سعید باقریخاروانی: با بیان خرد سیاسی عرب قبل از اسلام زمینه و بستر ظهور وحی در حجاز مشخص میشود و اینکه این حرکت چه تاثیری در مبانی و بنیادهای جامعه عرب قبل از اسلام و این عقیده میگذارد اما این تاثیرگذاری خود نیز از این زمینه بیتاثیر نمیماند.
با ظهور وحی این تمدن که بر عصبیت قبیله استوار بود خود را هماهنگ با آن کرد و به ظهور ویژهای از خرد سیاسی عرب منجر شد. برعکس مفاهیم خردِ سیاسی عربِ قبل از اسلام، عرب بعد از اسلام مفاهیم عقلانیت سیاسی خود را در تعامل با وحی و سنت قبلی شکل داد که خود آن نیز به دو دوره تقسیم میشود: الف: مکه. ب: مدینه. در حالی که آیات مکی خطاب به مردم دارد آیات مدنی خطاب به جامعه مومنان دارد.
دوره مکه
آیات قرآن که در این دوره نازل میشود به بیان توحید و تاکید بر یگانگی و بزرگی خداوند مربوط میشود و عقیده دیگر که در این مرحله در حال شکلگیری است رستاخیز و معاد است و همراه آن کمک به یتیمان و تهیدستان و بیچارگان مطرح میشود(قرآن علق، ن، اخلاص، تکویر، مزمل). این عقاید در مقابل بتپرستی حذف معاد و کمک نکردن به افراد زیردست خارج از قبیله مطرح میشد. در این مرحله ما شاهد نوعی دگرگونی در مفاهیم عمیق و بنیادی جامعه عربی هستیم که با زیر و رو شدن آنها عقیده قبیله نیز تغییر میکند و پیامبر مسیری را روی جامعه عربی میکشاند که فارغ از قبیله به سوی یک عده بزرگتر از افراد گام برمیدارد که دارای یک وحدت بزرگتر است و از آن به نام امت یاد میشد. آیات بهگونهای نازل میشود که دنیا و دین با هم ارتباط تنگاتنگ دارد و همه را حول یک محور بزرگتر به نام توحید جمع میکند، این اولین حرکت به سوی امت و اولین گام در جدا شدن از قبیله است. این حرکت با مقاومت سنتهای قبیله که با استدلال پیروی از پدران توجیه میشد روبهرو شد که واکنش قرآن نفی پیروی از گذشتگان بود. (اعراب آیه ۲۸-۲۷) پیامد این حرکت، گسست و تزلزل پیوند نسبی بود. دیگر افراد براساس پیوند نسبی با هم ارتباط نمییافتند و این ایمان بود که افراد را به هم پیوند میداد. مثلث شرک، ثروت، دنیا که در جامعه عرب قبل از اسلام بود با ظهور محمد(ص) جامعه را به دو طبقه مستکبر و مستضعف تقسیم کرد؛ آنها که ادعای برتری داشتند و مومنانی که از لحاظ مالی تهیدست بودند. جماعت مومنان از دو گروه جوانان قریش و خرده قبایل آن و گروهی از ضعفا مانند بلال و عمار که در مکه قوم و قبیله نداشتند و گروه دوم که در غیاب نبود قبیله از حمایت جانی برخوردار نبود. (عبدالجابری ص ۷۶-۷۷)
حمایت پیامبر از مستضعفین حاوی پیام و معنای سیاسی مهمی بود که نهتنها نظام جدید مبنای سنتی فرادستی و فرودستی را میشکست بلکه نوعی برابری و عدالت جدید را بنیان میگذاشت. عدالت بهعنوان مبنای اوامر الهی و ماموریت پیامبر اجرای عدل معرفی شده است.(نحل ۹- شوری ۱۵) در طول ۱۳ سال دعوت پیامبر در مکه مفاهیم جدیدی وارد نظام قبیله و جامعه عرب شد که تا قبل از آن سابقه و جایگاهی نداشت. امت، عدالت، برابری، معاد و... این مفاهیم که بنیاد قبیله را مورد تعرض قرار میداد خواهناخواه دچار برخورد میشد اما اینکه چرا پیامبر در این مدت توانست این مفاهیم را در جامعه عربی بازسازی کند و سالم بماند نکتهای است که باید در سیستم قبیله و ساختار آن دنبالش باشیم. گفتیم که پیمان در میان قبایل باعث میشد که یک فرد در حمایت قبیله قرار گیرد و اگر مورد تعرض و سوءقصد قرار میگرفت همپیمانان در مقابل آن قبیله به جنگ میپرداختند. همین امر باعث میشد که در مکه قبیلهای جرات جسارت به پیامبر را نکند و تنها افرادی که از حمایت قبیله به دور بودند مورد شکنجه قرار میگرفتند. جامعه مکه با داشتن جنگ قبیلهای و اینکه مرکز تجاری و درآمد قبایل بود توان آشوب و بحران بزرگتر را نداشت (برای مطالعه بیشتر عقل سیاسی در اسلام، محمد ابد جابری ص۱۳۸). شکلگیری اندیشه جدید نیازمند به گذر از تنگنای قبیله بود که با دو پیمان با اوس و خزرج در سال ۱۳ بعثت تحقق یافت.
دوره مدینه
حرکت پیامبر به مدینه سرآغاز جدیدی برای عقلانیت سیاسی عرب است. اولین حرکت محمد(ص) تاسیس مدینهالنبی بود که با هویت بخشی جماعت مومنان و یکتاپرستان مسلمان امت اسلامی شکل گرفت و رئیس قبایل آن حول رهبری پیامبر تداوم یافت. درباره اینکه در این حرکت پیامبر(ص) حکومت ایجاد کرده دو نظر وجود دارد؛ نخست اینکه تشکیل دولت هدف اصلی برای پیامبر نبوده بلکه رسالت اصلی او دعوت به یکتاپرستی و ایمان به آخرت و ارزشهای اخلاقی و جهاد در راه نفی آثار شرک بوده و تشکیل حکومت تنها ابزاری در راستای تحقق این اهداف است .(علی عبدالرزاق اسلام و مبانی قدرت) در مقابل این نظریه عدهای رسالت پیامبر را تشکیل حکومت میدانند و هدف اصیل رسالت پیامبر را تشکیل حکومت اسلامی عنوان میکنند (نظریه رایج ولایت فقهای شیعه و خلافت اهل سنت). فارغ از دو نظر فوق و با قبول نظر دوم، میتوان از این زاویه نگریست که هدف پیامبر(ص) آوردن مفاهیم جدید انسانی در خرد سیاسی جامعه و حاکم کردن نظمی بر اساس عقیده توحیدی است که بر نظم قبلی غالب شود و دیگر اینکه هدف پیامبر(ص) ایجاد امت اسلامی است و در صورتی که فارغ از این مطلب بود، جامعه عربی به سرزمینهای دیگر چون (ایران، روم، مصر) تسلط و هرگز این مفهوم هژمونی نمییافت زیرا در نزدیک به ۶۰۰ جنگی (ویل دورانت) که بعد از ورود پیامبر به مدینه به وقوع پیوست، همه در راستای گسترش عقیده توحیدی بود نه در راستای فتح سرزمین و سرزمین هرگز برای پیامبر اهمیت نیافت. همین امر دلیل بر این است که پادشاهی یا رهبری از نوع حکومت و حاکمیت (مدرن) امروزی برای پیامبر هرگز اهمیت نداشت. آنچه برای پیامبر اهمیت داشت عقیده توحیدی و مفاهیم الهی جدید بود. اگر پیامبر در سرزمینی دیگر نیز نبوت را ارائه میکرد هدفش حذف عقیده بتپرستی موجود و ایجاد عقیده توحیدی بود و همین امر دلیل بر آن است که با آمدن مفاهیم جدید خواه ناخواه انسانها تغییر مییابند و بر اساس مفاهیم خود زندگی خواهند کرد... از نظر علامه طباطبایی انحرافاتی که پس از پیامبر گرامی اسلام(ص) به نام مصلحت و به تشخیص حکومت وقت در اسلام پدید آمد، به استبداد انجامید؛ و این استبداد چنان ما را از درون دچار انحطاط و بدبختی ساخت... و باز هم از تفکر مستقل محروم شدیم و تمام انحرافات و انحطاط یادشده هم ناشی از وضع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از استبداد بوده یا لااقل نقش عمده در این فلاکت و انحطاط را استبداد عهدهدار بود. دعوت به توحید از نظر علامه طباطبایی، خود نوعی دعوت به آزادی است و آزادی فکری، سیاسی و اجتماعی انسان را نتیجه میدهد. اسلام غایت و هدف اجتماع دینی را خدای سبحان قرار داده است و خدای سبحان هدف ثابت و غیرمتغیر و هلاک ناشدنی و پاک از آلودگی نقایص و عیوب است. علامه بزرگوار میگوید: خدای سبحان برای جامعه اسلامی حکومت انسانی را برگزیده که در آن حقوق هر فردی از افراد جامعه حفظ میشود و مصلحت ضعیف و قوی و غنی و فقیر و آزاد و بنده و مرد و زن و فرد و جمع و بعض و کل به یکسان رعایت میشود. این حکومت، حکومت فردی استبدادی، که به هوای نفس فرد حاکم در جان و مال و ناموس مردم جاری است و یا حکومت اکثریت، که مطابق هوای اکثریت، یعنی بیشتر از نصف، مردم بوده و منافع اقلیت، یعنی کمتر از نصف، را از بین ببرد و اکثریت را با ستم و آزار و عدم رضایت اقلیت راضی کند، نیست. بدین ترتیب حکومت اسلامی، یک حکومت انسانی است یعنی حقوق فرد را رعایت میکند و خواست و اراده اقلیت، هر که باشد، را محترم میدارد و اراده موثر در حکومت؛ اختصاص به فرد یا اکثریت ندارد. (تفسیر المیزان). بر اجتماع اسلامی است که در اوج عظمت و غلبه، دین را اقامه کند و تفرق در آن نداشته باشد و هنگام مغلوبیت نیز تا آنجا که بتواند دین را احیا کند. حتی بر یک مسلمان نیز لازم است که تا جایی که بتواند به دین عمل کند ولو با اعتقاد قلبی و انجام اعمال دینی با اشاره. بدین ترتیب اجتماع اسلامی طوری است که در همه احوال ـ از حاکمیت و محکومیت و غالبیت و مغلوبیت ـ ادامه حیات میدهد. برای نویسنده دیدگاه فوق ارزش بالایی در اندیشه اسلامی دارد و آن را ارج مینهد.
در مدینه فرد مومن به خاطر عضویت در جامعه دارای چند نوع رابطه است: خانوادگی، زناشویی و با دیگر مومنان. در اینجا فرد از رابطه قبیله فراتر میرود و از طرفی تقسیمبندی بین مومنان و مشرکان و رابطه این دو گروه نیاز به قوانینی جدید دارد که در مفاهیم جدید شکل میگیرد.
بعد از هجرت پیامبر(ص) و مهاجرین به مدینه، اولین و مهمترین مسالهای که شکل میگیرد معیشت آنها بود که مفهوم انفاق در این زمان به شکل جدید ظهور مییابد و پیمان برادری بین مهاجرین و انصار این مفهوم را تضمین کرد. این پیمان در تفاوت با دیگر پیمانهای عرب قبل از اسلام پیمانی دینی بود که جایگزین روابط نسبی میشود و بدین شکل هویت جدید یعنی امت جایگزین هویت قبیلهای شد. اما این هویتیابی جماعت مومنان تحت عنوان امت به معنای الغای قبیله نبود بلکه به معنای استعلا بخشیدن به هویت سیاسی جدید در قیاس با جماعت خردتری همچون قبیله بود. امت هویت روحی معنوی مومنان و مسلمانان محسوب میشد و این خود متفاوت با مفهوم امت به معنای امروزی آن است. براساس امت امروز مردم دارای سرزمین و دولت مشترک و خواستهای خود با عقاید متفاوتند اما در دوره پیامبر یک عقیده معنوی در ذهنیت افراد با سرزمینهای متفاوت و خواستهای مادی متفاوتی بود.
پیمان مدینه که در حکم قانون اساسی مدینه بود وضعیت فکر سیاسی آن عصر را بازتاب میدهد. (داوود فیرحی، تاریخ دولت در اسلام ص ۱۲۰-۱۲۷) در این پیمان هویت افراد مومن و مسلمان شناسایی میشود و روابط اجتماعی آنها سامان مییابد و دیگر گروهها چون یهودیان را شناسایی میکند و از حقوق همسان برخوردار میسازد. و امنیت داخلی مدینه را مشخص میکند و خداوند را مرجع حل اختلافات و نیکی را بهترین کردار میداند. در این پیمان بر خلاف پیمان قبیله که تنها حامی افراد درون خود بود مجموعه را در درون خود جای میدهد و خداوند مرجع حل اختلاف به جای رئیس قبیله است. بر خلاف جابری که آن را قرارداد جنگی مینامد، نویسنده بر این باور است که این قرارداد اولین راه برای جلوگیری و دورشدن از جنگ است و امت را براساس آن به سوی نظم درونی سوق میدهد و به سنن قبایل احترام میگذارد و سرآغازی برای امت توحیدی (عقیدتی) بر اساس خرد سیاسی جدید است.
الف: اولین تحول که در مدینه با این پیمان شکل گرفت بهرهمندی از دو نوع حقوق فردی و اجتماعی بود و با شکلگیری امت عقیدتی عنصر نسب قبیله به حاشیه رانده شد. حتی به پیروان ادیان دیگر هم پیمان حقوق مدنی همانند میداد.( بقره ص ۱۲۶)
ب: پذیرش توحید و اسلام، قدرت نامحدود بشری را محدود میکرد (ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن ص ۲۶۴-۲۷۷) این امر گریز از فردگرایی منفی را تقویت کرد.
ج: در امت برخلاف نظام قبیله اصل بر تعاون و همکاری در مقابل اعضایی بود که هیچگونه نسب خونی با هم نداشتند (سوره مائده) بر اساس این نگرش جدید اعضای امت دارای پیوند ولایی نسبت به یکدیگر بودند که در قبال هم مسوولیت داشتند.
د: شکلگیری واژه عدالت که از اصول ارزشی حاکم بر رفتار سیاسی امت است و رفتار ناعادلانه به معنای پایمال کردن قوانین هستی است؛ سوره نحل آیه ۹۰ همگان را به عدل فرمان میدهد و عدالت ارزشی مطلق در رفتار اجتماعی بود.
( مائده آیه ۸)
هـ : ولایت واژه کلیدی دیگری است که از آنِ خداوند (شوری آیه ۹) است و پیامبر نیز برای رسانیدن پیام خداوند بر مومنان جایگاهی برتر دارد. (احزاب آیه ۶) این ولایت با ولایت در درونقبیله متفاوت است که بر اساس نسب و قوانین خاص بود در دیدگاه جدید تفاوتی میان زن و مرد نیست و همگان از ولایت برخوردارند که نوعی رابطه دولتی است. (توبه آیه ۷۲).
و: در عرب جاهلی عرف و سنت معروف بود و آنچه مخالف آن بود منکر شناخته میشد. اما در مفهوم جدید این دو مفهوم معنایی متفاوت یافت و آنچه در هم سویی با اراده خداوند شکل میگرفت معروف بود و آنچه در خلاف این حرکت بود منکر شناخته میشد و مصلحت خصوصی و عمومی نیز در این راستا در امت اسلامی شکل میگرفت.(آلعمران ۱۰۴) باز نداشتن همدیگر در امت اسلامی از زشتیها بهعنوان یکی از علل مهم فروپاشی جامعه معرفی شد. (مائده ۷۹ )
ز: از طرفی پیامبر رابطه دوستی با دشمنان را به معنای ازدستدادن عضویت امت اسلامی معرفی میکند (آلعمران ۲۸) البته این نهی برقراری رابطه بر اساس معیار دین نیست بلکه با غیرمسلمانانی که همزیستی مسالمتآمیز را پذیرفتهاند میتوان با نیکی و داد رفتار کرد.(ممتحنه آیه ۸)
ح: با حذف رابطه نسبی و رد شیخوخیت نیاز به جایگزینی است که قرآن آن مفهوم را با امام مطرح میسازد. امامت وجهی دیگر از ولایت است که خداوند و پیامبر صاحب آن بودند. امامت به دو قسمت امام حق و کفر تقسیم میشود. (توبه آیه ۱۲)
ط: بیعت و شوری از دیگر مفاهیمی بوده که در دوره قبل نیز وجود داشت اما در دوره اسلامی مربوط به اعتباری برای استوارشدن امت است (فتح آیه ۱۰) و نوعی مشروعیتدادن به آن است که در دوره قبل نشانه نیکو زیستن نبود.
ی: غنیمت که در عرب جاهلی جایگاه والایی داشت در دوره مدینه برای مسلمانان نیز جایگاه والایی یافت اما یک تفاوت ظریف داشت. این غنیمت برای یتیمان، خویشاوندان، بینوایان و درماندگان نیازمند، عملی مطرح میشد که براساس توزیع عادلانه صورت میگرفت. اما همین امر باعث گرویدن افرادی به جامعه اسلامی شد که خلوص اولیه در ایمان و جهاد را کاهش میداد (عابد الجابری عقل سیاسی در اسلام ص ۱۸۰)
ک: جهاد در این دوره بهگونهای متفاوت شکل میگیرد. در دوره قبل جهاد به خاطر عرف و سنت و قبیله بود ولی در این دوره جهاد در راه خداست. با این حال در هر دو حالت جنگ به خاطر عقیده بود و هیچ کدام به خاطر کسب سرزمین و گسترش حکومت نبود.
مفاهیم فوق در دوره پیامبر پس از بعثت شکل گرفت اما این مفاهیم در برخورد با مفاهیم قبلی و آنچنان که گادامر از آن بهعنوان دوره هرمنوتیکی نام میبرد نوعی امتزاج افقی را بهوجود میآورد که دیگر نه عقیده قبیله است و نه عقیده امت اسلامی و از این میان اندیشه خلافت جای ولایت و رهبری را میگیرد و برتری یک قوم به جای امت اسلامی مینشیند و جهاد که بهخاطر عقیده است به خاطر حکومت و سرزمین شکل میگیرد. در برخورد این دو افق محصول دیگری ظهور میکند. برابری جای خود را به نابرابری براساس نزدیکی به پیامبر در امت اسلامی میدهد و بسیاری از مفاهیم گفته شده تغییر مییابد. شاید به خاطر همین امتزاج افق باشد که امروزه عدهای بر آنند که جامعه مدینه را آغاز حکومت از نوع مدرن امروزی بدانند و بیان کنند که هدف پیامبر تاسیس حکومت بوده است و هدف والای پیامبر را تنها محدود به حکومت کنند اما با این حال این مفاهیم با چرخش و حرکت در جوامع بعدی خود محصولاتی را شکل داد که به گسترش خرد سیاسی اسلامی انجامید و در دوره میانه تبدیل به معدن بزرگی از موضوعات سیاسی زندگی بشری گردید.