سيامك رحماني:صدهزار نفر فرياد ميزنند: «تباني» و تو بايد به اين فكر كني كه آخرين باري كه يك بازي اينگونه به تقلب متهم شده كي بوده؟ دههها قبل در بازيهاي باشگاهي پرو؟ سالها پيش مسابقات سري c ايتاليا يا در روزهاي دور در مسابقات محلات در زمينهاي خاكي؟ همان مسابقاتي كه تماشاگرانش هوار ميزدند: «اين بازي گاوبنديه!»
اما حالا اتفاقي كه افتاده اين است: بزرگترين و مهمترين بازي باشگاهي در ليگ برتر ايران با اتهام تباني مواجه شده و به نظر نميرسد توضيحات مسوولان براي اقناع افكار عمومي راه بهجايي ببرد. اعضاي هياتمديره باشگاه ميگويند هر دو تيم نياز به برد داشتهاند و تباني نفعي به حالشان نداشته و مردم به اين فكر ميكنند كه اگر توافقي صورت گرفته، نه براي تامين منافع دو باشگاه كه از روي مصلحتانديشيهايي ديگر و از سوي مراجعي ديگر بوده. يكي از مديران فدراسيون فوتبال ميگويد نميشود 22 بازيكن و همه كادر فني و مسوولان دو تيم را براي تساوي توجيه كرد، و تماشاگران بازي، همه صحنههايي را به ياد ميآورند كه بازيكنان بيانگيزه، توپ را به اين سو و آن سو ميراندند و آن را بهسادگي به دستهاي دروازهبان يا به بيرون ميزدند. فوتبالدوستان به اين ميانديشند كه فارغ از اين، براي كسب تساوي، هماهنگكردن با دو بازيكن و يك دروازهبان هم كفايت ميكند. حتي اشاره مدير باشگاه آبيها به حملات اين تيم و توپي كه به تيردروازه خورد هم بيمعنا است، وقتي كه اوج اين حملات چند دقيقه بيشتر دوام نياورده و همان توپ هم وقتي به تير خورده كه بازي با يك گل به نفع حريف بوده؛ وقتي كه با زدن گل مساوي دوباره آبها از آسياب افتاده است.
تماشاگران حق دارند به همه وعدهها و تاكيدات پيش از بازي فكر كنند كه از انگيزههاي مضاعف ميگفتند و اينكه «اين بازي ديگر مساوي نخواهد شد.» اما داور كه سوت پايان را زد، دوباره همان نتيجهاي بر اسكوربورد نقش بسته بود كه كابوس هواداران بود. پنج تساوي پيش از اين بهدست آمده بود و اينبار هم همان ميشد. تماشاگراني كه ميآيند تا يك مصاف واقعي را ببينند، وقتي كه با نمايشي متفاوت مواجه ميشوند كه نتيجهاش را ميشد از قبل پيشبيني كرد، جز اينكه به تباني فكر كنند چه ميتوانند بكنند؟ همه مسوولان دو باشگاه، رئيس فدراسيون فوتبال، مسوولان سازمان ليگ، داور مسابقه، رئيس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال، گزارشگر مسابقه و همه و همه ميتوانند بگويند اين بازي مسير طبيعي و سالم خود را طي كرده است و يك-يك هم نتيجهاي است. اما ذهن برآشفته ميليونها تماشاگري كه پيش از اين هم با اين تساويها مواجه بودهاند، حق دارد اگر ديگر اين حرفها را برنتابد، حتي اگر همهچيز در ذات خود، پاك و صاف و زلال بوده باشد.
اين يك محاسبه رياضي است و شايد براي كمي سرگرمي بد نباشد:
اگر هر مسابقه فوتبال را به نتايج صفر- صفر تا 3-3 محدود كنيم و بيش از آن را در نظر نگيريم، با احتساب همه نتايج ممكن كه از يك-صفر به سود يك تيم تا صفر-يك و بقيه احتمالات را شامل ميشود، با 15 اتفاق مواجهيم كه از ميان آنها يكي هم نتيجه يك-يك است. بنابراين اگر نتيجه بازي را تنها بخواهيم براساس شانس و اقبال حدس بزنيم، از 15 احتمال يكي همان نتيجه يك-يك خواهد بود. حالا گمان كنيد كه براي بار دوم هم اگر قرار باشد همان نتيجه حاصل شود، احتمال آن يك مورد از 15×15 مورد است كه ميشود يك از 225. حالا اين نتيجه را تا ششبار پيش ببريد و ببينيد احتمال آن چقدر ميتواند باشد: يك مورد از 11390625! يعني يك در يازدهميليون! يعني 8/8 ضربدر 10 به توان منفي 8! كساني كه در حد دوم دبستان از رياضي سررشته دارند ميفهمند كه وجود چنين احتمالي و افتادن چنين اتفاقي، چقدر ميتواند بر پايه حوادث طبيعي باشد و چقدر نه. حالا شايد كسي بگويد سه گل براي اين بازي خيلي زياد است اما حتي اگر بخواهيم نتايج بازي را تا دو گل براي هر تيم هم محدود كنيم، چندان منفعتي براي مدعيان سلامت در پي نخواهد داشت و احتمال اينكه شش مساوي يك-يك پياپي حاصل شود، يك در 53 هزار خواهد بود كه همهمان ميدانيم يعني چه. شش تساوي حيرتانگيز يك-يك، آن هم در اين سه سال اخير.
حرف بيشتري باقي نميماند. البته تحت هر شرايطي معلوم است كه برگزاركنندگان بازي خواهند گفت اينها بازي با اعداد است و نتيجه داخل زمين فوتبال تعيين ميشود. هواداران فوتبال هم كه نظرشان را اعلام كردهاند و حداقل صدهزارتايشان آن را فرياد كشيدند و همه هم شنيديم. بازي هم كه تمام شده است. حالا اين عددها هم اگر حرفي براي گفتن داشته باشند چيزي تغيير نميكند؛ كسي بشنود يا نه؛ كه هيچوقت هم نشنيده است.