تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow فرهنگ arrow تردید و دودلی
پرسه در حوالي «دختري با عطر آدامس خروس‌نشان» غلامرضا رضايي
تردید و دودلی
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1 بدعالی 
14 مهر 1388 - 14:06
تردید و دودلی

حسن محمودی:برخي از كتاب‌ها هستند كه مانند نويسندگانشان، به مجالي نياز دارند تا راه خودشان را پيدا كنند. اثري اگر كه خلاقانه باشد و چيزي فراخور زمانه‌اش در خود تجلي دهد، دير يا زود، مخاطبانش را مي‌يابد. اين حرف كاملا درباره آثار خلاقه‌اي صدق مي‌كند كه هرگز نخواهند مرد؛ شايد دير كشف شوند و مورد توجه قرار گيرند اما براي هميشه گم نخواهند شد. در اين ميان اما مهم‌ترين مساله كتاب‌هايي كه نه خيلي خوبند و نه آنقدر بد كه حق‌شان باشد با بي‌اعتنايي تمام از كنارشان بگذريم و به روي خودمان نياوريم كه گويا اصلا آن را رويت نكرده‌ايم. مخاطبي كه با چنين اثري روبه‌رو مي‌شود، دچار ترديد و دودلي اساسي است. از طرفي داستان‌هاي كتاب او را آنقدر سر ذوق و شوق نياورده كه بخواهد با خيال راحت پيشنهاد خواندنش را به ديگري بدهد و از طرفي ديگر احساس مي‌كند كه بايد حرفي درباره اين كتاب گفته شود. مجموعه داستان « دختري با عطر آدامس خروس‌نشان» به گمانم از همين دست كتاب‌ها است. نويسنده‌اش قبل از چاپ اين اثر براي مخاطب ادبيات داستاني ايراني نامي ناآشنا است و انتشار كتاب نيز بعد از يك سال با واكنش چنداني روبه‌رو نشده است؛ نه مخاطب از آن استقبال كرده و نه مورد توجه منتقدان قرار گرفته. اما كتاب او دقيقا از همان دست كتاب‌هايي است كه به جرات مي‌توان گفت نويسنده‌اش، داستان نوشتن را بلد است و درآينده داستان‌هاي بهتري از او مي‌توان انتظار داشت.

از 10 داستان كوتاه مجموعه «دختري با عطر آدامس خروس‌نشان» به‌شخصه دو داستاني را كه من راوي هستند، موردپسندم نيستند؛ «آتش و خاكستر»،
«سنگ‌ها و آدم‌ها» و البته «نامه‌ها» كه به شيوه نامه‌نگاري نگاشته شده‌اند. پرسه زدن در حوالي اين سه داستان، از همان سطرهاي نخست كه شروع مي‌شود، به مذاق خوش نمي‌آيد. داستان‌ها جذابيت و كشش چنداني براي كشاندن تو به اصل داستان را ندارند و تو خيلي زودتر از آنكه انتظارش را داشته باشي، بي‌خيال ادامه دادن تا انتها مي‌شوي. يا اشكالاتي در كار نوشتن اين سه داستان وجود دارد، يا اينكه تو اصلا از اين نوع داستان‌هاي غلامرضا غلامرضايي خوشت نمي‌آيد. از اين سه داستان كه بگذريم، اما داستان‌هاي ديگري هستند كه خوبند و لذت خواندن‌شان به حرصي كه از سه داستان «آتش و خاكستر»، «سنگ‌ها و آدم‌ها» و «نامه‌ها» نصيبت مي‌شود، مي‌ارزد و اين موضوع البته براي يك مجموعه داستان از نويسنده‌اي كه بار اول است داستانش را مي‌خواني و گويي كتاب اول خود نويسنده‌اش نيز هست، آنچنان بد نيست. از اين ميان داستان‌هاي «پرسه‌هاي خيال»، « «جاده ساحلي»، «دختري با عطر آدامس‌نشان»، «پياده‌روي‌هاي مادام ايلينيا» و «پشت پرده‌هاي مخمل» در يك سبك و سياق هستند و تسلط نويسنده را بر زبان و فضاسازي نشان مي‌دهند. اين داستان‌ها وهم و خيالي را كه آدم‌هاي داستان‌ها با آن درگيرند، با خواننده‌اش مرور مي‌كند. وهم و خيال‌هاي ملموسي كه اگر هم با آنها روبه‌رو نبوده‌ايم، برايمان قابل باور و دركند. آدم‌هايي در فاصله‌اي از موقعيت كنوني خود، گذشته‌اي را به ياد مي‌آورند كه با آن ساليان سال خو كرده‌اند و به ناگهان بايد تركش كنند يا ديگر به شكل امروز نيست؛ گذشته‌اي كه به ناچار بايد آن را ترك كني. پرسه در داستان‌هاي مجموعه «دختري با عطر آدامس خروس‌نشان» خلسه‌اي را براي مخاطبش به همراه دارد كه بي‌ترديد دست خالي از خواندن آن برنخواهند گشت. با توجه به همين داستان‌ها است كه مي‌توان ترديد را كنار گذاشت و مجموعه «دختري با عطر آدامس خروس‌نشان» را براي خواندن توصيه كرد. كتابي است كه بعد از خواندش مي‌توان به خود گفت كه فلان داستان خوب است و آن يكي بد نيست يا اين يكي داستان، حرفي براي گفتن دارد. غلامرضا رضايي در داستان‌هاي همين مجموعه حرفي براي گفتن دارد. كتاب نخست غلامرضا رضايي را نشر ثالث سال گذشته منتشر كرده و مرور آن به بهانه شروع جوايز ادبي و دوباره‌خواني از سر دقت اين كتاب‌ها است تا اشاره‌اي باشد براي تامل بر سر لحظات قابل‌توجهي كه در برخي از داستان‌هاي مجموعه مي‌توان سراغ گرفت.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >