بهزاد عشقی:در روزگاری نهچندان دور اصفهان نصف جهان نامیده میشد و در سطح جهان از تهران پایتخت ایران نامورتر بود. برای همین لوكیشن مناسبی برای فیلمهای صادراتی محسوب میشد.
در سال ۱۳۴۵ محمد زریندست در موسسه مولنروژ فیلمی حادثهای و ماموری میسازد به نام «هاشمخان» و تهیهكنندگان فیلم هزینه گزافی صرف این فیلم میكنند كه در مقیاس سینمای آن روزگار بیبدیل بود. قرار شد كه كمپانی پارامونت این فیلم را در سطح جهانی توزیع كند و به همین دلیل نام فیلم را از هاشمخان به«عشق و خون در اصفهان» تغییر دادند تا از جاذبه گردشگری اصفهان برای جذب مشتریان برونمرزی استفاده كنند.
نام بازیگران ایرانی فیلم را نیز از بهروز وثوقی به برت میلر، فروزان به سوزان رایت و كتایون به كتی تیلور بدل كردند تا فیلم را بهعنوان اثری آمریكایی كه در اصفهان فیلمبرداری شده است، جا بزنند. اما این ترفند در عمل ثمر نمیدهد و نمایش محدود فیلم در پارهای از كشورهای اروپایی، حاصلی جز شكست به بار نمیآورد.
درواقع لوكیشن به مثابه یك عامل بصری بهتنهایی كارساز نیست و میباید بین مكان رویداد و رویدادهای فیلم تناسبی دراماتیك به وجود بیاید. در فیلم هاشمخان از معماری سنتی اصفهان صرفا بهعنوان پسزمینهای تجملی برای صحنههای مكرر زد و خورد و تعقیب و گریز استفاده میشود. درواقع بین كنش دراماتیك و مكان رویداد كوچكترین ارتباطی وجود ندارد و چنین صحنههایی در هر نقطه دیگر از جهان نیز میتوانست اتفاق بیفتد.
اما با این همه لوكیشن اصفهان و اصولا معماری سنتی ایران، بهخصوص پس از نوزایی سینمای ایران در واپسین سالهای دهه ۱۳۴۰، بهعنوان یك لوكیشن صادراتی و عاملی كه به اصالت ایرانی فیلمها كمك كند، بارها مورد استفاده قرار گرفت.
اكنون پس از سالها این تجربه ناكام درمورد مجموعه «در مسیر زایندهرود» ساخته حسن فتحی بار دیگر تكرار میشود. اما قبل از آنكه كار جدید این فیلمساز را از این زاویه مورد چون و چرا قرار بدهم، در اینجا باید بگویم كه حسن فتحی در حال حاضر مهمترین ستاره سیما به حساب میآید. فتحی مجموعههای جذابی در كارنامه خود دارد و در مسیر زاینده رود نیز، با وجود پارهای از كاستیها، موفقترین مجموعه مناسبتی امسال در شبهای ماه رمضان بود. اما نگاه توریستی فیلمساز تا حدودی آزاردهنده است و به انسجام و اعتبار مجموعه آسیب رسانده است. مثلا فیلمساز مدام شخصیتهای فیلم را در مناطق مختلف اصفهان میچرخاند تا جاذبههای توریستی این شهر را به تصویر بكشد.
مجموعه براساس یك قتل ناخواسته شكل میگیرد و در یكی از صحنهها حسین محجوب در نقش پدر مقتول، با فرخ نعمتی در نقش پدر قاتل، در كرانههای كم عمق زایندهرود قدم میزنند و درباره مسائل مربوط به این جنایت صحبت میكنند.
آشكارا معلوم است كه هیچ تناسبی بین این گفتوگو و مكان رویداد وجود ندارد و از این لوكیشن صرفا بهعنوان عاملی تجملی استفاده شده است. اما جاذبه گردشگری اصفهان نیز در این صحنه نتیجه معكوس به بار میآورد؛ چراكه پدر قاتل معتاد است و پدر مقتول حال روحی متعادلی ندارد و حضور آنها در این صحنه بیشتر باعث دافعه این لوكیشن میشود. در یكی دیگر از صحنهها، نامزد قاتل، با بازی بهنوش طباطبایی، با پدرش، با بازی مسعود رایگان، در میدان امام سوار بر درشكه گشت میزنند و درباره فاجعهای كه به وجود آمده، صحبت میكنند و پدر از دخترش میخواهد كه از قاتل جدا شود. اما آیا اصفهانیها درباره مسائل مهم زندگی خود سوار بر درشكه میشوند و در میدان امام گشت میزنند و تصمیمگیری میكنند؟
بدیهی است كه بومیهای اصفهان چنین نمیكنند و آن درشكه فقط برای گردشگران كاربرد پیدا میكند. فتحی از گویش اصفهانی نیز استفاده میكند تا هوای تازهای به وجود بیاورد و مجموعههای سیما را از حصار گویش تهرانی و رویدادهای آپارتمانی و مسائل مربوط به این ابرشهر به درآورد. این مساله فینفسه مفید است. اما مشكل اینجاست كه فتحی از بازیگران تهرانی میخواهد كه به گویش اصفهانی سخن بگویند و پارهای از این بازیگران ناخواسته این گویش را به مضحكه میكشانند و به اعتبار این مجموعه آسیب میرسانند.
این مجموعه، مثل بسیاری از مجموعههای سیما در مواردی بیجهت متورم میشود. مثلا در پارهای از صحنهها بازیگران هی در خیابانها و نقاط گردشگری اصفهان قدم میزنند و هی احسان خواجهامیری آواز میخواند تا مجموعه به زمانبندی لازم برسد. اما در مقابل این نواقص باید از محاسن این مجموعه به نیكی یاد كنیم. فتحی مطابق معمول داستانش را به خوبی نقل میكند و از بازیگران توانمندی برای شكل دادن به این داستان استفاده میكند و بهخصوص حسین محجوب و مهرانه مهینترابی و دیگران نقشهای خود را به خوبی میآفرینند و مخاطب را با خود همراه میكنند.
البته فتحی در این مجموعه از خود نیز جا مانده است و به نسبت مجموعههای خاطرهانگیزی چون شبدهم و مدار صفر درجه چند گام به عقب رفته است. اما با این همه او در حال حاضر بهترین مجموعهساز سیما به حساب میآید و باید وجودش را قدر بدانیم و گرامی بداریم.