الیاس نادران نماینده مردم تهران در یادداشتی به سوالات مطرحشده درخصوص سخنان خود درباره شورایعالی ایرانیان پاسخ گفت. به گزارش فارس، الیاس نادران نماینده مردم تهران در یادداشتی به سوالات مطرح شده درخصوص سخنان خود درباره شورایعالی ایرانیان پاسخ گفت.
نادران نوشته است: «در پی سوال اینجانب از وزیر محترم امور خارجه درخصوص جایگاه قانونی شورایعالی ایرانیان و مداخلات آن در وظایف ذاتی وزارت امور خارجه اظهارنظرهایی صورت گرفته كه در چهار دسته كلی قابل طبقهبندی است:
۱- آنچه من گفتم در چارچوب سوال نبود.
۲- اظهارات در جهت خلاف وحدت بود.
۳- مسائل فرعی و دست دوم مطرح شده است.
۴- نباید مسائل غیراخلاقی بیان میشد.
ضمن تشكر از همه عزیزانی كه به مساله حساسیت نشان دادند و از طریق رسانهها یا حضوری اظهار محبت فرمودند، نكات زیر را تقدیم میكنم:
۱- در فرم سوال از وزیر دو قسمت وجود دارد «خلاصه سوال» و «شرح سوال». هر نماینده به اقتضای موضوع خلاصهای را طرح میكند و سپس مشروح آن و سوالات تفصیلیتر را در ذیل آن میآورد. بنده نیز ضمن طرح خبر دخالت این شورا در آزادی دو شهروند ایرانی در ایتالیا، در قسمت شرح سوال اعتراض خود را به موازیكاری در سیاست خارجی و دخالت عوامل خارج از وزارت در وظایف ذاتی آن وزارتخانه ابراز و چهار سوال مطرح كردم: ۱- جایگاه قانونی شورا ۲- ساختار این شورا ۳- منابع مالی آن ۴- دخالت آن شورا در آزادی دو شهروند ایرانی. ملاحظه میشود كه بخش اعظم سوال بنده ناظر به وجاهت قانونی شورایعالی ایرانیان خارج از كشور، گردش مالی و كاری آن، موازیكاری در سیاست خارجی و دیپلماسی خارجی كشور و ساختار اجرایی آن بود و متاسفانه آقای وزیر به بخش قابلتوجهی از این سوالات پاسخ ندادند و موضع صریحی اتخاذ نكردند و در آن بخشی كه پاسخ دادند (جایگاه قانونی شورا و نحوه دخالتهای آن) متاسفانه قانعكننده نبود. برای بنده مثل روز روشن بود كه این فرآیند (تبدیل ستاد به شورایعالی و انتقال دبیرخانه آن از وزارت امور خارجه به نهاد ریاستجمهوری) مقدمه مجموعهای از تحولات در ایجاد ساختارهای موازی در سیاست خارجی و بیخاصیت كردن دستگاه دیپلماسی خارجی كشور است. همایش ایرانیان و مسائل حاشیهای آن- كه از نظر امنیتی، سیاسی و فرهنگی به هیچوجه بیاهمیت نیستند- انتخاب نمایندگان ویژه در خاورمیانه، آسیا و... اتفاقاتی بود كه بهعنوان شاهد مثال در چارچوب همین سوال، پرداختن به آنها ضروری بود. در مراجعات برخی مسوولان محترم امور خارجه یا دولت تلاش میشد كه مرا به پس گرفتن سوال یا اعلان قانع شدن متقاعد كنند. در این گفتوگوها، عرض بنده همیشه این بود كه اگر آقای وزیر در برابر دخالتهای بیجا در حیطه كار وزارت خارجه موضع گرفتند و جوابشان قانعكننده بود، حتما اعلام خواهم كرد كه قانع شدهام؛ ولی متاسفانه نهتنها آقای وزیر از حیثیت دستگاه دیپلماسی كشور دفاع نكردند، بلكه تلاش داشتند وجود این شورا را توجیه كنند و عملیات موازیكاری را قانونی جلوه دهند و درخصوص ساختار و منابع مالی هم به سكوت برگزار كنند. حتما آنهایی كه این فرآیند را طرحی كردهاند نسبت به ایشان مقصرترند و نسبت به تصمیمات غیرقانونی باید پاسخگو باشند، ولی این مساله از تقصیر یا حداقل قصور آقای وزیر محترم امور خارجه در این مساله نمیكاهد.
۲- در بحث وحدت قبلا هم عرض شده بود كه اولا وحدت باید بر محور قانون و در چارچوب اصول و ارزشهای مشخص صورت گیرد و وحدتطلبی به هیچوجه نمیتواند مانع انجام تكالیف قانونی بشود. اینكه ما به یك طرف مساله اجازه آزادی عمل در حدی بدهیم كه به تشخیص خود هرگونه كه خواست مملكت را اداره كند و در طرف دیگر، هركس كمترین اعتراضی داشت او را متهم به برهم زدن وحدت كنیم كار پسندیدهای نیست. ابزار نظارتی نمایندگان تذكر، سوال، استیضاح و رایزنیهای رسمی و غیررسمی برای اداره بهتر كشور است. اینكه كسی حق داشته باشد میلیاردها تومان منابع مالی كشور را هزینه كند، تشكیلات موازی راه بیندازد، ارتباطات خارجی پنهان و وسیع برقرار و نشستهای خلاف سیاستهای كلی نظام برگزار كند و اظهارات خلاف مبانی نظام انجام دهد و دلسوزان نظام- از مراجع عظام تا دانشگاهیان، متدینین و حتی مردم عادی كوچه و بازار و علاقهمندان به انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای جغرافیایی كشور- را نگران سازد، آنوقت افرادی انتظار داشته باشند كه نمایندگان مردم چشمشان را روی چنین انحرافاتی ببندند و به اسم حفظ وحدت هیچ نگویند، پذیرفتنی نیست. البته بدیهی است كه در طرح مساله و بیان انتقاد و اعتراض باید موازین اخلاقی را رعایت كرد و نصایح باید از روی حسن نیت، دلسوزی و صادقانه باشد. اگر باب نقد و انتقاد بسته شود، اگر نظارت نباشد و اگر از حقوق مردم و نظام دفاع نشود، كشور آلوده به فضای چاپلوسی خواهد شد و خدایناكرده آسیبها و معضلات پنهان مانده و برای حل آنها چارهجویی نخواهد شد و این امر به فاصله حكومت از مردم منجر شده و شیطنت دستگاه تبلیغاتی و رسانهای استكبار در كاهش سرمایه اجتماعی موثرتر خواهد شد. اگر غیر از این باشد سخنرانی اخیر مقام معظم رهبری در هفته دولت كه ایشان در آن ضمن حمایت از دولت، انتقادهای اساسی ولی مشفقانه داشتند، چگونه تحلیل میشود؟ از خدا میخواهم كمك كند تا از جاده انصاف خارج نشوم و در عین عمل به تكلیف قانونی و ایفای وظایف نمایندگی و نظارت بر كاركرد درست دستگاه اجرایی كشور آنها را در اداره بهتر كشور كمك كنم و خدایناكرده حب و بغضهای دنیایی مرا آلوده به بیاخلاقیها نكند.
۳- اما درمورد اصلی و فرعی كردن مسائل نكتهای وجود دارد كه بیتوجهی به آن ما را دچار خطای تحلیل میكند. درست است كه امروز كشور درگیر فتنهها و توطئههای خارجی و داخلی است كه نباید از آنها غفلت كرد، درست است كه دشمن شماره یك این ملت همچنان استكبار جهانی و در راس آن آمریكای جنایتكار است و نسبت به نقشههای وی باید حساسیت مضاعف داشت و این هم درست است كه دولت امروز در میدان عمل و در مواجهه مستقیم با این توطئههاست و باید همهجانبه از سوی همه نهادهای حكومتی و مردمی حمایت شود و مسائل جزئی نباید باعث بیاعتنایی به این مسائل اساسی شود، اما نباید فراموش كنیم كه در قوه مجریه اساسیترین تصمیمات- بهخصوص در سیاست خارجی- توسط چه كسانی اتخاذ میشود؛ چراكه رفتار آنها، بیانات آنها، مواضع آشكار و غیرآشكار آنها مستقیما روی توانایی ما در مقابله با دشمن اصلی تاثیر میگذارد. بالاخره آنها هم از ما تحلیل دارند و بر آن اساس واكنش نشان میدهند. عدم اجابت دعوت به ایران، از سوی پیكرینگ در این روزها شاید برمبنای همین تحلیلها صورت گرفته باشد. كسی نباید تصور كند كه فرمایشات حكیمانه مقام معظم رهبری در جمع كارگزاران نظام مبنیبر اینكه: «ما اهل مذاكره هستیم اما نه با آمریكا» یك صحبت اتفاقی یا ناظر به طرح یك مساله فرعی بود. پیامی بود كه باید طرفهای داخلی و خارجی آن را به وضوح و درست و كامل میفهمیدند و انتقاد مجدد ایشان از موازیكاریها بهخصوص در سیاست خارجی در ملاقات اخیر هیاتوزیران با معظمله اهمیت این مساله و فرعی نبودن آن را نشان میدهد. البته ایشان رهبری فرزانه، مدیر و مدبر و با بصیرت و تقوای عمیقند و امثال بنده سربازهایی كه با ادبیات خود به طرح مساله میپردازند. به هر جهت كاركرد و رویكرد این جماعت پرهزینه و خطرناك است و نباید تصور كنند كه از چشم ناظران و وكلای ملت دور میماند.
۴- من از تمام عزیزانی كه مشفقانه نسبت به طرح مسائل اخلاقی انتقاد داشتند تشكر میكنم ولی اگر آقای رئیسجمهور مساله را بهطور عمومی و در تلویزیون مطرح نمیكرد، طرح آن را ضروری نمیدیدم. دو سطح تحلیل در این باره مطرح است؛ اول اینكه این دست آزادیهای مفرط اجتماعی- از مواضع آقای رئیسجمهور درخصوص طرح حجاب و عفاف تا حضور زنان و دختران در استادیومهای ورزشی و... - به احتمال زیاد به دلیل تحلیلهایی است كه بعضی افراد نزدیك به ایشان از آرایش رای مردم دارند و در جهت حداكثرسازی سبد رای، این اقدامات و مواضع اعلام میشود. دوم اینكه این افراد به دلیل ناآشنایی با مبانی دینی و احكام شرعی برداشت ناصحیحی از دین و ضوابط دینی داشته و این انحرافات در مواضع اجتماعی- فرهنگی ناشی از كاستیها در شناخت اصول و مبانی دینی و اعتقادی است. به هر صورت هر كدام از این تحلیلها درست باشد- یا هر تحلیل دیگری- مهم این است كه در جامعه اباحیگری فرهنگی و اجتماعی را گسترش میدهد و به متخلفان و متجاسران به حقوق اجتماعی جسارت تجری میبخشد.
در عین حال قبول دارم كه نباید این مسائل- كه به هیچوجه كماهمیت نیستند و فرعی تلقی نمیشوند- موجب غفلت ما از سایر جنبههای این جریان شود و بههمین دلیل تقاضای تحقیق و تفحص تقدیم هیاترئیسه محترم مجلس شده است كه امیدوارم پس از تصویب، فرصتی فراهم شود تا مسائل مختلف حول و حوش شورای عالی ایرانیان خارج از كشور و اقدامات آن- ازجمله همایش دوم ایرانیان- بهطور جامع بررسی و كالبد شكافی شوند و نتایج آن تقدیم ملت شریف ایران شود.