تازه‌ها :
قبلی بعدی
صفحه نخست arrow فرهنگ arrow ریتم بی پایان
نگاهی به زندگی بهجت صدر
ریتم بی پایان
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
24 مرداد 1388 - 11:46
ریتم بی پایان

فرهیختگان: بهجت صدر نقاش نوگراي ايران در سال 1303 در اراك به دنيا آمد. پدرش محمد صدر را خيلي زود از دست داد بنابراين مادرش قمر اميني نقش عمده‌اي در سرنوشت آينده دخترش ايفا كرد.


 بهجت بعد از گذراندن دوره دبيرستان، وارد دانشسراي مقدماتي و بعد از آن دانشكده هنرهاي زيباي تهران شد. در سال 1333 پايان‌نامه هنري خود را با رتبه نخست در رشته نقاشي دريافت كرد و بورس تحصيلي پاريس نصيبش شد اما به‌دليل جايگزيني فرد ديگري به جاي او به ناچار به ايتاليا رفت و بعد از پايان تحصيلاتش و برگزاري چند نمايشگاه در ايتاليا به ايران بازگشت و به‌عنوان دانشيار تدريس در دانشگاه را آغاز كرد. ازدواجش با ابوالحسن صدر دوام زيادي نداشت و سال‌ها بعد با مرتضي حنانه، موسيقيدان برجسته، ازدواج كرد كه حاصل آن دختري به نام كاكوتي است. او نخستين زن ايراني است كه نقاشي آبستره، كولاژ و تكنيك پرده كركره را در نقاشي به كار برد. بهجت صدر در سال ۱۳۴۱ در سومين دوسالانه تهران، جايزه نخست را دريافت مي‌كند و تنها زني است كه قبل از انقلاب آثارش به دوسالانه ونيز (دوسالانه سي و يكم) فرستاده مي‌شود. ‌صدر، كار كولاژ را با يك اثر طنز آغاز كرد. در سال 1342 به مناسبت انتخاب مادر نمونه سال، عكس مادر و فرزندي را در متن نقاشي قرار داد و روي آن نوشت «آن كس كه برنده جايزه‌ها بوده حالا ننه است.» در سال 1345، خانم سيحون امكاناتي در اختيار او گذاشت و او با مقداري آينه مقعر و آويختن پرده كركره كه به وسيله موتوري باز و بسته مي‌شد كولاژي درست كرد كه اگرچه كاري خلاقانه به‌شمار مي‌رفت اما انتقادهاي فراواني را دربرداشت. با این حال همين كار چند سال بعد در پاريس به عنوان يك كار نو ارائه شد. در سال 1346 براي ارائه طرحي درباره مبارزه با بي‌سوادي از او دعوت شد كه خود درباره اين كار مي‌گويد: «بعدازظهري بود كه براي استراحت پرده كركره سياه اتاق را كشيدم. اين تغيير نور يكباره مرا به اين فكر انداخت كه با استفاده از پرده كركره و نقاشي كاري ارائه دهم. روي بوم تعدادي خورشيد كشيدم و بعد كركره سياهي روي آن آويزان كردم كه با باز شدن اين كركره‌ها خورشيد نمايان مي‌شد. يعني نور علم و تاريكي جهل. اين تابلو برنده جايزه يونسكو شد.» بهجت صدر در سال‌هاي اول انقلاب، براي ديدار دخترش به فرانسه رفت. اما با شروع جنگ و پس از آن با آگاهي از بيماري سرطان سينه و معالجه و دوره‌هاي شيمي‌درماني اقامتش در فرانسه طولاني شد. ولي در تمام اين مدت كولاژ‌هاي نقاشي و عكسش را ادامه داد. بهجت صدر در آثار اخيرش رنگ‌هاي سرد و مات را با بازي سايه‌روشن‌ها با مواد گوناگوني همچون چوب، فلز، رنگ روغن و اكریليك و... به كار برده است. او در طول فعاليت هنري خود، نمايشگاه‌هاي متعددي در داخل و خارج به‌صورت انفرادي و جمعي برگزار و جوايزي دريافت كرده است. آثار او در موزه‌هايي همچون موزه مينياپوليس آمريكا، موزه هنرهاي معاصر ايران، وزارت فرهنگ فرانسه، موزه هنرهاي پاريس، موزه چكسلواكي، موزه رم و... نگهداري مي‌شود. اين نقاش نوگراي ايراني در غروب روز دوشنبه 19 مردادماه (دهم آگوست) در جزيره كرست در جنوب فرانسه درگذشت.


زنی آزاد اندیش حاصل انقلاب مشروطه
بهرام دبيري: من دلم مي‌خواهد بيشتر از آنكه درباره نقاشي‌هاي بهجت صدر حرف بزنم در مورد شخصيت تاثيرگذار ايشان صحبت كنم. اما از آنجا كه من بهجت صدر را جزو اولين نسل نقاشان مدرن ايران مي‌دانم كه بعد از دوره‌اي آموزش در ايران به اروپا سفر كردند و تحت تاثير جريان‌هاي مدرن و آوانگاردي كه در آن روزها در اروپا و به‌خصوص در پاريس مطرح بود قرار گرفتند و اين تاثير را به نقاشي ايران منتقل كردند؛ از اين جهت گفت‌وگو درباره كار ايشان اهميت دارد. در اين باره مي‌توانيم نقاشي فرانسوي مثل «سولاژ» را به ياد بياوريم كه بهجت صدر به نحوي به كارهاي او علاقه‌مند و تحت تاثيرش بود. هر چند اين تاثيرپذيري در ادامه شباهت‌هايي را در كارهاي بهجت صدر به‌وجود آورد كه ممكن است ما را به ياد آجرچيني‌هاي بناهاي كهن ايران بيندازد و نوعي طعم ايراني هم در آن كارها احساس مي‌شد. اگرچه ايشان مشخصا آن زبان را از آنچه كه در گالري‌ها و نقاشي‌هاي آن روز اروپا مطرح بود استخراج كرده بود. من در سال 49–48 وارد دانشكده هنرهاي زيبا شدم و با بهجت صدر كه به‌عنوان استاد در آنجا بود آشنا شدم؛ زماني كه دكتر ميرفندرسكي رئيس دانشگاه بود و دوره بسيار مهم و تاثيرگذاري در تاريخ هنر معاصر ايران است - و همين جا يادآوري مي‌كنم در يك ماه گذشته كه دكتر ميرفندرسكي هم از اين جهان رفت متاسفانه در آشوب‌هاي سياسي فرصتي براي جامعه و هنرمندان ما پيش نيامد كه بزرگداشت درخور و لايقي براي او برگزار كنند- بهجت صدر بعد از آن هم به‌عنوان رئيس گروه نقاشي كار مي‌كرد، علي‌رغم اينكه يادم نمي‌آيد كلاس‌هاي زيادي را با ايشان گذرانده باشم اما حضور او را در آن سال‌ها به وضوح به ياد مي‌آورم؛ لباس پوشيدنش، حرف زدنش، آگاهي و خردش و مجموعه شعوري را كه در عالم نقاشي مدرن مي‌توانست به دانشجوها منتقل كند. به نظر من، بهجت صدر از آن دست نقاشاني است كه بايد به اهميت بودن‌شان و آنچه كه كردند و ديدگاهي كه مطرح كردند و پنجره‌هاي تازه‌اي كه به روي نقاشي گشودند، بيشتر اهميت داده شود تا الزاما آثاري كه آفريده‌اند. بهجت صدر اولين نسل اين نقاشان است و ما بايد آن سال‌ها را به ياد بياوريم و وضع جامعه ايران را در آن زمان و اينكه يك دختر جوان ايراني به‌عنوان هنرمند به اروپا مي‌رود و اين تاثيرات و پيغام‌ها را از يك دنياي نو براي نقاشي ايران مي‌آورد. بهجت صدر هم‌مدرسه‌اي فروغ فرخزاد بود، اين تركيب باز هم بايد ما را به آن دوران ببرد و اينكه اين دختران جوان در آن روزگار ايران چگونه فكر مي‌كردند و چه ايده‌آل‌ها و آرمان‌ها و آرزوهايي براي زن ايراني داشتند. شايد حتي توجه كردن به اين مفهوم، از نظر تاريخي خوب باشد كه اينها زن‌هاي ايراني متجددي بودند حاصل درخواست‌هاي انقلاب مشروطيت كه زن را از پستوهاي تاريك ناداني و خاموشي در آوردند؛ مثل كاري كه فروغ با شعر خود انجام داد كه در حضور زن ايراني و نگاهش به جهان موثر بود. مفهومي از آزادي زن در اين گروه از زنان پيشتاز ايراني وجود داشت كه به نظر من در منطقه‌اي كه ما زندگي مي‌كنيم، بي‌همتا هستند. بهجت در اين اواخر شروع به تركيب كلاژهايي با عكس و نقاشي كرده بود كه كارهاي بسيار شيرين و دوست‌داشتني و خلاقي بود. از نظر شخصيت زني آرام، مهربان، بسيار خوش‌پوش و خوش‌سليقه، بسيار باسواد و بسيار كناره‌گير و متواضع بود. هرگز در جنجالي شركت نكرد و هيچ‌وقت دلش نخواست در دسته‌بندي باشد و همين‌طور هم كه در خبرها خوانديم در آب دريايي در گوشه‌اي از جهان كار را به پايان رساند. به هر حال به نظر من هيچ كلكسيون نقاشي معاصر ايران بدون وجود يكي از كارهاي بهجت صدر كامل نخواهد بود و همچنان معتقدم نسل جوان نقاش امروز ايران بايد اين پيشتازان را به ياد بياورد و بداند چه كساني در روزگاراني كه حتي تصور اين انديشه‌ها غيرممكن بود راه را باز كردند. از نسل جوان نقاش ايران انتظار دارم به اين چهره‌هاي تاريخي اداي احترام كنند؛ هرچند همه زمينه‌ها براي قطع اين ارتباطات مهيا است. چه بسا از نسل جوان نقاش ايراني، در مورد بهجت صدر بپرسيم و به ندرت كسي را پيدا كنيم كه حتي كاري از او ديده باشد. اين قطع ارتباط‌ها، تراژدي بزرگ جامعه ما است و اغلب تلاش‌هاي نسل گذشته؛ چه درست و چه غلط در نوعي بي‌خبري كمرنگ مي‌شود؛ اين تراژدي هنرمنداني مثل بهجت صدر است.

اولین زن نقاش در اولین بی‌ینال تهران

جلال شباهنگي: من در زمان خانم بهجت صدر (سال 47) به استخدام دانشگاه تهران درآمدم. در آن زمان ايشان مديرگروه بودند. يكي از مسائل مهمي كه مي‌خواهم به آن اشاره كنم شخصيت بسيار فوق‌العاده ايشان از نظر علمي و آموزشي است.
در سال‌هاي 38–37 كه اولين بي‌ينال‌ها در كاخ ابيض برگزار شد، تنها خانم شركت‌كننده ايشان بودند، در كنار آقاي [جواد] حميدي، محمود جوادي‌پور، آقاي تناولي، آقاي كاظمي و يك‌سري آرتيست‌هاي ديگر كه من دقيقا به‌خاطر ندارم. در آن تاريخ -سال‌هاي 37 و 38– حضور يك خانم كه كار آرتيستيك مي‌كند، نقاش است و آموزش مي‌دهد بسيار داراي ارزش بود. من فكر مي‌كنم خانم صدر در كنار خصوصيات ارزشمند ديگر در مديريت نيز - چند سال مدير دانشكده هنرهاي زيبا بود- فوق‌العاده موفق عمل كردند و در نظم و انضباط دادن و رسيدن به امور دانشجويان و به‌خصوص مهيا كردن وسايل و امكانات براي دانشجويان علاقه بسيار زيادي نشان مي‌دادند و چون خودشان نقاش بودند خيلي بهتر مي‌توانستند مشكل بچه‌ها را درك كنند. از طرف ديگر ايشان به‌خاطر سابقه كار در اروپا (فرانسه) ديدگاه‌هاي بسيار مثبت آرتيستيك داشتند كه به دانشجويان منتقل مي‌كردند. در عين حال جهان‌بيني فوق‌العاده آرتيستيك و معلومات تئوريك بي‌نظيري داشتند و در كلاس هم بحث‌هايي را در زمينه كارهاي بچه‌ها مطرح مي‌كردند كه فوق‌العاده بود. من از نظر كلي مديون تمام حسن اخلاق ايشان هستم و زماني كه براي استخدام و تدريس در دانشگاه تهران رفتم ايشان فوق‌العاده رعايت حال مي‌كرد. مي‌خواهم به تفكر ايشان اشاره كنم؛ كسي نبود كه جلوي پاي كسي سنگ بگذارد و حسادتي به فرد تازه‌وارد داشته باشد. در كارهاي آرتيستيك هم همينطور بود. زماني كه فرانسه بودند و گاهي به ايران برمي‌گشتند، حال و هواي آرتيستيك‌شان را هيچ‌وقت از دست ندادند و با اينكه مريض‌حال بودند هيچ‌وقت حس بيماري نداشتند. ايشان اولين زني بود كه تكنيك نقاشي پرده- كركره‌اي را انجام داد كه من فكر مي‌كنم اگر به آن سال‌هاي دور برگرديم، مي‌بينيم كه بداعت كارش در آن زمان جايگاه ويژه‌اي داشت. ايشان با قلم‌هاي بسيار پهن و گاهي اوقات با شانه‌هاي چوبي يا پلاستيكي دندانه‌دار كه آغشته به رنگ مي‌كرد، روي بوم حركت‌هاي موجي‌شكلي به‌وجود مي‌آورد كه در ضمن بافت‌هاي زيبايي را در رده شيارها باقي مي‌گذاشت و بعد مجددا روي آنها كار و توناليته و تيره و روشن اضافه مي‌كرد. كارهايش بيشتر در زمينه مشكي و آبي‌هاي تيره بود و آنچه به‌خاطر دارم بهترين دوره تاريخي ايشان همان دوره نقاشي‌هاي پرده- كركره‌اي بود كه با آن ابزار قلم‌هاي درشت و چنگك‌هاي درشت كار مي‌كرد. در تدريس ايشان در وهله اول دوره‌ها را براي دانشجويان باز مي‌كرد و در ارتباط با سبك‌هاي خاص نقاشان بزرگ با بچه‌ها صحبت مي‌كرد. در اين زمينه اطلاعات بسيار گسترده‌اي داشتند، چون به منابع روز - كه اغلب به زبان فرانسه بود- دسترسي و احاطه بسيار گسترده‌اي در مباحث تئوريك داشتند و نقد و قضاوت ايشان بر كارهاي بچه‌ها فوق‌العاده بود كه در نهايت صداقت و بدون رودربايستي اشكالات را بيان مي‌كردند و نقاط مثبت را آگرانديسمان مي‌كردند و موجب تشويق دانشجو مي‌شدند. ايشان در كلاس در وهله اول زمينه تئوريك كار را در سبك‌هاي گوناگون توضيح مي‌دادند و بعد دانشجوها را به حال خودشان مي‌گذاشتند تا كار كنند. هيچ‌وقت سبك خودش را به بچه‌ها منتقل نكرد و اصلا به اين مساله معتقد نبود بلكه اعتقاد داشت استاد فقط بايد دانشجو را در زمينه‌اي كه خودش دوست دارد هدايت كند در حالي كه ما هنوز هم استاداني داريم كه شيوه‌هاي خودشان را به بچه‌ها مي‌دهند. من هميشه ايشان را سپاس مي‌كنم و فكر مي‌كنم همه ما از نظر كلي به ايشان مديون هستيم، به‌خصوص كه ايشان در دوره‌اي شروع به كار كردند كه دوره بسيار سختي بود. بهجت صدر در دوره‌هاي اخير شيوه‌هايش را به كلاژهاي خاصي برگردانده بود. آخرين كارهايش را در فرانسه انجام داد كه عكس بود با قلم‌گيري‌هاي دورش به صورتي كه انگار كار را از پشت پنجره‌اي مي‌ديديد.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >