيله رسيدن به مقصود همين است و بس. پس كساني كه واقعا دنبال تحقق ايده‌آل ملي هستند، بايد سعي كنند از شرايط موجود اقتصادي و سياسي دنيا استفاده و مملكت را زورمند و مقتدر كنند تا روزي بتوانيم با قدرت معنوي و مادي خود بر مشكلات غلبه كنيم و آرزوهاي ملي خود را عملي سازيم.فعلا تا روزي كه ما به آن درجه از قدرت و نيرومندي نرسيده‌ايم، حدود فعاليت ما براي رسيدن به هدفی ايده‌آل – يعني فروش نفت ايران به دست خودمان و با وسايل خودمان – بيش از آنچه ظرف سه سال گذشته رسيده است، نخواهد رسيد و با خيالبافي و خواب‌هاي شيرين و بي‌تعبير نمي‌شود منكر اين حقايق شد و نمي‌توان تا چندين سال ديگر بر اين مشكلات غلبه كرد مگر آنكه مردمي مثبت و با عزم باشيم و با اعتراف به حقايق موجود درصدد كسب قدرت مادي و معنوي برآييم.»
البته سخنان اميني نه در آن زمان و نه بعدها تاثيري در مخاطبانش نگذاشت.
محمدعلي موحد در کتاب خواب آشفته خود مي‌نويسد كودتاي 28 مرداد منجر به قرارداد كنسرسيوم شد. قرارداد كنسرسيوم محاصره اقتصادي و تحريم و خرابكاري‌هاي سه‌ساله را ناديده گرفت و غرامتي كم و بيش سه برابر آنچه كه دين اچسن حداكثر غرامت معقول مي‌دانست بر ايران تحميل كرد.
اما درباره اينكه نقش اتفاقات پيش از آن سه سال چه تاثيري در امضاي آن قرارداد داشت، حرفي به ميان نمي‌آيد.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >