تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow اندیشه arrow دیکتاتوری، فشار و ترس
نوبل ادبيات ۲۰۰۹ به سرزمين گوجه‌هاي سبز رفت
دیکتاتوری، فشار و ترس
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1 بدعالی 
18 مهر 1388 - 16:30
دیکتاتوری، فشار و ترس

مجتبا پورمحسن:در حالي كه همگي منتظر بودند آموس اُز، نويسنده‌ اسرائيلي منتقد رژيم صهيونيستي برنده‌ جايزه‌ نوبل ادبيات 2009 شود، اين جايزه به خانم هرتامولر، نويسنده‌ آلماني روماني‌الاصل رسيد.

روز پنجشنبه، هشتم اكتبر آكادمي سوئد نوبل اعلام كرد جايزه‌ نوبل به هرتا مولر، «كسي كه با تمركز بر شعر و صداقت نثرش، چشم‌اندازي از كساني كه اموال‌شان مصادره شده بود را نمايش مي‌دهد» مي‌رسد. اين جايزه 20 سال پس از فروپاشي كمونيسم در اروپا به اين نويسنده تعلق مي‌گيرد و اين، از آن جهت اهميت دارد كه مولر، هم قرباني و هم منتقد يكي از سركوبگر‌ترين نظام‌هاي سياسي كمونيستي بود.
خانم مولر 56 ساله در سال 1987 پس از سال‌ها آزار و اذيت و مواجهه با سانسور در روماني به آلمان مهاجرت كرد. او پس از گونترگراس كه در سال 1999 جايزه‌ نوبل را دريافت كرد، اولين آلماني‌اي است كه در 10 سال گذشته به اين افتخار دست پيدا مي‌كند. جالب اينجا است كه تنها پنج كتاب ازجمله «سرزمين گوجه‌هاي سبز» و «قرار ملاقات» از اين نويسنده به زبان انگليسي ترجمه شده است.
خانم مولر در اولين واكنش به كسب اين موفقيت كه توسط ناشر آلماني‌اش منتشر شد، گفت: «بسيار شگفت‌زده‌ام و هنوز نمي‌توانم باور كنم. در اين لحظه چيزي بيش از اين نمي‌توانم بگويم.»
پيتر انگلاند، ‌دبير كميته‌ نوبل در يك كنفرانس خبري در استكهلم سوئد گفت اين افتخار به خانم هرتا مولر تعلق مي‌گيرد؛ «از يك‌سو به خاطر زبان ويژه صريحش و از سوي ديگر به‌دليل اينكه واقعا داستاني دارد كه درباره‌ بزرگ شدن تحت يك نظام ديكتاتوري است و همچنين از زندگي به‌عنوان يك غريبه در خانواده‌ خود انسان مي‌گويد.»
اگرچه در چند روز اخير همه‌ رسانه‌ها خبر دادند آموس از، نويسنده‌ اسرائيلي منتقد رژيم صهيونيستي، برنده‌ جايزه‌ نوبل ادبيات خواهد شد، اما رسانه‌هاي آلمان، ازجمله خبرگزاري رسمي اين كشور دو روز پيش از اعلام نام برنده‌ جايزه‌ نوبل مدعي شده بودند هرتا مولر برنده جايزه‌ نوبل خواهد شد، ادعايي كه اگرچه مورد توجه ديگر رسانه‌هاي معتبر جهان قرار نگرفت، اما به حقيقت پيوست.

 كنفرانس خبري مولر
چند ساعت پس از اعلام برنده‌ جايزه‌ نوبل ادبيات 2009، هرتا مولر در يك كنفرانس خبري در شهر برلين شركت كرد. او در اين كنفرانس گفت: «آثارم به زندگي در زمان نيكلاس چائوشسكو، ديكتاتور روماني مي‌پردازد؛ موضوعي كه نويسندگان ديگر به آن نمي‌پردازند. ادبيات هميشه به سمت تجسم بخشيدن به ويرانگري يك شخص در حركت است. همه مردم در زمان ديكتاتوري چائوشسكو، ‌زير چرخ ويرانگر حكومت او روزگار سختي را گذراندند.»
 ‌هرتا مولر كيست؟
هرتا مولر، نويسنده و شاعر و مقاله‌نويس رومانیایی ‌الاصل آلماني متولد 17 آگوست سال 1953‌است كه آثارش به خاطر تصوير كردن وضعيت بي‌رحمانه زندگي در روماني كمونيستي تحت نظام سركوبگر نيكلاي چائوشسكو مورد توجه قرار گرفت.
هرتا مولر در روستاي نيچدورف و از پدر و مادري كشاورز و اسوبين زبان به دنيا آمد. خانواده‌ او از اقليت آلماني‌تبار روماني بودند. پدر او براي خدمت در وافن اس‌اس، يكي از شاخه‌هاي نظامي آلمان نازي به يك اردوگاه كار اجباري فرستاده شد و مادرش را هم پس از جنگ جهاني دوم نيروي نظامي شوروي به يك اردوگاه كار اجباري در اين كشور تبعيد كرد.
هرتا در دانشگاه در كنار مطالعات آلماني در رشته‌ ادبيات رومانيايي تحصيل كرد.
در سال 1976 مولر به‌عنوان يك مترجم در يك شركت مهندسي مشغول به كار شد، اما سه سال بعد به خاطر اينكه نپذيرفت با پليس مخفي رژيم كمونيستي چائوشسكو همكاري كند، شغلش را از دست داد. سپس به معلمي در مهدكودك و تدريس خصوصي زبان آلماني پرداخت. اولين كتاب او به زبان آلماني با نام «زمين‌هاي پست» و با سانسور بسيار زياد در روماني منتشر شد.
در سال 1987، مولر همراه با همسر نويسنده‌اش، ريچارد واگنر روماني را به مقصد آلمان غربي ترك كرد و در سال‌هاي پس از آن براي سخنراني به دانشگاه‌هاي متعدد آلماني و غيرآلماني دعوت شد.
او در حال حاضر در برلين زندگي مي‌كند. وي در سال 1995 عضو آكادمي آلماني نثر و نثر آلمان شد و در سال 1997 عضويت در انجمن قلم آلمان را در اعتراض به ادغامش با شاخه‌ آلمان‌شرقي اين نهاد، نپذيرفت. در جولاي او نامه‌ سرگشاده انتقادي‌اي به هوريا رومان پاتاپيويچي، رئيس موسسه فرهنگ رومانيايي نوشت و به حمايت اين موسسه از دو جاسوس سابق پليس مخفي رژيم چائوشسكو اعتراض كرد.

 واكنش‌هاي مثبت
سخنگوي انتشارات كارل هانسر كه ناشر آخرين كتاب اين نويسنده با نام «نوسان تنفسي» است، در گفت‌وگو با خبرگزاري آلمان، علاوه‌بر روايت چند جمله‌ واكنشي هرتا مولر به اين خبر گفت: هرتا مولر احساساتش را با خنده و گريه بروز داد.
اما مقامات سياسي آلمان نيز با شور و شعف خاصي به كسب اين افتخار توسط يك شهروند آلماني واكنش نشان دادند؛ آنجلا مركل، صدراعظم آلمان كه به تازگي در انتخابات اين كشور به پيروزي رسيد، اهداي اين جايزه به هرتا مولر، 20 سال پس از فروريختن ديوار برلين را فوق‌العاده خواند. او گفت كه در آثار مولر، بخشي از تجربيات زندگي، ‌مثل ديكتاتوري، فشار و ترس بيان شده است.
رئيس‌جمهور آلمان نيز در نامه‌اي اين موفقيت را به هرتا مولر تبريك گفت.
 واكنش‌هاي منفي
نويسندگان دو روزنامه‌ مشهور انگليسي و آمريكايي به انتخاب هرتا مولر به‌عنوان برنده‌ جايزه‌ نوبل ادبيات در سال 2009 واكنش منفي نشان دادند.
ريچارد ليا ‌نويسند‌ه‌ روزنامه‌ گاردين در نقدي نوشت: پس از اينكه در يك صبح شرط‌بندي‌ها جابه‌جا شد، خانم هرتا مولر جايزه‌ نوبل ادبيات را برد. من كه هرگز به آثار «فوق‌العاده، جذاب و فروتنانه»‌ او فكر نمي‌كردم، اولين فكري كه پس از شنيدن اين خبر به ذهنم رسيد اين بود: «كي؟» اما بعد به اين فكر كردم كه اعضاي كميته‌ نوبل بايد كمي بيشتر بيرون بروند.
نگاهي به فهرست برندگان نوبل بيندازيد.
در پنج سال گذشته مولر، لوكلزيو، دوريس لسينگ، اورهان پاموك و هرولدپينتر اين جايزه را دريافت كرده‌اند. حالا من نمي‌خواهم به جدل درباره‌ روابط تركيه و اروپا بپردازم. اما هيچ‌كدام از اين نويسندگان فاصله‌ زيادي با سوئد ندارند، نه؟
نفرات قبل‌تر كمي بهتر هستند. اليزيده يلينك از اتريش، ايمره كرتش از مجارستان و گونترگراس از آلمان. جي‌ام كوتنري در آفريقاي جنوبي به دنيا آمد و حالا در استراليا زندگي مي‌كند و خيلي احساس نمي‌شود كه او دارد از نيمكره‌ جنوبي گزارش مي‌دهد. وي اس‌نايپل در ويلتشاير زندگي مي‌كند و گائو تسينگجيان در فرانسه. نمايندگان جهان گسترده كجا هستند؟
حالا ايراد گرفتن آسان است و خدا مي‌داند كه من همانقدر با آثار نويسندگاني مثل نگوگي و اتيونگ آشنا هستم كه از نويسنده‌اي مثل كوآن خوانده‌ام، اما كار من اين نيست كه «شخصي را كه در زمينه‌ ادبيات موثرترين آثار را در سمت و سويي ايده‌آل خلق كرده است.» پيدا كنم. اگر اعضای كميته‌ نوبل مي‌خواهند اين نظر را كه دارند كلوپي اروپايي راه مي‌اندازد، كم‌اثر كنند، ‌شايد بايد كمي پول بيشتري خرج چند محقق كنند. دوايت گارنر نويسنده‌ روزنامه نيويورك‌تايمز نيز در مطلبي با عصبانيت نوشته است: از سال 2000 به اين سو جز پاموك، لسينگ، كوئتزي و نايپل ديگر برندگان جايزه‌ نوبل از شهرت كافي برخوردار نبوده‌اند.
اما وقتي هشتم اكتبر كميته‌ نوبل اعلام كرد هرتا مولر آلماني به‌عنوان دوازدهمين زني كه جايزه‌ نوبل را دريافت مي‌كند، به اين افتخار دست پيدا كرده، ‌بسياري از كتابخوان‌ها با اين سوال در مقابل اين تصميم گارد گرفتند: «هرتا كي؟»
خانم مولر در كنار ژان ماريو گوستاو لوكلزيو، نويسنده‌ فرانسوي جايزه‌ نوبل سال گذشته و الزيده يلينك، نمايشنامه‌نويس اتريشي برنده‌ نوبل 2004 قرار مي‌گيرد كه هنگام اعلام برنده شدن‌شان خيلي كم شناخته‌شده بودند و آثار كمي از آنها به انگليسي ترجمه شده بود.
در حالي كه تنها پنج اثر خانم مولر به انگليسي ترجمه شده، به نظر مي‌رسد كميته‌ نوبل به خوانندگان آمريكايي تكليف خانگي شگفت‌انگيز ديگري داده است. انتخاب هرتا مولر كه آثار او تجربيات ناخوشايند و گاه خشن زندگي تحت رژيم كمونيستي چائوشسكو، ديكتاتور روماني و همچنين تجربيات زندگي در تبعيد را دنبال مي‌كند، نشان مي‌دهد كميته‌ نوبل در انتخاب‌هايش بيشتر به مسائل سياسي توجه دارد.

 گزيده‌اي از يك مصاحبه
با هرتا مولر
در 17 آگوست سال 2007، هرتا مولر به مناسبت انتشار مجموعه‌اي از اشعار كولاژش با راديوي ملي روماني گفت‌وگو كرد. در اين كولاژها او كلماتي را از مجلات رومانيايي بريده و كنار هم گذاشته است. در زير گزيده‌اي‌ از حرف‌هاي او در اين مصاحبه مي‌آيد:
- من خيلي خوشحالم كه مي‌بينم كولاژهاي من به زبان رومانيايي منتشر شده است. خلق اين كولاژها ‌صرفا با استفاده از قيچي بسيار جالب بود و احساس كردم اين زبان در سراسر كار من موجود است. اين بازي كوچك من با رومانيايي‌ها بود. اما من نمي‌توانستم به زباني رومانيايي بنويسم. داشتن كلمات در دست و حس كردن معناي پنهانش متفاوت است. فكر مي‌كنم زيباترين وجه رومانيايي‌ها، زبان روزانه‌شان است كه وقتي در يك كارخانه اتومبيل‌سازي كار مي‌كردم ياد گرفتم. بعضي‌ها امروز از من سوال كردند كه من از آوانگاردها چه چيزي ياد گرفته‌ام و من پاسخ دادم من خيلي بيشتر از آوانگاردها، ‌از ترانه‌هاي فولكلور آموخته‌ام، وقتي اولين‌بار ترانه‌هاي ماريا تاناس را گوش دادم، آنچه مي‌شنيدم‌ به نظرم غيرقابل باور بود؛ اولين‌بار بود كه واقعا فهميدم فولكلور يعني چه.
- هر وقت كه ما يك كولاژ مي‌خوانيم احساس مي‌كنيم كه بايد آن را يك تجربه بدانيم. در حالي كه كولاژها را نمي‌توان تجربه ناميد. حتي اگر پوچي زيادي هم در آن كولاژها باشد، هر كدام از آنها يك مضمون انساني دقيق دارد. اين شعرها درباره‌ چيزهايي كه آدم‌ها با آن زندگي مي‌كنند و حس مي‌كنند حرف مي‌زند. پشت اين تجربه‌ ادبي، شعر مهم و بسيار جدي‌اي پنهان است. من از اين شيوه‌ نوشتن استفاده كردم، چون اگر چه نمي‌خواستم كولاژ بنويسم، ‌اما دوست دارم پوچي را بپرورانم و اينجا من و هرتا خيلي به هم نزديك هستيم.
 هرتا مولر در ايران
از هرتا مولر در ايران تاكنون فقط يك اثر منتشر شده است. رمان «سرزمين گوجه‌هاي سبز» را غلامحسين ميرزا صالح
ترجمه و در سال 1380 منتشر كرد و در سال 1386 توسط انتشارات مازيار تجديد چاپ شد. رمان «سرزمين گوجه‌هاي سبز» با نام اصلي «قلب حيوان» حكايت گروهي از دانشجويان است كه در اوج رژيم سركوبگر چائوشسكو، ‌ولايت خود را رها كرده و به شهر مي‌آيند تا زندگي بهتري داشته باشند. اما در آنجا زندگي فلاكت‌بارتري را تحت سيطره‌ يك ديكتاتوري خون‌آشام تجربه مي‌كنند.
آنها در شهر به شكل دردناكي يا خودكشي مي‌كنند يا به همديگر خيانت مي‌كنند. در اين رمان مي‌خوانيم كه چطور حكومتي توتاليتر به زندگي خصوصي مردم نفوذ كرده و رنج و مصيبت را به زيست روزمره‌شان مي‌افزايد. احتمالا حالا كه هرتا مولر جايزه‌ نوبل را دريافت كرده، در آينده‌اي نزديك آثار ديگري از اين نويسنده‌ آلماني به فارسي ترجمه خواهد شد. همچنان كه سال گذشته نيز پس از دريافت جايزه‌ نوبل توسط لوكلازيو كه در ايران چندان شناخته شده نبود، به يك باره چندين كتاب از او به فارسي ترجمه شد. البته بوده‌اند برندگان نوبلي مثل الفرده يلينك و ايمره كرتش كه علي‌رغم كسب اين موفقيت بزرگ جهاني، در ايران با استقبال رو به رو نشدند و تعداد بسيار كمي از آثارشان به فارسي ترجمه و منتشر شد. اينك بايد منتظر ماند و ديد كه هرتا مولر در ايران كدام يك از اين دو سرنوشت متفاوت را پيدا خواهد كرد.

 آثار هرتا مولر
پس از انتشار كتاب «زمين پست»، مجموعه داستاني با عنوان «حضيض» در سال 1982 با سانسور در بخارست منتشر شد و دو سال بعد نسخه‌ سانسورشده‌اش در آلمان انتشار يافت. ترجمه‌ انگليسي اين كتاب نيز در سال 1999 از سوي انتشارات نبراسكا منتشر شد.
ديگر آثار او به شرح زير است.
«تانگوي غم‌افزا»، بخارست 1984
رمان «پاسپورت» برلين 1986 - انتشار ترجمه‌ انگليسي در سال 1989
«فوريه پاپتي» برلين 1987
«مسافرت روي يك پا» - برلين 1989 – ترجمه انگليسي سال 1989
«چطور ادراك خودش را خلق مي‌كند» - پادربورن 1990
«شيطان در آينه نشسته است» - برلين 1991
«حتي آن روزها؛ روباه، شكارچي بود» - هامبورگ 1992
«گرسنه و ابريشم» مجموعه مقالات – هامبورگ – 1995
«در يك تله» گوتينگن 1996
«قرار ملاقات» هامبورگ 1997 – ترجمه انگليسي 2001
«نگاه خارجي يا زندگي بادي به فانوس دريايي است» گوتينگن 1999
«زني زنده در گيس‌هايش»، هامبورگ 2000
«وطن جايي است كه آدم به زبانش حرف مي‌زند» بليكستلي 2001
«شاه تعظيم مي‌كند و مي‌كشد» - مجموعه مقالات – مونيخ 2003
«آقايان رنگ‌پريده و فنجان‌هاي اسپرسو» - مونيخ 2005
«نوسان تنفسي» - مونيخ 2009

 جوايز اهداشده به هرتا مولر
جايزه‌ آدام مولر گوتنبرن، انجمن ادبي تيمسرا- 1981
جايزه‌ ادبي اسپكته- 1984
جايزه ادبي رآوريس- 1985
جايزه‌ ماري‌لوييزه- فلايسا- فلبر- 1989
جايز‌ه‌ زبان آلماني همراه با گرهارد سنرجكا، هلموت فراندورفر، كلاوس هنسل، يوهان ليپت، وارنر سولز، ويليام توتوك و ريچارد واگنر- 1989
مدال دانش روسويتا شهر بدگرنديشم- 1990
جايزه‌ ادبي كرانيش‌شتاينا -1991
جايزه‌ نقد ادبي -1993
جايزه‌ كلايست پريتسه- 1994
جايزه‌ آريستيون- 1995
جايزه‌ نويسنده‌- شهر فرانكفورت، برگن- انكهيم- 96/1995
جايزه‌ ادبي گراز 1997
جايزه‌ ادبي ايدا و ممل و جايزه‌ بين‌المللي ايمپك دابلين به‌خاطر رمان «سرزمين گوجه‌هاي سبز» - 1998
جايزه‌ فرانتز كافكا- 1999
جايزه‌ سيسرون- 2001
مدال كارل زوكماير- 2002
جايزه‌ يوزف برايت باخ (همراه با كريستوف مكل و هارالد وينريخ)- 2003
جايزه‌ ادبي كنراد- 2004
جايزه‌ ادبي برلين- 2005
جايزه ادبيات اروپايي وورس وجايزه‌ ادبي والتر هسنلكور 2006
جايزه‌ نوبل ادبيات 2009

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >