سخنان پرشور آقای فلسفی
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2 بدعالی 
۲۴ مهر ۱۳۸۹ - ۱۹:۰۱ تعداد بازدیدها: ۳۷۲۵
سخنان پرشور آقای فلسفی

من بیشتر وقت‌ها به مسجد حاج‌سیدعزیزالله می‌رفتم و پای منبر آقای فلسفی می‌نشستم. قدرت كلام این خطیب مشهور به حدی بود كه می‌توانست بر ذهن شنونده تاثیر بگذارد. شخصیت عجیبی داشت. در كلامش، محبت و احساس موج می‌زد. من همیشه به چهره ملایم و مهتابی‌رنگ او خیره می‌شدم و سعی می‌كردم هرچه بیشتر حرف‌هایش را درك كنم. آقای فلسفی گاهی در میان سخنانش سكوت می‌كرد و نگاهش را به مردم می‌دوخت، تا ببیند سخنانش بر شنونده چقدر تاثیر گذاشته است؛ آهنگ صدایش دل شنوندگان را سرشار از نور و امید می‌كرد. گاهی هم اگر كسی از او سوالی می‌كرد، ابتدا سراپا گوش می‌شد، سپس با متانت خاصی به سوال پاسخ می‌داد.

صدای آقای فلسفی آنقدر گیرا بود كه در محراب كاشی‌های فیروزه‌ای‌رنگ مسجد حاج‌سیدعزیزالله طنین می‌انداخت. از زمانی كه پای منبر او می‌رفتم در عرض یك سال، یك دوره كامل راجع به مسائل جوانان از نظر عقل و احساس سخنرانی داشت. بعد هم كتاب این سخنرانی‌ها چاپ و منتشر شد. او زمانی نیز درباره فرضیه داروین و تكامل انسان صحبت می‌كرد، كه خیلی بحث جذابی بود، سخنان پرشور آقای فلسفی به مردم قوت قلب می‌داد و در بسیج توده‌های مردم سهم بسیاری داشت. هنوز هم عین بعضی از جملاتی را كه بیان كرده، در خاطرم مانده است.
یكی دیگر از سخنران‌هایی كه من در دوران متوسطه خیلی به او علاقه‌مند بودم، آقای وحیدی‌خراسانی بود كه امروز مرجع تقلید است.
آقای وحیدی‌خراسانی در همان مسجد حاج‌سیدعزیزالله سخنرانی می‌كرد.
گاهی‌وقت‌ها در خیابان ری، خانه‌ای بود مناسب سخنرانی كه ساعت چهار و نیم یا پنج صبح از خواب بیدار می‌شدم و می‌رفتم پای سخنرانی او. آنجا صبحانه هم می‌دادند. نفوذ كلام آقای وحیدی‌خراسانی هر مخاطبی را میخكوب می‌كرد، چون سطح اندیشه‌اش گسترده بود و بر قرآن و احكام اسلامی تسلط بسیاری داشت. او با حرف‌هایش نسل جوان را به سمت خود جذب می‌كرد.
یكی دیگر از كسانی كه می‌توان گفت بر روی نسل جوان تاثیر بسزایی داشت، مرحوم راشد بود كه سخنانش شب‌های جمعه از رادیو پخش می‌شد. من همیشه سعی می‌كردم به صحبت‌های او گوش دهم؛ صحبت‌های مرحوم راشد بیشتر جنبه اخلاقی داشت و برای همه مفید بود.
من حتی به مساجدی كه نزدیكی‌های هنرستان بود سر می‌زدم و در آنجا نماز می‌خواندم. مسجد مجد نزدیك هنرستان تهران بود. بیشتر وقت‌ها می‌رفتم و نماز ظهر و عصر را آنجا می‌خواندم. سخنران مسجد مجد، واعظی به نام حاج‌اشرف بود. او اهل كاشان بود و با ته‌لهجه كاشانی‌اش صحبت می‌كرد. هرچند خیلی بازاری و هیاتی سخنرانی می‌كرد، اما به هر حال سخنانش گیرا بود و به شكلی سخن می‌گفت كه شنونده احساس خستگی نمی‌كرد.
 

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow آرﺷﯿﻮ بخشهای خبری arrow آرشیو یادداشت ها