ترجمه: حامد مظفری: شما درست میگویید و جالب اینكه خودم تا به حال به این موضوع فكر نكرده بود. كاراكترم در این فیلم را با نام «كشیش» شناختم و در تمام مدت پیشتولید و پس از آن هنگام فیلمبرداری جزئیات نقش با همین نام به من ارائه شد.
«كشیش» یك فیلم ترسناك است اما نه یك فیلم ترسناك خالص كه از دقیقه اول ترس را به دل مخاطب انداخته و تا دقیقه آخر هم او را در تعلیق نگهدارد. «كشیش» بار اصلی داستان خود را از ماجرایی ترسناك میگیرد اما حین روایت فیلم این زمینههای اكشن و البته علمی- تخیلی است كه موجب میشود فیلم از كممایه بودن خط اصلی خود ضربه كمتری بخورد. شاید اگر كارگردان فیلم میكوشید اثرش را با وامداری بیشتری نسبت به روایت داستان ماورایی حضور وامپییر یا همان خونآشامان پیش ببرد، كیفیت اثر به مراتب بهتر از حالا بود چراكه نماهای اكشن باكیفیت اگر بدون منطق به داستانی ترسناك گره بخورند، درنهایت یك محصول درجه دوم هنگكنگی تولید میشود نه هاروری كه میخواهد در سطح اول هالیوود مطرح شود اما متاسفانه ضعف بار محتوایی فیلمنامه «كشیش» موجب شده نه فقط منتقدان، با برشمردن ضعفهای ژانری آن را در حد یك اثر متوسط یا ضعیف كاهشدرجه دهند بلكه مخاطبان هم استقبال چندانی از فیلم نكنند. دومین مشكل «كشیش» پس از فقدان منطق در هسته اصلی داستان آن، كمبود قدرت سرگرمكنندگی اثر است؛ واقعیت این است كه این فیلم برای مخاطب روز سینمای جهان اثر دندانگیری محسوب نمیشود چون هر آنچه در فیلم از آن سخن گفته میشود پیش از این در ورسیونهایی باكیفیتتر به مخاطب عرضه شده است؛ جالب آنكه در بخشی از فیلم، تهمایههایی از وسترنهایی چون «روزی روزگاری در آمریكا» را مشاهده میكنیم و این گرتهبرداری برای فیلمی كه میخواهد ادعا كند اثری نو است، به شدت مضحك است. تناقضهای سینمایی موجود در اثر در كنار پیچیدگیهای فهم دقیق شخصیتها و ورای اینها تكراری بودن بیشازحد ایده اصلی داستان كه درگیریهای انسان و خونآشام را به نمایش میگذارد «كشیش» را به اثری درجه دوم تبدیل كرده؛ اثری كه قرار است ترسناك باشد اما نهفقط تماشای عكسهای فیلم كه حتی تماشای چندباره خود فیلم هم مخاطب را نمیترساند.
شما درست میگویید و جالب اینكه خودم تا به حال به این موضوع فكر نكرده بود. كاراكترم در این فیلم را با نام «كشیش» شناختم و در تمام مدت پیشتولید و پس از آن هنگام فیلمبرداری جزئیات نقش با همین نام به من ارائه شد.
شخصیت شما در «كشیش» نام خاصی ندارد و در تمام طول فیلم به نام «كشیش» او را میشناسیم. اگر امكان دارد درباره ویژگیهای این شخصیت كه باعث شده نامی خاص برای وی درنظرگرفته نشود، سخن بگویید؟
شما درست میگویید و جالب اینكه خودم تا به حال به این موضوع فكر نكرده بود. كاراكترم در این فیلم را با نام «كشیش» شناختم و در تمام مدت پیشتولید و پس از آن هنگام فیلمبرداری جزئیات نقش با همین نام به من ارائه شد. البته درباره این موضوع «اسكات استوارت» كارگردان فیلم بیشتر میتواند صحبت كند ولی به گمانم این منبع اقتباس یعنی رمان «كشیش» بوده كه عامل اصلی چنین نامگذاریای شده است. در رمانی كه توسط «هیونگ مین وو» نوشته شده، كاراكتر اصلی «كشیش» نام دارد و برای وامداری بیشتر به رمان بد نبود كه همین نام به فیلم هم راه پیدا كند. كرهای بودن نویسنده رمان و زندگی در فرهنگ آسیای شرقی در نامگذاری شخصیتهای داستان نقش مهمی داشته و كاراكتر اصلی رمان هم از این قضیه منفصل نیست. به لحاظ مفهومی هم رمان درباره پلی است كه مابین دو دنیای حقیقی و ماورایی ایجاد میشود و شاید نویسنده خواسته با خواندن شخصیت اصلی خود به نام «كشیش» اعتقادات خود درباره ارتباط میان این دو دنیا را به مخاطب القا كند.
اینكه در طول فیلم كاراكتر اول را عازم جنگ با هیولاهای ماورایی میبینیم هم برآمده از این است كه نویسنده خواسته قطب مثبت ماجراهایش را یك زاهد بداند؟
تقریبا همینطور است. كاراكتر اول داستان اگرچه به بسیاری از قواعد كلیسا پشت پا میزند و شخصا برای یافتن برادرزادهاش عازم سفری دور و دراز میشود ولی در هر صورت یك خاستگاه عرفانی دارد و اصلا دانشآموخته چنین مكتبی است. او همهچیز را پشتسر گذاشته و به جنگ با موجودات هیولایش میرود، تنها به این دلیل كه برادرزادهاش توسط این موجودات دزدیده شده اما آنچه حین این مسافرت دور و دراز به كارش میآید همان تجربیاتی است كه از كلیسا به دست آورده است.
كشیش این فیلم شبیه به شخصیتهای داستانهای اساطیری است كه اگرچه مطرود گروهی خاص واقع میشوند اما واقعیت این است كه آنها به دلایل گوناگون شایستهتر از گروهی هستند كه آنها را طرد كرده!؟
كشیشی كه من نقشش را ایفا كردم به ظاهر انسان نادرستی است، چرا؟ چون قوانین كلیسا را زیر پا گذاشته و شخصا به فكر انتقامجویی افتاده. آنها كه انتقامجویی وی را عملی ناشایست میدانند ادعا دارند كه وی با این كینخواهی رقمزننده جنگی دیگر است ولی كشیش معتقد است اگر برای ایستادن در برابر هیولاها تصمیم جدی نگیرد ممكن است گردنكشی آنها توسعه یابد. آنچه مابین كاراكتر اول این فیلم و شخصیتهای اساطیری مشترك است، همین خاستگاه عدالتجویانه است.
با توجه به اینكه شخصیتتان در این فیلم تواناییهای فیزیكی فوقالعادهای هم دارد آیا برای ایفای نقش در قالب این شخصیت تمرینات فیزیكی خاصی را انجام دادید؟
هر كدام از شخصیتهای اصلی فیلم توانایی ویژهای دارند؛ بهعنوان مثال شخصیت كشیش باید در كار با چاقو مهارت داشته باشد و دیگر كشیشهای كنار او نیز هركدام توانایی خاصی دارند اما همه این كشیشها در یك نقطه مشتركند و آن هم اینكه هیچ یك از آنها نمیتوانند از اسلحه گرم استفاده كنند. یكی دیگر از ویژگیهای كشیشها حركت سریع آنهاست كه اسكات استوارت تلاش زیادی داشت تا برای واقعگرایی این مساله به بازیگران توضیحات كاملی ارائه كند.
چطور شد كه پس از همكاری با «اسكات استوارت» در «لژیون» دوباره به این فكر افتادید كه در فیلمی دیگر به كارگردانی استوارت حاضر شوید؟
استوارت اولین كارگردان فیلم اولی بود كه با او كار كردم و متوجه شدم وی هیچ یك از ایرادات كارگردانان جوان را ندارد. بهعنوان مثال فیلمسازان كمتجربه غالبا كنترل بازیگران را از دست داده و بهخصوص اگر با بازیگران مشهورتر كار كنند، توانایی این را ندارند كه آنچه مدنظر دارند از بازیگران بخواهند اما استوارت جزو معدود كسانی است كه این كار را بلد است یعنی خیلی خوب میتواند بازیگرش را هدایت كرده و بازی دلخواه را از او بگیرد. به جز این شخصا علاقه دارم با كارگردانان جوانتر كار كنم تا در حد خود بتوانم به بالا رفتن كیفیت كار آنها و درنهایت تبدیل شدن این جوانان به فیلمسازان تراز اول كمك كنم.
آیا كار با كارگردانان جوان دردسرهایی كه برآمده از كمتجربگی است را ندارد؟
اغلب جوانها به لحاظ احساسی سعی زیادی میكنند كه آنچه در ذهن دارند را وارد فضای فیلمشان كنند و همین احساساتگرایی در صورت استفاده درست میتواند عاملی شود برای خلق آثار باكیفیت. البته در این بین اشتباهات خاصی هم از این گروه سر میزند كه برآمده از بیتجربگی یا كمتجربگی است اما برای من، اینكه كارگردان پرانرژی سرصحنه حاضر شده و تا جایی كه میتواند در برابر اتفاقات رخداده در پشت صحنه انعطاف به خرج دهد، اهمیت زیادی دارد و خوشبختانه اسكات استوارت هم از این عامل بهره برده بود.
«كشیش» سومین فیلم حرفهای استوارت در قامت كارگردان است و باید بسیاری از ایرادات دو فیلم قبلی او را نداشته باشد. آیا بهعنوان بازیگر این كار را از آثار قبلی او بهتر دیدید؟
اسكات استوارت پیش از حضور در عرصه كارگردانی در زمینه جلوههای ویژه فعال بود و به جرات میتوان گفت یكی از توانمندترین تكنیسینهای این حیطه بود. او پیش از شروع ساخت فیلم سابقهای ۱۰ ساله در عرصه جلوههای ویژه داشت و همین حضور در پشتصحنه تولید فیلم به او كمك كرده بود كه به خوبی لنز را شناخته و تنظیم دوربینهای فیلمبرداری را با نظارت مستقیم خودش انجام دهد.
استوارت به لحاظ شناخت تصویر كارگردان واقعا كاربلدی است و در اغلب موارد میزانسنی كه بار اول انتخاب میكند، بهترین میزانسنی است كه میتواند از یك نما وجود داشته باشد. اسكات در استفاده درست از امكاناتی كه در اختیارش گذاشته شده هم تبحر دارد و این ویژگی بسیار خوبی برای كارگردانی است كه در سینمای حرفهای كار میكند. «كشیش» اثر نسبتا خوبی است ولی استوارت برای تبدیل شدن به كارگردانی تراز اول هنوز جا دارد.
به لحاظ حجم صحنههای اكشن موجود در فیلم به نظر میرسد «كشیش» در جایگاهی بالاتر از «لژیون» قرار داشته باشد. آیا اینطور نیست؟
مطمئنا نماهای اكشن «كشیش» به مراتب بیشتر از «لژیون» است. فارغ از اینكه برای تولید «لژیون» بیش از ۲۶ میلیون دلار هزینه نشد ولی برای «كشیش» ۶۰ میلیون دلار. فضای كلی دو كار هم با یكدیگر تفاوت دارد چراكه «كشیش» یك اكشن- هارور جادهای است و به غیر از نماهای حركت ترنها، حركت وسایل نقلیهای مانند موتورسیكلتها را هم در آن داریم، ضمن اینكه تعداد بسیار زیادی هنرور هم برای حضور در این كار به خدمت گرفته شده بودند و همه اینها در كنار هم ابهت نماهای اكشن فیلم را بیشتر میكرد.
بعد از آنكه مدتها در نقشهای مكمل حضور مییافتید طی سالهای اخیر اغلب در كارهایی ظاهر شدهاید كه نقشهای اصلی فیلم را برعهده شما گذاشتهاند. در این مسیر حضور در «كشیش» چه جایگاهی دارد؟
من بعد از بازی در «لژیون» به سراغ ساخت یكی از پروژههای شخصیام رفته و كارگردانی فیلمی به نام «خلق كردن» را انجام دادم؛ فیلمی كه درباره «چارلز داروین» بود و من این كار را انجام دادم تا به خودم ثابت كنم قادرم یك فیلم خوب بسازم. پس از آن فكر كردم بد نیست ایفای نقش در اكشنی كه مایههای ماورایی دارد را نیز تجربه كنم آن هم اكشنی كه مایههای رعبآور هم داشته و به همین دلیل جزو علایق دوران كودكیام به شمار میرود. صرفا به همین دلیل بود كه در «كشیش» حضور یافتم.
منبع: movies. about. com