حميد شاكري:چندي پيش در يكي از صفحههاي انديشه روزنامه فرهيختگان يادداشتي به قلم علي ميرسپاسي به رشته تحرير درآمد كه دربردارنده نقد علمي دكتر احسان نراقي بود. در نوشتار زير به بهانه يادداشت علي ميرسپاسي گوشهاي از فعاليتهاي علمي احسان نراقي در قالب تاسيس موسسه تحقيقات اجتماعي مورد بررسي قرار گرفته است.
در سال 1337 خورشيدي، موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، تحت نظارت دكتر غلامحسين صديقي و مديريت دكتر احسان نراقي در محل دانشسراي عالي تهران تاسيس شد. تشكيل اين موسسه، اولين گام جهت انجام تحقيق در علوم اجتماعي و مردمشناسي ايران محسوب ميشود. فعاليت موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، تنها به تحقيق محدود نميشد بلكه دورههاي آموزشي در دو سطح تكميلي (فوقديپلم) و تخصصي (فوقليسانس) نيز در برنامه آن منظور شده بود. اين موسسه در طول چندين سال فعاليت خود، به تحقيقات متعددي در زمينههاي مختلف مربوط به جامعه ايران دست زده است.
پيشنهاد تاسيس موسسه در سال 1336، نخستين بار توسط دكتر احسان نراقي با الهام از موسسه مطالعات ملي جمعيتشناسي پاريس – كه به ابتكار آلفرد سووي جامعهشناس سرشناس فرانسوي پس از جنگ جهاني دوم در فرانسه سامان يافته بود – مطرح ميگردد. اين پيشنهاد با حمايت اساتيد بلندپايه دانشگاه تهران همچون دكتر غلامحسين صديقي، دكتر يحيي مهدوي و دكتر علياكبر سياسي، كه خود در شكلگيري و رونق علوم اجتماعي اهتمام ورزيده بودند، مواجه گرديد. دكتر نراقي مهمترين انگيزه ايجاد اين موسسه را «تربيت كادري از جوانان مملكت و تجهيز آنان به مباني علمي و تئوري و آشنا كردنشان به روشهاي تحقيق» بيان ميكند.
بدينترتيب با شروع به كار موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، دكتر غلامحسين صديقي به عنوان رئيس و دكتر احسان نراقي به عنوان مدير موسسه معرفي ميگردند.
ابتدا موسسه ذيل دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران آغاز به كار مينمايد، ليكن در سال 1351 با ادغام دو موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي و موسسه تحقيقات تعاون كه پيشتر در سال 1346 تاسيس شده بود، دانشكده علوم اجتماعي و تعاون به عنوان اولين دانشكده مستقل آموزش عالي علوم اجتماعي در ايران در محل دانشسراي عالي (باغ نگارستان) رسما آغاز به كار كرد. از اين تاريخ اهداف آموزشي موسسه رسما در دانشكده پيگيري ميگردد ولي اهداف پژوهشي همچنان در موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي به كار خود ادامه ميدهد.
موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي در ابتداي تاسيس در چهار گروه جامعهشناسي (شهري - صنعتي)، جمعيتشناسي، مردمشناسي (تحقيقات عشايري) و تحقيقات روستايي فعاليت خود را آغاز مينمايد. از چهرههاي شاخص فعال در موسسه علاوه بر غلامحسين صديقي و احسان نراقي ميتوان از جلال آلاحمد، حسن حبيبي، ابوالحسن بنيصدر، حبيبالله پيمان، پرويز ورجاوند، جمشيد بهنام، عليمحمد كاردان، غلامعباس توسلي، فيروز توفيق، شاپور راسخ، احمد اشرف، باقر ساروخاني، داور شيخاوندي، نادر افشارنادري و... نام برد كه بعدها در زمره نامآوران علوم اجتماعي ايران شناخته شدند. در مورد تربيت پژوهشگران و استفاده از محققان ورزيده خارجي نيز بايد گفت كه به دليل آشنايي و حضور احسان نراقي در يونسكو و همكاري وي در زمينه مطالعه عشاير خاورميانه با يونسكو، اين نهاد كمكهاي قابل ملاحظهاي در شروع كار به موسسه و تحقيقات اوليه آن رساند، به طوري كه اغلب محققين خارجي موسسه از طرف آنها بودند.
به طوري كه در دومين سال آغاز موسسه (1338)، با همكاري يونسكو سميناري تحت عنوان تحولات اجتماعي ايران با شركت بيش از 60 نفر از پژوهشگران و كارشناسان اجتماعي و اقتصادي ايراني و خارجي از جمله پروفسور مارشال رئيس بخش علوم اجتماعي يونسكو و ژان استوتزل استاد دانشگاه پاريس تشكيل شد كه آن سمينار مورد استقبال شايان قرار گرفت و در حدود 40 مقاله از سخنرانيها و مطالعات شركتكنندگان به زبانهاي فارسي، فرانسوي و انگليسي تهيه و توزيع گرديد.
در ضمن كتابخانه موسسه نيز از هداياي بخش فرهنگي فرانسه و يونسكو بهطور مستمر بهرهمند گرديد.
علاوه بر موارد فوق، موسسه در حوزه انتشار آثار علوم اجتماعي نيز فعال بود. از جمله نخستين كتب تاليفي در اين زمينه ميتوان به «علوم اجتماعي و سير تكويني آن» اثر دكتر احسان نراقي اشاره كرد. اهميت اين كتاب در حوزه علوم اجتماعي و جامعهشناسي، علاوه بر اينكه اولين اثر تاليفي به زبان فارسي در اين حوزه است، نثر روان و ساده و درعين حال عميق و عالمانه بودن آن است.
دكتر تقي آزادارمكي استاد برجسته جامعهشناسي دانشگاه تهران در بيان نقد كتاب «علوم اجتماعي و سير تكويني آن» در مراسمي كه به منظور گراميداشت هشتادمين سالروز دكتر احسان نراقي در كاشان برگزار شد، ميگويد: «كتابي است كه ايشان به عنوان يك رسالت جهاني (يونسكو) آن را ميپذيرند و به صورت يك معرفت عامي در باب علوم اجتماعي توليد ميشود كه بسيار روبناي خوبي است.
تقريبا مانند كتاب «سير حكمت در اروپا»ي فروغي است كه يك مقداري كليت انديشه فلسفي را گفته است.
يك دايرهالمعارف بسيار خوبي است كه در عين حال تاريخ جامعهشناسي در آن برجسته است.» وي با اشاره به نكتههاي مثبت اين كتاب ميافزايد: «نكته جالبي كه در اين كتاب وجود دارد كه ميتوان از آن هم به عنوان يك حسن و هم به عنوان يك انتقاد نام برد اين است كه كتاب مبلغ يك مكتب جامعهشناسي خاص نيست. وقتي دانشجويي تازه وارد اين حوزه شده است تبليغ مكتب خاصي را نميتوانيد بكنيد.
كماكان كه به همان زماني كتابي نوشته شده كه از ابتدا شروع ميكند به نوشتن مانيفست ماركسيستي و جامعهشناسي را با تحليل ماركسيستي از ابتدا تا انتها مينويسد. كتاب «علوم اجتماعي و سير تكويني آن» همچنان مورد تاييد اساتيد منصف علوم اجتماعي است و اساتيد از آن دفاع كردهاند.»
سال گذشته پنجاهمين سالگرد تاسيس موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي بود. افسوس كه نه يادي از آن شد و نه تجليلي از پايهگذاران آن كه امروزه يا در ميانمان نيستند يا هر يك در گوشهاي مشغول ارتقاي علمي جامعهاند و علوم اجتماعي ايران وامدار تلاش و همت
آنان است.
توضيح روزنامه: يادداشت دكتر علي ميرسپاسي همانطور كه نويسنده محترم اين يادداشت در بالا اشاره كرده حاوي نقد علمي دكتر احسان نراقي بود، از اين رو اگر موردي احيانا از قلم افتاده بود، روزنامه خوشحال ميشد كه اين مهم از سوي شخص دكتر نراقي صورت گيرد نه افراد ديگري كه مدعي وابستگي به دكتر نراقي هستند. ديگر اينكه اين يادداشت به هيچوجه پاسخي به مقاله دكتر ميرسپاسي نيست.
روزنامه فرهيختگان تنها به دليل احترامي كه براي دكتر نراقي قائل است اقدام به درج پاسخ و درواقع مقاله مستقل آقاي شاكري درباره موسسه تحقيقات اجتماعي ميكند. روزنامه در صورتي كه اين مقاله به عنوان پاسخ به يادداشت دكتر ميرسپاسي ارائه نميشد از درج آن استقبال بيشتري ميكرد.