فرهیختگان: گرداننده یك اردوگاه غیرمجاز ترك اعتیاد كه به اتهام آدمكشی بازداشت شده است، دیروز در دادگاه كیفری استان تهران محاكمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، بامداد ۲۸ آذر ۱۳۸۸ پلیس شهرری از مرگ مرموز مرد ۴۰ سالهای به نام «سعید» در یك اردوگاه ترك اعتیاد باخبر شد و به همراه بازپرس كشیك وقت به آنجا رفت.
بررسیهای مقدماتی نشان میداد «سعید» كه اعتیاد داشت پنج روز پیش از مرگش برای ترك اعتیاد به اردوگاه غیرمجاز رفته بود. وی اما زیر كتك از پا درآمد و با افشای این موضوع، گرداننده اردوگاه مورد نظر تحت تعقیب قرار گرفت. دو ماه بعد متهم ۳۳ ساله به نام «رضا» در شمال كشور بازداشت شد و در آن بین یكی از معتادان كه شاهد درگیری «رضا» با «سعید» بود جزئیات ماجرا را بازگو كرد.
وی گفت: «سعید» خیلی بیتابی میكرد و به همین خاطر «رضا» دست و پایش را بسته بود. «سعید» اما آرام نشد و نیمهشب بود كه دوباره داد و فریاد به راه انداخت. «رضا» هم با كپسول گاز به سر «سعید» كوبید. ساعتی بعد فهمیدم حال «سعید» بد شده كه آمبولانس اورژانس به كمپ آمد اما كار از كار گذشته بود.
به دنبال بازسازی صحنه جرم و صدور كیفرخواست، پرونده به شعبه ۷۱ دادگاه كیفری استان فرستاده و سهشنبه به ریاست قاضی «نورالله عزیزمحمدی» به آن رسیدگی شد.
در ابتدای این نشست، فلاح - نماینده دادستان - كیفرخواست را خواند و از طرف شاكیان خصوصی برای «رضا» تقاضای اشدمجازات كرد.
نوبت دفاع به «رضا » كه رسید، اظهار داشت: تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخواندهام و ۱۵ سال معتاد به هروئین بودم. در آن مدت طولانی، زندگی سختی را گذراندم تا اینكه پنج سال پیش مواد مخدر را ترك كردم.از آن به بعد تصمیم گرفتم یك اردوگاه ترك اعتیاد تاسیس كنم تا سایر معتادان را هم نجات بدهم.هنوز مجوز كمپ را نگرفته بودم كه ۱۰۰ معتاد به آنجا مراجعه و ثبتنام كردند.
وی اضافه كرد: با آنكه دانش و تجربه كافی برای درمان معتادان نداشتم اما با «عشق درمانی» به نتایج خوبی رسیدم.«سعید» هم توسط برادرش به كمپ من آمد و بستری شد. برادر «سعید» از من خواست از هر روشی كه میتوانم استفاده كنم تا او درمان شود. آن شب حال «سعید» خوب نبود و مدام داد و بیداد میكرد. او حتی به یكی از معتادان دیگر حمله كرد و با سر بهصورتش زد. به همین خاطر دست و پایش را بستم و یك سیلی بهصورتش زدم. ساعت سه صبح بود كه فهمیدم حال «سعید» بد شده و....
قاضی: چرا بلافاصله بعد از مرگ «سعید» از كمپ فرار كردی؟
متهم: خیلی ترسیده بودم. دوستانم میگفتند برادر «سعید» قصد كشتن مرا دارد و به همین خاطر به شمال كشور گریختم.
در پایان این نشست، هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد تا رای صادر كند.